کد خبر: 4359480
تاریخ انتشار : ۳۱ خرداد ۱۴۰۵ - ۱۲:۵۳
یادداشت

درس‌های آزادگی عابس بن شاکری

عابس بن ابی‌شبیب شاکری با پذیرش «دیوانگی در عشق»، نشان داد که رسیدن به کمال و حقیقت مطلق، نیازمند رهایی از قیدهای عقلانی و سپردن تمام وجود به معبود است؛ جایی‌که خلوص نیت، مرز میان جنون و رستگاری را تعیین می‌کند.

حجت‌الاسلام والمسلمین روح‌الدین دریکوند، رئیس شورای هیئت‌های مذهبی لرستانماه محرم، ماهی است که زمین و آسمان برای مظلومیت حسین(ع) سیاهپوش می‌شوند. اما در میان انبوه روایت‌ها و داستان‌های حماسی عاشورا، گاهی شخصیت‌هایی هستند که با وجود رشادت‌های بی‌نظیرشان، کمتر به چشم آمده‌اند. قهرمانانی که شاید نامشان را نشنیده‌ایم، اما درس‌های بزرگ آزادگی، وفاداری، شجاعت و عشق را به ما آموخته‌اند.

امسال، در این ایام سوگواری، می‌خواهیم سفری داشته باشیم به قلب تاریخ؛ سفری ۱۰ روزه، برای شناخت ۱۰ قهرمان کمتر دیده شده‌ کربلا، که در این راستا حجت‌الاسلام والمسلمین روح‌الدین دریکوند، رئیس شورای هیئت‌های مذهبی لرستان، در دهه اول محرم و در یادداشت‌هایی که در اختیار خبرگزاری ایکنای لرستان قرار داده، هر روز ما را با یکی از این ستارگان درخشان حادثه کربلا آشنا خواهد کرد. در دومین بخش از مجموعه «۱۰ روز، ۱۰ قهرمان» با «عابس بن ابی‌شبیب شاکری» و درس‌های آزادگی او آشنا می‌شویم. متن یادداشت را در ادامه می‌خوانیم:

در میان ستارگان تابناک کربلا، گاه با چهره‌هایی روبه‌رو می‌شویم که شور عشقشان به قدری زلال و بی‌پرواست که گویی در منطق روزمره‌ ما نمی‌گنجد. «عابس بن ابی‌شبیب شاکری»، یکی از این یاران بی‌بدیل اباعبدالله الحسین(ع) است؛ مردی که به تعبیر مورخان، «دیوانه‌ طریق عشق» بود و شجاعت او در روز عاشورا، زبانزد خاص و عام شد. او نه یک فرمانده‌ لشکر، که یک «عاشق تمام‌عیار» بود که خود را در دریای مواج محبت حسین(ع) غرق کرده بود و در این راه، هیچ منطقی جز منطق عشق را برنمی‌تابید.

عابس، نماد کسی است که «عقل خود را در پای عشق الهی قربانی کرده» و این قربانی، نه نشانه ضعف، بلکه اوج قدرت روحی اوست. او از قبیله‌ بزرگ همدان بود و در میان قوم خود، به بزرگی و شرافت شناخته می‌شد. اما آنچه او را از دیگران متمایز می‌کرد، اشتیاق سوزانش برای پیوستن به قافله‌ نور بود.

عابس، پیش از واقعه‌ کربلا، به شدت مشتاق لقای پروردگار و شهادت در راه حق بود و این اشتیاق، گاه به حدی می‌رسید که او را در میان قوم خود «دیوانه» می‌خواندند! اما این «دیوانگی»، در حقیقت، همان «عقل فراطبیعی» بود که از درک انسان‌های معمولی فراتر می‌رفت.

در روز عاشورا، هنگامی‌که سپاه عمر سعد، در آستانه‌ حمله قرار گرفت، عابس، با آن هیبت عظیم و با قلبی سرشار از اشتیاق، به میدان تاخت. روایت شده است که او شمشیر خود را برهنه کرد و به سوی دشمنان رفت، در حالی‌که پیراهن خود را نیز از تن درآورد! این عمل، که در نگاه اول شاید شبیه به جنون به نظر آید، در فرهنگ عاشورا، اوج «بی‌اعتنایی به دنیا» و «آمادگی کامل برای لقای معشوق» بود. او در میدان، فریاد برمی‌آورد: «آیا کسی هست که از جام عشق الهی بنوشد و به سوی پروردگارش بشتابد؟» این ندا، نه صرفاً یک رجزخوانی، که دعوت به اوج عرفان و شهادت بود.

عابس، آنچنان با دلاوری و بی‌باکی وصف‌ناپذیری جنگید که ده‌ها نفر از سپاه دشمن را به هلاکت رساند و با وجود جراحات فراوان، همچنان استوار ایستاده بود.عابس، قهرمانی است که مرگ را نه پایان، بلکه آغاز واقعی حیات می‌دانست. او با تمام وجود، مشتاق شهادت بود و خود را برای این معامله‌ بزرگ با خدا آماده کرده بود.

عابس، سرانجام در دفاع از حریم ولایت و در اوج رشادت، توسط یاران عمر سعد به شهادت رسید. اما شهادت او، نه یک پایان تلخ، که اوج پیروزی روح بلندپروازش بود. او با «دیوانگی در عشق»، درس بزرگی به ما آموخت: اینکه گاهی، برای رسیدن به حقیقت مطلق، باید از قید عقل ظاهری رها شد و با تمام وجود، خود را به آغوش معشوق حقیقی سپرد. عابس، به ما یادآوری می‌کند که در مسیر عشق، مرز میان جنون و کمال، تنها در «خلوص نیت» و «عمق ارتباط با معبود» نهفته است.

انتهای پیام
خبرنگار:
مهناز عالی نژادیان
captcha