به قلم وهاب خدابخشی، خبرنگار
در تاریخ معاصر جمهوری اسلامی ایران، کمتر میتوان شخصیتی را یافت که پیوندش با قرآن کریم، تنها در سطح سخن و توصیه باقی مانده باشد. رهبر شهید، از جمله چهرههایی بود که اهتمام به قرآن را نه در قالب یک شعار فرهنگی، بلکه در متن رفتار و سیره مدیریتی خود به نمایش گذاشت. یکی از روشنترین جلوههای این رویکرد، استمرار محافل انس با قرآن در بیت ایشان بود؛ سنتی که طی سالیان متمادی، بیوقفه ادامه یافت و به یکی از مهمترین رویدادهای قرآنی کشور تبدیل شد.
ویژگی این محافل، صرفاً حضور قاریان ممتاز یا اجتماع فعالان قرآنی نبود. اهمیت اصلی آن در پیامی نهفته بود که به جامعه منتقل میکرد؛ اینکه قرآن، نخستین پناهگاه یک جامعه اسلامی در روزهای آرامش و نخستین تکیهگاه آن در روزهای سختی است. از همینرو، حتی در حساسترین مقاطع کشور نیز این جلسات از تقویم فرهنگی رهبر شهید حذف نشد. شرایط دشوار امنیتی، تحولات منطقهای، بحرانهای سیاسی و اجتماعی و حتی روزهایی که افکار عمومی بیش از هر زمان دیگری درگیر مسائل کلان کشور بود، نتوانست این سنت قرآنی را متوقف کند. این استمرار، خود یک پیام بود؛ پیامی که بیش از هر سخنرانی، جایگاه قرآن را در منظومه فکری ایشان تبیین میکرد.
امروز که کشور در آستانه تشییع پیکر این خادم بزرگ قرآن قرار گرفته است، شاید مناسبترین شیوه ادای احترام به او، بازخوانی همین سیره عملی باشد. بزرگداشت شخصیتی که عمر خود را صرف ترویج فرهنگ قرآنی کرد، بیش از آنکه در برگزاری آیینهای یادبود خلاصه شود، در ادامه دادن راهی معنا پیدا میکند که خود بر آن اصرار داشت.
جامعه قرآنی ایران امروز یک فرصت تاریخی در اختیار دارد؛ فرصتی برای تبدیل سوگ به حرکت. اگر مساجد، مؤسسات قرآنی، بقاع متبرکه، خانههای قرآن، هیئتهای مذهبی، دانشگاهها، مدارس و محافل خانگی در روزهای منتهی به مراسم تشییع، جلسات انس با قرآن را به یاد رهبر شهید برپا کنند، در حقیقت مهمترین پیام او را زنده نگه داشتهاند. این اقدام نه یک حرکت تشریفاتی، بلکه امتداد طبیعی همان سنتی است که سالها از سوی ایشان پایهگذاری و حمایت شد.
محافلی که با عنوان «به یاد رهبر شهید»، «محفل انس با قرآن به یاد خادم قرآن» یا هر عنوان مشابه دیگری برگزار شوند، میتوانند تصویری ماندگار از همبستگی جامعه قرآنی ایران به نمایش بگذارند؛ تصویری که در آن، هزاران جلسه کوچک و بزرگ، همزمان با ایام تشییع، یک پیام مشترک را مخابره کنند: راه خدمت به قرآن با رفتن خادمان آن متوقف نمیشود.
شاید بزرگترین خطر پس از فقدان شخصیتهای اثرگذار، محدود شدن یاد آنان به خاطره و مراسم باشد. در حالی که شخصیتهای ماندگار، بیش از آنکه به یادآوری نیاز داشته باشند، به استمرار راه خود نیازمندند. اگر محافل قرآنی رهبر شهید تنها به عنوان بخشی از خاطرات تاریخ نقل شوند، بخش مهمی از فلسفه وجودی آنها از دست خواهد رفت؛ اما اگر همان محافل در مساجد و شهرها و روستاهای سراسر کشور تکثیر شوند، آن سنت نه تنها پایان نمییابد، بلکه وارد مرحلهای تازه خواهد شد.
جامعه قرآنی ایران همواره در بزنگاههای تاریخی، نقشآفرین بوده است. اکنون نیز میتواند با ابتکاری ساده، اما عمیق، وفاداری خود را به میراث قرآنی رهبر شهید نشان دهد؛ ابتکاری که هزینه چندانی ندارد، اما آثار فرهنگی آن ماندگار خواهد بود. کافی است در هر نقطه از ایران، چراغ یک محفل قرآن روشن شود و ثواب تلاوت آیات الهی به روح مردی هدیه شود که تا واپسین روزهای حیاتش، قرآن را محور حیات فردی و اجتماعی امت اسلامی میدانست.
چه بسا زیباترین بدرقه برای رهبر شهید، نه در ازدحام جمعیت، بلکه در طنین همزمان تلاوت قرآن از هزاران مسجد، حسینیه، مؤسسه و خانه در سراسر ایران رقم بخورد؛ بدرقهای که با زبان قرآن انجام شود، زیرا او خود بیش از هر چیز، مردم را به همین کتاب دعوت میکرد و بزرگترین میراثش نیز چیزی جز گسترش فرهنگ انس با قرآن نبود.
انتهای پیام