جعفر قنادباشی، کارشناس مسائل غرب آسیا در گفتوگو با ایکنا درباره واکنش ایران به نقض توافقات از سوی آمریکا با ادامه تجاوز رژیم صهیونیستی به لبنان و بستن تنگه هرمز در پاسخ به این نقض و تأثیر آن بر روند مذاکرات، اظهار کرد: ماهیت آمریکا و رژیم صهیونیستی بر قانونشکنی و پیمانشکنی استوار است و این مسئله در رفتار سیاسی آنها کاملاً روشن و آشکار است.
وی افزود: متأسفانه هم رژیم صهیونیستی و هم آمریکا، بهویژه در دوره بنیامین نتانیاهو و دونالد ترامپ، بارها نشان دادهاند که پایبندی به تعهدات و توافقات برای آنها جایگاهی ندارد و پیمانشکنی به یکی از ویژگیهای اصلی رفتار سیاسی آنها تبدیل شده است.
قنادباشی با اشاره به عملکرد رژیم صهیونیستی پس از توافق آتشبس در لبنان تصریح کرد: اسرائیل پس از توافق نیز به اقدامات خصمانه خود ادامه داد و شاهد بودیم که جنایات گسترده و بیسابقهای را رقم زد. این رژیم دهها روستا را تخلیه و با خاک یکسان کرد و حتی شهر نبطیه را در معرض ویرانی و سقوط قرار داد.
این کارشناس مسائل غرب آسیا ادامه داد: در چنین شرایطی چارهای جز پیگیری اجرای بندهای توافق وجود نداشت. یکی از محورهای اصلی توافق، اجرای آتشبس در لبنان و توقف اقدامات تجاوزکارانه بود و جمهوری اسلامی ایران نیز بر اجرای این تعهدات تأکید داشت.
وی بیان کرد: زمانی که طرف مقابل به تعهدات خود عمل نمیکند، طبیعی است که ایران برای پاسخ به این عهدشکنیها گزینههای مختلفی را پیشرو داشته باشد. یکی از این گزینهها اقدام نظامی و هدف قرار دادن سرزمینهای اشغالی بود و گزینه دیگر استفاده از اهرمهای راهبردی همچون بستن تنگه هرمز محسوب میشد.
قنادباشی با تأکید بر اهمیت راهبردی تنگه هرمز گفت: در شرایط کنونی، موضوع بستن تنگه هرمز میتواند تأثیرگذاری بیشتری داشته باشد؛ زیرا این اقدام قادر است اقتصاد آمریکا را با اختلال مواجه کرده و فشارهای قابل توجهی را بر واشنگتن وارد کند.
وی بیان کرد: طرح موضوع بستن تنگه هرمز در واقع پاسخی به گستاخیها و اقدامات رژیم صهیونیستی است؛ اقداماتی که به احتمال زیاد با چراغ سبز آمریکا صورت میگیرد. این موضعگیری همچنین نشان داد که جمهوری اسلامی ایران هر زمان که لازم بداند، توان بهرهگیری از این اهرم مهم و تأثیرگذار را در اختیار دارد.
قنادباشی در ادامه درباره پیام راهبردی طرح موضوع بستن تنگه هرمز و تأثیر آن بر رفتار طرف مقابل اظهار کرد: این مسئله نشان داد که تهدیدهای جمهوری اسلامی ایران کاملاً معتبر است و هرگونه نقض تعهدات از سوی طرف مقابل با پاسخ متناسب مواجه خواهد شد.
وی افزود: ایران بارها اعلام کرده است که در برابر اقدام، اقدام متقابل انجام میدهد و اگر طرف مقابل به تعهدات خود پایبند نباشد، جمهوری اسلامی نیز خود را ملزم به ادامه یکجانبه تعهدات نمیداند. رخدادهای اخیر نیز نشان داد که ایران در این زمینه کاملاً جدی است و از تواناییهای لازم برای عملیاتی کردن تهدیدهای خود برخوردار است.
این کارشناس مسائل غرب آسیا تصریح کرد: آنچه اهمیت دارد این است که ایران نگرانی و هراسی از بهکارگیری این ابزار راهبردی نشان نداد و عملاً ثابت کرد که از ظرفیت بستن تنگه هرمز بهعنوان یک اهرم مؤثر برخوردار است. در واقع جمهوری اسلامی در این مقطع توانمندی خود را در استفاده از این ظرفیت تثبیت کرد و این پیام را به طرفهای مقابل رساند که در صورت تداوم فشارها و اقدامات خصمانه، امکان بهرهگیری از این ابزار در آینده نیز وجود دارد.
وی ادامه داد: به نظر من طرف مقابل در این ماجرا متحمل دو شکست شد؛ نخست اینکه ناچار شد از برخی مواضع خود عقبنشینی کند. توقف اقدامات و پذیرش آتشبس از سوی رژیم صهیونیستی، بهویژه برای بنیامین نتانیاهو، اتفاقی سنگین و همراه با هزینه سیاسی بود و نشانهای از ناکامی در تحقق اهداف مورد نظر به شمار میرفت.
قنادباشی بیان کرد: دومین شکست طرف مقابل این بود که ایران توانمندیهای خود را به نمایش گذاشت و نشان داد که در صورت لزوم میتواند از ظرفیتهای راهبردی خود برای مقابله با فشارها استفاده کند. این پیام روشنی برای آمریکا و متحدانش بود که هرگاه بخواهند مشکلات جدیدی برای جمهوری اسلامی ایران ایجاد کنند، تهران ابزارهای مؤثر و بازدارندهای برای پاسخگویی در اختیار دارد.
قنادباشی در پاسخ به سؤالی درباره همزمانی پیگیری اقدامات متقابل ایران در برابر نقض تعهدات طرف مقابل و ادامه روند مذاکرات، اظهار کرد: این دو مسیر در تعارض با یکدیگر نیستند، بلکه در امتداد هم قرار دارند و نشان میدهند جمهوری اسلامی ایران ضمن برخورداری از قدرت بازدارندگی، همچنان دیپلماسی را بهعنوان راهکاری برای پایان دادن به بحرانها و تثبیت نتایج میدانی دنبال میکند.
وی افزود: روند مذاکرات و تحرکات دیپلماتیک از مدتها قبل آغاز شده بود و سفر تیم مذاکرهکننده به سوئیس نیز در ادامه همان مسیری است که پیش از این دنبال میشد. در واقع این اقدام، استمرار تلاشهای دیپلماتیکی است که از ماههای گذشته در دستور کار قرار داشته و مسئولان کشور نیز بر به نتیجه رساندن آن تأکید کردهاند.
این کارشناس مسائل غرب آسیا با اشاره به زمانبندی این سفر تصریح کرد: نکته مهم آن است که حضور تیم مذاکرهکننده در سوئیس پس از توقف اقدامات طرف مقابل و برقراری آتشبس صورت گرفت. باید توجه داشت که این توافق صرفاً یک بند ندارد، بلکه شامل مجموعهای از تعهدات و مفاد مختلف است و زمانی که بخشی از آن به مرحله اجرا درآمد و طرف مقابل ناچار به عقبنشینی و پذیرش آتشبس شد، زمینه برای ادامه روند دیپلماتیک فراهم شد.
وی ادامه داد: از این رو باید میان مذاکره در شرایط عهدشکنی و مذاکره پس از عقبنشینی طرف مقابل تفاوت قائل شد. سؤال اصلی این است که آیا این سفر در زمانی انجام شد که رژیم صهیونیستی همچنان به گستاخیها، نقض تعهدات و پیمانشکنی خود ادامه میداد یا مجبور به توقف اقدامات خود شده بود؟ واقعیت این است که این سفر پس از پذیرش آتشبس و بازگشت طرف مقابل به اجرای بخشی از تعهدات انجام شد و این مسئله از اهمیت ویژهای برخوردار است.
قنادباشی بیان کرد: هرچند برخی نسبت به اصل مذاکرات انتقادهایی دارند و رهبر معظم انقلاب نیز در مقاطع مختلف دیدگاههای خود را درباره نتایج این روندها بیان کردهاند اما در این پرونده مشخص، زمان انجام این سفر بسیار معنادار بود؛ زیرا پس از آن صورت گرفت که طرف مقابل در برابر فشارها و تهدیدهای مؤثر ایران ناچار به عقبنشینی شد و بخشی از مفاد توافق به مرحله اجرا درآمد.
قنادباشی در پاسخ به سؤالی درباره تأثیر پیام اخیر رهبر معظم انقلاب بر موقعیت تیم مذاکرهکننده در روند مذاکرات اظهار کرد: این پیام از جهات مختلف به تقویت جایگاه تیم مذاکرهکننده کمک کرد، هرچند درک ابعاد آن برای همه آسان نیست. رهبر معظم انقلاب در این پیام تصریح کردند که درباره این نوع مذاکرات نظر دیگری داشتهاند و همین مسئله به خودی خود دارای پیامهای مهمی برای طرف مقابل است.
وی افزود: تیم مذاکرهکننده میتواند در جریان گفتوگوها از این ظرفیت بهره ببرد و به طرف مقابل تفهیم کند که جمهوری اسلامی ایران، رهبر معظم انقلاب و مردم ایران در انتظار اجرای کامل تعهدات و توافقات هستند و اگر این توافقات اجرا نشود، گزینههای دیگری نیز در اختیار کشور قرار دارد. از این منظر، پیام رهبر معظم انقلاب عملاً قدرت چانهزنی تیم مذاکرهکننده را افزایش داد و دست آنها را برای طرح هشدارها و مطالبات جدیتر در برابر طرف مقابل پرتر کرد.
این کارشناس مسائل غرب آسیا در پاسخ به سؤالی درباره آثار بسیار مثبت هماهنگی میدان و دیپلماسی در این مقطع حساس گفت: قدرت میدان و توان بازدارندگی کشور همواره پشتوانه اصلی دیپلماسی بوده است. در واقع میدان و دیپلماسی دو مؤلفه جداگانه نیستند، بلکه اجزای یک راهبرد واحد محسوب میشوند که در کنار یکدیگر معنا پیدا میکنند و هر کدام به تقویت دیگری کمک میکند.
وی ادامه داد: در شرایط کنونی حفظ انسجام ملی و وحدتی که در ماههای گذشته در کشور شکل گرفته، از اهمیت ویژهای برخوردار است. البته باید توجه داشت که پس از اظهارات رهبر معظم انقلاب درباره مذاکرات، نگاه بخشی از جامعه نسبت به عملکرد تیم مذاکرهکننده تغییر کرد و اکنون انتظار عمومی این است که این تیم روند آغاز شده را در چارچوب مطالبات و خطوط ترسیمشده از سوی رهبر انقلاب و منافع ملی به سرانجام برساند.
قنادباشی با اشاره به برخی فضاسازیها درباره اختلاف میان مسئولان و ساختار تصمیمگیری کشور اظهار کرد: یکی از نکات مهم پیام رهبر معظم انقلاب این بود که بار دیگر نشان داد تصمیمگیری در نظام جمهوری اسلامی بر پایه مشورت و بهرهگیری از دیدگاههای مسئولان انجام میشود. این مسئله در عمل بسیاری از تبلیغات و ادعاها درباره حاکم بودن رویکردهای غیرمشورتی و قائم به شخص در ساختار تصمیمگیری کشور، زیر سؤال برد.
وی تأکید کرد: بر مبنای پیام رهبری، در مواجهه با تیم مذاکرهکننده نباید از رهبری جلوتر یا عقبتر حرکت کرد. همانگونه که حمایت افراطی میتواند آسیبزا باشد، ایجاد تنش و نزاع نیز به مصلحت کشور نیست. رهبر معظم انقلاب در مقاطع مختلف بر پرهیز از اختلاف و تنازع تأکید کردهاند و در شرایط فعلی نیز بهترین رویکرد آن است که جامعه ضمن حفظ وحدت و انسجام، مطالبات خود را در چارچوب منافع ملی دنبال کند.
این کارشناس مسائل غرب آسیا در پایان تصریح کرد: امروز مهمترین انتظار آن است که توافقات موجود به نتیجه برسد و طرف مقابل به تعهدات خود عمل کند. در چنین شرایطی بهترین راهبرد، همراهی با رهنمودهای رهبر معظم انقلاب، حفظ انسجام ملی و مطالبه اجرای کامل تعهدات از سوی طرفهای مقابل است.
انتهای پیام