دیدگاههای «رهبر شهید» آیتالله سید علی خامنهای در حوزه سیاست خارجی، منظومهای منسجم از مبانی اعتقادی، اصول ثابت و راهبردهای عملی است که طی سالها رهبری ایشان در قالب سخنرانیها، پیامها و سیاستگذاریهای کلان تبیین شده است. در این منظومه، استقلال همهجانبه کشور، اتکا به توان داخلی و حفظ عزت ملی جایگاهی محوری دارد و بر این باور استوار است که استقلال سیاسی بدون پشتوانه اقتصادی، علمی و فناوری پایدار نخواهد بود.
سیاست خارجی در اندیشه ایشان بر اصول «عزت، حکمت و مصلحت»، مقاومت در برابر نظام سلطه، توسعه روابط با همسایگان و کشورهای مستقل، دیپلماسی فعال و قدرت درونزا استوار است. در همین چارچوب، حمایت از آرمان فلسطین و نقشآفرینی در شکلگیری و تثبیت محور مقاومت نیز از مهمترین مؤلفههای این رویکرد به شمار میرود.
بیشتر بخوانید:
در این راستا ایکنا با عماد آبشناس، پژوهشگر مسائل منطقه و مدیر منطقهای خبرگزاری اسپوتنیک روسیه گفتوگو کرده است که در ادامه میخوانیم:
ایکنا ـ یکی از مهمترین مؤلفههای اندیشه رهبر شهید در حوزه سیاست خارجی، تأکید بر استقلالخواهی در کنار تعامل با جهان بود. ایشان همواره بر گسترش روابط با کشورهای مختلف، بهویژه همسایگان، تأکید داشتند، اما حفظ استقلال و خودکفایی را خط قرمز سیاست خارجی میدانستند. این رویکرد چه میراثی برای دیپلماسی جمهوری اسلامی بر جای گذاشته است؟
رهبر شهید در اصل مخالف برقراری رابطه با هیچ کشوری نبودند. حتی درباره آمریکا نیز اگر روزی این کشور خواهان برقراری روابطی متوازن، مبتنی بر احترام متقابل و بدون رویکرد سلطهجویانه با ایران باشد، از این منظر مانعی وجود ندارد. تنها استثنا در نگاه ایشان، رژیم صهیونیستی بود که اساساً آن را به رسمیت نمیشناختند.
مشکل جمهوری اسلامی با آمریکا به دلیل رفتارهای سلطهطلبانه و نگاه ارباب ـ رعیتی واشنگتن نسبت به ایران و رفتار استعمارگونه آن بود؛ نگاهی که آمریکا در قبال بسیاری از کشورهای منطقه نیز دنبال میکند. طبیعی است که ملت ایران چنین رویکردی را نمیپذیرد و بر حفظ استقلال و عزت خود تأکید دارد.
در مقابل، رهبر شهید همواره بر تقویت روابط با سایر کشورها، بهویژه همسایگان و قدرتهای مهم آسیایی مانند روسیه، چین و هند تأکید داشتند. گسترش همکاری با این کشورها، ضمن تقویت جایگاه سیاسی جمهوری اسلامی در مجامع بینالمللی، قدرت چانهزنی ایران در مذاکرات و تعاملات بینالمللی، از جمله در برابر آمریکا، را نیز افزایش میدهد و اگر این پشتوانه را ایران داشته باشد قطعا محکمتر میتواند با آنها مذاکره کند.
از منظر اقتصادی نیز کشورهای منطقه، شرق آسیا، آفریقا و آمریکای لاتین، از کالای ایرانی استقبال و آن را خریداری میکنند یعنی آنها حوزه تجاری ایران محسوب میشوند که باید روابط ما با آنها تقویت شود. برخلاف برخی کشورهای اروپایی که عمدتاً به خرید مواد خام از ایران تمایل دارند، بسیاری از این کشورها از کالاهای تولیدی ایران استقبال میکنند و میتوانند بازار مناسبی برای صادرات محصولات ایرانی باشند. از اینرو، تقویت روابط سیاسی و اقتصادی با این کشورها، یکی از محورهای مورد تأکید رهبر شهید بود.
این نگاه امروز نیز در سیاستهای رهبر جدید، آیتالله سید مجتبی حسینی خامنهای، ادامه دارد و بر توسعه روابط متوازن با کشورهای مستقل و همسو با منافع ملی جمهوری اسلامی ایران تأکید میشود.
ایکنا ـ رهبر شهید همواره تأکید داشتند که سیاست خارجی جمهوری اسلامی باید بر سه اصل «عزت، حکمت و مصلحت» استوار باشد. این سه مؤلفه را میتوان اضلاع جداییناپذیر سیاست خارجی کشور دانست. از نگاه شما، این اصول چگونه در کنار یکدیگر، ضمن حفظ اقتدار ملی، منافع و عزت ایران را تأمین میکنند؟
سه اصل «عزت، حکمت و مصلحت» در اندیشه رهبر شهید، چارچوب اصلی سیاست خارجی جمهوری اسلامی را تشکیل میدهد. از نگاه ایشان، حفظ عزت ملت ایران و صیانت از استقلال کشور، مهمترین مبنای هرگونه تعامل با جهان بود و حکمت و مصلحت نیز باید در همین چارچوب تعریف و اجرا شود.
یکی از دلایل اصلی دشمنی ایالات متحده با جمهوری اسلامی ایران، پافشاری ملت ایران بر استقلال و عزت ملی است. آمریکا همچنان تلاش میکند سیاستهای سنتی استعمارگرانه خود را در جهان دنبال کند؛ سیاستی که بر اساس آن، دولتهایی بر سر کار باشند که منافع ملی کشور خود را در اختیار قدرتهای سلطهگر قرار دهند و در عمل مجری خواستههای آنان باشند.
نمونههای چنین رویکردی را میتوان در برخی کشورهای عربی منطقه و دیگر نقاط جهان مشاهده کرد؛ کشورهایی که اگرچه حاکمانشان از نظر ظاهری متعلق به همان ملتها هستند اما در عمل بخش قابل توجهی از تصمیمات و منافع ملی خود را در اختیار قدرتهای خارجی قرار میدهند.
این همان سیاستی است که میتوان آن را نوعی رویکرد مبتنی بر سلطه و استعمار نوین دانست. دلیل اصلی مخالفت و دشمنی آمریکا با جمهوری اسلامی نیز این است که ملت ایران چنین الگویی را نپذیرفته و در برابر آن ایستاده است. حاکمیت جمهوری اسلامی نیز با تکیه بر همین اصول، اجازه نداده است سیاستهای سلطهطلبانه بر منافع و تصمیمات کشور حاکم شود.
ایکنا ـ یکی از مهمترین یادگارهای رهبر شهید در حوزه سیاست خارجی، توجه ویژه به مسئله فلسطین و حمایت از مقاومت بود. نقش ایشان را در دفاع از آرمان فلسطین و شکلگیری و تثبیت محور مقاومت چگونه ارزیابی میکنید؟
از نگاه رهبر شهید، ریشه اصلی ناامنی و بحرانهای مستمر در منطقه، استمرار اشغالگری و سیاستهای رژیم صهیونیستی است. از زمان اشغال فلسطین و تشکیل این رژیم تاکنون، منطقه غرب آسیا هیچگاه روی آرامش پایدار را ندیده و تا زمانی که اشغالگری ادامه داشته باشد، دستیابی به امنیت و ثبات واقعی نیز امکانپذیر نخواهد بود.
حمایت جمهوری اسلامی از آرمان فلسطین، پیش از آنکه یک موضوع سیاسی باشد، مبتنی بر اصول حقوقی و انسانی است. نخست، دفاع از حق ملت فلسطین بر سرزمین خود و دوم، حمایت از حق ملتها برای دفاع مشروع در برابر اشغالگران؛ حقی که در منشور سازمان ملل متحد نیز به رسمیت شناخته شده است.
آمریکا و رژیم صهیونیستی سرزمین ملتهای دیگر را اشغال میکنند اما زمانی که مردم برای دفاع از سرزمین خود مقاومت میکنند، آنان را «تروریست» میخوانند؛ در حالی که مطابق حقوق بینالملل و منشور سازمان ملل، مقاومت در برابر اشغالگری حق مسلم ملتهاست.
جمهوری اسلامی ایران نیز بر همین مبنا، از حق ملتها برای دفاع از خود و مقاومت و ایستادگی ملتها حمایت میکند. این حمایت، علاوه بر استناد به قواعد حقوق بینالملل و منشور سازمان ملل، ریشه در باورهای اسلامی و انسانی ملت ایران دارد؛ بر این اساس، هر ملتی که مورد تجاوز قرار گیرد، ایران در حد توان خود از حق مشروع آن ملت برای مقاومت در برابر اشغالگران و تروریسم پشتیبانی خواهد کرد.
ایکنا ـ رهبر شهید در تحلیل تحولات منطقه و نظام بینالملل از مفاهیمی همچون «پیچ تاریخی» و «گذار به نظم نوین جهانی» استفاده میکردند. این ادبیات تا چه اندازه برخاسته از یک نگاه علمی و راهبردی بود و تحولات اخیر تا چه حد این تحلیلها را تأیید کرده است؟
این مفاهیم صرفاً تعابیری شعاری نبود، بلکه ریشه در مطالعات عمیق و نگاه راهبردی رهبر شهید به تحولات نظام بینالملل داشت. ایشان تسلط بالایی بر علم سیاست داشتند و بهعنوان یک متفکر و فیلسوف سیاسی، روندهای آینده جهان را با دقت دنبال و تحلیل میکردند.
امروز و پس از تحولات و جنگهای اخیر، بسیاری از تحلیلگران جهان به این نتیجه رسیدهاند که پیشبینیهای رهبر شهید درباره تغییر موازنه قدرت و شکلگیری نظم جدید جهانی، واقعبینانه و مبتنی بر شناخت دقیق روندهای بینالمللی بوده است.
یکی از مهمترین جلوههای این نگاه راهبردی، ایجاد ساختارها و سازماندهی منسجم در جمهوری اسلامی بود. همین سازماندهی موجب شد که ایران، حتی پس از شهادت رهبر کشور، جمعی از فرماندهان ارشد و مسئولان عالیرتبه، همچنان انسجام خود را حفظ کند و با اقتدار در برابر فشارها و اقدامات دشمن و ابرقدرت اول جهان، ایستادگی کند.
نتیجه این مدیریت راهبردی آن بود که با وجود همه فشارها و اهدافی که دشمن دنبال میکرد، نه تنها موفق به تصرف حتی یک وجب از خاک ایران نشد، بلکه نتوانست به اهداف اصلی خود نیز دست یابد؛ موضوعی که از آمادگی، انسجام و قدرت بازدارندگی جمهوری اسلامی حکایت دارد.
انتهای پیام