به گزارش ایکنا از کردستان، عاشورا، تنها یک تاریخ در تقویم نیست؛ عاشورا، یک «چرخش بزرگ» در تاریخ آگاهی بشر است. اگر بخواهیم از لایه ظاهری اشک و سوگ عبور کنیم و به قلب تپنده این واقعه بنگریم، با حقیقتی مواجه میشویم که هر سال، با تکرار تاریخ، باز هم تازهتر و پرمعناتر میشود: عاشورا، درس «نه» گفتن به باطل در اوج «بله» گفتن به مرگ است.
بسیاری از ما عاشورا را با واژهی «حزن» میشناسیم، اما اگر عمیقتر بنگریم، عاشورا واژهی «عزت» است. در دشت کربلا، تضاد میان دو جبهه، تضاد میان «قدرت فریبنده» و «حق بیپناه» بود. کربلا به ما آموخت که تعداد، معیار حقیقت نیست و جلال قدرت، تضمینکننده مشروعیت نیست. در آن روز، خون بر شمشیر پیروز شد؛ نه به معنای پیروزی فیزیکی، بلکه به معنای ماندگاری معنا در برابر فنای کالبد.
یکی از زیباترین مفاهیمی که از کربلا استخراج میشود، مفهوم «غیرت» است؛ همان غیرتی که در شخصیت حضرت عباس (ع) به اوج خود رسیده است. غیرتی که مرز بین حق و باطل را مشخص میکند. غیرت در مکتب کربلا، یعنی انسان اجازه ندهد هیچ چیزی جز حقیقت، در قلب و فکر او جای بگیرد. یعنی وقتی حریم ارزشها و حریم رهبری جامعه به خطر میافتد، انسان غیور، حتی در اوج تشنگی و تنهایی، از ایستادن باز نایستد.
امروزه، بازخوانی عاشورا برای ما ضرورت دارد. در عصر «سختگیریهای فکری» و «هجمههای فرهنگی»، عاشورا به ما یادآوری میکند که چگونه میتوان در میان هیاهوی باطل، «خودمان» باقی بمانیم. عاشورا میگوید که ایمان، تنها یک ادعای زبانی نیست، بلکه یک «موضعگیری» است.
وقتی مردم در مراسمهای عزاداری، در میان گرمای تابستان و در صفوف نماز، با یکدیگر همنوایی میکنند، در واقع در حال تجدید میثاق با آن آرمانها هستند. آنها میخواهند بگویند که ما، مانند آن سوگواران، با اشکهای خود، مرزهای بیغیرتی را بازتعریف میکنیم و با حضور خود، به هر آنکه قصد کمرنگ کردن ارزشها را دارد، پاسخ میدهیم.
عاشورا تمام نمیشود؛ تا زمانی که حق، نیاز به فریادی دارد و باطل، نیاز به سکوتی استوار در برابر آن، عاشورا در هر روز، در هر جغرافیا و در هر قلبی که تپش میزند، زنده خواهد بود.
عاشورا، نه برای گریستن گذشته، بلکه برای بیدار کردن آینده است.
انتهای پیام