ماجرای کربلا و جدایی مردم کوفه از امام حسین(ع)، یکی از غمانگیزترین و در عین حال پرآموزهترین رخدادهای تاریخ اسلام است. برای درک این جدایی، باید به عوامل سیاسی، اجتماعی و روانی متعددی توجه کرد که در کنار هم، این تراژدی را رقم زدند. در بخش اول گفتوگوی خبرنگار ایکنا از همدان با حجتالاسلام والمسلمین علی الوندی عضو هسته علمی مؤسسه کلامی احیای همدان به برخی از عوامل جدایی جامعه کوفی از امام حسین(ع) اشاره شد؛ از جمله شرایط سیاسی و اجتماعی کوفه، ترس حاکم بر شهر، فشارهای حکومت اموی و تغییر فضای عمومی جامعه. همچنین روشن شد که این جدایی فقط یک رخداد نظامی یا سیاسی نبود، بلکه نتیجه مجموعهای از زمینههای فکری و اجتماعی بود که به تدریج مردم را از امام دور کرد.
در این بخش از گفتوگوی ایکنا نقش شایعه و اخبار راویان در جدایی مردم کوفه از امام(ع) بررسی شده است که مشروح آن را در زیر میخوانیم:
برای تحلیل این موضوع باید به دو سطح کاملاً متفاوت توجه کرد. اخبار راویان و شایعات حکومت اموی که برای جداسازی مردم از امام طراحی شده بود، و منابر اهل بیت(ع) که پس از حادثه عاشورا، حقیقت را افشا و زمینه را برای تغییر نگرش جامعه فراهم کرد.
حکومت اموی برای ایجاد شکاف میان امام حسین(ع) و مردم کوفه، از منابر و شایعهپراکنی گستردهای استفاده کرد. این اقدامات را میتوان در دو محور اصلی دستهبندی کرد که اولی ایجاد جریانسازی علیه شخصیت امام بود.
امویان تلاش کردند تا با سخنرانیهای وسیع و منسجم، چهره امام حسین(ع) را در اذهان عمومی مخدوش کنند. آنان امام را «خارجی» و شورشی معرفی میکردند که در برابر خلیفه وقت ایستاده است و ایشان را از جایگاه والای خویش بهعنوان فرزند پیامبر(ص) و امام معصوم(ع) جدا میکردند. این شایعهپراکنی که ریشه در جنگ نرم و فرهنگی داشت، با هدف قطع ارتباط قلبی و معرفتی مردم با امام طراحی شده بود، زیرا اگر جامعه امام را نشناسد و به او اعتماد نداشته باشد، دعوت او بیاثر خواهد ماند.
بیشتر بخوانید:
دومین سطح شایعهسازی در بستر نامهها و دعوتها اتفاق افتاد. یکی از پیچیدهترین جنبههای این ماجرا، فضای شایعهآلودی است که در موضوع نامههای کوفیان بهوجود آمد. از یکسو، امام براساس نامهها و دعوتهای مکرر مردمی حرکت کرد، اما از سوی دیگر، عدهای معتقدند که برخی از این نامهها یا جعلی بودند یا بهگونهای طراحی شده بودند که امام را به دام بیندازند. هرچند برخی از تحلیلها در این زمینه اغراقآمیز است، اما اصل وجود شایعات و اخبار متناقض در کوفه نشان میدهد که فضای رسانهای آشفته و آلوده به دروغ، تشخیص حق از باطل را برای مردم دشوار کرده بود.
ورود عبیدالله بن زیاد به کوفه و اعلامیههای تهدیدآمیز او، خود یک کمپین رسانهای ترسآفرین بود. پیام روشن او به مردم این بود: «هرکس با مسلم بن عقیل بیعت کرده باشد، خونش هدر و اموالش مصادره خواهد شد.» این پیام که در فضای کوفه طنینانداز شد، عملاً شایعهای از قدرت مطلق حکومت را در اذهان ایجاد کرد و بسیاری از بیعتکنندگان ضعیفالایمان را به عقبنشینی واداشت. این یک نمونه بارز از رسانهای مبتنی بر تهدید و تطمیع بود که جای هرگونه پیام حقمحور را میگرفت.
اگرچه رسانه حکومتی در جداسازی کوفه از امام نقش داشت، اما آنچه این معادله را تغییر داد، رسانه الهی و روشنگر اهل بیت(ع) بود که پس از عاشورا و در میانه اسارت، حقیقت را به گوش مردم رساند.
حضرت زینب(س) پس از اسارت، در میان جمعیت کوفه و در برابر چشمان حیرتزده مردم، خطبهای آتشین ایراد فرمود که نه تنها پرده از جنایات امویان برداشت، بلکه رسانه تبلیغاتی دشمن را به کلی خنثی کرد. ایشان در بخشی از سخنان خود، با صراحت تمام فرمودند: «أَتُبْکُونَ فَلَا رَقأَتِ الْعَبْرَةُ وَ لَا هَدَأَتِ الرَّنَّةُ... أَلَا وَ لَيْتَكُمْ تَذْكُرُونَ مَا قَدَّمَتْ أَيْدِيكُمْ وَ مَا نَسِيتُمْ مِّنْ تَوْلِيَةِ اللَّهِ عَلَيْكُمْ وَ عَهْدِهِ فِي أَعْنَاقِكُمْ مِّمَّا بَايَعْتُمْ فِيهِ حُسَيْنَ بْنَ عَلِيٍّ... آیا گریه میکنید؟ پس نه اشکها خشک شود و نه نالهها خاموش گردد... آگاه باشید! به یاد آورید آنچه را که دستهایتان پیش فرستاده و آن پیمانی که در گردنهای شماست از بیعتی که با حسین بن علی بستید...»
این خطبه، چنان تأثیری بر کوفیان گذاشت که راوی میگوید: «به خدا سوگند، آن روز مردم کوفه را دیدم که بهتزده اشک میریزند و از شدت غم، دستها را بر دهان گرفته و انگشتان خود را گاز میگیرند.» درواقع، خطبه حضرت زینب(س) رسانهای بود که خواب غفلت را از چشمان مردم زدود و آنان را با حقیقت بیوفایی خویش روبرو کرد.
امام سجاد(ع) نیز در همان فضا، با اشاره به نامههای دعوتآمیز کوفیان و سپس بیوفایی آنان، آنان را بهشدت نکوهش کرد. حضرت با معرفی خود و خاندان عصمت، زمینه را برای بازنگری مردم در موضعگیری خویش فراهم ساخت. این سخنرانیها، که درواقع واکنشی به رسانه تبلیغاتی دشمن بود، حقایق را به شکلی غیرقابل انکار برملا کرد.
نتیجه این دو جریان رسانهای متضاد، این بود که هرچند شایعات و تبلیغات امویان توانست کوفه را در مقطع کوتاهی از امام جدا کند، اما سخنان اهل بیت(ع) توانست پرده از این فاجعه بردارد، وجدانهای خفته را بیدار و زمینه را برای قیامهای بعدی چون نهضت توابین و قیام مختار فراهم کند. حضرت زینب(س) در خطبه شام، این پیروزی رسانهای را این چنین تثبیت کرد: «فَكِدْ كَيْدَكَ وَ اسْعَ سَعْيَكَ فَوَ اللَّهِ لَنْ تَمْحُوَ ذِكْرَنَاوَ لَنْ تُمِيتَ وَحْيَنَا پس حیلهات را بکن و در تلاش خود بکوش؛ به خدا سوگند، هرگز یاد ما را محو نخواهی کرد و وحی (پیام) ما را نخواهی میراند.»
درواقع، فاجعه کوفه، شکست یک رسانه نبود، بلکه پیروزی یک رسانه دیگر بود. آنچه امویان با شایعه و تبلیغات ساختند، اهل بیت(ع) با منطق و فصاحت و حقگویی، نه تنها خنثی کردند، بلکه آن را به سکوی پرتاب پیام جاودانه عاشورا در تاریخ تبدیل کردند. عبرت این ماجرا برای ما این است که رسانهها و شایعات، میتوانند جامعه را از رهبری الهی جدا کنند، اما حقیقت، هرچند دیر، بر دروغ پیروز میشود.
انتهای پیام