
وقتی از میراث علمی
رهبر شهید انقلاب سخن میگوییم، ذهنها معمولا به حمایت از دانشگاهها،
نخبگان، شرکتهای دانشبنیان و فناوریهای پیشرفته معطوف میشود، اما برای فهم عمیقتر منطق این حمایتها، باید یک گام فراتر رفت. در منظومه فکری ایشان، علم صرفا موضوعی آموزشی یا فناورانه نبود؛ بلکه بخشی از پروژهای بزرگ برای ساختن «ایران قوی» و زمینهسازی
تمدن نوین اسلامی بود.
از این منظر، تحول علمی از تحول در نگرش و اعتماد بهنفس ملی آغاز میشود، به استقلال و اقتدار میانجامد، با ارزشهای الهی جهت پیدا میکند و در نهایت با تربیت نسل آینده استمرار مییابد.
خبرنگار ایکنا از قم برای تبیین منظومه فکری رهبر شهید از چهار زاویه خاستگاه، غایت، جهت و استمرار پیشرفت علمی به سراغ حجتالاسلام والمسلمین محسن کهتری مسئول نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشکدگان فارابی دانشگاه تهران رفته که متن این گفتوگو از نظر میگذرد:
ایکنا_ رهبر شهید انقلاب همواره بر آیندهنگری و سرمایهگذاری بر علم و فناوری تأکید داشتند؛ از نگاه شما، مهمترین شاخصهای این رویکرد آیندهنگر چه بود و چگونه مسیر پیشرفت علمی ایران را تغییر داد؟
اگر بخواهم مهمترین ویژگی آیندهنگری رهبر شهید انقلاب را در یک جمله بیان کنم، میگویم ایشان آینده را از مسیر ساختن انسان آیندهساز میدیدند و به همین دلیل، سرمایهگذاری بر علم و فناوری در اندیشه ایشان، پیش از آنکه سرمایهگذاری بر تجهیزات، آزمایشگاهها یا حتی دانشگاهها باشد، سرمایهگذاری بر سرمایه انسانی بود؛ انسانی که به تواناییهای خود، به آینده کشور و به امکان ساختن تمدن اسلامی ایمان داشته باشد.
بزرگترین تحول علمی کشور، پیش از آنکه در مراکز پژوهشی رخ دهد، در ذهن نسل جوان ایران اتفاق افتاد، رهبر شهید انقلاب تصویر تازهای از هویت علمی ملت ایران ترسیم کردند و سالها این تصور القا میشد که سهم ایران، مصرف دانش و فناوری دیگران است؛ اما ایشان این ذهنیت را تغییر دادند و باور «ما میتوانیم» را در جامعه علمی تقویت کردند؛ باوری که جوان ایرانی را تولیدکننده علم، مرجع علمی و حلکننده مسائل بزرگ کشور میدید.
بزرگترین دستاورد رهبر شهید ایران در عرصه علم، نه تولید فناوری، بلکه تولید «باور به توانستن» بود، زیرا تمامی پیشرفتهای علمی، پیش از آنکه در آزمایشگاه متولد شوند، در ذهن انسانها متولد میشوند، ایشان بارها در دیدار با نخبگان و دانشگاهیان تأکید کردهاند: «پیشرفت علمی بایستی با خودباوری اولا، امید به موفقیت ثانیا و حرکت جهادگونه ثالثا همراه باشد.»
این بیان بهخوبی نشان میدهد که از منظر ایشان، پیشرفت علمی پیش از آنکه برنامهای فناورانه باشد، تحولی فرهنگی و انگیزشی است؛ حرکتی که از خودباوری آغاز میشود، با امید استمرار مییابد و در قالب تلاش جهادی به ثمر مینشیند، تفاوت اساسی این رویکرد با بسیاری از الگوهای رایج توسعه نیز دقیقا در همین نقطه است.
در بسیاری از نظریهها، نقطه آغاز توسعه؛ سرمایه، فناوری یا زیرساخت است؛ اما در منظومه فکری رهبر شهید انقلاب، نقطه آغاز، انسان است؛ انسانی برخوردار از هویت، خودباوری، مسئولیتپذیری و روحیه جهادی. علم، پیش از آنکه محصول امکانات باشد، محصول اراده و اعتماد بهنفس یک ملت است و از منظر انسانشناختی نیز، هیچ تحول پایداری بدون تغییر در نگرشها رخ نمیدهد.
باورها؛ انگیزهها را میسازند، انگیزهها؛ رفتارها را شکل میدهند و رفتارهای مستمر، نهادهای اجتماعی را متحول میکنند که یکی از مهمترین ابتکارات ایشان در حکمرانی علم، توجه دقیق به همین لایه بنیادین بود، آقای شهید ایران پیش از تولید فناوری، به تربیت نسلی اندیشیدند که بتواند بهطور مستمر فناوری تولید کند؛ پیش از افزایش آمارهای علمی، در پی شکلگیری فرهنگ «ما میتوانیم» بودند.
از اینرو، میراث علمی ایشان را نباید تنها در آمار تولید علم، تعداد دانشگاهها یا پیشرفت فناوریهای راهبردی جستوجو کرد بلکه مهمترین میراث، شکلگیری فرهنگی است که به جوان ایرانی آموخت میتواند آینده کشور را با علم، ایمان و مسئولیتپذیری بسازد و تا زمانی که این فرهنگ زنده بماند، حرکت علمی کشور نیز با قدرت ادامه خواهد یافت؛ زیرا پیشرفت پایدار، پیش از آنکه محصول امکانات باشد، ثمره تربیت انسانهای آیندهساز است.
ایکنا_ بسیاری معتقدند رهبر شهید انقلاب، علم را صرفا ابزاری برای توسعه نمیدانستند، بلکه آن را مؤلفهای از اقتدار و استقلال کشور میشمردند. این نگاه چه تأثیری بر سیاستهای علمی و دانشگاهی جمهوری اسلامی ایران گذاشت؟
اگر در پاسخ پیشین، نقطه آغاز پیشرفت علمی را تحول در نگرش و اعتماد بهنفس ملی دانستیم، اکنون پرسش این است که این پیشرفت در منظومه فکری رهبر شهید انقلاب چه غایتی را دنبال میکرد؟ پاسخ را میتوان در یک واژه خلاصه کرد، استقلال.
از نگاه ایشان، علم صرفا ابزاری برای توسعه اقتصادی یا افزایش شاخصهای علمی نبود؛ بلکه پشتوانه اقتدار ملی و شرط لازم حفظ استقلال کشور بهشمار میآمد و ملتی که در تولید علم و فناوری وابسته باشد، در تصمیمگیریهای راهبردی نیز استقلال کامل نخواهد داشت. بنابراین، تأکید بر شتاب علمی، حمایت از فناوریهای راهبردی، توسعه شرکتهای دانشبنیان و تقویت دانشگاهها، اجزای یک سیاست واحد بودند که هدف نهایی آن، افزایش قدرت ملی از مسیر اقتدار علمی بود.
آنچه این نگاه را متمایز میکند، این است که اقتدار نیز از انسان آغاز میشود و وابستگی علمی، پیش از آنکه در آزمایشگاه شکل بگیرد، در ذهنها شکل میگیرد. ملتی که خود را ناتوان بپندارد، به مصرف علم دیگران رضایت میدهد؛ اما ملتی که به ظرفیتهای خود ایمان داشته باشد، مسیر تولید علم، نوآوری و مرجعیت علمی را در پیش میگیرد که در این منظر، دانشگاه صرفا محل آموزش نیروی متخصص نیست؛ بلکه یکی از مهمترین نهادهای تولید قدرت ملی است.
هر پژوهشی که گرهی از مشکلات کشور بگشاید، هر فناوری که وابستگی را کاهش دهد و هر نوآوری که افق تازهای بگشاید، در حقیقت بخشی از اقتدار ملی را تقویت میکند، رهبر شهید انقلاب فرمودهاند: «پیشرفت علمی، پایه و لازمه قطعی پیشرفت همهجانبه و اقتدار یک ملت است و تنها با دستیابی به قدرت علمی است که میتوان از هویت و حیثیت و استقلال و عزت یک ملت در مقابل زورگویان حفاظت کرد.»
بر همین اساس، سرمایهگذاری بر علم در اندیشه ایشان، فراتر از سیاست آموزشی یا اقتصادی است و بخشی از راهبرد کلان حفظ استقلال، عزت و قدرت ملی بهشمار میرود، همچنین یکی از مهمترین آثار این نگرش، تغییر معیار موفقیت دانشگاهها بود، دانشگاه موفق، دانشگاهی است که بتواند مسائل کشور را حل کند، امید و خودباوری را در نسل جوان تقویت کند و در مسیر اقتدار ملی نقشآفرین باشد، در اندیشه رهبر شهید انقلاب، علم یک سرمایه راهبردی است؛ اما ارزش راهبردی آن نه صرفا در تولید ثروت، بلکه در تولید استقلال، عزت و قدرت تصمیمگیری برای ملت ایران است.
ایکنا_ رهبر شهید انقلاب در کنار حمایت از نخبگان و دانشگاهها، همواره بر پیوند علم با ارزشهای اسلامی و نیازهای جامعه تأکید داشتند. این رویکرد چه نقشی در شکلگیری الگوی «ایران اسلامیِ پیشرفته» ایفا کرده است؟
یکی از مهمترین ویژگیهای منظومه فکری رهبر شهید انقلاب این است که علم را هرگز پدیدهای خنثی و بیجهت تلقی نمیکنند، علم قدرت میآفریند، اما ارزشها جهت استفاده از این قدرت را تعیین میکنند. دانش به ما میآموزد «چگونه» کاری را انجام دهیم؛ اما ارزشها به ما میآموزند «برای چه هدفی» آن کار را انجام دهیم.
از اینرو، پیشرفت علمی باید در خدمت حل مسائل واقعی جامعه، ارتقای کیفیت زندگی مردم، تحقق عدالت، حفظ استقلال و صیانت از کرامت انسانی باشد و دانشگاه در این نگاه، نه فقط محل تولید دانش، بلکه نهادی مسئولیتپذیر نسبت به آینده جامعه است. رهبر شهید انقلاب بر تحول در علوم انسانی، اسلامیسازی فضای دانشگاه، پیوند علم با اخلاق و تقویت هویت فرهنگی تأکید داشتند که این تأکید به معنای محدود کردن علم نبود، بلکه به معنای جهتبخشی اخلاقی و انسانی به آن بود.
تجربه جهان معاصر نشان داده که پیشرفت فناورانه بدون ارزشهای اخلاقی، گاه به ابزار سلطه، تبعیض و حتی تهدید انسان تبدیل میشود، الگوی «ایران اسلامی پیشرفته» الگویی برای افزایش صرف تولید علم یا رشد اقتصادی نبود؛ بلکه الگویی برای ساختن جامعهای بود که در آن علم، معنویت، عدالت و پیشرفت در کنار هم قرار گیرند، ایشان فرمودهاند: «علم با دین و اخلاق است که برای بشریت مفید خواهد بود. علم هر چه هم پیشرفت کند، اگر از اخلاق و دین فاصله بگیرد، به حال بشریت مفید نخواهد بود.»
ارزشهای الهی و اخلاقی مانع پیشرفت علمی نیستند، بلکه ضامن آناند که علم در خدمت تعالی انسان، عدالت و پیشرفت حقیقی قرار گیرد، تفاوت «پیشرفت» با «تمدن» نیز دقیقا در همینجاست، پیشرفت را میتوان با آمار فناوری سنجید، اما تمدن زمانی شکل میگیرد که علم، اخلاق، هویت و مسئولیت اجتماعی همافزا شوند و از این منظر، رهبر شهید انقلاب بیش از توسعه علمی، در پی تمدنسازی بودند و دانشگاه را یکی از کانونهای اصلی این حرکت میدانستند.
ایکنا_ با توجه به میراث علمی و فکری رهبر شهید انقلاب، امروز مهمترین وظیفه دانشگاهها، مراکز پژوهشی و نسل جوان برای ادامه این مسیر و تحقق چشمانداز علمی ایران چیست؟
مهمترین وظیفه امروز ما، حفظ و بازتولید فرهنگ پیشرفت است، پیشرفت علمی حرکتی مقطعی نیست، بلکه جریانی مستمر و نسلی است که از اینرو، مأموریت دانشگاه فراتر از آموزش و پژوهش است، دانشگاه پیش از هر چیز، مسئول تربیت انسانهایی است که بتوانند این مسیر را ادامه دهند؛ انسانهایی که علم را با مسئولیت اجتماعی، امید، خودباوری و تعهد به پیشرفت کشور پیوند بزنند.
اگر دانشگاهها تنها دانش تخصصی منتقل کنند اما نتوانند روحیه مسئلهمحوری، امید، مسئولیتپذیری و اعتماد بهنفس را تقویت کنند، بخش مهمی از رسالت خود را انجام ندادهاند، آینده علمی کشور بیش از تجهیزات، به کیفیت انسانهایی وابسته است که تربیت میشوند و امروز چهار اولویت اساسی پیش روی نظام علمی کشور قرار دارد؛ نخست؛ تقویت پیوند دانشگاه با مسائل واقعی کشور تا پژوهشها بیش از پیش در خدمت حل نیازهای جامعه قرار گیرند، دوم؛ اصلاح شاخصهای ارزیابی علمی بهگونهای که اثرگذاری اجتماعی، نوآوری و حل مسئله در کنار تولید مقاله، معیار موفقیت باشند.
سوم؛ حمایت واقعی از نخبگان و پژوهشگران جوان و رفع موانع انگیزشی است، سرمایهگذاری بر نخبگان، هزینه نیست؛ سرمایهگذاری برای آینده کشور است، چهارم؛ تقویت امید و اعتماد بهنفس ملی، زیرا هیچ جامعهای با یأس به مرجعیت علمی نمیرسد و امید، سرمایهای راهبردی برای حرکت علمی و تمدنی است. رهبر شهید انقلاب فرمودهاند: «اعتماد بهنفس ملی از شاخصهای پیشرفت ملت است؛ یکی از شاخصهای پیشرفت یک ملت، عزت ملی و اعتماد بهنفس ملی است.»
مهمترین میراث علمی ایشان را باید در شکلگیری نسلی جستوجو کرد که باور دارد میتواند آینده کشور را با دانش، ایمان و تلاش خود بسازد و اگر این فرهنگ در دانشگاهها استمرار یابد، حرکت علمی کشور نیز ادامه خواهد یافت؛ زیرا پیشرفت پایدار، ثمره تربیت انسانهای آیندهساز است.
رهبر شهید ایران بیش از آنکه معمار نهادهای علمی باشند، معمار یک فرهنگ بودند؛ فرهنگی که به جوان ایرانی آموخت میتواند تولیدکننده علم باشد، نه صرفاً مصرفکننده آن و در این منظومه، پیشرفت علمی از تحول در نگرش آغاز میشود، با اعتماد بهنفس ملی به حرکت درمیآید، در مسیر استقلال و اقتدار معنا پیدا میکند، با ارزشهای الهی جهت مییابد و با تربیت نسلهای آینده استمرار پیدا میکند.
به نظرم بزرگترین مسئولیت امروز دانشگاهها نیز ادامه همین مسیر است: پرورش انسانهایی که علاوه بر دانش، از هویت، امید، مسئولیتپذیری و اراده ساختن آینده برخوردار باشند و شاید بتوان همه این منظومه را در یک جمله خلاصه کرد «پیشرفت علمی، پیش از آنکه در آزمایشگاهها رقم بخورد، در اندیشه، ایمان و اراده انسانها شکل میگیرد.»
انتهای پیام