
حجاب در منظومه فکری اسلام، تنها یک پوشش ظاهری نیست؛ بلکه نمادی از هویت، کرامت انسانی و مرزی برای حفظ حریمهای مقدس است. حجاب یادآور این حقیقت است که ارزش انسان به «بودن» و «شخصیت» اوست، نه به «نمایان بودن». این مفهوم، پلی است میان فرد و جامعه که هم به آرامش درونی کمک میکند و هم به سلامت بیرونی جامعه. در همین راستا خبرنگار ایکنا از سمنان، به مناسبت روز حجاب و عفاف گفتوگویی با مریم طنانی، مدرس حوزه و دانشگاه انجام داده که در ادامه میخوانیم:
عفاف و حجاب دو واژه نزدیک به هم هستند، اما یکی نیستند. به بیان سادهتر، عفاف یک باور و سبک زندگی است و حجاب یکی از مهمترین جلوههای آن است. عفاف یعنی انسان بیاموزد زیباییها، احساسات و روابط خود را در چارچوبی که خداوند تعیین کرده، مدیریت کند. این موضوع فقط مخصوص زنان نیست و مردان هم موظف به عفاف چشم، زبان، رفتار و حتی اندیشه هستند. اما حجاب، پوشش ظاهری و یکی از احکام واجب الهی است که خداوند برای حفظ کرامت انسان تشریع کرده است. نکته قابل توجه این است که قرآن در سوره نور، ابتدا مردان را به کنترل نگاه دعوت میکند، بعد زنان را، و سپس درباره پوشش سخن میگوید: «قُلْ لِلْمُؤْمِنِينَ يَغُضُّوا مِنْ أَبْصَارِهِمْ... وَقُلْ لِلْمُؤْمِنَاتِ يَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصَارِهِنَّ...» (نور، ۳۰ و ۳۱) به مردان مؤمن بگو: چشمان خود را از آنچه حرام است مانند دیدن زنان نامحرم و عورت دیگران فرو بندند و شرمگاه خود را حفظ کنند، این برای آنان پاکیزهتر است، قطعاً خدا به کارهایی که انجام میدهند، آگاه است. این ترتیب نشان میدهد که اسلام، پیش از اصلاح پوشش، به اصلاح نگاه و دل میاندیشد، البته حجاب یک واجب شرعی است و وجوب آن وابسته به این نیست که افراد فلسفه آن را کاملاً درک کرده باشند؛ همانگونه که نماز و روزه نیز واجباند. اما هرچه عفاف درونی بیشتر شود، عمل به حجاب نیز آگاهانهتر، شیرینتر و ماندگارتر خواهد بود. امیرالمؤمنین(ع) نیز میفرمایند: «ثَمَرَةُ الْعِفَّةِ الصِّيَانَةُ» «ثمره عفاف، مصونیت است.» (غررالحکم، ح ۴۷۲۷)، بنابراین، حجاب بدون عفاف، ناقص است و عفافی که هیچ جلوهای در پوشش و رفتار نداشته باشد نیز به کمال نرسیده است.
پاسخ این سؤال هم «فردی» است و هم «اجتماعی». از یک سو، حجاب یک تکلیف شخصی و عبادی است؛ یعنی هر بانوی مسلمان در برابر خداوند نسبت به این حکم مسئول است. اما از سوی دیگر، هیچ رفتاری در جامعه کاملاً شخصی نیست. همانطور که رعایت قوانین رانندگی یا حفظ نظافت شهر فقط یک انتخاب فردی نیست، پوشش نیز بر فضای فرهنگی جامعه اثر میگذارد. خداوند درباره حجاب میفرماید: «ذَٰلِكَ أَدْنَىٰ أَنْ يُعْرَفْنَ فَلَا يُؤْذَيْنَ» (احزاب، ۵۹) این آیه نشان میدهد که یکی از آثار حجاب، حفظ امنیت اجتماعی و کاهش زمینههای آزار است. بنابراین، حجاب هم حقالله است و هم دارای آثار اجتماعی. البته حفظ این هنجار باید همراه با عدالت، گفتوگو، تبیین و احترام به کرامت انسانها باشد، زیرا روش اجرای احکام نیز در موفقیت آنها نقش مهمی دارد.
از دیدگاه بنده نباید از حجاب انتظار داشت که به تنهایی همه آسیبهای اجتماعی را از بین ببرد، اما اشتباه است اگر نقش آن را ناچیز بدانیم. اسلام برای سلامت جامعه، یک مجموعه بههمپیوسته از احکام را قرار داده است؛ صداقت، وفاداری، احترام به خانواده، کنترل نگاه، حجاب، پرهیز از روابط ناسالم و... اینها مانند حلقههای یک زنجیر هستند. حجاب فقط پوشاندن بدن نیست؛ پوشاندن زمینههای آسیب هم هست. درست مانند کمربند ایمنی که تضمین نمیکند تصادفی رخ ندهد، اما احتمال آسیب را کاهش میدهد. خداوند درباره کنترل نگاه میفرماید: «ذَٰلِكَ أَزْكَىٰ لَهُمْ، این برای پاکی و رشد آنان بهتر است.» (نور، ۳۰) وقتی نگاهها کنترل شود، روابط بر پایه احترام شکل بگیرد و پوشش نیز مرزهای اخلاقی را حفظ کند، امنیت روانی خانواده و جامعه افزایش پیدا میکند. امام صادق(ع) نیز میفرمایند: «العِفَّةُ رَأْسُ كُلِّ خَيْرٍ، عفاف، سرچشمه همه خوبیهاست.» (بحارالأنوار، ج۷۸، ص۲۴۲). پس حجاب، یکی از ارکان پیشگیری از آسیبهای اجتماعی است، هرچند در کنار آن باید به اقتصاد، آموزش، مهارتهای زندگی و عدالت نیز توجه کرد.
به عقیده من نسل امروز بیش از آنکه با اجبار قانع شود، با صداقت، منطق و احترام همراه میشود. گاهی ما فقط از حکم حجاب سخن گفتهایم، اما کمتر از حکمت آن گفتهایم. در حالی که خداوند در قرآن میفرماید: «ادْعُ إِلَىٰ سَبِيلِ رَبِّكَ بِالْحِكْمَةِ وَالْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ» (نحل، ۱۲۵). با حکمت و اندرزِ نیکو، به راه پروردگارت دعوت نما; و با آنها به روشى که نیکوتر است، استدلال و مناظره کن. پروردگارت، از هر کسى بهتر مى داند چه کسى از راه او گمراه شده است; و او هدایت یافتگان را بهتر مىشناسد. من معتقدم باید به جوانان نشان دهیم که حجاب، قبل از آنکه یک محدودیت باشد، یک محافظ برای کرامت انسان است. همانطور که انسان اشیای ارزشمند خود را در جای امن نگهداری میکند، اسلام نیز کرامت زن و مرد را شایسته صیانت میداند. امام صادق(ع) میفرمایند: «كُونُوا دُعَاةً لِلنَّاسِ بِغَيْرِ أَلْسِنَتِكُمْ» «مردم را با رفتار خود دعوت کنید، نه فقط با زبانتان.» (الکافی، ج۲، ص۷۸) اگر خانواده، مدرسه، رسانه و مسئولان خودشان الگوی احترام، اخلاق و عفاف باشند، اثر آن بسیار بیشتر از هر سخنرانی خواهد بود.
گاهی تصور میشود که اگر کسی باوقار باشد، باید منزوی و کمتحرک باشد؛ در حالی که این نگاه با آموزههای اسلام سازگار نیست. اسلام، زن را به خانهنشینی دعوت نکرده، بلکه او را به حضور سالم، مؤثر و عزتمند در جامعه دعوت کرده است. حضرت زهرا(س) و حضرت زینب(س) بهترین الگوهای ما هستند؛ بانوانی که در اوج عفاف و حجاب، در حساسترین عرصههای فرهنگی، اجتماعی و سیاسی نقشآفرینی کردند. خداوند درباره بندگان شایسته میفرماید: «وَعِبَادُ الرَّحْمَٰنِ الَّذِينَ يَمْشُونَ عَلَى الْأَرْضِ هَوْنًا» (فرقان، ۶۳) یعنی آنان با آرامش، وقار و متانت در جامعه زندگی میکنند، نه با انفعال. من معتقدم وقار، مانع پیشرفت نیست؛ بلکه به پیشرفت جهت میدهد. یک زن میتواند استاد دانشگاه، پزشک، کارآفرین، پژوهشگر یا فعال اجتماعی باشد و در عین حال، حجاب و عفاف خود را نیز حفظ کند. اتفاقاً هرچه جایگاه اجتماعی انسان بالاتر باشد، نیاز او به وقار و متانت بیشتر است. امیرالمؤمنین(ع) میفرمایند: «مَنْ كَرُمَتْ عَلَيْهِ نَفْسُهُ هَانَتْ عَلَيْهِ شَهَوَاتُهُ، کسی که برای شخصیت خود ارزش قائل باشد، خواستههای ناپسند در نظرش کوچک میشود.» (نهجالبلاغه، حکمت ۴۴۹) بنابراین در منطق اسلام حجاب یک واجب الهی است؛ اما ماندگاری آن، با عفاف، معرفت و اقناع فرهنگی تحقق پیدا میکند. هرچه فهم ما از فلسفه این حکم عمیقتر شود، عمل به آن آگاهانهتر و پایدارتر خواهد بود.
انتهای پیام