نمیدانم به این رسم چه میگویند؛ شاید هم اسم خاصی نداشته باشد یا در میان واژگان روزمره ما گم شده باشد، اما خیلی اوقات در مراسم عزاداری دهه محرم دیدهایم که عزاداران، تمثال شخصیتهای مذهبی را روی دستهایشان گرفتهاند و دور آن، حلقه زده و با ریتمی تند و پرشور سینهزنی میکنند. این رسم و این تصویرنگاری آیینی را با تمام شکوه و حرارتش در عراق دیدم؛ زمانی که برای استراحت، به خانه یکی از اهالی مهربان مسیر مشایه رفتیم. در تاریکروشن روضههای خانگی آنها و بعدتر در موکبهای بین راه، این تصویر بیشتر به چشمم آمد. در میان تمام این نشانهها، همیشه تمثال خاصی از ابیعبدالله الحسین (ع) است که نگاه آدمی را به خود گره میزند.
این چهره پرصلابت، در خانههایمان، در آغوش بیرقهای سیاه هیئتها، در عراق، در خانههای عراقیها و در هر نقطهای که نام حسین(ع) برده میشود، حضور دارد. اصلا وقتی دل آدمی از هیاهوی این جهان میگیرد، شاید با نگاه کردن به همین تمثال و حرف زدن با آن، حال آدمی بهتر شود و تسکینی برای دردهای نگفته بیابد. معروفترین تمثال امام حسین علیهالسلام که هم در عراق و هم در ایران به شدت مشهور و معروف است، کار دست هنرمندی چیرهدست به نام «محمد تجویدی» است. اما این تجویدی کیست که توانسته اینگونه مرزهای زمان و مکان را نادیده گیرد؟ در این گزارش به اعماق زندگی و هنر این نقاش برجسته سفر میکنیم.
ریشهها در خاک هنر؛ محمد تجویدی کیست؟
محمد تجویدی، نگارگر و نقاش برجسته معاصر ایرانی، در سال ۱۳۰۳ هجری شمسی در تهران و در آغوش خانوادهای به دنیا آمد که تار و پودشان با هنر و رنگ آمیخته بود. او دومین پسر محمدهادی تجویدی بود. هادی تجویدی، خود استاد بزرگ نقاشی هنرهای زیبا و از شاگردان نامدار و چیرهدست کمالالملک، نقاش افسانهای ایران بود. در چنین اتمسفری، محمد از همان کودکی با بوی رنگ روغن و انحنای قلممو آشنا شد. برادر او، علیاکبر تجویدی نیز از نقاشان سرشناس است و این نشان میدهد که نبوغ هنری، میراثی خانوادگی در میان تجویدیها بوده است.
محمد تجویدی در ابتدا نقاشی، طراحی و مبانی نقاشی سنتی ایران را نزد پدرش یاد گرفت. پس از پایان دبیرستان، با اشتیاقی وصفناپذیر نقاشی را در فرهنگستان هنرهای زیبا دنبال کرد و موفق به اخذ مدرک لیسانس شد. او پس از شرکت در آزمون ورودی دانشگاه، به عنوان مربی هنرستان صلاحیت پیدا کرد. چند سالی پس از درگذشت پدرش، این هنرمند در سال ۱۳۲۱ (و به روایتی ۱۳۲۴) به مدرسه صنایع قدیمه (هنرستان هنرهای ملی) راه یافت. در این دوران طلایی، او با راهنمایی و در کنار استادان تراز اولی چون محمدعلی زاویه، ابوطالب مقیمی، علی کریمی، حسین طاهرزاده بهزاد و استاد حسین بهزاد، بر دانستهها و مهارت خودش اضافه کرد و پس از پایان تحصیل در همان جا به آموزش هنر به نسلهای بعدی مشغول شد.
عبور از سنتها و خلق یک سبک بدیع
سیر هنری تجویدی با تلاش بیوقفه برای تعالی همراه بود و تعهد او به هنر در همه جنبههای کارش مشهود بود. او هنرمندی نبود که در چارچوبهای خشک آکادمیک متوقف شود. در اواخر دهه ۳۰ و پس از درگذشت استاد حسین بهزاد در سال ۱۳۴۲ هجری شمسی، محمد تجویدی از سمت مربیگری اداره هنرهای زیبا استعفا داد. این تصمیم را گرفت تا تمرکز خود را به صورت تمامعیار به سمت خلق هنر معطوف کند. از آن پس بیشتر به طور مستقل به کار هنر و تربیت هنرجو پرداخت و یک کارگاه خصوصی خارج از حوزه دانشگاهی تاسیس کرد که در آن شخصا هنرمندان مشتاق را راهنمایی و آموزش میداد.
سبک محمد تجویدی، تقاطعی شگفتانگیز از هنر و فرهنگ سنتی ایران با جنبشهای هنری غربی مانند اکسپرسیونیسم (هیجاننمایی) و سوررئالیسم(فراواقعگرایی) است. برخی کارشناسان هنر، آثار او را دور از نقاشی سنتی و کلاسیک ایران میدانند و باور دارند آثار او بیشتر با موضوعات مدرن پیوند خورده است؛ اما تجویدی خود نظری دیگر داشت و معتقد بود روح هنر ایران در آثارش جاری است.

آثار او اغلب دارای رنگهای جسورانه و زنده، الگوهای پیچیده و تصاویر نمادین هستند. رویکرد تجویدی به هنر با تعهد تسلیمناپذیر به اصالت و نوآوری مشخص میشود. این هنرمند از تخیل و خلاقیت سرشار خود استفاده میکرد تا دیدگاههایش را زنده کند. در حالی که طبیعت منبع اصلی الهام اوست، آثار هنری تجویدی صرفا تقلیدی خام از جهان طبیعی نیست؛ در عوض، او دیدگاه و تفسیر منحصر به فرد خود را برای خلق آثاری کاملا اصیل و متمایز ترکیب میکند. هنرش سرشار از اندیشههای عرفانی و فلسفی است و از طریق هنر خود میکوشد درک عمیقتری از جهان، مضامین عشق، معنویت و شرایط انسانی را به مخاطب منتقل کند.
ارادت مصور؛ شمایلسازی و خلق تصویر اباعبدالله(ع)
آنچه محمد تجویدی را در قلب عزاداران حسینی جاودانه کرده، رویکرد بینظیر او در شمایلنگاری مذهبی است. تجویدی افزون بر تصویرگری کتابها، به شدت متاثر از شمایلسازان بیزانس و گوتیک، بهویژه هنرمندانی مانند «آندره روبلف» (شمایلنگار معروف روس) بود. او با مطالعه دقیق این آثار، تعداد بسیاری شمایل مذهبی از خود به یادگار گذاشت که بیشک معروفترین آنها، شمایل حضرت امیرالمؤمنین علی(ع) و امام حسین (ع) است.
این آثار به شیوهای ناتورالیستی (طبیعتگرایانه) خلق شدهاند. تجویدی با بهکارگیری نور و حجمپردازیهای غربی که در نگارگری سنتی ایران چندان فراگیر نبود، توانست چهرهای از سیدالشهدا(ع) خلق کند که همزمان شکوه، حماسه، حزن و آرامش را به بیننده القا میکند. این ترکیب تکنیک مدرن با ارادت شیعی، باعث شد تا این تمثال به سرعت در میان مردم ایران و عراق جای خود را باز کند و به نمادی بصری از عشق به امام حسین(ع) تبدیل شود.

پرکارترین تصویرگر ادبیات پارسی
محمد تجویدی با مجموعه آثار گستردهای که رسانهها و ژانرهای متعددی را دربرمیگیرد، به طور گسترده به عنوان یکی از پرکارترین هنرمندان ایران شناخته میشود. محصول هنری تجویدی طیف وسیعی از رسانهها از جمله نقاشی رنگ روغن، آبرنگ و مینیاتور را دربرمیگیرد. تسلط او بر هر یک از این مدیومها در جزئیات نفیس، رنگهای زنده و طرحهای پیچیدهای که مشخصه آثار هنری اوست، مشهود است.
هنر او در بیش از ۲۵۰ اثر و عنوان کتاب کلاسیک و معاصر دیده میشود. او با تخصص و استعداد خود، توانسته اشعار بزرگانی چون مولانا، حافظ، سعدی، باباطاهر عریان، خیام و شاهنامه فردوسی را با شیوه نگارگری خاص و مدرن خودش برای مردم تصویر کند؛ تصاویری که توجه هر بینندهای را به خود جلب میکند. حجم آثار او به قدری زیاد است که خود او در زمان حیاتش میگفت: «آثار من به قدری زیاد است که بعضی وقتها با دیدن آنها خود شگفتزده میشوم و حتی آنها را فراموش کردهام و فقط با امضای خود آنها را میشناسم.»
در کنار ادبیات کلاسیک، او به تصویرسازی آثار معاصرین نیز پرداخته است. یکی از شاهکارهای او در این زمینه، تصویرگری کتاب حماسی «هیزمشکن» اثر «بسیج خلخالی» است. محمد تجویدی این تصاویر را از بهترین آثار خود میداند. این تصاویر تواناییهای هنری استثنایی او را با جزئیات پیچیده و رنگهای پر جنب و جوش نشان میدهد که شخصیتها و داستان را به شکلی حیرتانگیز زنده میکند.

پیوند نگاه ایرانی با تجربههای جهانی
بینش هنری منحصربهفرد تجویدی و توانایی او در ترکیب هنر سنتی ایرانی با تکنیکهای مدرن، او را به رسمیت شناخته و تحسین بینالمللی را به همراه داشته است. تلاشهای هنری او همواره با تحقیق و مطالعه گسترده در مورد آثار هنرمندان خارجی تکمیل میشد. او عمیقا مشتاق گسترش دانش و درک خود از صحنه هنر جهانی بود. همین اشتیاق باعث شد تا در طول سالیان متمادی برای مطالعه سبکهای مختلف نقاشی، به طور گسترده به سراسر اروپا سفر کند و از موزههای مشهور کشورهایی چون فرانسه، اتریش، هلند و دیگر کشورها بازدید نماید.
سفرهای او تنها برای یادگیری نبود، بلکه او یک سفیر فرهنگی برای ایران بود. تجویدی در طول سفرهای خود نمایشگاههای متعددی در کشورهای مختلف اروپایی برگزار کرد و سبک هنری منحصر به فرد و رویکرد بدیع خود را به هنر سنتی ایران به نمایش گذاشت. نمایشگاههای او با استقبال گستردهای روبرو شد و مخاطبان متنوعی از علاقهمندان به هنر، مجموعهداران و محققان را به خود جلب کرد.
یکی از مهمترین اتفاقات کارنامه جهانی او، سفر به فرانسه بود. تجویدی در این سفر این فرصت را پیدا کرد تا آثار هنری خود را در یک نمایشگاه گالری در کنار آثار «سهراب سپهری»، دیگر هنرمند و شاعر سرشناس ایرانی، به نمایش بگذارد. این نمایشگاه گواهی بر میراث ماندگار هنر و فرهنگ ایرانی بود و سهم تجویدی در این سنت مورد استقبال و قدردانی گسترده قرار گرفت. فداکاری این هنرمند به هنر خود و تعهدش به ترویج هنر ایران، او را به چهرهای معتبر و تاثیرگذار در جامعه هنری جهانی تبدیل کرده است. آثار او در مجموعههای خصوصی و عمومی جهان نگهداری میشود و او به دلیل خدمات ارزندهاش در زمینه نقاشی، جوایز و افتخارات متعددی را دریافت کرده است.

پایان یک مسیر، آغاز یک جاودانگی
محمد تجویدی، هنرمندی که با خلق تصاویری نوآورانه، چشماندازی تازه به دنیای هنر ایران آورد و آثارش توسط محققان متعددی مورد ارزیابی و مطالعه قرار گرفته است، پس از دههها آفرینش زیبایی، سرانجام درگیر بیماری شد. او بر اثر یک بیماری صعبالعلاج در ۱۴ دیماه سال ۱۳۷۳ هجری شمسی، در سن ۷۰ سالگی در زادگاهش تهران چشم از جهان فروبست. پیکر این استاد بزرگ در قطعه ۸۸ قبرستان بهشت زهرای تهران آرام گرفت.
با این حال، مرگ پایان تجویدی نبود. میراث او همچنان با هنرش زنده میماند؛ هنری که بسیاری را برانگیخت و نام او را در میان بزرگان نقاشی معاصر ایران جاودانه ساخت. مشارکتهای او در زمینه هنر تأثیر قابل توجهی گذاشته و الهامبخش نسلهای جدید هنرمندان است.
امروز، وقتی در شبهای محرم، زیر نور کمجان موکبها و در میان نوای سنج و دمام، چشممان به آن تمثال پرنور و آرامبخش امام حسین(ع) میافتد، شاید نام خالق آن را کمتر به خاطر بیاوریم؛ اما روح محمد تجویدی در همان نگاه پرصلابتی که به تصویر کشیده، حاضر است. او توانست با تلفیق نور و رنگ غربی و عشق و ارادت شرقی، اثری خلق کند که نه در موزههای دربسته، که روی دست میلیونها عاشق در خیابانها و جادههای منتهی به کربلا نفس بکشد. این، بیشک بزرگترین افتخار برای هنرمندی است که هنر را وسیلهای برای اتصال به مفاهیم ابدی میدانست. آثار او همچنان الهامبخش و مجذوب علاقهمندان به هنر در سراسر جهان است و دیدگاه هنری منحصر به فرد او به شکلگیری آینده هنر و فرهنگ ایران کمک شایانی کرده است.
انتهای پیام