کد خبر: 4365073
تاریخ انتشار : ۲۹ تير ۱۴۰۵ - ۱۲:۱۳
محرم در آینه اندیشه/ 31

خورشیدی که از پس غبار مرثیه می‌تابد

اگر حقیقت عاشورا را درست روایت کنیم عاشورا دیگر فقط خاطره اشک نخواهد بود بلکه منشور بیداری خواهد شد. آن وقت جوان امروز در حسین(ع) فقط یک چهره مظلوم نمی‌بیند بلکه یک الگوی کامل می‌بیند. الگویی برای ایستادن در برابر تحقیر. الگویی برای انتخاب شرافت در زمانه معامله. الگویی برای آنکه انسان بتواند میان منفعت و حقیقت یکی را برگزیند و هزینه انتخاب خود را نیز بپردازد.

مراسم عزای حسینیفاطمه شبانی‌آرانی فعال رسانه‌ای طی یاداشتی که در اختیار ایکنای قم قرار داد، نوشت: هزار سال است خورشید را در غبار اشک‌هایمان پنهان کرده‌ایم و بیشتر از آنکه به قامت او نگاه کنیم بر زخم‌هایش گریسته‌ایم. این گریه البته عزیز است اما همه حقیقت نیست. امام حسین(ع) فقط آن امام مظلومی نیست که باید بر او سوخت بلکه آن انسان بزرگی است که پیش از شهادت شکوه زیستن او را باید به جهان آموخت و پیش از آنکه خونش بر خاک بریزد چراغی در عقل و وجدان انسان‌ها افروخت. 

جوان امروز تشنه یک روایت عزتمندانه و عقلانی از عاشوراست. نسلی که با پرسش زندگی می‌کند دیگر تنها با تکرار سوگ مسئله‌ اصلی را درک نمی‌کند. او می‌خواهد بداند چرا امام حسین(ع) قیام کرد؟ چرا تن به بیعت نداد؟ چرا خانواده‌اش را همراه برد و چگونه در سخت‌ترین لحظه تاریخ این‌چنین استوار و روشن ایستاد. این نسل اگر پاسخ روشن نگیرد از حقیقت عاشورا دور نمی‌شود بلکه از روایت‌های ناقص ما فاصله می‌گیرد. مشکل از آنجا آغاز می‌شود که ما قیام عاشورا را بیشتر در قاب مرثیه نگه داشته‌ایم و کمتر از عظمت فکری و انسانی آن سخن گفته‌ایم.

در حالی‌که کربلا فقط میدان مصیبت نبود، میدان انتخاب بود. میدان عقل بود. میدان آزادگی بود. امام حسین(ع) نیامده بود که تنها کشته شود بلکه آمده بود که معیار زندگی با عزت را از زندگی با ذلت جدا کند. او با تمام وجود به جهان نشان داد که انسان می‌تواند در محاصره ظلم باشد اما تسلیم آن نشود. در زندگی امام حسین(ع) نشانه‌های روشن این عقلانیت و عزت کم نیست. از همان لحظه‌ای که بیعت با یزید را نپذیرفت یک منطق روشن را پیش روی تاریخ گذاشت که حاکم فاسد هر قدر هم قدرت داشته باشد شایسته اطاعت نیست.

از حرکت او از مدینه تا مکه و از مکه تا کربلا پیداست که قیامش یک انفجار احساسی نبود بلکه تصمیمی آگاهانه و مسئولانه بود. حتی در روز عاشورا نیز تا آخرین لحظه راه گفت‌وگو و بیدارسازی را نبست و این یعنی حسین(ع) پیش از آنکه اهل شمشیر باشد اهل اقامه حجت بود. اگر این حقیقت را درست روایت کنیم عاشورا دیگر فقط خاطره اشک نخواهد بود بلکه منشور بیداری خواهد شد.

آن وقت جوان امروز در حسین(ع) فقط یک چهره مظلوم نمی‌بیند بلکه یک الگوی کامل می‌بیند. الگویی برای ایستادن در برابر تحقیر. الگویی برای انتخاب شرافت در زمانه معامله. الگویی برای آنکه انسان بتواند میان منفعت و حقیقت یکی را برگزیند و هزینه انتخاب خود را نیز بپردازد.

از همین جاست که عاشورا می‌تواند دوباره با مسئله امت گره بخورد. امتی که سال‌هاست از زخم تفرقه و فراموشی رنج می‌برد بیش از هر زمان دیگری به یک محور مشترک از کرامت و بیداری نیاز دارد. حسین(ع) می‌تواند یکی از روشن‌ترین محورهای این بازگشت باشد. البته نه فقط برای آنکه بر او بگرییم بلکه برای آنکه در پرتو او دوباره معنای عزت و برادری و مسئولیت را به یاد آوریم. امت واحده با شعار ساخته نمی‌شود، بلکه با بازگشت به سرچشمه‌های مشترک شرافت و آگاهی جان می‌گیرد.

حسین(ع) را نباید فقط در مقتل جست. باید او را در مکتب شناخت. باید از میان اشک‌ها به افق نگاه کرد. باید گذاشت این خورشید از پس غبار مرثیه دوباره بتابد. آن روز عاشورا نه فقط مجلس اندوه که مدرسه بیداری خواهد شد و حسین نه فقط امام اشک که امام امت خواهد بود.

انتهای پیام
دبیر:
مژگان فرهنگیان
captcha