نهضت عاشورا در طول تاریخ الهامبخش ملتها و جریانهایی بوده است که در برابر ظلم، سلطه و زیادهخواهی ایستادگی کردهاند. از این منظر، محرم و منابر حسینی تنها مجالس سوگواری نیستند، بلکه ظرفیتی مهم برای تبیین مفاهیمی همچون مقاومت، عزت، استقامت و اعتماد به وعده الهی به شمار میروند.
در شرایطی که گفتمان مقاومت به یکی از مؤلفههای اصلی تحولات منطقه تبدیل شده و ملت ایران نیز در مقاطع مختلف جلوههایی از انسجام و ایستادگی را به نمایش گذاشته است، ایکنا در گفتوگو با کارشناسان به بررسی نسبت میان فرهنگ عاشورا و مقاومت، نقش رهبر شهید انقلاب اسلامی در ترویج این گفتمان و ظرفیت محرم برای تبیین دستاوردهای ایستادگی در برابر دشمنان پرداخته است.
در همین راستا، ایکنا در گفتوگو با حجتالاسلام والمسلمین محمد امیریطیبی، استاد حوزه و دانشگاه، به بررسی نسبت میان فرهنگ عاشورا و گفتمان مقاومت، نقش منابر محرم در تبیین دستاوردهای ایستادگی و تأثیر این مکتب در شکلگیری روحیه مقاومت در جامعه پرداخته است که مشروح آن را در ادامه میخوانیم:
ایکنا ـ چگونه میتوان از ظرفیت منابر محرم و عاشورا برای تقویت انسجام و وحدت جامعه بهره گرفت؟
اگر بپذیریم که وحدت یک امر اندیشهبنیان است و صرفاً یک دستورالعمل رفتاری نیست، باید برای تحقق آن به دنبال مبانی فکری و فرهنگی باشیم. وحدت نیازمند یک دال مشترک اندیشهای است. در این زمینه هیئتها و مجالس حسینی از دو ظرفیت بسیار مهم برخوردارند.
نخست، محبت به امام حسین(ع) است که خود یک مکتب و محور مشترک برای گردهم آمدن مؤمنان محسوب میشود. همان مفهومی که در شعار «حبالحسین یجمعنا» تجلی یافته و ریشه در روایاتی همچون «ولایتنا أمانٌ من الفرقة» دارد. این محبت مشترک، به تعبیر رهبر شهید انقلاب، همان مغناطیسی است که دلها را حول یک نقطه واحد گرد هم میآورد. بنابراین تأکید بر این محبت، خود عاملی مهم برای ایجاد و تقویت وحدت است.
ظرفیت دوم، مسئله «غیریت» است. هر وحدتی برای شکلگیری هویت خود، نیازمند تعریف مرزهایش نیز هست. در مکتب عاشورا، این غیریت در ایستادگی در برابر فرهنگ یزیدی، استکبار و سلطهگری معنا پیدا میکند. از این رو، هنر خطبا و مبلغان آن است که این دوگانه را به درستی تبیین کرده و آن را به مسائل و نیازهای اجتماعی امروز پیوند بزنند؛ به گونهای که حسینیان زمان در زیر خیمه سیدالشهدا(ع) گرد هم آیند و در برابر یزید زمان به یک گفتمان مشترک دست یابند. این همان ظرفیت وحدتبخش عاشوراست.
ایکنا ـ تقویت آگاهی عمومی نسبت به ماهیت واقعی دشمن و شناخت اهداف و روشهای او تا چه اندازه در حفظ انسجام اجتماعی اهمیت دارد؟
اساساً عاشورا یک مبارزه محدود به سال ۶۱ هجری نیست. ما در زیارت عاشورا از «سِلمٌ لِمَن سالمکم و حربٌ لِمَن حاربکم» سخن میگوییم و این نشان میدهد که این تقابل، ماهیتی تاریخی و مستمر دارد. در هر دورهای، این رویارویی جلوهای تازه پیدا میکند و از همین رو باید کارکردها، اولویتها، اهداف و تاکتیکهای دشمن به درستی برای جامعه تبیین شود تا کسی به سمت جبهه دشمن سوق پیدا نکند.
در کنار این مسئله، لازم است عناصر قدرتآفرین و انسجامبخش در جامعه نیز به خوبی معرفی شوند تا بتوانند زمینه حفظ وحدت و همبستگی ملی را فراهم کنند.
ایکنا ـ برخی معتقدند عاشورا زمانی میتواند در جامعه اثر ماندگار داشته باشد که از سطح احساس فراتر رفته و به یک منطق اجتماعی و عقلانی تبدیل شود. ارزیابی شما چیست؟
عاشورا از جنس یک نهضت است. رهبر شهید انقلاب نیز سال گذشته تأکید کردند که هر نهضتی اگر نتواند در کنار بُعد عاطفی و احساسی خود، عقلانیت تولید کند، با کاهش آن شور و احساس، به تدریج از اثرگذاری خواهد افتاد.
بیتردید عاشورا بار عاطفی عظیمی برای جامعه دارد و نیرویی برای حرکت و پیشرفت ایجاد میکند، اما این سرمایه احساسی باید به یک منطق عقلانی و اجتماعی تبدیل شود. در این صورت، با پایان یافتن ایام محرم، فرهنگ عاشورا نیز پایان نمییابد، بلکه آن حرکت و پویایی همچنان در متن جامعه ادامه پیدا میکند.
ایکنا ـ یکی از پیامهای عاشورا این است که هزینه مقاومت از هزینه سازش کمتر است. ظرفیت محرم برای تبیین این مسئله و دستاوردهای مقاومت را چگونه ارزیابی میکنید؟
برای پاسخ به این سؤال باید قدری به تاریخ کربلا بازگردیم. ممکن است یک ناظر سطحی تصور کند که قیام امام حسین(ع) صرفاً به شهادت یاران، از دست رفتن عزیزان و اسارت خاندان ایشان انجامید و در نتیجه، هزینهای سنگین بدون دستاورد به همراه داشت. از چنین نگاهی، حتی ممکن است این حرکت نوعی هزینهپردازی بیثمر تلقی شود.
واقعیت آن است که نهضت سیدالشهدا(ع) دو کارکرد کوتاهمدت و بلندمدت داشت؛ در کوتاهمدت، این قیام توانست ماهیت جریان طاغوت و انحراف حاکم را افشا کند؛ تا جایی که یزید در شام ناچار به موضعگیری و توجیه رفتار خود شد اما کارکرد اصلی و بلندمدت عاشورا، تبدیل شدن به یک نماد و فرهنگ ماندگار برای همه آزادگان جهان بود؛ فرهنگی که قرنها بعد نیز الهامبخش ملتها و جریانهای آزادیخواه در مسیر مبارزه با ظلم و استکبار است.
اگر امام حسین(ع) راه سازش را انتخاب میکرد، شاید در کوتاهمدت امکان حفظ زندگی شخصی و برخورداری از نوعی رفاه برای ایشان فراهم میشد، اما این رفاه نه برای جامعه ماندگار بود و نه میتوانست هویت دینی و انسانی امت اسلامی را حفظ کند. آنچه در نتیجه مقاومت سیدالشهدا(ع) حاصل شد، تنها یک دستاورد مقطعی نبود، بلکه به شکلگیری یک فرهنگ ماندگار انجامید.
اگر واقعه کربلا را به درستی توصیف و تحلیل کنیم، درمییابیم که هزینه مقاومت در نهایت کمتر از هزینه سازش است. زیرا سازش با دشمن از یک موضوع و پرونده محدود آغاز میشود، اما به تدریج به حوزه هویت و ارزشهای بنیادین جامعه سرایت میکند و در نهایت انسان را به سمت نوعی بیهویتی سوق میدهد. در مقابل، مقاومت اگرچه ممکن است هزینههایی در کوتاهمدت داشته باشد، اما عزت، هویت و استقلال جامعه را حفظ میکند و استمرار میبخشد.
ایکنا ـ روایتگری صحیح حضرت زینب(س) و بازماندگان کربلا در برابر روایتسازی دستگاه اموی، معمولاً به عنوان یکی از نمونههای تاریخی جنگ روایتها مطرح میشود. این تجربه چه الگویی برای مواجهه با جنگ رسانهای و عملیات روانی دشمن در شرایط کنونی ارائه میدهد؟
ماجرای کربلا در عرصه نظامی با شهادت امام حسین(ع) و یاران ایشان به پایان رسید، اما از همان شام غریبان، جنگ روایتها آغاز شد. دستگاه حاکم اموی تلاش میکرد روایت خود را از حادثه کربلا به افکار عمومی تحمیل کند و حقیقت ماجرا را وارونه جلوه دهد.
در مقابل، حضرت زینب(س)، امام سجاد(ع) و دیگر بازماندگان نهضت عاشورا اجازه ندادند روایت رسمی و تحریفشده حاکمیت به روایت غالب تبدیل شود. در واقع، بخش مهمی از ماندگاری پیام عاشورا مرهون همین جهاد تبیین و روایتگری صحیحی است که پس از حادثه کربلا شکل گرفت.
امروز نیز با پدیدهای مشابه مواجه هستیم. دشمنان تلاش میکنند با استفاده از ابزارهای رسانهای و عملیات روانی، واقعیتها را وارونه نشان دهند، دستاوردها را نادیده بگیرند و افکار عمومی را تحت تأثیر قرار دهند. تجربه عاشورا به ما میآموزد که در چنین شرایطی نباید میدان روایت را واگذار کرد. همانگونه که حضرت زینب(س) اجازه نداد حقیقت عاشورا در هیاهوی تبلیغات اموی گم شود، امروز نیز باید با روایت دقیق، مستند و به هنگام، حقایق را برای جامعه تبیین کرد و مانع از غلبه روایتهای تحریفشده شد.
واقعیت این است که ماجرای کربلا با پایان نبرد نظامی به پایان نرسید، بلکه از همان شام غریبان، مرحلهای جدید با عنوان «جنگ روایتها» آغاز شد. دستگاه حاکم اموی تلاش میکرد روایت مطلوب خود را از حادثه کربلا به عنوان روایت رسمی و ماندگار تاریخ تثبیت کند؛ روایتی که بر اساس آن، امام حسین(ع) فردی معرفی میشد که علیه نظم و حاکمیت وقت قیام کرده است.
در مقابل، حضرت زینب(س) و امام سجاد(ع) روایت دیگری را به جامعه ارائه کردند؛ روایتی که امام حسین(ع) را به عنوان نماد آزادگی، عزت و ایستادگی در برابر ظلم و تحریف معرفی میکرد. در این روایت، سیدالشهدا(ع) انسانی بود که حاضر نشد در برابر انحراف و فساد سر تسلیم فرود آورد و جان خود را برای حفظ حقیقت و صیانت از دین الهی فدا کرد.
اگر شرایط آن روز را بررسی کنیم، خواهیم دید که به ظاهر همه امکانات در اختیار جبهه مقابل بود. قدرت سیاسی، ثروت، رسانه، شاعران، تاریخنگاران و حتی فضای عمومی جامعه در اختیار حکومت قرار داشت. تا آنجا که بنا بر نقلهای تاریخی، امام سجاد(ع) از غربت شدید اهلبیت(ع) پس از عاشورا سخن گفتهاند. با این حال، آنچه در تاریخ ماندگار شد، روایت اهلبیت(ع) بود، نه روایت دستگاه حاکم.
این مسئله برای امروز ما نیز یک درس بزرگ است. گاهی تصور میشود که برتری رسانهای و تبلیغاتی دشمن به معنای پیروزی قطعی او در میدان افکار عمومی است، در حالی که تجربه عاشورا نشان میدهد حقیقت، اگر به درستی تبیین و روایت شود، میتواند بر همه این موانع غلبه کند.
اگر روایت عاشورا حفظ نمیشد، حادثه کربلا نیز ممکن بود در گذر زمان به فراموشی سپرده شود و تنها به یک رخداد تاریخی محدود تبدیل شود. آنچه عاشورا را به یک فرهنگ ماندگار، الهامبخش و تمدنساز تبدیل کرد، روایتگری شجاعانه و روشنگرانه حضرت زینب(س) و امام سجاد(ع) بود.
امروز نیز نباید به بهانه کمبود امکانات یا پیچیدگی شرایط رسانهای از میدان روایت عقبنشینی کرد. تجربه عاشورا نشان میدهد که اگر روایت حق با دقت، صداقت و استقامت بیان شود، میتواند به روایت ماندگار تاریخ تبدیل شود. همانگونه که روایت زینبی بر روایت اموی غلبه کرد، امروز نیز میتوان با حضور فعال در میدان تبیین و روایتگری، از تحریف واقعیتها جلوگیری کرد و افکار عمومی را با حقیقت همراه ساخت.
ایکنا ـ گاهی برخی افراد با برداشتهای شخصی و تفسیر به رأی، واقعه عاشورا را متناسب با دیدگاههای خود روایت میکنند. این مسئله چه آسیبهایی برای فهم صحیح نهضت حسینی و کارکردهای اجتماعی ـ سیاسی آن به همراه دارد؟
اگر عاشورا را صرفاً یک حادثه تاریخی متعلق به سال ۶۱ هجری ندانیم و معتقد باشیم که این نهضت همچنان در امتداد تاریخ جریان دارد، باید نسبت به هرگونه تحریف در فهم و روایت آن حساس باشیم. عاشورای راستین برای تداوم این مبارزه تاریخی و برای تربیت نسلهایی که بتوانند در مسیر حق و عدالت حرکت کنند، ضروری است.
هر اقدامی که موجب تحریف فرهنگ عاشورا شود، در واقع به امتداد نهضت حسینی آسیب وارد میکند و امکان همراهی و همرزمی انسانها با آرمانهای سیدالشهدا(ع) را کاهش میدهد. گاهی ممکن است در یک مجلس یا منبر، برای ایجاد هیجان و برانگیختن احساسات، بخشی از واقعیت برجسته یا بخشی دیگر کمرنگ شود، اما مسئله تنها یک جلسه یا یک مجلس نیست.
هنگامی که از حقیقت عاشورا فاصله میگیریم، در واقع به پیام و امتداد مبارزه امام حسین(ع) لطمه میزنیم. از این منظر، خطبا، مداحان، پژوهشگران و فعالان فرهنگی مسئولیت سنگینی بر عهده دارند تا این واقعه عظیم را به دور از تحریف، اغراق و تفسیر به رأی برای جامعه تبیین کنند.
اگر این نگاه را بپذیریم که عاشورا یک جریان زنده و اثرگذار در حیات اجتماعی و فرهنگی امت اسلامی است، آنگاه مسئولیت اجتماعی ما در روایت دقیق و صحیح این نهضت نیز چندین برابر خواهد شد؛ چراکه هرگونه تحریف در این مسیر، تنها تحریف یک واقعه تاریخی نیست، بلکه آسیب به یک فرهنگ و گفتمان تمدنساز است.
انتهای پیام