عاشورا در طول تاریخ تشیع همواره فراتر از یک واقعه تاریخی باقی مانده و به عنوان یک مکتب فکری، فرهنگی و تربیتی در زندگی انسانها جریان داشته است. این حادثه عظیم با مفاهیمی همچون عدالتخواهی، آزادگی، ایثار، مقاومت، کرامت انسانی و مقابله با ظلم، ظرفیتهای گستردهای برای حضور در عرصههای مختلف فرهنگی و هنری دارد. هنر به عنوان زبانی تأثیرگذار و فراگیر میتواند این مفاهیم عمیق را به مخاطبان مختلف منتقل کند و زمینهای فراهم آورد تا پیام عاشورا محدود به زمان و مکان خاصی نماند.
تجربه تاریخی نشان داده است که هرگاه مفاهیم ارزشمند انسانی در قالب هنر ارائه شدهاند، ارتباط عمیقتری با جامعه برقرار کردهاند. از این منظر، پرداختن هنری به فرهنگ عاشورا تنها به بازنمایی یک رخداد تاریخی محدود نمیشود، بلکه میتواند ابعاد مختلف این مکتب را در زندگی فردی و اجتماعی انسان امروز به تصویر بکشد. روایت انسانهایی که با الهام از فرهنگ حسینی در مسیر خدمت، مسئولیتپذیری و دفاع از ارزشها حرکت میکنند، میتواند الگویی مؤثر برای نسلهای جدید باشد.
در شرایطی که جهان امروز بیش از گذشته با پرسشهایی درباره عدالت، آزادی، مقاومت و معنای زندگی مواجه است، فرهنگ عاشورا میتواند پاسخهایی مبتنی بر کرامت انسانی و مسئولیت اجتماعی ارائه دهد. بهرهگیری از ظرفیتهایی همچون سینما، تلویزیون، ادبیات، هنرهای تجسمی، نمایش و رسانههای نوین، فرصت مناسبی برای معرفی این فرهنگ در سطح ملی و جهانی فراهم میکند. البته تحقق این هدف نیازمند شناخت دقیق معارف عاشورا، ارتباط میان حوزههای علمی و هنری و تولید آثاری است که علاوه بر برخورداری از غنای محتوایی، از جذابیت هنری نیز بهرهمند باشند.
ایکنا پیرامون این موضوع با حجتالاسلام والمسلمین محمدحسن نبوی، معاون اسبق تبلیغ و امور فرهنگی حوزههای علمیه، استاد حوزه و دانشگاه و از فعالان عرصههای علمی، آموزشی و فرهنگی به گفتوگو پرداخته است که در ادامه میخوانیم.
ایکنا - فرهنگ عاشورا چه ظرفیتهایی برای حضور در عرصه هنر دارد و هنر چگونه میتواند مفاهیمی همچون عدالتخواهی، عزت، آزادگی و مبارزه با ظلم را به شکلی ماندگار و تأثیرگذار به جامعه و مخاطبان جهانی منتقل کند؟
عاشورا پیش از آنکه یک موضوع هنری باشد، یک حقیقت تاریخی، دینی و انسانی است که ظرفیتهای بسیار گستردهای برای حضور در عرصه فرهنگ و هنر دارد. هنر همواره زبان انتقال اندیشهها، ارزشها و باورهای عمیق انسانی بوده است و هرگاه مفهومی والا در قالب هنر عرضه شود، امکان ماندگاری و تأثیرگذاری آن چند برابر خواهد شد. مخاطب در مواجهه با یک اثر هنری تنها شنونده یک پیام نیست، بلکه با آن زندگی میکند، احساساتش درگیر میشود و فرصت مییابد مفاهیم را با جان و دل درک کند. از همین رو هنر میتواند، پلی میان حقیقت عاشورا و انسان امروز ایجاد کند.
باید توجه داشت که هنر قرار نیست چیزی بر عظمت عاشورا بیفزاید، زیرا این واقعه خود دارای حقیقتی عظیم و جاودانه است. وظیفه هنر آن است که ابعاد گوناگون این حقیقت را برای نسل امروز آشکار کند و نشان دهد که عاشورا تنها رویدادی متعلق به سال ۶۱ هجری نیست، بلکه فرهنگی است که در همه زمانها قابلیت حضور و اثرگذاری دارد. اگر هنرمند بتواند این حقیقت را با زبانی زیبا و قابل فهم روایت کند، مخاطب درمییابد که پیام عاشورا محدود به یک قوم، سرزمین یا دوره تاریخی نیست، بلکه با فطرت همه انسانها ارتباط دارد.
رمز ماندگاری عاشورا نیز در همین جهانشمول بودن آن نهفته است. مفاهیمی همچون عدالت، دفاع از حق، کرامت انسانی، آزادگی و ایستادگی در برابر ظلم، نیاز مشترک همه جوامع بشری هستند. هر انسانی، فارغ از دین، نژاد یا ملیت، میتواند با این ارزشها ارتباط برقرار کند. از این رو هنر اگر بتواند این مفاهیم را با روایتهای انسانی و شخصیتهای باورپذیر به تصویر بکشد، خواهد توانست پیام عاشورا را به مخاطبان جهانی نیز منتقل کند.
یکی از تفاوتهای اساسی فرهنگ عاشورا با نگاه مادی به زندگی این است که انسان را موجودی صرفا مصرفکننده و جویای رفاه معرفی نمیکند، بلکه برای وی کرامت، عزت و مسئولیت الهی قائل است. شعار «هیهات منا الذله» در حقیقت بیانگر همین نگرش است؛ نگرشی که انسان را به حفظ عزت حتی در سختترین شرایط فرا میخواند. اگر هنر بتواند این تفاوت نگاه را به تصویر بکشد، نقش بزرگی در معرفی فرهنگ عاشورا ایفا خواهد کرد؛ زیرا مخاطب درخواهد یافت که عاشورا تنها روایت یک نبرد نیست، بلکه مکتبی برای ساختن انسان است.
ایکنا - بسیاری از مفاهیم عاشورا مانند ایثار، فداکاری، مسئولیتپذیری، خدمت به مردم و مقاومت، قابلیت حضور در متن زندگی امروز را دارند. از نگاه شما هنر چگونه میتواند این فرهنگ را از سطح یک روایت تاریخی به سبک زندگی تبدیل کند و با معرفی الگوهای معاصر، به ویژه در خانواده، محیط کار، دانشگاه و جامعه، نشان دهد که فرهنگ عاشورا همچنان در زندگی انسان امروز جریان دارد؟
فرهنگ عاشورا انسان را به سوی ایثار، گذشت، مسئولیتپذیری و ترجیح منافع عمومی بر خواستههای شخصی هدایت میکند. این فرهنگ تنها در برگزاری مراسم و آیینهای مذهبی خلاصه نمیشود، بلکه میتواند در تمام عرصههای زندگی فردی و اجتماعی حضور داشته باشد. اگر بخواهیم جامعهای عاشورایی داشته باشیم، باید این ارزشها را در رفتارهای روزمره خود متجلی کنیم و هنر بهترین ابزار برای نمایش چنین حقیقتی است.
بسیاری تصور میکنند، پرداختن هنری به عاشورا تنها به بازسازی واقعه کربلا محدود میشود، در حالی که عاشورا ظرفیت آن را دارد که در قالب روایت زندگی انسانهای امروز نیز معرفی شود. یک پزشک که خدمت به بیماران را وظیفهای الهی میداند، معلمی که با عشق برای تربیت نسل آینده تلاش میکند، مدیری که حقوق مردم را بر منافع شخصی مقدم میشمارد، دانشجویی که برای پیشرفت علمی کشور از آسایش خود میگذرد و کارگری که کار خود را با صداقت انجام میدهد، همگی میتوانند، شخصیتهای آثار هنری با رویکرد عاشورایی باشند. هنر زمانی موفق خواهد بود که نشان دهد فرهنگ عاشورا در متن زندگی امروز نیز قابل تحقق است.
در جامعه امروز نمونههای فراوانی از این روحیه را میتوان مشاهده کرد. حضور میلیونها نفر در راهپیمایی اربعین و خدمترسانی داوطلبانه مردم به زائران، نمونهای روشن از تأثیر فرهنگ عاشورا بر رفتار اجتماعی است. انسانهایی که بدون هیچ چشمداشت مادی، امکانات خود را در اختیار دیگران قرار میدهند، تنها با معیارهای مادی قابل تحلیل نیستند. این روحیه از فرهنگی سرچشمه میگیرد که خدمت به مردم را عبادت و ایثار را ارزش میداند.
علاوه بر این، جامعه ما سرشار از شخصیتهای بزرگی است که میتوانند الگوهای واقعی برای نسل جوان باشند. گاهی برای معرفی یک قهرمان به سراغ داستانهای تاریخی میرویم، در حالی که در همین دوران نیز انسانهایی زندگی کردهاند که با تکیه بر فرهنگ عاشورا تصمیمهای بزرگ گرفتهاند. شهید حسن طهرانیمقدم یکی از این نمونههاست؛ شخصیتی که با دانش، ایمان، روحیه جهادی و ازخودگذشتگی توانست خدمات بزرگی به کشور ارائه کند. چنین افرادی ثابت میکنند که مکتب عاشورا همچنان انسانساز است و میتواند در عرصههای علم، مدیریت، فرهنگ و فناوری نیز الگوهای برجستهای تربیت کند.
مشکل اصلی آن است که هنوز بسیاری از این ظرفیتها به زبان هنر معرفی نشدهاند. اگر نویسندگان، فیلمسازان و هنرمندان با زندگی مردم ارتباط نزدیکتری داشته باشند، خواهند دید که جامعه امروز مملو از داستانهایی است که از بسیاری آثار تخیلی جذابتر و تاثیرگذارتر هستند. معرفی این قهرمانان واقعی میتواند نسل جدید را با الگوهایی آشنا کند که دستیافتنی، باورپذیر و برخاسته از متن جامعه هستند. در چنین شرایطی، فرهنگ عاشورا از سطح شعار خارج میشود و به سبک زندگی تبدیل خواهد شد.
ایکنا - از نگاه شما هنر چگونه میتواند با حفظ اصالت پیام عاشورا، زبان ارتباطی خود را با نسل جدید هماهنگ کند و چه راهکارهایی برای معرفی مفاهیم این نهضت به مخاطبان امروز و حتی افکار عمومی جهان وجود دارد؟
نسل جوان هر دورهای ویژگیهای خاص خود را دارد و نمیتوان با همان شیوههایی که در گذشته به کار گرفته میشد، با مخاطب امروز ارتباطی عمیق و پایدار برقرار کرد. جوان امروز در معرض حجم گستردهای از اطلاعات، تصاویر و پیامهای گوناگون قرار دارد و طبیعی است که برای جلب توجه او باید از زبان و ابزارهایی بهره برد که با فضای ذهنی و نیازهایش تناسب داشته باشد. البته این به معنای تغییر در محتوای پیام نیست، بلکه باید شیوه بیان را متناسب با اقتضائات زمان انتخاب کرد. حقیقت عاشورا ثابت و جاودانه است، اما زبان عرضه آن میتواند متناسب با نسلهای مختلف تغییر کند.
هنر در این میان جایگاهی بیبدیل دارد، زیرا قادر است مفاهیم عمیق و پیچیده را در قالب روایت، تصویر، موسیقی، نمایش، ادبیات و دیگر قالبهای هنری به شکلی جذاب و قابل فهم ارائه کند. اگر این مفاهیم صرفاً به صورت مستقیم و شعاری بیان شوند، ممکن است تاثیر لازم را بر مخاطب نگذارند، اما زمانی که در قالب شخصیتهای باورپذیر و داستانهای انسانی روایت شوند، مخاطب با آنها همذاتپنداری میکند و پیام را با جان و دل میپذیرد.
فضای مجازی نیز با وجود آسیبهایی که ممکن است داشته باشد، یکی از بزرگترین فرصتهای فرهنگی عصر حاضر است. امروز یک فیلم کوتاه، یک پویانمایی، یک اثر گرافیکی، یک روایت مستند یا حتی یک محتوای چند دقیقهای میتواند در مدت کوتاهی میلیونها مخاطب در نقاط مختلف جهان پیدا کند. این ظرفیت نباید نادیده گرفته شود. اگر تولیدکنندگان آثار فرهنگی بتوانند محتوایی عمیق، هنرمندانه و در عین حال جذاب تولید کنند، خواهند توانست پیام جهانی عاشورا را به مخاطبانی منتقل کنند که شاید هیچ شناخت قبلی از این فرهنگ نداشته باشند.
جوان امروز بیش از آنکه به شعار نیاز داشته باشد، به پاسخ پرسشهای اساسی خود نیازمند است. او میخواهد بداند چرا امام حسین (ع) در برابر ظلم ایستاد، چرا حفظ عزت از جان مهمتر بود، چرا انسان باید برای دفاع از حقیقت هزینه بدهد و چگونه میتوان این مفاهیم را در زندگی امروز به کار گرفت. هنر اگر بتواند این پرسشها را در قالب داستانهایی انسانی و واقعی پاسخ دهد، بدون تردید تاثیر عمیقی بر مخاطب خواهد گذاشت. عاشورا ظرفیت آن را دارد که با همه نسلها سخن بگوید، به شرط آنکه زبان انتقال این پیام، زبانی هنرمندانه، عمیق و متناسب با مخاطب باشد.
ایکنا - تولید آثار ماندگار درباره عاشورا تنها به توانایی هنرمند محدود نمیشود و نیازمند پشتوانه پژوهشی و شناخت عمیق از معارف دینی است. از نگاه شما حوزههای علمیه، دانشگاهها، مراکز پژوهشی و هنرمندان چه مسئولیتی در این زمینه دارند و چگونه میتوان میان دانش دینی و زبان هنر پیوندی مؤثر برقرار کرد تا آثار فاخر و ماندگاری در این حوزه تولید شود؟
برای آنکه فرهنگ عاشورا در عرصه هنر به شکلی صحیح، عمیق و ماندگار معرفی شود، نخست باید شناختی دقیق از این مکتب وجود داشته باشد. عاشورا یک حادثه تکبعدی نیست که تنها بتوان آن را در قالب یک روایت تاریخی بررسی کرد، بلکه منظومهای بزرگ از معارف انسانی، اخلاقی، اجتماعی، سیاسی و الهی است که هر بخش آن ظرفیت خلق آثار ارزشمند هنری را دارد. بنابراین هر اندازه شناخت هنرمند از این حقیقت عمیقتر باشد، اثر تولید شده نیز از غنای بیشتری برخوردار خواهد شد.
از همین رو ارتباط میان حوزههای علمیه، دانشگاهها، مراکز پژوهشی و هنرمندان یک ضرورت جدی است. پژوهشگران و عالمان دینی باید معارف عاشورا را با زبانی علمی، مستند و قابل استفاده برای نویسندگان، فیلمسازان، نمایشنامهنویسان و دیگر هنرمندان تبیین کنند. هنرمند باید بداند هر مفهوم عاشورایی چه پشتوانه معرفتی و فکری دارد تا بتواند آن را در قالب شخصیت، داستان و تصویر به مخاطب منتقل کند. هرچه این ارتباط عمیقتر باشد، آثار هنری نیز از سطح ظواهر عبور کرده و به لایههای عمیقتر فرهنگ عاشورا خواهند رسید.
در مقابل، هنرمندان نیز وظیفه دارند زبان هنر را در خدمت انتقال مفاهیم بلند دینی قرار دهند. هنر زمانی موفق است که علاوه بر جذابیتهای فنی، از محتوایی غنی برخوردار باشد. اگر این دو عنصر در کنار یکدیگر قرار گیرند، آثاری خلق خواهند شد که هم از نظر هنری ارزشمند باشند و هم بتوانند در تربیت فکری و فرهنگی جامعه نقشآفرینی کنند. چنین آثاری محدود به مخاطبان داخلی نخواهند بود، بلکه قابلیت حضور در عرصههای بینالمللی را نیز خواهند داشت.
فرهنگ شیعه دریایی گسترده از مفاهیم ارزشمند همچون عدالت، امامت، کرامت انسانی، مسئولیت اجتماعی، اخلاق، مقاومت، انتظار و خدمت به مردم را در خود جای داده است. هر یک از این موضوعات میتواند دستمایه خلق فیلم، سریال، رمان، نمایش یا آثار تجسمی بزرگ باشد. مشکل ما کمبود سوژه نیست، بلکه گاهی ضعف در شناخت این ظرفیتها و نبود برنامهریزی برای تبدیل آنها به زبان هنر است. اگر این خلأ برطرف شود، میتوان شاهد تولید آثاری بود که علاوه بر تاثیرگذاری در داخل کشور، مخاطبان جهانی را نیز با حقیقت فرهنگ عاشورا آشنا کنند.
ایکنا - با توجه به تجربه شما در عرصه آموزش، تبلیغ و فعالیتهای علمی و فرهنگی، مهمترین ویژگی یک مبلغ، معلم، پژوهشگر یا فعال فرهنگی که میخواهد پیام عاشورا را به جامعه منتقل کند چیست؟
مهمترین ویژگی فردی که میخواهد پیام عاشورا را به جامعه منتقل کند، این است که پیش از هر چیز خود با حقیقت این فرهنگ زندگی کرده باشد. انتقال مفاهیم دینی تنها با سخن گفتن یا ارائه اطلاعات تحقق پیدا نمیکند، بلکه زمانی اثرگذار خواهد بود که از باور، معرفت و عمل سرچشمه بگیرد. مردم بیش از آنکه به گفتار افراد توجه کنند، رفتار، منش و سبک زندگی آنان را میبینند. اگر مبلغ، معلم، استاد دانشگاه یا فعال فرهنگی در عمل به ارزشهایی همچون عدالت، صداقت، مسئولیتپذیری، ایثار و کرامت انسانی پایبند باشد، سخن وی نیز بر دل مخاطب خواهد نشست. در حقیقت، بهترین شیوه تبلیغ، ارائه الگوی عملی از همان ارزشهایی است که انسان دیگران را به آن دعوت میکند.
در دنیای امروز شیوههای تبلیغ نیز دستخوش تحول شده است. دیگر نمیتوان تنها با روشهای سنتی با مخاطبان گسترده، بهویژه نسل جوان، ارتباط برقرار کرد. همانگونه که هنر ظرفیت بالایی برای انتقال مفاهیم عاشورا دارد، ابزارهای نوین ارتباطی نیز میتوانند این مسیر را هموارتر کنند. امروز یک کتاب، یک فیلم، یک مجموعه نمایشی، یک مستند، یک اثر گرافیکی یا حتی یک محتوای کوتاه در فضای مجازی میتواند در زمانی اندک به دست میلیونها مخاطب برسد. بنابراین فعالان فرهنگی و مبلغان دینی باید با این ظرفیتها آشنا باشند و بیاموزند چگونه مفاهیم عمیق دینی را در قالبهایی جذاب، دقیق و متناسب با نیاز مخاطب امروز ارائه کنند. البته در این مسیر نباید اصالت پیام فدای جذابیتهای ظاهری شود، بلکه هنر و رسانه باید در خدمت حقیقت قرار گیرند.
هدف اصلی تبلیغ دینی نیز نباید صرفاً افزایش اطلاعات مخاطب باشد. فلسفه عاشورا تربیت انسان است؛ انسانی که نسبت به سرنوشت خود و جامعه احساس مسئولیت داشته باشد، در برابر ظلم بیتفاوت نماند، عزت و کرامت خویش را حفظ کند و برای تحقق عدالت تلاش کند. اگر تبلیغ دینی و آثار هنری بتوانند چنین تحولی در اندیشه و رفتار انسان ایجاد کنند، رسالت خود را به درستی انجام دادهاند. فرهنگ عاشورا ظرفیت آن را دارد که نه تنها جامعه اسلامی، بلکه همه انسانهای آزاده جهان را مخاطب قرار دهد و این مسئولیت سنگینی را بر دوش فعالان فرهنگی و هنرمندان قرار میدهد.
در کنار فعالیتهای تبلیغی، همواره تلاش کردهام بخشی از تجربیات علمی و اجرایی خود را در قالب آثار پژوهشی و آموزشی در اختیار علاقهمندان قرار دهم. یکی از این آثار، کتاب «مدیریت اسلامی» است که با هدف تبیین مبانی مدیریت از منظر آموزههای اسلامی تدوین شده و در برخی دانشگاهها به عنوان منبع آموزشی مورد استفاده قرار گرفته است. هدف از نگارش این کتاب، ارائه الگویی از مدیریت مبتنی بر عدالت، مسئولیتپذیری، امانتداری و خدمت به مردم است تا نشان دهد مدیریت در نگاه اسلام تنها یک دانش اداری نیست، بلکه با اخلاق و ارزشهای دینی پیوندی عمیق دارد.
اثر دیگری که تدوین شده، به موضوع مدیریت مدارس علمیه و مراکز آموزشی اختصاص دارد. در این کتاب تلاش شده است اصول اداره مجموعههای آموزشی و تربیتی بر پایه مبانی اسلامی تبیین شود و راهکارهایی برای ارتقای مدیریت در مراکز علمی و فرهنگی ارائه شود. همچنین کتاب «موفقیت در تبلیغ» با هدف کمک به مبلغان، معلمان و فعالان فرهنگی تألیف شده است تا راهکارهایی برای افزایش اثربخشی تبلیغ دینی، شیوههای صحیح ارتباط با مخاطب و بهرهگیری از روشهای نوین در عرصه تبلیغ ارائه دهد. در همه این آثار، تلاش شده است میان مباحث نظری و تجربههای عملی پیوند برقرار شود تا مطالب صرفاً جنبه آموزشی نداشته باشند، بلکه در میدان عمل نیز قابل استفاده باشند.
جامعه امروز بیش از هر زمان دیگری به نیروهایی نیاز دارد که در کنار تخصص علمی، از بینش دینی، اخلاق حرفهای و احساس مسئولیت اجتماعی نیز برخوردار باشند. مدیر، معلم، پژوهشگر، مبلغ و هنرمند هر کدام میتوانند در ساختن جامعهای مبتنی بر ارزشهای عاشورایی نقشآفرینی کنند، مشروط بر آنکه میان علم، ایمان و عمل پیوند برقرار سازند. اگر این نگاه در عرصههای علمی، فرهنگی و هنری تقویت شود، فرهنگ عاشورا از محدوده مناسبتهای مذهبی فراتر خواهد رفت و به عنوان یک سبک زندگی در همه عرصههای اجتماعی حضور خواهد داشت؛ فرهنگی که انسان را به عزت، عدالت، مسئولیتپذیری، خدمت به مردم و دفاع از حقیقت دعوت میکند و میتواند راهنمای جامعه در مسیر پیشرفت مادی و معنوی باشد.
انتهای پیام