کد خبر: 4366593
تاریخ انتشار : ۰۶ مرداد ۱۴۰۵ - ۰۸:۵۸
شاعر و مترجم ترکیه‌ای:

ایرانیان، عشق به وطن را معنا می‌کنند

«فاطمه بتول سایوز» در یادواره ادبی شهید علی کیانی با عنوان «علی؛ جان‌فدای سیدعلی» از شهدای جنگ رمضان با تأکید بر آنکه ولایت‌پذیری، غیرت، ایمان، شجاعت، ایثار و شهادت از بارزترین صفات مردمان ایرانی است، گفت: ایرانیان با چنین صفاتی، عشق به وطن را معنا می‌کنند.

انتشار صبح سه شنبه 6 مرداد/////// مردمان ایران، عشق به وطن را معنی می‌کنندبه گزارش ایکنا؛ یادواره ادبی «علی؛ جان‌فدای سیدعلی» شامگاه  دوشنبه؛ پنجم مردادماه، با حضور جمعی از اهالی ادب و فرهنگ کشورهای ایران، ترکیه، پاکستان، هند و افغاستان، با اجرا و دبیری سیدمسعود علوی‌تبار به مبزبانی گروه بین‌المللی هندیران برگزار شد.

در این مراسم شاعرانی چون علیرضا قزوه، غلامرضا کافی، سیدمسعود علوی‌تبار، سیدحکیم بینش، علی مُزمَل لاهوری، مهدی باقرخان، سیدمهدی بنی‌هاشمی‌لنگرودی، نغمه مستشارنظامی، پروانه نجاتی، زهرا پرویزی و عینی رضوی حضور داشتند.

درخواست متفاوت شهید کیانی از مادرش پیش از شهادت

سیدمحمدرضا موسوی‌صابری، شاعر پارسی زبان، پژوهشگر و مترجم از شهر «کارگل» هندوستان در ابتدای این مراسم با بیان آنکه شهیدان در میان اقوام و ملت‌های خود جایگاهی ویژه دارند گفت: در روزگار ما نیز مقاومت مردم ایران و حضور آنها در خیابان، در کنار ایستادگی نیروهای نظامی و مدافعان کشور، تحسین بسیاری از آزادگان جهان را برانگیخته است.

وی با تأکید برآنکه ایرانیان با امکاناتی محدود در برابر قدرت‌های بزرگ و زورگویان عصر ایستادند و با شجاعت و استقامت، دشمن را به سوی ناامیدی و شکست سوق دادند، تصریح کرد: پیش از این، توفیق داشتم دربار شهید «حیم مجیدی‌مهر( پیل افکن)» از دیار کهگیلویه و بویراحمد مطالعه و احساسات خود را در قالب یک سخنرانی بیان کنم و آن هم قبل از جنگ تحمیلی. امروز نیز با نام شهیدی دیگر از همین تبار و سرزمین آشنا شدم، شهید «علی کیانی»، جوانی که دختری یک‌ ساله از او به یادگار مانده است.

انتشار صبح سه شنبه 6 مرداد/////// ایرانیان؛ عشق به وطن را معنی می‌کنند

موسوی‌صابری ادامه داد: آن‌گونه که نقل شده، در جریان درگیری‌های منطقه «کوه سیاه» کهگیلویه، هنگامی که نیروهای متجاوز آمریکا و رژیم غاصب صهیونی به آن منطقه نزدیک شدند، این شهید به همراه جمعی دیگر برای دفاع از سرزمین و مردم خود به میدان رفتند، از این میان، چند نفر به فیض شهادت نائل آمدند که یکی از آنها شهید «علی کیانی» بود. مردم این منطقه نیز با امکانات محدود و سلاح‌های بومی مانند «بِرنو»، از سرزمین و ارزش‌های خود دفاع کردند و جلوه‌ای از غیرت و مقاومت را به نمایش گذاشتند.

این شاعر هندی با اشاره به آنکه شهادت رهبر عزیز مقاومت، دل‌های بسیاری از مردم جهان، به‌ویژه در هند و دیگر نقاط منطقه، را اندوهگین ساخت، تصریح کرد: این شهادت از جهات مختلف در تاریخ معاصر بی‌نظیر است، چه از حیث شخصیت برجسته و وارسته آن شهید، چه از جهت تأثیرگذاری فراملی و چه از منظر ایجاد وحدت، امید و همبستگی در میان ملت‌ها.

موسوی‌صابری در پایان گفت: بی‌گمان این روحیه و این مکتب بر شهید «علی کیانی» نیز اثر گذاشته بود. این حقیقت را می‌توان از سخنی که پیش از شهادت به مادر گرامی خود گفته بود دریافت؛ آنجا که درخواست کرده بود نام او را در تلفن همراه به جای «علی کیانی»، «علی، جانفدای سیدعلی» ثبت کنند. این جمله کوتاه، نشان‌دهنده عمق اعتقاد، وفاداری و اخلاص اوست.

انتشار صبح سه شنبه 6 مرداد/////// مردمان ایران، عشق به وطن را معنی می‌کنند

شجاعت، اخلاص و ایمان؛ راز پیروزی بر دشمنان ایران

سیدمسعود علوی‌تبار، پژوهشگر و کارشناس تاریخ تمدن ملل اسلامی به عنوان دیگر سخنران این یادواره ادبی با اشاره به آنکه شهید «علی کیانی»، جوانی بسیجی بود که در منطقه «کوه سیاه» کهگیلویه، همراه با دیگر همرزمانش، در برابر تجاوز هواگردهای آمریکایی ایستادگی کرد و در روزی که «بِرنوهای لُرتباران به جنگ جنگنده‌ها و سوخت رسان‌های آمریکایی رفتند»، با شجاعت از میهن دفاع کرد و شهید شد، افزود: حُسنِ خلق، مهربانی و مردم‌داری او با وجود سنِ کم او در میان آشنایان زبان‌زد بود، از برجسته‌ترین ویژگی‌های این شهید، ولایت‌مداری و عشق عمیقش به رهبر شهیدمان، حضرت آیت‌الله خامنه‌ای و جانشین بر حق او آقا سیدمجتبی خامنه‌ای عزیز، بود. این دلدادگی به ولایت تا آنجا بود که به دوستان و نزدیکان خود سفارش کرده بود نام او را در تلفن‌های همراهشان حذف کنند و به جای آن بنویسند: «علی، جان‌فدای سیدعلی.»

علوی‌تبار در ادامه با اشاره به آنکه حضور فعال، مؤثر و خستگی‌ناپذیر شهید کیانی در میدان و اجتماع، و همچنین در تجمعات شبانه، تجلی حقیقی روحیه بسیجی بود یادآور شد: روحیه‌ای که در آن، خدمت به مردم، دفاع از ارزش‌ها و آمادگی برای حضور در هر عرصه مورد نیاز را برای خود یک تکلیف الهی محسوب می‌‌کرد. شهید «علی کیانی» با جان‌فشانی و اخلاص خود نشان داد که بسیجی واقعی، هر کجا که احساس مسئولیت کند، با تمام وجود در صحنه حاضر می‌شود و برای انجام وظیفه از هیچ تلاشی دریغ نمی‌کند.

وی در پایان اظهار کرد: منطقه کهگیلویه و بویراحمد، با مردمانی از تبار لُر که در طول تاریخ به دلاوری، غیرت و رشادت شهره بوده‌اند، برای نخستین بار نبود که طعم تلخ حملات هوایی را تجربه می‌کرد. پیش از این نیز، در سال 1342، هواپیماهای رژیم پهلوی با یورش به این منطقه، عشایر و مردم بی‌گناه را هدف قرار داده و آنها را به خاک و خون کشیدند. با این حال، مردم غیور این دیار با سلاح‌هایی چون «بِرنو» و تکیه بر شجاعت و ایمان خود، در برابر نیروهای رژیم پهلوی ایستادگی کردند و در نبردهای آن دوران، شکست‌هایی فراموش‌نشدنی را بر نیروهای حکومت پهلوی تحمیل کردند. این روحیه سلحشوری و غیرت، سال‌ها بعد نیز در دوران دفاع مقدس جلوه‌ای دوباره یافت، برای شناخت ویژگی‌های برجسته مردمان این قوم، باید به سخنان رهبر شهید انقلاب رجوع کرد، آنجا که مردمان لُر را «جواهر» می‌خواند و برای آنها خصلت‌های ارزشمندی چون شجاعت و دلاوری، رفاقت، صداقت و وفاداری برمی‌شمرد.

انتشار صبح سه شنبه 6 مرداد/////// مردمان ایران، عشق به وطن را معنی می‌کنند

مردمان ایران، عشق به وطن را معنا می‌کنند

فاطمه بتول سایوز، شاعر و مترجم از کشور ترکیه دیگر سخنران این یادواره ادبی با اشاره به آنکه نام پاک شهید «علی کیانی» و دیگر هم‌رزمان شهید او، با ولایت‌پذیری، غیرت، ایمان، شجاعت و عشق به وطن گره خورده است، تصریح کرد: «شهید کیانی» به صورت داوطلب و با قلبی سرشار از عقیده، در راه دفاع از میهن و ارزش‌های اسلامی قدم گذاشت و در منطقه «کوه سیاه»، هنگام مقابله با هواپیما و هواگردهای آمریکایی، با افتخار به شهادت رسید. حماسه «کوه سیاه» کهگیلویه، بخشی از مبارزه مردم عشایر لُر  ایران بود که حتی ترامپ و دیگر مقامات سفاک آمریکایی با تعجب و شگفتی اقرار داشتند، در این منطقه هر کس با هر اسلحه‌ای که در دست داشت به سمت هواپیماهای ما تیر اندازی می‌کرد.

وی با تأکید بر آنکه امروزه این روحیه بسیجی، اخلاق نیکو و ایمان راسخ شهیدانی چون شهید «علی کیانی» را در وجود تک‌تک جوانان و مبارزان نسل‌های جدید کشور ایران می‌توان مشاهده کرد، نسلی از جوانان با ایمان که با شجاعت و غیرت خود در برابر باند تبهکار آمریکایی صهیونی،  ایستاده‌اند، تصریح کرد: در روزهایی که دشمنان تلاش می‌کنند روحیه ملت ایران را تضعیف کنند، مردم ایران، از پیر و جوان گرفته تا نوجوانان و حتی کودکان شیرخوار، با عشق به وطن و ایمان به آرمان‌های خود، ایستادگی و مقاومت را نشان می‌دهند.

انتشار صبح سه شنبه 6 مرداد/////// مردمان ایران، عشق به وطن را معنی می‌کنند

جان‌فدای رهبرش «سیدعلی» بود این دلیر

در یادواره ادبی «علی؛ جان‌فدای سیدعلی» اشعار زیر توسط شاعران حاضر در این مراسم در مدح و رثای شهید «علی کیانی» قرائت شد که در ادامه آنها را مرور می‌کنیم.

هر نفس در هوای سیدعلی

گوشِ جان بر صدای سیدعلی

در مسیر شرف به شوق گذاشت

پای خود، جایِ پایِ سیدعلی

پاسدار کیان میهن بود

یارِ دیرآشنایِ سیدعلی

شیرِ دِهدشت و آرش یاسوج

لایق مرحبایِ سیدعلی

آنچنان که دلِ خودش می‌خواست

شد «علی؛ جانفدای سیدعلی»

با شهادت به آرزوش رسید

همسفر شد، برای سیدعلی

سروده: کمیل کاشانی

 

از کوه بالا رفت، فکری در سرش افتاد

باید مواظب بود، یاد دخترش افتاد

«بِرنو»، سلاح دوش پرتاب، ایدهِ آرش

این بار، یاد قصه‌های مادرش افتاد

از «آریوبرزن» ندایی در سرش پیچید

آن‌وقت، یاد اقتدارِ کشورش افتاد

محو شکار یک هواگرد تجاوزگر

ناگاه یک پرتابه، در دور و بَرَش افتاد

چشم «کیانی» آسمان را زیر و رو می‌کرد

شوق شهادت، سخت در بال و پرش افتاد

«کوه سیاه» و انعکاس نعره و شلیک

سنگینی یک سایه روی سنگرش افتاد

این «جان‌فدایِ حضرت سیدعلی» انگار

ققنوس بود و شعله در خاکسترش افتاد!

سروده: ‌پروانه نجاتی

انتشار صبح سه شنبه 6 مرداد/////// مردمان ایران، عشق به وطن را معنی می‌کنند

خوشا رزمنده‌ای که باورش «سیدعلی» باشد

نماد اقتدار کشورش «سیدعلی» باشد

شبی که آسمان شهر از جنگنده می‌لرزد

دعاگوی سپاه و لشکرش، «سیدعلی» باشد

خوشا وقتی که می‌آید به میدان‌ها بویراحمد

نشان فتح هر نام‌آورش، «سیدعلی» باشد

خوشا «کوهِ سیاهی» که ز فتنه روسفید آمد

به دِهدشتی که حرفِ آخرش «سیدعلی» باشد

خوشا بر غیرت «بِرنو» به‌دستان عشایر که

 تمام این حماسه، مظهرش «سیدعلی» باشد

به سرداران «اسکندر» بگو چون «آریوبرزن»

کسی که ایستاده در بَرَش، «سیدعلی» باشد

خوشا نام شهیدی که سفارش کرده جای او

همیشه قهرمانِ دخترش، «سیدعلی» باشد

برای سنگِ قبرش هیچ عنوانی نمی‌خواهد

«علی که جان‌فدای رهبرش، سیدعلی» باشد

سروده: نجمه پورملکی

انتشار صبح سه شنبه 6 مرداد/////// مردمان ایران، عشق به وطن را معنی می‌کنند

دختر، زبان گشوده و شیرین زبان شده است

افتاده راه، صاحب حرف و بیان شده است

این روزها بهانه‌یِ بابا گرفته است

از چشم او پدر، دو سه روزی نهان شده است

مادر نشسته گفته: که بابا به کوه زد

بابا مسافر سفر آسمان شده است

بابا به مرزهای وطن، جان‌فدایی است

در دشت‌های سبز وطن، پاسبان شده است

مادر به زلف‌های تَرَش، شانه می‌زند:

بابا علی فدای امام زمان(عج) شده است

از آسمان، مدال شهادت گرفته است

آرش شده است و شهره به تیر و کمان شده است

دختر به خواب رفته و لبخند بر لبش

خوشحال از این‌که دختر خوبِ «کیان» شده است

سروده: سیده‌کبری حسینی‌بلخی

 

تو پیداست جانی، علی کیانی

ز چشمم نهانی، علی کیانی

شهیدان گذشتند با خنده از جان

چنین شادمانی، علی کیانی

چه عطری نهفته‌ست در اسم خوبت

تو چون بوستانی، علی کیانی

زمینی‌ شدم از تو دورم، نگاهی

تو در آسمانی، علی کیانی

به آنسوی دریا، به آنجا که خوب است

مرا می‌رسانی؟ علی کیانی

چگونه شدی پیرِ راه ای برادر

تو خیلی جوانی، علی کیانی

از آن چه سرودیم درباره تو

تو بهتر از آنی، علی کیانی

فدایی سیدعلی گشته‌ای تو

فدایت جهانی، علی کیانی

تو از روسفیدان «کوهِ سیاهی»

گل ارغوانی، علی کیانی

شکستی تو بالِ هواگردها را

تو گُردِ زمانی، علی کیانی

سروده: عمادالدین ربانی

انتشار صبح سه شنبه 6 مرداد/////// مردمان ایران، عشق به وطن را معنی می‌کنند

شیر لُر، برنو به دوشش عزم میدان کرد و رفت

باز لب‌ها را پُر از آیات قرآن کرد و رفت

آیه «اِنا فَتحنا» را به لب جاری نمود

مژده قرآن، دلش را غرق ایمان کرد و رفت

پِله پِله رفت بالا یک شب از «کوهِ سیاه»

مثل عَنقا، سِیر در آفاقِ عرفان کرد و رفت

عزم خود را جزم رزمش کرد یک دم زد به هم

نظمِ بزمِ شومِ شیطان را پریشان کرد و رفت

شیر لُر، «بِرنو» به دوشش، سنگرش «کوه سیاه»

یک شبیخون زد، شیاطین را هراسان کرد و رفت

در نبردش با هواپیمای دشمن، شیرِ کوه

شیر غُران شد، تلاطم کرد و طوفان کرد و رفت

باز زانو زد به پیشِ شیر، شیطان بزرگ

تا اَبد، دِهدشت را زندانِ شیطان کرد و رفت

شیر ایل بویرِاحمد شد «کیانی» تا ابد

قوم کافر را از این هجمه پشیمان کرد و رفت

کوه از آتش‌فشانِ جان او آگاه بود

آخرش صد داغ را در سینه پنهان کرد و رفت

چون «کیان»، آن شیرِ ایرانی، دم از غیرت زد و

جان شیرین را «علی» تقدیم ایران کرد و رفت

مثل دِلواریِ تَنگستانی از جانش گذشت

نام خود را ثبت در برگ دلیران کرد و رفت

او ز دست «آریوبرزن» مدالش را گرفت

ایل خود را غرق در شوق فراوان کرد و رفت

قهرمان نامی بویراحمد و «بِرنو» به دوش

کاخ استعمار را یکباره ویران کرد و رفت

چون «علی» یک عمر زیر بیرق «عباس(ع)» بود

نام خود را مرد غیرتمند دوران کرد و رفت

پایِ عهدش ماند و جانش را نثار عشق کرد

غرق خون با رهبرش تجدید پیمان کرد و رفت

زد به هم آرامش حیفا و تل‌آویو را

خواب اسرائیل را یکجا پریشان کرد و رفت

جان‌فدای رهبرش «سیدعلی» بود این دلیر

جان شیرین را فدای راه جانان کرد و رفت

نیمه‌های ماه فروردین فدای عشق شد

با شهادت اجر و مزدش را دوچندان کرد و رفت

قهرمان نامی دِهدشت در «کوه سیاه»

اهل کهگیلویه را یکسر، رجزخوان کرد و رفت

چشم در راهش نشسته دختر نازش هنوز

چشم‌های دخترش را غرق باران کرد و رفت

سروده: ناصر دوستی

انتشار صبح سه شنبه 6 مرداد/////// مردمان ایران، عشق به وطن را معنی می‌کنند

موجی صدا رسید، صدا می‌کند مرا

همسنگر جدید، صدا می‌کند مرا

می‌ترسم آن دقایقی آید که گفته بود:

«وقتی به خون تپید صدا می‌کند مرا»

این پرچم سه رنگ، دِرفش مقدس است

هر رنگِ رو سپید، صدا می‌کند مرا

ای جان‌فدای حضرت «سیدعلی»، تو را

راهی که برگزید، صدا می‌کند مرا

این روزهای سخت، به سوی خودش همان

چیزی تو را کشید، صدا می‌کند مرا

آن گوشه یک ستاره نو دیده می‌شود

از آسمان، شهید، صدا می‌کند مرا

دفترچه‌ات کجاست که هر دلنوشته‌ات

در قلبِ سَررسید، صدا می‌کند مرا

بَر عطر و بوی خاک مزار تو عاشقم

عطری که می‌وزید، صدا می‌کند مرا

سروده: سیدحکیم بینش

 

اسطوره هستی بعد از این در باور ما

از خون پاکت لاله‌گون شد کشور ما

گریان شده بر شانه‌های کهگیلویه

ابری که جا خوش کرده در چشم تَرِ ما

در زندگانی افتخارت بود آری

هستی بسیجی؛ امام پَرپَر ما

داغت به جوش آورده خون‌ها را دوباره

خالی نمی‌ماند پس از تو سنگر ما

ای فخر «ایل تامرادی»، نامت اینک

جای علی شد «جان‌فدای رهبر» ما

سروده: فرزانه قربانی

انتشار صبح سه شنبه 6 مرداد/////// مردمان ایران، عشق به وطن را معنی می‌کنند

 شجاع و دلیری یلی، قهرمانی

شهیدی شدی زنده و جاودانی

چراغی شدی در مسیر هدایت

نشان تو شد، ذوب در بی‌نشانی

تو که جان‌فدایِ امام شهیدی

شهید بسیجی، «علیّ کیانی»

نبرد دلیرانه تو در آن کوه

خلوص خداگونه‌ای آنچنانی

چنان کوه بودی و در کوه‌ها هم

برای چنان آرمانی شدی آسمانی

دگر پرده‌ای نیست بین تو و حق

شدی واقفِ رازهای نهانی

پدر رفت و مانده ازاو دختری که...

«علی» رفت و «زینب» بهم زد جهانی

خوشا بر وجود گُلی کز تو مانده،

چنین دختری و چنان داستانی

سروده: میترا ملک‌محمدی

انتهای پیام
خبرنگار:
امین خرمی
دبیر:
فاطمه بختیاری
captcha