کد خبر: 4365663
تاریخ انتشار : ۰۱ مرداد ۱۴۰۵ - ۱۰:۲۰

روایت خانه‌ای که قرآن، صبر و شهادت در آن به هم پیوند خورده‌اند

دوازدهمین دیدار جامعه قرآنی با خانواده شهدای قرآنی در سال ۱۴۰۵، با حضور جمعی از قاریان، حافظان، استادان و فعالان این حوزه به میزبانی خانواده سه شهید والامقام برگزار شد؛ دیداری که بیش از آنکه یک مراسم تکریم باشد، کلاس درس «زندگی با قرآن» بود.

خانه‌ای که قرآن، صبر و شهادت در آن به هم پیوند خورده‌اند/ روایت بانویی که سه شهید را در آغوش تاریخ داردبه گزارش خبرنگار ایکنا، شهدا زنده‌اند؛ نه فقط در وعده صریح قرآن کریم که می‌فرماید: «وَلَا تَحْسَبَنَّ الَّذِينَ قُتِلُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ أَمْوَاتًا بَلْ أَحْيَاءٌ عِندَ رَبِّهِمْ يُرْزَقُونَ»، بلکه در تداوم راهی که خانواده‌هایشان هر روز با صبر، ایمان و انس با کلام وحی ادامه می‌دهند. آنان که روزی برای دفاع از دین و میهن از جان گذشتند، امروز در آیینه زندگی همسران، فرزندان و مادرانشان، همچنان معلمان اخلاص، استقامت و قرآن‌ هستند؛ خانواده‌هایی که سال‌هاست بار سنگین فراق را با وعده‌های الهی سبک کرده‌اند و روایت زندگی‌شان، ترجمان عملی آیات صبر و توکل است.

در همین راستا، دوازدهمین دیدار جامعه قرآنی با خانواده‌های شهدای قرآنی در سال ۱۴۰۵، عصر چهارشنبه ۳۱ تیرماه، با حضور جمعی از اساتید، قاریان، حافظان، فعالان و چهره‌های قرآنی کشور برگزار شد؛ دیداری که این بار به منزل خانواده‌ای قدم گذاشت که نام سه شهید را در کارنامه خود ثبت کرده است؛ شهید یحیی محمدی‌نیا، شهید احمد دادستان و شهید حجت‌الله ضرغام فیروزی.

خانه، با عطر قرآن و روضه حضرت زهرا(س) آشنا بود؛ خانه‌ای که سال‌هاست هر ماه، در سیزدهمین روز ماه قمری، میزبان مجلس ذکر اهل‌بیت(ع) است؛ نذری که بانوی این خانه برای شفای فرزندش بسته و تا امروز با همان اخلاص ادامه یافته است.

فضای این دیدار، بیش از آنکه رنگ یک مراسم رسمی داشته باشد، حال و هوای محفلی صمیمی و سرشار از معنویت داشت. تلاوت آیاتی از قرآن، ذکر خاطرات شهدا، گفت‌وگو درباره سبک زندگی قرآنی آنها و شنیدن روایت‌های ناب از زبان خانواده شهدا، حاضران را بارها به تأمل و اشک واداشت.

محور اصلی این دیدار، سخنان فاطمه دادستان، همسر شهید یحیی محمدی‌نیا (همسر نخست) و همسر شهید حجت‌الله ضرغام فیروزی و خواهر شهید احمد دادستان بود؛ بانویی که زندگی‌اش با قرآن، شهادت و صبر گره خورده و روایتش، تصویری روشن از ایمان در سخت‌ترین لحظات زندگی ارائه می‌دهد.

خانه‌ای که قرآن، صبر و شهادت در آن به هم پیوند خورده‌اند

وی با مرور واپسین لحظات وداع با همسر نخست خود، شهید یحیی محمدی‌نیا، گفت: آن روز که می‌خواست به جبهه برود، سه بار حالم بد شد. وقتی برای خداحافظی آمد، شانه‌هایم را گرفت و گفت: «فاطمه! فقط بگو نرو، اگر بگویی نمی‌روم.» حتی سه بار این جمله را تکرار کرد. اما من هیچ‌وقت نتوانستم مانع رفتنش شوم. به او گفتم اگر خدا تو را دعوت کرده، حتماً مصلحتی در این دعوت بوده است و من هرگز نمی‌گویم نرو.

شهید یحیی محمدی‌نیا که تنها شش ماه از آغاز زندگی مشترکش با همسرش می‌گذشت، در ۲۲ فروردین ۱۳۶۲ در عملیات والفجر یک، در منطقه شمال فکه به شهادت رسید و به دلیل شدت آتش دشمن، پیکرش در منطقه باقی ماند و نزدیک به ۱۲ سال مفقودالاثر بود.

فاطمه دادستان ادامه داد: حدود یازده سال و چند ماه پیکر همسرم در ارتفاعات شمال فکه ماند تا اینکه خرداد ۱۳۷۳ خبر آوردند که پیکرش تفحص شده است. همان روزی بود که پسرم امتحان ریاضی داشت. او را از مدرسه آوردند تا در مراسم تشییع پدرش شرکت کند. ابتدا در قم تشییع شد و سپس پیکر را به تهران آوردیم و در قطعه ۲۷ بهشت زهرا(س)، کنار برادرم، شهید احمد دادستان، به خاک سپردیم؛ قبری که سال‌ها خالی مانده بود و همیشه در دلم آرزو می‌کردم روزی یحیی در همان جا آرام گیرد.»

وی با اشاره به تقارن تلخ شهادت همسر و برادرش افزود: سالروز شهادت همسرم با چهلم برادرم در یک روز قرار گرفت. برادرم، شهید احمد دادستان، هفتم اسفند ۱۳۶۲ در عملیات خیبر به شهادت رسید و سال بعد، سالروز یحیی با چهلم احمد همزمان شد؛ روزی که هیچ‌گاه از خاطرم نمی‌رود.


گزارش تصویری دوازدهمین دیدار جامعه قرآنی با خانواده های شهدای قرآنی


خانواده‌ای که قرآن در آن میراث نسل‌هاست

دادستان در ادامه، ریشه انس خانواده خود با قرآن را میراثی خانوادگی دانست و گفت: قرآن در خانواده ما موروثی است. مادربزرگم معلم قرآن بود، مادرم سال‌ها در خانه به بانوان قرآن آموزش می‌داد. از طرف خانواده مادری تقریباً همه روحانی یا خادم قرآن بودند. دخترخاله‌ها و دخترعموهایم حافظ قرآن‌ هستند و فضای زندگی ما همیشه با قرآن عجین بوده است.

وی با اشاره به فعالیت‌های قرآنی خود افزود: اگر امروز توفیق تدریس قرآن و روایتگری تفسیر قرآن را دارم، همه را لطف خدا می‌دانم. البته این مسیر پس از ابتلای پسرم به بیماری سخت برایم گشوده شد. پیش از آن، به این شکل وارد عرصه تدریس قرآن نشده بودم؛ اما احساس می‌کنم خداوند در برابر صبری که در آن امتحان سخت داشتیم، راه انس بیشتر با قرآن را به روی ما باز کرد.

دادستان تأکید کرد: «برادر  شهیدم طلبه بود، برادر بزرگ‌ترم هم روحانی است و شهید حجت‌الله ضرغام فیروزی نیز سال‌ها در عرصه فعالیت‌های فرهنگی و سیاسی حوزه علمیه قم حضور داشت. در حقیقت همه اعضای خانواده ما به نوعی با قرآن و معارف دینی پیوند خورده‌اند.»

خانه‌ای که قرآن، صبر و شهادت در آن به هم پیوند خورده‌اند/ روایت بانویی که سه شهید را در آغوش تاریخ دارد

صبری که با قرآن معنا پیدا کرد

یکی از تأثیرگذارترین بخش‌های این دیدار، روایت فاطمه دادستان از بیماری فرزندش بود؛ بیماری سختی که سال‌ها خانواده را درگیر کرد، اما به گفته او، قرآن مهم‌ترین تکیه‌گاهشان شد.

وی گفت: امتحانی که خدا برای ما قرار داد، بسیار سخت بود. بیماری پسرم، رنج عروسم و روزهای دشوار زندگی، اگر با قرآن همراه نبود، تحملش ممکن نبود. هنوز هم وقتی آن روزها را به یاد می‌آورم، اشکم جاری می‌شود.

دادستان افزود: آن زمان تنها دعایم این بود که خدایا اگر قرار است فرزندم را از من بگیری، با شهادت باشد؛ چون تحمل مرگ غیر از شهادت برای یک مادر بسیار سخت است. خدا را شکر می‌کنم که او را برای ما حفظ کرد.

وی با قدردانی از عروس خود گفت: پسرم امروز با نیمی از قلبش زندگی می‌کند. گاهی چند روز فعالیت می‌کند و بعد باید یک هفته استراحت کند. اما اگر همسرش، نبود، شاید امروز چنین نعمتی را نداشتیم. همیشه می‌گویم نفس‌هایی که امروز پسرم می‌کشد، مدیون همسرش است. او بهترین عروس دنیاست و من همیشه از خدا بابت وجودش سپاسگزارم.

نذر ماهانه‌ای که بیش از سه دهه ادامه دارد

فاطمه دادستان سپس از نذری سخن گفت که بیش از سه دهه است بی‌وقفه در خانه‌ برپا می‌شود و افزود: وقتی پزشکان بیماری قلبی پسرم را تشخیص دادند، روز سیزدهم جمادی‌الاول بود؛ روز نخستین روایت شهادت حضرت زهرا(س). همان روز نذر کردم اگر خداوند لطف کند، هر ماه در روز سیزدهم مجلس روضه حضرت زهرا(س) را در خانه‌ام برگزار کنم.

وی ادامه داد: پزشکان گفته بودند فرزندم شاید بیش از هجده سال عمر نکند، اما امروز او ۴۳ سال دارد. من این را فقط لطف خدا و عنایت حضرت زهرا(س) می‌دانم و دعا می‌کنم تا زمانی که زنده هستم، این مجلس روضه از خانه‌ام برچیده نشود.

خانه‌ای که قرآن، صبر و شهادت در آن به هم پیوند خورده‌اند

خانه‌ای که هر ماه میزبان محفل قرآن و بصیرت است

در ادامه این دیدار، جمعی از حاضران نیز درباره فضای معنوی منزل خانواده شهدا سخن گفتند. یکی از فعالان قرآنی حاضر اظهار کرد: سال‌هاست روز سیزدهم هر ماه در این خانه مجلس قرآن، روضه حضرت زهرا(س)، نماز جماعت و نشست‌های تبیینی برگزار می‌شود. این خانه به برکت حضور خانواده شهدا، به محفل دائمی انس با قرآن و اهل‌بیت(ع) تبدیل شده است.

وی افزود: با وجود مشکلات جسمی و سختی‌های فراوان، میزبان این محافل هیچ‌گاه جلسات را تعطیل نکرده و همواره در عرصه جهاد تبیین و حمایت از ارزش‌های انقلاب اسلامی فعال بوده است.

از شهید مفقودالاثر تا همسر جانباز شیمیایی

زندگی فاطمه دادستان، روایت سه مقطع بزرگ از تاریخ ایثار این سرزمین است. وی در ۱۷ سالگی با شهید یحیی محمدی‌نیا ازدواج کرد؛ جوانی متولد ۲۳ مرداد ۱۳۳۹ در تهران که پس از پایان دوره سوم راهنمایی، کارگری می‌کرد و با آغاز دفاع مقدس به عنوان بسیجی راهی جبهه شد. زندگی مشترک آنان تنها شش ماه دوام یافت و شهادت و سال‌ها مفقودالاثری، فصل نخست این روایت شد.

سال‌ها بعد، او با شهید حجت‌الله ضرغام فیروزی، از جانبازان دفاع مقدس و مدیر سیاسی جامعه مدرسین حوزه علمیه قم ازدواج کرد؛ شخصیتی فرهنگی و انقلابی که پس از تحمل سال‌ها رنج ناشی از جراحات و عوارض شیمیایی دوران دفاع مقدس، سرانجام به خیل شهدا پیوست و سومین برگ زرین شهادت را در این خانواده رقم زد.

در کنار این دو شهید، برادر فاطمه دادستان، شهید احمد دادستان، نیز در عملیات خیبر به شهادت رسید تا این خانواده، سه بار طعم فراق عزیزان خود را در راه خدا بچشد.

خانه‌ای که قرآن، صبر و شهادت در آن به هم پیوند خورده‌اند/ روایت بانویی که سه شهید را در آغوش تاریخ دارد

استمرار راه شهدا با قرآن

در پایان این دیدار، حاضران ضمن تجلیل از صبر، استقامت و فعالیت‌های قرآنی خانواده شهدا، بر ضرورت ثبت و انتقال این روایت‌ها به نسل جوان تأکید کردند.

دوازدهمین دیدار جامعه قرآنی با خانواده‌های شهدای قرآنی، بار دیگر نشان داد که فرهنگ ایثار و شهادت، زمانی ماندگار خواهد ماند که با فرهنگ قرآن گره بخورد؛ همان حقیقتی که در زندگی خانواده شهیدان محمدی‌نیا، دادستان و ضرغام فیروزی به زیباترین شکل متجلی شده است.

در این خانه، قرآن تنها کتاب تلاوت نیست؛ شیوه زندگی است. صبر، تنها یک فضیلت اخلاقی نیست؛ ترجمه عملی وعده‌های الهی است. و شهادت، پایان زندگی نیست؛ آغاز حضوری است که سال‌ها بعد نیز در خاطره، رفتار، تربیت فرزندان، جلسات قرآن و حتی در نفس‌های بازماندگان ادامه پیدا می‌کند.

شاید راز ماندگاری این خانواده نیز همین باشد؛ اینکه همه رنج‌های خود را با آیات الهی معنا کرده‌اند و هر بار که داغی تازه بر دلشان نشسته، پاسخ آن را نه در گلایه، بلکه در کلام خدا جسته‌اند؛ همان کلامی که آنان را از میان سخت‌ترین امتحان‌های زندگی، به آرامش و امید رسانده است.

انتهای پیام
خبرنگار:
وهاب خدابخشی
captcha