حجتالاسلام والمسلمین محمدعلی علیگو پژوهشگر علوم دینی و معاون پژوهشی مؤسسه فرهنگی و تحقیقاتی لیلةالقدر در گفتوگو با ایکنا از قم با محوریت تحلیل و بررسی کتاب «در خیمه حسین(ع)» اظهار کرد: برای حضور در خیمه
سیدالشهدا(ع) و پایداری در مسیر حق باید ویژگیهایی در وجود انسان تقویت شود، همراهی با
امام حسین(ع) و
امام زمان(عج) تنها با یک نگاه حداقلی به دین امکانپذیر نیست.
وی افزود: نگاه حداقلی به دین، به این معناست که انسان تنها به انجام برخی واجبات مانند نماز، روزه یا رعایت حداقلهای ظاهری بسنده کند، «وَمِنَ النَّاسِ مَنْ يَعْبُدُ اللَّهَ عَلَى حَرْفٍ فَإِنْ أَصَابَهُ خَيْرٌ اطْمَأَنَّ بِهِ وَإِنْ أَصَابَتْهُ فِتْنَةٌ انْقَلَبَ عَلَى وَجْهِهِ خَسِرَ الدُّنْيَا وَالْآخِرَةَ ذَلِكَ هُوَ الْخُسْرَانُ الْمُبِينُ؛ و از ميان مردم كسى است كه خدا را فقط بر يک حال و بدون عمل مىپرستد پس اگر خيرى به او برسد بدان اطمينان يابد و چون بلايى بدو رسد روى برتابد در دنيا و آخرت زيان ديده است اين است همان زيان آشكار» (سوره حج/ آیه 11)، برخی خدا را تنها در بخشی از زندگی خود عبادت میکنند و این افراد شاید سهمی برای خدا در زندگی قائل باشند، اما بخش عمده زندگی آنان در اختیار معبودهای دیگری همچون مال، مقام، شهرت، شهوت یا حتی تعلقات خانوادگی قرار دارد.
علیگو ادامه داد: اصل این امور مذموم نیست، اما مشکل از جایی آغاز میشود که این امور به هدف اصلی زندگی انسان تبدیل شوند که در چنین شرایطی، خداوند،
اهل بیت(ع) و حتی امام زمان(عج) به ابزاری برای رسیدن به خواستههای دنیوی تبدیل میشوند، اگر هدف انسان تقرب به خدا و اهل بیت(ع) باشد، دنیا وسیلهای برای رسیدن به این هدف خواهد بود و انسان در این نگاه؛ ثروت، قدرت و جایگاه اجتماعی را برای خدمت به دین، یاری امام زمان(عج)، رفع مشکلات مؤمنان و مقابله با ظلم میخواهد.
وی تصریح کرد: همانگونه که در سیره امام صادق(ع) نیز مشاهده میشود که آن حضرت برای رفع اختلافات مالی شیعیان از اموال خود هزینه میکردند، اما اگر هدف اصلی؛ کسب قدرت، شهرت یا ثروت باشد، جایگاه خدا و امام زمان(عج) به ابزاری برای تأمین خواستههای شخصی تنزل پیدا میکند و انسان تنها هنگام گرفتاری به یاد امام عصر(عج) میافتد و از ایشان برای حل مشکلات مادی خود کمک میخواهد، در حالیکه مسیر صحیح آن است که انسان و همه داشتههایش را در خدمت امام قرار دهد، نه اینکه امام را در خدمت خواستههای خود بخواهد.
محبت حقیقی به امام، ثمره معرفت است
علیگو با بیان اینکه نخستین ویژگی همراهان حقیقی اهل بیت(ع)، «معرفت» است، گفت: انسان باید امام را حاکم، سرپرست، دلسوز و آگاه به همه نیازهای خود بداند و باور داشته باشد که امام او را میشناسد، دوست دارد و شایستهترین فرد برای مدیریت زندگی اوست که چنین معرفتی سبب میشود انسان زمام امور خود را به امام بسپارد، بدون معرفت؛ بسیاری از رفتارهای دینی و مذهبی تنها از روی احساس و هیجان خواهد بود، هیجانی که ماندگار نیست و همه ابعاد زندگی انسان را دربرنمیگیرد، اما معرفت؛ زمینهساز پایداری، عمق و جامعیت در مسیر همراهی با اهل بیت(ع) است.
وی «محبت» را دومین ویژگی لازم برای ماندن در خیمه امام حسین(ع) دانست و بیان کرد: محبت حقیقی، ثمره معرفت است، هنگامی که انسان به محبت و دلسوزی اهل بیت(ع) نسبت به خود پی ببرد، محبت آنان در دل او ریشه میدواند، محبت انسانها به یکدیگر معمولا بر پایه رفع نیازها شکل میگیرد و با تغییر شرایط ممکن است کمرنگ شود، اما محبت اهل بیت(ع) از سنخ دیگری است و آنان به دلیل عشق به خدا، بندگان خدا را دوست دارند و این محبت وابسته به سود و منفعت شخصی نیست.
علیگو افزود: اهل بیت(ع) با وجود همه ضعفها، لغزشها و گناهان انسان، او را دوست دارند، زیرا خداوند همچنان طالب هدایت بندگان خویش است و از همینرو، محبت آنان نسبت به انسان، محبتی خالص و برخاسته از عشق الهی است، نه از نیاز یا منفعت شخصی. درک محبت امام حسین(ع) برای بسیاری از انسانها آسانتر از درک محبت الهی است و بسیاری از مؤمنان این محبت را در مجالس عزاداری، زیارت کربلا و پیادهروی اربعین با تمام وجود احساس کردهاند؛ محبتی که حتی پس از لغزشها و گناهان نیز از دل انسان رخت برنمیبندد و این خود یکی از بزرگترین نعمتهای الهی است که باید از آن مراقبت کرد.
وی با بیان اینکه اهل بیت(ع) هیچ سود شخصی از هدایت انسانها نمیبرند، ادامه داد: تمام تلاش آنان تنها برای سعادت بندگان است، حتی در واقعه عاشورا نیز امام حسین(ع) کسانی را که حاضر به یاری ایشان نبودند، تنها از شنیدن ندای استغاثه خود برحذر داشتند تا گرفتار عذاب الهی نشوند؛ زیرا دغدغه اصلی آن حضرت، نجات انسانها بود، نه یاری گرفتن برای خود و هنگامی که انسان این محبت خالصانه را درک کند، خود نیز به محبت اهل بیت(ع) گرفتار میشود.
علیگو تصریح کرد: شناخت منشأ این محبت، انسان را به نمونههای والای عشق و ایثار در کربلا رهنمون میکند، از حضرت علیاصغر(ع) و حضرت قاسم بن الحسن(ع) گرفته تا حضرت زینب(س) و امام سجاد(ع) که هر یک جلوهای از محبت عمیق به ولایت را به نمایش گذاشتند. محبت حقیقی، قدرت تحمل سختترین مصائب را به انسان میبخشد و حضرت زینب(س) نیز پس از واقعه عاشورا بهدلیل ریشه محبت عمیق به خدا و ولایت، توانست در برابر سختترین بلاها استوار بماند.
از محبت میتوان به اطاعت از ولی خدا رسید
وی در ادامه با اشاره به مراتب محبت گفت: نخستین مرتبه آن زمانی است که انسان با وجود احتمال شکست، در کنار ولی خدا باقی میماند. بسیاری در طول مسیر نهضت عاشورا، هنگامی که احتمال پیروزی را اندک دیدند، امام حسین(ع) را ترک کردند، اما گروهی با وجود ترس از شکست، به دلیل محبت به آن حضرت تا شب عاشورا در کنار ایشان ماندند. مرتبه بالاتر محبت، جایی است که انسان یقین دارد در این مسیر به شهادت خواهد رسید، اما همچنان از همراهی ولی خدا دست نمیکشد.
علیگو بیان کرد: شب عاشورا، هنگامی که امام حسین(ع) به یاران خود اجازه رفتن دادند و شهادت فردای آنان را اعلام کردند، اصحاب با آگاهی کامل از سرانجام خود، ماندن در کنار امام را برگزیدند و این، اوج محبت و وفاداری به ولایت بود و مرحلهای فراتر از تحمل احتمال یا یقین به شکست وجود دارد و آن، غلبه محبت بر طبیعت انسان است که در این مرحله، انسان دیگر تنها به حفظ جان خود نمیاندیشد، بلکه جان خویش را سپر ولی خدا میکند و با آگاهی به استقبال خطر میرود.
وی افزود: نمونه روشن این مرتبه را میتوان در رفتار سعید بن عبدالله حنفی مشاهده کرد؛ کسی که در نماز ظهر عاشورا، خود را سپر تیرهای دشمن قرار داد تا آسیبی به امام حسین(ع) نرسد، همچنین حضرت عبدالله بن حسن(ع) با وجود سن کم، هنگامی که دشمن قصد حمله به امام را داشت، دست خود را سپر شمشیر قرار داد و این رفتارها برخلاف طبیعت عادی انسان است، زیرا طبیعت انسان؛ حفظ جان خویش را اقتضا میکند، اما محبت حقیقی به ولی خدا، انسان را از این مرحله فراتر میبرد.
علیگو ادامه داد: هنگامی که محبت به این مرتبه برسد، دیگر انسان زندگی، آسایش و حتی بهشت را نیز بدون ولی خدا نمیخواهد، اصحاب امام حسین(ع) در شب عاشورا اعلام کردند که اگر دنیا تا ابد باقی بماند و سراسر آن سرشار از آسایش باشد، اما از همراهی با امام محروم باشند، چنین زندگیای برای آنان ارزشی نخواهد داشت. معرفت و محبت، انسان را از تعلقات دنیوی فراتر میبرد و در این مرحله، دنیا دیگر هدف نیست، بلکه تنها فرصتی برای خدمت به امام و انجام وظیفه الهی است.
وی اظهار کرد: محبتی که به اطاعت نینجامد، محبتی سطحی و هیجانی است، محبت حقیقی زمانی آشکار میشود که انسان در همه انتخابها و تصمیمهای زندگی، فرمان خدا و اهل بیت(ع) را بر خواستههای شخصی خود مقدم بدارد. شور، اشک، عزاداری و احساسات مذهبی ارزشمند هستند، اما اگر به اطاعت عملی منجر نشوند، نمیتوانند معیار محبت حقیقی باشند. عیار محبت، در جایی سنجیده میشود که فرمان الهی با خواستههای نفسانی انسان در تعارض قرار گیرد و فرد، رضای خدا را بر تمایلات خود ترجیح دهد.
اطاعت یعنی قربانی خواستههای نفسانی در برابر اراده الهی
وی تصریح کرد: «قُلْ إِنْ كُنْتُمْ تُحِبُّونَ اللَّهَ فَاتَّبِعُونِي يُحْبِبْكُمُ اللَّهُ وَيَغْفِرْ لَكُمْ ذُنُوبَكُمْ وَاللَّهُ غَفُورٌ رَحِيمٌ؛ بگو: اگر خدا را دوست دارید، پس مرا پیروی کنید تا خدا هم شما را دوست بدارد، و گناهانتان را بیامرزد؛ و خدا بسیار آمرزنده و مهربان است» (سوره آل عمران، آیه 31)، قرآن کریم نیز ملاک محبت واقعی را اطاعت میداند و وعده داده است که در پرتو این اطاعت، انسان به محبت ویژه الهی و قرب پروردگار دست خواهد یافت.
علیگو بیان کرد: حقیقت عید قربان نیز همین است؛ یعنی انسان خواستههای نفسانی خود را در برابر اراده الهی قربانی کند و هر روزی که انسان مرتکب گناه نشود و از مسیر اطاعت خدا و اهل بیت(ع) خارج نگردد، برای او عید قربان است؛ زیرا در آن روز، یک گام به خدا نزدیکتر شده است. حرکت در مسیر اولیای الهی نیازمند مجاهدت و صبر است و نمیتوان انتظار داشت که انسان با کمترین تلاش و بدون التزام عملی، در خیمه امام حسین(ع) باقی بماند.
وی افزود: اگر کاری برای خدا و اهل بیت(ع) انجام میدهیم، باید آن را با بهترین کیفیت، دقت و اخلاص انجام دهیم، زیرا هر عملی که رنگ هدیه به امام حسین(ع) بگیرد، باید از سایر کارهای ما ممتازتر و شایستهتر باشد. احسان، تنها انجام دادن یک کار نیست، بلکه انجام دادن آن به بهترین شکل ممکن است و همانگونه که انسان نباید کار نادرست را انجام دهد، در انجام کارهای نیک نیز باید نهایت دقت، عشق و کیفیت را به کار گیرد، زیرا این شیوه، جلوهای از اطاعت حقیقی و محبت صادقانه به خدا و اهل بیت(ع) است.
علیگو با اشاره به تفاوت میان «احسان» و «اسائه» در قرآن کریم ادامه داد: قرآن کریم میفرماید کسانی که مرتکب بدی میشوند، بدی را نیز به بدترین شکل انجام میدهند؛ همانگونه که در حادثه عاشورا، دشمن تنها به شهادت امام حسین(ع) بسنده نکرد، بلکه با رفتارهای غیرانسانی و قساوتی بیسابقه، جنایت خود را به اوج رساند و در مقابل، اهل احسان کسانی هستند که کار نیک را نیز به بهترین و کاملترین شکل انجام میدهند.
وی بیان کرد: معرفت، محبت و اطاعت، انسان را به مرحلهای میرساند که در پی شناخت دقیق مسیر حق برمیآید و این همان معنای «فقه» است؛ یعنی انسان برای رسیدن به امام و همراهی با ولی خدا، باید راه را بشناسد، موانع را بداند و نسبت به خطرات مسیر آگاه باشد. شناخت این مسیر، حالت «حَذَر» و مراقبت را در انسان ایجاد میکند، مؤمن هنگامی که راه رسیدن به خدا و اهل بیت(ع) را شناخت، با دقت و تقوا حرکت میکند تا گرفتار لغزش نشود و فقه به معنای شناخت راه و تقوا یعنی مراقبت در پیمودن مسیر حق است.
تسلیم؛ آخرین ویژگی همراهان حقیقی اهلبیت(ع)
علیگو تصریح کرد: پس از معرفت، محبت و اطاعت، مرحلهای والاتر به نام «تسلیم» قرار دارد، اطاعت به این معناست که انسان فرمانی را انجام دهد، اما ممکن است در دل خود نسبت به آن پرسش یا گلایه داشته باشد؛ در حالی که تسلیم یعنی علاوه بر عمل، قلب انسان نیز کاملا پذیرای فرمان ولی خدا باشد و هیچ احساس مخالفت یا تردیدی در درون خود نداشته باشد.
وی گفت: در دوران غیبت صغری، هنگامی که یکی از نواب خاص امام زمان(عج) در آستانه رحلت قرار گرفت، با معرفی جانشین خود، فردی را که در ظاهر از جایگاه اجتماعی پایینتری برخوردار بود به عنوان نائب بعدی معرفی کرد و در همان لحظه، یکی از بزرگان حاضر در مجلس بدون هیچ تردیدی برخاست، دست او را بوسید و جایگاه خود را به وی واگذار کرد. این رفتار، جلوهای از تسلیم حقیقی در برابر اراده امام بود.
علیگو افزود: نمونه دیگری از این روحیه را میتوان در رفتار یکی از بستگان امام جواد(ع) مشاهده کرد که با وجود سن بسیار بالا و جایگاه علمی خود، پس از اعلام امامت آن حضرت، با کمال تواضع در برابر ایشان نشست و دست امام را بوسید، چنین تسلیمی تنها زمانی حاصل میشود که انسان خواستههای نفسانی خود را کنار بگذارد و اراده خویش را در اراده امام فانی کند و همین روحیه را در سیره بزرگان معاصر نیز میتوان مشاهده کرد که نمونه آن بیعت علمای بزرگ و مراجع عالیقدر با رهبر معظم انقلاب، آیتالله سیدمجتبی خامنهای بود.
وی با بیان اینکه تسلیم، مرتبهای بسیار دشوار و ظریف است، اظهار کرد: انسان زمانی به این مقام میرسد که خواستههای شخصی خود را کنار گذاشته و نگاهش کاملا با نگاه امام هماهنگ شده باشد، به گونهای که حتی در انتخابهای جزئی نیز خود را بر ولی خدا مقدم نداند. هدف از طرح این مباحث آن است که آموزههای عاشورا و سیره اهلبیت(ع) از حد دانستن فراتر رفته و به بصیرت و سبک زندگی تبدیل شود، اگر این معارف در زندگی انسان جاری شود، میتواند در خیمه امام حسین(ع) و در مسیر امام زمان(عج) پایدار بماند.
انتهای پیام