کد خبر: 4364591
تاریخ انتشار : ۲۸ تير ۱۴۰۵ - ۰۸:۵۵
یک تحلیلگر اردنی:

آمریکا در پی توقف تحول جهانی ناشی از ایستادگی ایران است

یک تحلیلگر اردنی معتقد است: تشدید تنش‌های اخیر آمریکا علیه ایران نه تنها با هدف اعمال فشار اقتصادی و مذاکره‌ای بر این کشور صورت می‌گیرد، بلکه هدف آن شکستن اراده ایران و متوقف کردن تحول جهانی ناشی از ایستادگی آن و محور مقاومت در مواجهه با سلطه استعماری است.

یادداشت جنگ اراده‌ها

به گزارش ایکنا، عماد الحطبه، تحلیلگر مسائل سیاسی اهل اردن در یادداشتی که خبرگزاری المیادین لبنان با عنوان «جنگ اراده» منتشر کرده نوشته است:

تشدید تنش‌های اخیر آمریکا علیه ایران نه تنها با هدف اعمال فشار اقتصادی و مذاکره‌ای بر این کشور صورت می‌گیرد، بلکه هدف آن شکستن اراده ایران و متوقف کردن تحول جهانی ناشی از ایستادگی آن و محور مقاومت در مواجهه با سلطه استعماری است.

کارشناسان سیاسی تقریباً متفق‌القول هستند که ایالات متحده نمی‌خواهد وارد یک جنگ تمام‌عیار در منطقه شود و معتقدند که تشدید تنش‌های اخیر آمریکا در خلیج فارس دو هدف دارد: فرار از تصویر شکست آمریکا که توسط ایران در آخرین دور تجاوز ایجاد شده است، و تحت فشار اقتصادی و اجتماعی قرار دادن ایران به دلیل محاصره دریایی و تا حدودی محاصره زمینی برای امتیازگیری بیشتر.

آنچه امروز اتفاق می‌افتد صرفاً نبردی بین ارتش‌ها و سیاستمداران و یا صرفاً جنگی بین روایتی از حق و روایتی از باطل نیست. در بطن این درگیری، جنین جهان آینده در حال رشد است، جهانی که در آن نیروهای شرّ حرف اول و آخر را نخواهند زد، بلکه مردم و نیروهای حیاتی آنها برای تعیین سرنوشت خود مداخله خواهند کرد.

آنتونیو گرامشی، مارکسیست ایتالیایی در کتاب معروف خود، «دفترچه‌های زندان» می‌نویسد: «دنیای قدیم در حال مرگ است، دنیای جدید در تولد خود به تأخیر افتاده و در این دوره موقت، هیولاها ظاهر می‌شوند.» این هیولاها شکل و ساختار دولت‌ها را به خود گرفته‌اند، اما این مانع از آن نشده است که هر زمان که نیاز باشد، ماهیت وحشی خود را آشکار کنند. با این حال، این هیولاها نمی‌توانند از مرگ یا تولد جلوگیری کنند. بنابراین، دنیای جدید ناگزیر در حال آمدن است. هر چقدر هم که این ایده خوش‌بینی را به همراه داشته باشد، می‌تواند به همان اندازه بدبینی را نیز به همراه داشته باشد. اگر هیولاها پیروز شوند چه؟ آیا جهان به جنگلی که قدرت‌های استعماری آرزوی آن را دارند، تبدیل نخواهد شد؟

وقتی ایالات متحده توافق‌نامه را با ایران امضا کرد، هر دو طرف می‌دانستند که آمریکا به هیچ یک از مفاد آن پایبند نخواهد بود، واقعیتی که رهبر شهید ایران بارها آن را ابراز کرد. در حالی که ایران برای بازیابی خود به زمان نیاز داشت، ایالات متحده به دنبال رهایی خود از باتلاق رویارویی مستقیم به هر قیمتی و دنبال کردن پیروزی‌ها در سایر نقاط منطقه و جهان بود. این امر در «توافق‌نامه چارچوب» لبنان و رژیم اسرائیل، نقض توافق‌نامه توسط رژیم صهیونیستی در جنوب لبنان و فشار بر حماس برای انحلال دولت خود در غزه و واگذاری کنترل آن به «شورای صلح» آمریکا آشکار شد.

طبق این تصویر کامل، بازگشت به میدان نبرد در خلیج فارس بار دیگر نه با هدف سرنگونی حکومت ایران و نه با هدف محو ایران از نقشه جهان، آنطور که سناتور لیندسی گراهام خواستار آن بود، بلکه با هدف متوقف کردن چرخ تغییر جهانی که امروز توسط ایران هدایت می‌شود، صورت گرفته است. جرقه این تغییر در ۷ اکتبر ۲۰۲۳ (طوفان الاقصی) از غزه زده شد و امروز از طریق دستاوردهای نیروهای مسلح ایران و سپاه پاسداران به اوج خود رسیده است.

از نظر تاریخی، قدرت‌های استعماری با کشورهای دیگر نه به عنوان حیاط خلوت خود، بلکه به عنوان ملک خصوصی خود رفتار کرده‌اند که هیچ کس، حتی صاحبان قانونی زمین، حق تجاوز به آن را ندارد. این همان چیزی است که وقتی جمال عبدالناصر، رئیس جمهور  وقت مصر، کانال سوئز را ملی کرد(1965م)، اتفاق افتاد و باعث تجاوز سه جانبه علیه او شد. به طور مشابه، وقتی محمد مصدق نفت ایران را ملی کرد، ایالات متحده و بریتانیا کودتایی علیه او ترتیب دادند. اینها تنها چند نمونه هستند. بنابراین، جای تعجب نیست که آنها به راه‌اندازی جنگ‌های تجاوزکارانه خود علیه سوریه، یمن، غزه و ایران متوسل شدند. محور مقاومت با تلاش برای آزادی و دستیابی به استقلال واقعی، قدرت‌های استعماری را به چالش کشیده است.

«توافقنامه چارچوب» در متن خود در مورد تعهد کشتی‌هایی که وارد تنگه هرمز می‌شوند به استفاده از خط تعیین‌شده توسط ایران، که مسئول حفاظت از این کشتی‌ها است، واضح بود. این تعهد برای کشورها و شرکت‌هایی که کشتی‌هایشان از تنگه عبور می‌کند، شناخته شده است. بنابراین، انتخاب برخی کشتی‌ها برای استفاده از خط جنوبی، یکی از این دو چیز را نشان می‌دهد: یا شرکت‌هایی که این کشتی‌ها به آنها تعلق دارند تصمیم گرفته‌اند ریسک کنند و عواقب اقدام پیش‌بینی‌شده ایران را متحمل شوند، یا کشورهایی که این کشتی‌ها به آنها تعلق دارند ـ قطر، عربستان سعودی و قبرس ـ تصمیم گرفته‌اند این ریسک را بپذیرند. در واقعیت، هیچ یک از این احتمالات قابل قبول نیست. سناریوی سوم همچنان پابرجاست: اینکه ایالات متحده این کشتی‌ها را مجبور به استفاده از خط جنوبی کرده باشد، یا با زور یا از طریق وعده‌های حفاظت.

سؤالی که باقی می‌ماند این است: اگر ایالات متحده، همانطور که قبلاً اشاره کردم، در این جنگ دخیل نیست، چرا این همه کار را انجام می‌دهد؟ دلایل زیادی وجود دارد که مهمترین آنها عبارتند از:

اول: این مهمترین دلیل است، یعنی شکستن اراده ایران و تأیید هژمونی استعماری بر تمام مسیرهای تجاری، به ویژه پس از تشییع تاریخی پیکر رهبر شهید ایران که می‌توان آن را همه‌پرسی در مورد تأیید مردمی سیاست‌های جمهوری اسلامی ایران دانست که این رهبری را به پایبندی به مواضع خود و امتناع از دادن امتیازاتی که استعمار می‌خواهد بشنود، سوق می‌دهد.

دوم: بازگشت به محاصره دریایی ایران به بهانه نقض توافق، که فشار اقتصادی را در داخل ایران و همچنین بر دشمنان اقتصادی ایالات متحده، از جمله چین، به دلیل افزایش قیمت نفت و گاز، به ویژه با نزدیک شدن زمستان، افزایش می‌دهد.

سوم: شعله‌ور کردن مجدد درگیری در یمن، در پس زمینه حمایت ایران از انصارالله و نقض محاصره تحمیلی علیه یمن، به منظور تشدید کنترل بر تنگه باب المندب و در نتیجه تکمیل کنترل استعماری بر سه مسیر تجاری مهم جهان: هرمز، باب المندب و کانال سوئز.

آنچه ایران امروز علاوه بر تجهیزات نظامی به آن نیاز دارد، اراده سیاسی است، همانطور که آیت الله سیدمجتبی خامنه‌ای، رهبر معظم انقلاب، در پیام خود در آستانه مراسم تشییع پیکر رهبر شهید بیان کردند. ایران و محور مقاومت اراده و ظرفیت پایداری و پذیرش فداکاری را دارند. لذا جنبش‌های آزادی‌بخش عربی و بین‌المللی هم باید اراده و آمادگی مشابهی داشته باشند، لفاظی‌های لیبرالی را که سعی در جلب رضایت همه طرف‌ها دارد، کنار بگذارند و یک موضع تاریخی اتخاذ کنند؛ تنها در این صورت پیروزی در دسترس خواهد بود.

انتهای پیام
captcha