به گزارش ایکنا از خوزستان، به مناسبت تشییع و تدفین پیکر مطهر رهبر شهید انقلاب اسلامی حضرت آیتالله العظمی سیدعلی حسینی خامنهای نشست «فرهنگ مقاومت در منظومه فکری رهبر شهید ایران» با حضور حججالاسلام محمد انصاری، استاد حوزه و دانشگاه و سیدمحمدمهدی شفیعی، مسئول نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه علوم پزشکی جندی شاپور اهواز در ایکنای خوزستان برگزار شد که مشروح آن به حضور مخاطبان تقدیم میشود.
ایکنا ـ وقتی صحبت از منظومه فکری رهبر شهید انقلاب میشود، منظور ما تعدادی سخنرانی و یا مجموعهای از نظرات نیست بلکه ساختاری به هم پیوسته و منظم است. آیا فرهنگ مقاومت فقط جنگیدن با اسلحه است و یا ابعاد دیگری هم دارد و چگونه رهبر شهید انقلاب توانستند آن را به فرهنگ تبدیل کنند؟
حجتالاسلام شفیعی: در ابتدا ایام ماه محرم و شهادت رهبر انقلاب اسلامی را تسلیت عرض میکنم. میخواهم ابتدا یک نکته کلی درباره رهبر شهید بیان کنم که فکر میکنم پاسخ سؤال شما نیز در آن جای بگیرد. ببینید، یک تفاوت عمده میان دوران رهبری امام خمینی(ره) و دوران رهبری امام شهیدمان وجود داشت؛ و آن این بود که دوران رهبری امام(ره) نسبتاً کوتاهتر بود و به دلیل همین محدودیت زمانی، فرصت بسط برخی از مفاهیم فرهنگی در آن دوره فراهم نشد، اما رهبری امام شهیدمان، از سال ۶۸ تا ۱۴۰۴ (بیش از چهار دهه) بود. از آنجایی که امر فرهنگی، امری زمانبَر است، یکی از کارهای مهمی که ایشان انجام دادند، این بود که مفاهیمی را که در دوران امام خمینی(ره) در افکار عمومی جای گرفته بود مانند مفهوم استکبار بسط دادند و در واقع «شارح» اندیشه امام شدند.

بسیاری از حوزههای انقلاب اسلامی ذاتاً با مفاهیمی چون «مقاومت» گره خورده است؛ چرا که انقلاب اساساً برای مقاومت در برابر موج سکولاریسم و غربی شدن عالم در همه عرصهها آمده بود، اما بسط این مطلب ـ چه از نظر مفاهیم نظری و چه از طریق نمایش عملی در عرصههای مختلف ـ در دوران رهبری آقا و در اثر زحمات ایشان شکل گرفت. در دههای که امام خمینی(ره) رهبری کردند، اگر بخواهیم یا نخواهیم، مفهوم مقاومت بیشتر رنگ و بوی مبارزه مسلحانه گرفت، مانند مبارزه با منافقین و گروهکها. بنابراین، مقاومت در بُعد «غیر نظامی» و به عنوان یک «فرهنگ عمومی»، فرصت چندانی برای روایت پیدا نکرد. اما امام شهیدمان قریب به چهار دهه این مسیر را پیش بردند.
ایشان در دو سطح عمل کردند: اول در سطح نظری: حرفهایی زدند که اکنون در قالب کتابهای مفصلی مانند کتاب اندیشه مقاومت گردآوری شده است و حجم گستردهای از مبانی نظری را فراهم کردند. دوم در سطح عملی: عرصهها و جبهههای تازهای را در مقاومت باز کردند؛ مثلاً با طرح «اقتصاد مقاومتی»، مسئله «خودکفایی» و «حمایت از تولید ملی»، عملاً مقاومت را به عرصه اقتصادی آوردند و آن را بسط دادند. این نامگذاریها به مرور باعث شد قوانین و آییننامههای اجرایی در پاییندست سیستم نوشته شود و علیرغم کم و کاستیها، مقاومت در تار و پود سیستم اجرایی کشور وارد شود. همین روند را در عرصه فرهنگی نیز میبینیم؛ آنجا که ایشان بر این نکته دست گذاشتند که چرا محصولات فرهنگی مثل شعر، موسیق و... ما وارداتی است و بر ضرورت زندهسازی میراث ایرانی ـ اسلامی تأکید کردند. این در واقع ایجاد یک «عرصه تازه از مقاومت» در برابر موج تمدنی غرب بود که دنیا را گرفته است. بنابراین، میتوان گفت کاری را که امام خمینی(ره) به دلیل فرصت محدود 10 ساله و شرایط جنگی که اسلحه در دست بود نتوانستند به طور کامل بسط دهند، امام شهیدمان در این چهار دهه به صورت نظری و عملی به کمال رساندند.
مفهوم مقاومت چنان در جامعه جا افتاد که حتی کسانی که موافق مقاومت نیستند یا دیدگاهی انتقادی نسبت به جمهوری اسلامی دارند، امروز مفهوم مقاومت را میشناسند. اگر با آنها درباره این موضوع صحبت کنید، میتوانند باورهای انقلاب اسلامی را توضیح دهند و در عین حال، محاسن و معایب آن را نقد کنند. این نشان میدهد که آقا این مفهوم را با تمام شاخ و برگهایش در ذهن مردم جا انداختند.
«مقاومت» در ابتدا فقط یک کلمه بود، اما امروز بدون اینکه نیاز باشد پیشاپیش تعریفی از آن ارائه دهیم، همگی دور هم نشستهایم و دربارهاش حرف میزنیم و یک ذهنیت تقریباً مشترک داریم. این امر نشان میدهد که ایشان در این چند دهه توانستند حد و حدود و جزئیات این مفهوم را به خوبی در فرهنگ عمومی ما نهادینه کنند.
ایکنا _ پیشینه کلیدواژه مقاومت به کجا و چه زمانی باز میگردد؟
حجتالاسلام انصاری: موضوع مقاومت صرفاً یک کلیدواژه پراکنده در منظومه افکار رهبری نبوده است؛ همانطور که اشاره شد، وقتی از «منظومه» صحبت میکنیم، یعنی با یک موضوع موردی یا مقطعی روبرو نیستیم، بلکه با یک «گفتمان» جامع سر و کار داریم. مقاومت، کلیدواژهای اصلی بود که حتی پیش از انقلاب اسلامی نیز در سخنان رهبری به عنوان یک موضوع برجسته وجود داشت. در آن زمان، شاید بُعد مقاومت بیشتر ناظر به مبارزات بود، اما پس از پیروزی انقلاب، این مفهوم در جهت رسیدن به اهداف، در کنار «جهاد سخت» و «جنگ نرم» بسط یافت و به ساحتهای مختلفی رسید؛ ابعادی نظیر مقاومت اقتصادی و مقاومت علمی. شاید برخی تصور کنند که تأکید رهبر شهید بر برخی موضوعات (مانند عفاف و حجاب) به دلیل تأکید دشمن در سالهای اخیر است و اولویت اول ایشان است؛ اما در واقع، مسئله «مقاومت» همواره جزو ۱۰ موضوع اول و پرتکرارترین مفاهیمی بوده که ایشان در کنار مفاهیمی چون وحدت، مردمسالاری، عقلانیت و عزت بر آن تأکید داشتند.

یکی از ویژگیهای برجسته رهبر شهید انقلاب، قدرت گفتمانسازی و ایجاد موج در جامعه بود؛ قدرتی که خداوند به ایشان بخشیده بود تا بتوانند یک گفتمان جامع ایجاد کنند. انتخاب واژه مقاومت نیز ناشی از دقت، ظرافت و اتصال ایشان به منبع وحی و نبوت بود. ایشان آگاهانه واژهای را انتخاب کردند که این مفهوم را محدود به اقشار خاص یا جامعه مسلمانان نکند. اگر واژهای با پسوندهای خاص انتخاب میشد، مقاومت فقط در دایره مومنین محصور میشد، اما ایشان «مقاومت» را به عنوان یک موضوع «فطری» مطرح کردند. وقتی مقاومت امری فطری باشد، تبدیل به موضوعی «فرا دینی» و «فرا ملیتی» میشود. به همین دلیل است که امروز در «جبهه مقاومت»، میبینیم که فقط مسلمانان نیستند که به این گفتمان پیوستهاند؛ بلکه افراد از ملیتها و ادیان مختلف، از این گفتمان حمایت میکنند، برای آن تجمع میکنند و هوادارش هستند. در واقع، هرچند این مفهوم از مفاهیم دینی ما استخراج شده، اما به دلیل نگاه جامع رهبر شهید، به عنوان یک موضوع جهانی و منطبق با فطرت انسان ارائه شده است.
گستره و پهنای این مفهوم، چیزی نیست که محدود به یک منطقه یا مذهب خاص باشد. امروز گروهها و افرادی فعال هستند که حتی از مسیحیان در لبنان، اهل سنت در عراق و سوریه، برخی کشورهای پیرامونی ما و حتی افرادی در نقاط دور از غرب آسیا، مانند آفریقا، در این مسیر ایفای نقش میکنند. همین انتخاب هوشمندانه کلیدواژه «مقاومت» و تاریخچه و قدمت این واژه در فرمایشات و گفتمان رهبری، حاکی از این است که رهبر شهید انقلاب بسیار حکیمانه از همان ابتدا بر این موضوع تأکید داشتند. من این کلیدواژه را در آثار ایشان، حتی پیش از انقلاب اسلامی نیز بسیار پرتکرار میدیدم. البته در آن زمان، مقاومت ناظر به این بود که برای پیروزی و از بین بردن رژیم ستمشاهی و طاغوت، نیازمند ایستادگی و مقاومتی هستیم که باید با تمام هزینههایش پذیرفته شود.
حجتالاسلام شفیعی: باید تأکید کنم که آقا، مقاومت را به عنوان یک «فرهنگ» لحاظ کردند و برای این فرهنگ، تنها به کارهای مفهومی بسنده نکردند، بلکه وارد عرصه عملی شدند. همین نامگذاری سالها باعث شد قوانینی برای آن تدوین شود و مقاومت وارد عرصه اجرا شود. اینکه آقا چطور این مفهوم را نهادینه کردند، بحثی مفصل است. نقطه شروع این مسئله آنجاست که شما درک کنید در جهان، «استکباری» وجود دارد که میخواهد تمام دنیا را زیر پرچم خود درآورد و ما نباید زیر بار حرف زور این استکبار برویم. به نظر من، شروع فرهنگ مقاومت زمانی بود که دوگانگیهایی مثل «شیعه و سنی» یا «ایرانی و غیرایرانی» را به دوگانگی «استکبار و استضعاف» تبدیل شد. آقا فرمودند: «شما هر دینی که دارید، بدانید مستکبرانی در عالم هستند که میخواهند همه چیز شما را ببلعند؛ منابع اقتصادی، فرهنگ و عزت شما را بگیرند پس باید در برابر این استکبار بایستید.» این نقطه آغاز جریان مقاومت است. اگرچه نقطه آغازین آن امام خمینی(ره) بود، اما بسط این موضوع، کار برتر رهبری بود.

این مسیر در سه پله پیش رفت: پله اول(شناخت): پذیرش این حقیقت که استکبار وجود دارد، حد و مرزی ندارد و هدفش سلطه بر تمام دنیاست. پله دوم (خودباوری): این باور که میتوان ایستاد. تفاوت جمهوری اسلامی با کشورهایی مثل ونزوئلا در همینجاست. در ونزوئلا این خودباوری وجود ندارد، اما در ایران، مقاومت به یک فرهنگ عمومی تبدیل شده است. حتی وقتی رهبری ما را شهید کردند، مردم در عرض چند ماه با حضور در خیابانها نشان دادند که باور دارند میتوانند جلوی آمریکا و نظام سلطه بایستند. این باور، دسترنج رهبری است. پله سوم چارچوب مفهومی و رویکرد عملی اینکه برای این ایستادگی، یک چارچوب مفهومی و سپس یک رویکرد عملی برای اجرا داشته باشیم.
این موضوع در همه عرصهها دیده میشود. مثلاً وقتی قطعات هواپیما را نداریم، آقا فرمودند: اشکالی ندارد، شما باید موشک بسازید. این یعنی خودباوری در فناوری. این باور را در عرصه علم و فناوری با تقویت شرکتهای دانشبنیان تزریق کردند. در عرصه اقتصاد، با «اقتصاد مقاومتی»، حمایت از تولید داخلی و اصلاح الگوی مصرف، مقاومت را عملی کردند. در عرصه نظامی، با ایجاد بازدارندگی و ساخت موشک در برابر تهدیدات پاسخ دادند و در عرصه فرهنگی، در برابر تلاشهای دشمن برای نابود کردن زبان فارسی، پرچم و نمادهای ملی، ایستادگی کردند. در واقع، مقاومت یعنی اول بپذیریم که مستکبر وجود دارد و نمیشود با او ساخت، دوم، باور کنیم که محکوم به شکست نیستیم و میتوانیم ایستادگی کنیم و سوم، این ایستادگی را در عرصههای مختلف (علمی، اقتصادی، فرهنگی و نظامی) به طور عملی پیاده کنیم.
رهبر شهید تربیتشده حوزه علمیه و دروس دینی بودند اما چنان پای ایران ایستادند که هر کسی نداند، فکر میکند ایشان از دل دانشگاهها و رشتههای مرتبط با ایرانشناسی و تاریخ ایران برآمدهاند در حالی که ایشان یک عالم شیعی هستند، اما چنان از هویت ایرانی دفاع کردند که تمام مسائل امروز ایران را در بر میگرفت؛ آن هم در دورانی که دیگران فقط بر «امتگرایی» تأکید داشتند. دلیل این نگاه این بود که ایشان میدانستند زبان فارسی، یک «سنگر» است. اگر در این سنگر مقاومت نکنیم، همانطور که در تحریمهای اقتصادی یا جنگهای نظامی زیرساختها و تجهیزات ما را نابود میکنند، در جنگ فرهنگی نیز اگر زبان را از ما بگیرند، فرهنگ ما را تسخیر خواهند کرد. به همین دلیل است که میبینیم آقا وارد عرصه فرهنگ شدند و زبان فارسی، پرچم، سرود ملی و تمام نمادهای عزت ملی ما را تقویت کردند تا بتوانیم مقاومت کنیم.
ایشان در سیاست این باور را ایجاد کردند که زیر پرچم طاغوت رفتن، شما را برنده تاریخ نخواهد کرد. در اقتصاد فرمودند به جای التماس برای رفع تحریمها، به سراغ تحریمشکنی و اصلاح ساختارها بروید. در عرصه نظامی فرمودند اگر قطعات هواپیما را به شما نمیدهند، منتظر خرید نباشید و التماس نکنید، بلکه جایگزینهای بازدارنده مثل موشک و پهپاد بسازید.
ایشان اندیشه مقاومت را به میدان آوردند. در عرصه نظامی، فرماندهان ما بسیار همراه بودند و این را به خوبی نشان دادند. در عرصههای اقتصادی، شاید دولتها گاهی در فراز و نشیبهایی بودند و آنقدر که باید با اندیشه آقا همراهی نکردند، اما باز هم اگر نگاه کنیم، میبینیم که با وجود تحریمها و سلطه اقتصادی استکبار، ایران دچار فروپاشی نشد؛ در حالی که هر کشور دیگری در این شرایط باید فرو میپاشید. دلیل این بقا، همان «فرهنگ مقاومت» است. در واقع، هر جا که ما فرهنگ مقاومت را بیشتر تطبیق دادیم، موفقتر بودیم. هنر رهبری این بود که از «نقطه صفر» شروع کردند. ابتدا پذیرفتیم که دشمن، دشمن است و توهم توطئه نداریم؛ سپس پذیرفتیم که میتوانیم مقابل او بایستیم و در نهایت، راهکارهای عملی برای ایستادگی را یاد گرفتیم. در این چهار دهه، آقا تمام این مسیر را پا به پا با مردم آمدند و نتیجه این همراهی را امروز، حتی پس از شهادت ایشان، در عرصههای اجتماعی و عمومی میبینیم.
اگر مدیریت بسیاری از مسئولان و دولتمردان و زحماتشان نبود، شاید امروز در تأمین کالاهای اساسی، بهویژه در دوران محاصره دریایی، با دشواریهای بسیار بیشتری روبرو میشدیم. فرهنگ مقاومت در هر کسی کم و زیاد وجود دارد. شاید بتوان گفت مردم در مقاومت نمره بهتری نسبت به برخی مسئولان گرفتند، اما این بحث در سطح «خوب و خوبتر» است. وقتی خودمان را با کشورهای دیگر مقایسه میکنیم، معلوم میشود که این فرهنگ در کشور ما کاملاً جا افتاده است. حتی وقتی ما مسئولانمان را نقد میکنیم، در واقع داریم آنها را با همان «نقطه مطلوب فرهنگ مقاومتی» که آقا به ما یاد دادند، میسنجیم و نقد میکنیم؛ وگرنه اگر همین مسئولان را با شاخصهای خارج از فرهنگ مقاومت بسنجیم، شاید نقد ما به آنها کمتر باشد. بنابراین، من فکر میکنم در عمومیت بخشیدن به این فرهنگ، تبدیل آن به یک فرهنگ مردمی و فراگیر در عرصههای مختلف، آقا در این چهار دهه بدون هیچ اغراقی، بسیار موفق بودهاند.
ایکنا _ در اینکه رهبری شهید شخصیت قرآنی بودند شکی وجود ندارد. لطفا درباره خاستگاه قرآنی «فرهنگ مقاومت» در اندیشه ایشان توضیح دهید.
حجتالاسلام انصاری: باید به این نکته اشاره کنم که رهبر شهید، شخصیتی کاملاً قرآنی بودند. به نظر من، جای این بحث هست که با حضور صاحبنظران علوم قرآنی و قاریان قرآن، گفتوگوهای مجزایی درباره اندیشهها و قدمهای ایشان در خدمت به قرآن شکل بگیرد. خدماتی که رهبر شهید به قرآن داشتند، در تاریخ بینظیر است؛ چرا که ایشان موجی ایجاد کردند که میلیونها نفر را به سوی حفظ و درک مفاهیم قرآنی جذب کرد. منظور من از خدمت به قرآن، صرفاً نوشتن یک کتاب یا تفسیر نیست؛ بلکه ایشان امت و جهان اسلام را به سوی دین بازگرداندند. اقداماتی نظیر برگزاری مسابقات بینالمللی قرآن و ایجاد موج حفظ قرآن در سطح میلیونی، کارهایی است که نمونهای در تاریخ ندارد. در مورد شخصیت قرآنی ایشان، میدانیم که ایشان بسیار مأنوس با قرآن بودند. طبق نقل محافظشان، ایشان هر روز حداقل یک جزء قرآن تلاوت میکردند و در برخی ایام این مقدار به سه جزء میرسید. در ماه مبارک رمضان نیز، روزی 10 جزء تلاوت میکردند، به گونهای که هر سه روز یک بار، ختم قرآن میگرفتند. ایشان به محافظ خود توصیه میکردند که قدر توان جوانی را بدانند و از این فرصت برای تلاوت قرآن استفاده کنند. میتوان گفت شخصیت ایشان با قرآن «درآمیخته» شده بود؛ یعنی قرآن با گوشت و پوست و خون ایشان عجین شده بود. حتی شهادت ایشان نیز پیامی بسیار مهم داشت؛ چرا که ایشان زمانی به شهادت رسیدند که در حال تلاوت قرآن بودند، بنابراین، تمام افکار و اندیشههای ایشان از منطق قرآنی برآمده است. بدون شک، بیشترین آیاتی که ایشان در فرمایشات خود زمزمه میکردند، استناد میکردند و بر تأمل در آنها تأکید داشتند، «آیات مقاومت» بودند. آیاتی نظیر: «إِنَّ الَّذِينَ قَالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقَامُوا»، «إِن تَنصُرُوا اللَّهَ يَنصُرْكُمْ وَيُثَبِّتْ أَقْدَامَكُمْ» و ...

ایکنا _ پیشنهاد شما برای اینکه حضور مردم در خیابانها کمرنگ نشود چیست؟
حجتالاسلام شفیعی: اگر شما ظرفیت هنر و به عبارتی ظرفیت مشارکت مردمی در عرصههای مختلف ورزشی، هنری و مذهبی را به اعلام حضور تبدیل و آن را ساماندهی کنید، نیاز نیست الزاماً حضور با همین فرم مشخص حفظ شود. برای مثال ظرفیت ماههای محرم و صفر واقعاً بی نظیر است و ظرفیت مساجد و سخنرانان مذهبی ما در موکبهای موجود در شهر تجمیع شود و تجمعات شکل روزآمد خود را پیدا کند؛ موکبها همه ساله برگزار میشوند، اما تجمعات شاید سال بعد نباشند، اگر موکبهای خود را تقویت کنیم، فردی که تاکنون به موکب نمیآمد اما امسال برای ایران، پرچمش را آورده و حضور یافته، به این موکب متصل میشود و شاید سال بعد هم در برنامه موکب شرکت کند. محلات در این قضیه همافزایی نکردهاند. مساجد و برگزار کنندگان تجمعات میتوانند با رصد برخی از این موکبها که فضای بیشتری دارند، ظرفیتهای خود را به هم متصل کنند و مراسم پرچم گردانی خود را در کنار موکب برگزار کنند. اینها ظرفیتهای مردمی سطح شهر است که باید رصد شوند و از آنها بهرهگیری کرد. این ظرفیت وجود دارد که فکر میکنم هنوز فکری برای سازماندهی آن صورت نگرفته است.
ایکنا _ نتیجه فرهنگ مقاومت چیست و ما را به چه مسیری رهنمون میکند؟
حجتالاسلام انصاری: هدف مقاومت را شاید بتوان در یک کلمه خلاصه کرد. هدف مقاومت مثل همه مضامین همه عناصر و مفاهیم انسانی و دینی ما برای رسیدن به سعادت و زندگی خوب (حیات طیبه) است. منتها پیش از این لازم است به دو موضوع توجه کنیم؛ اولین موضوع این است که برای مقاومت چه منطقی وجود دارد؟ ذهن پرسشگر جوان ایرانی امروز احتیاج دارد پاسخ این سؤال را بداند. جوان ما ممکن است بپرسد به چه دلیلی باید مقاومت کنیم؛ چه اشکالی دارد عدهای بیایند از منابع ما بهره ببرند و به ما هم بهرهای برسانند، چرا اینقدر جنگ و مقاومت؟ این یکی از مهمترین نیازهایی است که باید در فضای رسانه به آن بپردازیم.

براساس اندیشه رهبر شهید انقلاب و منظومه فکری ایشان، پنج موضوع خاستگاه عقلانی مقاومت است. اولین موضوع این است که مقاومت یک امر فطری است. انسان در برابر هجمه هر هجمهکنندهای، ناخودآگاه و طبیعی از خود مقاومت نشان میدهد. دومین نکته این است که مهمترین عامل عقبنشینی هجمهکنندگان، مقاومت است؛ یعنی اگر مقاومت نباشد دشمن به راحتی چپاول میکند و فراتر از حدی که تصور میکنیم، پیشروی کند. نکته سوم بر اساس بیانات رهبر شهید انقلاب این است که هزینه مقاومت همواره کمتر از سازش است. نکته چهارم این است که یکی از سنتهای الهی این است که اگر مقاومت کنیم، خداوند نصرت خود را برای ما به ارمغان میآورد و نکته آخر خاستگاه منطقی مقاومت این است که مقاومت یک امر شدنی و ممکن است؛ میشود جامعهای مقاومت کند و به پیروزی برسد.
ایکنا _ لطفا درباره اینکه هزینه مقاومت کمتر از سازش است، توضیح دهید.
حجتالاسلام انصاری: اینکه میگوییم هزینه مقاومت به مراتب کمتر از سازش است به این معنی نیست که مقاومت هیچ خطر و آسیبی نخواهد داشت؛ خیر. در ذات مقاومت، یک رنج و هزینه کردن سرمایه وجود دارد، ممکن است برخی از فرصتها و سرمایهها از دست برود، بنابراین، مقاومت هزینه دارد؛ کما اینکه برای حفظ دین تا به امروز، مقاومت صورت گرفته است. دین دورههایی را پشت سر گذاشته به مویی بند بوده و رو به فروپاشی و اضمحلال رفته است، اما اسلام این دوره را سپری کرده و آنچه باعث شده که اسلام ناب محمدی به دست ما برسد، همین مقاومت و ایستادگی است. پس برای حفظ یک آرمان باید هزینه داد؛ این هزینه گاهی اوقات این است که حضرت سیدالشهدا(ع) خون خود را میدهد. حضرت میفرمایند: «اگر دین رسول الله جز با ریخته شدن خون من ممکن نخواهد شد، پس ای شمشیرها جسم حسین را تکه تکه بکنید.» رسول خدا(ص) در توصیهای به امیرالمومنین(ع) میفرمایند: «اگر دیدی دین در خطر است، مال و جانت را در راه دین هزینه کن.» بنابراین برای مقاومت، چنین هزینههایی شده است و امروز هم هزینه آن شهادت رهبر انقلاب و شهدای دیگر است. پس ما برای این آرمان تا ظهور منجی عالم بشریت، راهی جز مقاومت نداریم مگر اینکه بخواهیم سر تسلیم و ذلت فرود بیاوریم که این منطق هیچ شرافتمندی نیست؛ یعنی هر کس برای انسانیت و عزت خود ارزش قائل است، هیچ وقت حاضر نمیشود برابر ستمکار سر تسلیم فرود آورد.
ما دورههایی را سپری کردهایم که با سازشگری پیش رفتیم و دیدیم که نه اقتصاد و فرهنگ ما آباد شد و نه احترامی دیدیم؛ در عین حال فرصتهای خود را هم از دست دادیم. مصداق بارز آن در دوره ستمشاهی این بود که به واسطه همین سازشگری، روز به روز زاغهنشینی و خواری و خفت و بی ارزش کردن تمدن ایرانی را دیدیم و چیزی که توانست مجدداً تمدن ایرانی و اسلامی را احیا کند، انقلاب اسلامی بود. آیا زمانی که نماینده استکبار تعیین میکرد شاه کشور بماند یا نماند، وزیر بماند یا نماند، پیشرفت اقتصادی وجود داشت؟ آیا در سواد و تحصیلات پیشرفتی داشتیم؟ میشود به آمار و ارقام مراجعه کرد و وضعیت را دید. پس مقاومت هزینه دارد اما هزینه آن کمتر از سازش است.
انتهای پیام