جمهوریت و اسلامیت، استقلال و آزادی از جمله مفاهیم بنیادینی هستند که در شکلگیری و استمرار نظام جمهوری اسلامی جایگاهی محوری دارند. «رهبر شهید انقلاب» همواره بر این نکته تأکید داشتند که این مؤلفهها در تعارض با یکدیگر قرار ندارند، بلکه در یک منظومه فکری واحد معنا پیدا میکنند؛ بهگونهای که جمهوریت بدون اسلامیت و اسلامیت بدون حضور و نقش مردم، تصویری ناقص از حکمرانی دینی ارائه خواهد کرد. در نگاه رهبر شهید، استقلال نیز به معنای فاصله گرفتن از جهان و قطع تعامل با دیگر کشورها نبود، بلکه به معنای حفظ حق تصمیمگیری ملت بر اساس منافع و مصالح خود و نفی هرگونه سلطه و تحمیل خارجی تعریف میشد. همچنین آزادی، بهعنوان یکی از شعارهای بنیادین انقلاب اسلامی، در اندیشه ایشان مفهومی گسترده داشت و علاوه بر حق انتخاب، مشارکت سیاسی، نقد و مطالبهگری مردم از مسئولان را نیز دربرمیگرفت.
در بخش نخست گفتوگوی ایکنا با عباس سلیمینمین، مدیر دفتر مطالعات و تدوین تاریخ ایران و پژوهشگر و تحلیلگر انقلاب اسلامی، جایگاه مردم در اندیشه حکمرانی دینی رهبر شهید مورد بررسی قرار گرفت و در بخش دوم این گفتوگو به دیگر مؤلفههای بنیادین اندیشه سیاسی رهبر شهید از جمله نسبت جمهوریت و اسلامیت، مفهوم استقلال و تفاوت آن با انزواگرایی، همچنین جایگاه آزادی و نقش مردم در عرصه انتخاب، نقد و مطالبهگری پرداخته شده است که متن آن را در ادامه میخوانیم:
بیشتر بخوانید:
ایکنا ـ درباره نسبت و پیوند «جمهوریت» و «اسلامیت» در اندیشه رهبر شهید توضیح بفرمایید. این دو مؤلفه در نگاه ایشان چگونه با یکدیگر جمع میشدند و این رویکرد در سیره عملی و حکمرانی ایشان چگونه نمود داشت؟
چند سال پیش درباره نسبت جمهوریت و اسلامیت بحثهایی در فضای فکری و سیاسی کشور مطرح شد و برخی تلاش میکردند یکی از این دو را بر دیگری مقدم بدانند اما رهبر شهید در این زمینه موضعی کاملاً صریح داشتند. ایشان تأکید میکردند که جمهوریت و اسلامیت، هر دو به یک اندازه مقوم نظام جمهوری اسلامی هستند و هیچیک بر دیگری تقدم ندارد.
از نگاه ایشان، نه میتوان به نام اسلامیت، مردم را از صحنه کنار گذاشت و نقش آنان را نادیده گرفت و نه میتوان به نام جمهوریت، اسلامیت نظام را تضعیف یا حذف کرد. این دو، دو رکن مکمل یکدیگرند و بقای نظام به حفظ همزمان هر دوی آنها وابسته است.
اگر به بهانه دفاع از مردم، اسلامیت تضعیف شود، در نهایت این مردم هستند که آسیب خواهند دید؛ زیرا در چنین شرایطی، به جای حاکمیت اصول و ارزشهای دینی، سلایق افراد و منافع صاحبان قدرت بر جامعه حاکم میشود و همین مسئله زمینهساز انحراف خواهد بود.
ایکنا ـ «استقلال» یکی از شعارهای بنیادین انقلاب اسلامی و جمهوری اسلامی است. در اندیشه رهبر شهید، استقلال، خودکفایی و اتکا به توانمندیهای داخلی چه معنا و جایگاهی داشت؟
ابتدا باید میان «استقلال» و «خودکفایی» تفکیک قائل شویم؛ این دو، مفاهیم یکسانی نیستند. استقلال به این معناست که تصمیمات اساسی کشور در داخل و بر اساس منافع ملت ایران اتخاذ شود، نه اینکه تحت تأثیر اراده، فشار یا هژمونی قدرتهای خارجی قرار گیرد.
استقلال یعنی ملت ایران خود تشخیص دهد که منافعش چیست و بر اساس همان منافع تصمیمگیری کند. هر اندازه اراده و فشار بیرونی در تصمیمات کشور اثرگذار باشد، به همان میزان از استقلال فاصله گرفتهایم.
یکی از مهمترین جلوههای وابستگی در دوران پهلوی همین بود که بسیاری از تصمیمات اساسی کشور و حتی گاهی مسائل جزئی، در داخل ایران تعیین تکلیف نمیشد. نفوذ قدرتهای خارجی، بهویژه آمریکا، به اندازهای بود که حتی درباره انتصاب برخی مسئولان عالیرتبه نیز اعمال نظر میکردند و فشار میآوردند که چه کسی باید در مسئولیتهای مهم، از جمله نخستوزیری، قرار گیرد. این وضعیت، نماد تحقیر ملت ایران و سلب استقلال از کشور بود؛ مسئلهای که رهبر شهید همواره نسبت به آن حساسیت داشتند و استقلال را در نقطه مقابل چنین وابستگیای تعریف میکردند.
ایکنا ـ شما به تجربه تاریخی دوران پهلوی اشاره کردید. آیا میتوان گفت یکی از مهمترین نمودهای فقدان استقلال، همین وابستگی در تصمیمگیریهای داخلی و خارجی بود؟
بله، دقیقاً. در دوران پهلوی، حتی در برخی مسائل جزئی نیز امکان تصمیمگیری مستقل وجود نداشت؛ چه رسد به مسائل کلان. در موضوعات مهم، تصمیمات اساسی کشور از بیرون تحمیل میشد؛ برای مثال، گاهی درباره جدایی بخشی از سرزمین، پیوستن به پیمانهای خاص یا حتی تأمین هزینههای برخی توافقات بینالمللی، تصمیمهایی بر ایران تحمیل میشد که برخاسته از اراده ملت ایران نبود.
حتی در دوره محمدرضا پهلوی نیز این وابستگی بهوضوح دیده میشد. برای نمونه، پس از شهریور ۱۳۲۰ و در جریان دیدار محمدرضا پهلوی با استالین، رهبر شوروی پیشنهاد کمک نظامی و اهدای تعدادی تانک و هواپیما را مطرح کرد، اما پس از اطلاع انگلیسیها، با واکنشی تند و تحقیرآمیز مواجه شد و در نهایت شاه مجبور شد این پیشنهاد را پس بگیرد.
این نمونه نشان میدهد که حتی در موضوعاتی که میتوانست زمینه ایجاد یک توازن سیاسی و ارتباط متعادل با قدرتهای جهانی باشد، استقلال تصمیمگیری وجود نداشت. ایران در آن دوره عملاً باید در چارچوب سیاستهای قدرتهای خارجی حرکت میکرد؛ برای مثال، به عنوان خط مقدم مقابله با اتحاد جماهیر شوروی تعریف شده بود.
ایکنا ـ با توجه به این نگاه، استقلال در اندیشه رهبر شهید چه نسبتی با حق انتخاب و تجربهاندوزی مردم دارد؟
استقلال از منظر رهبر شهید یعنی مردم خودشان تصمیم بگیرند؛ البته ممکن است در این مسیر اشتباه هم داشته باشند اما اشتباه کردن در فرآیند تصمیمگیری مستقل، موجب رشد و افزایش تجربه سیاسی جامعه میشود. وقتی یک ملت خودش تصمیم میگیرد و نتایج تصمیماتش را ارزیابی میکند، دانش سیاسی و قدرت تحلیل آن جامعه و ملت افزایش پیدا میکند.
اما اگر تصمیمات همواره از بیرون دیکته شود، جامعه فرصت رشد، تجربه و بلوغ سیاسی را پیدا نخواهد کرد. بنابراین، استقلال به معنای حق انتخاب ملت و مسئولیتپذیری در قبال انتخابهاست.
ایکنا ـ برخی استقلال را به معنای انزواگرایی، قطع ارتباط با جهان و کنار گذاشتن همکاریهای بینالمللی تفسیر میکنند. آیا این برداشت با مفهوم استقلال مورد نظر رهبر شهید همخوانی دارد؟
این برداشت، یک مغالطه است. استقلال به معنای قطع ارتباط با جهان نیست. هیچ کشوری در دنیا به معنای واقعی از همه ارتباطات و تعاملات جدا نیست. مفهوم استقلال این است که یک ملت، تصمیمات مربوط به سرنوشت خود را خودش اتخاذ کند و اجازه ندهد اراده دیگران بر آن تحمیل شود.
حتی کشورهای غربی نیز برای استقلال خود حتی در زمینه فرهنگی اهمیت قائل هستند. برای مثال، فرانسه در حوزه فرهنگی، نسبت به حفظ زبان و هویت فرهنگی خود حساس است، به گونهای که در این کشور تعداد فیلمهایی که از تولیدات آمریکا به فرانسه ترجمه میشود، نظارتها انجام میشود تا توازن برقرار باشد یعنی اجازه نمیدهد تولیدات فرهنگی یک کشور دیگر چون آمریکا بهطور کامل بر فضای فرهنگی آن مسلط شود. این کشورها استقلال فرهنگی، سیاسی و اجتماعی را بخشی از هویت ملی خود میدانند.
ایکنا ـ بنابراین استقلال صرفاً به حوزه سیاست محدود نمیشود؟
خیر، استقلال ابعاد مختلفی دارد؛ استقلال سیاسی، فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی همگی از ارکان هویت یک ملت هستند. اگر یک جامعه در حوزه فرهنگ نیز بدون توجه به هویت خود، صرفاً تابع الگوهای بیرونی شود، بخشی از استقلال خود را از دست داده است.
رهبر شهید نیز بارها بر حفظ هویت فرهنگی و پاسداشت زبان و فرهنگ ملی تأکید داشتند. برای نمونه، توجه به استفاده از زبان فارسی در فضای عمومی و مقابله با رواج بیضابطه الگوهای فرهنگی بیگانه، بخشی از همین نگاه به استقلال فرهنگی است؛ چیزی که امروز کمتر شاهد آن هستیم به گونهای که بسیاری از پیشانی نوشت مغازهها، اسامی غربی است.
متأسفانه برخی جریانهای غربگرا اساساً با مفهوم استقلال مسئله دارند و آن را غیرضروری میدانند و در حالی که این امر خلاف واقع است و استقلال، هویت یک جامعه است؛ چه در عرصه تصمیمات سیاسی و چه در عرصه فرهنگ. ملتی که نتواند درباره مسیر سیاسی و فرهنگی خود تصمیم بگیرد، در واقع بخشی از هویت مستقل خود را از دست داده است.
ایکنا ـ «آزادی» یکی دیگر از شعارهای بنیادین نظام جمهوری اسلامی است. آزادی در اندیشه رهبر شهید چه جایگاهی داشت؟ بهویژه اینکه در سطح جامعه، نقد و مطالبهگری مردم از مسئولان و حاکمان نیز از مصادیق این مفهوم مطرح بوده است. آیا میتوان این موارد را از جلوههای آزادی سیاسی دانست؟
مصادیق آزادی سیاسی در سیره و اندیشه رهبر شهید را از زوایا و طرق مختلف میتوان بررسی کرد. یکی از مهمترین جلوههای این موضوع، نحوه برخورد ایشان با جریانهای سیاسی مختلفی بود که در انتخابات مورد اقبال مردم قرار میگرفتند.
در دورههای مختلف، جریانهایی روی کار آمدند که بهوضوح مشخص بود رهبر شهید با برخی از دیدگاهها و رویکردهای فکری آنان همسویی عمیقی ندارد اما با این وجود، ایشان از دولتی که با رأی مردم شکل گرفته بود و سلیقه مردم را کسب کرده و دارای مشروعت بود، حمایت میکردند. دلیل این حمایت، نه همسویی فکری یا سیاسی، بلکه احترام به رأی مردم و پاسداشت آزادی انتخاب آنان بود.
رهبر شهید، سلیقه و نظر شخصی خود را ملاک حمایت یا عدم حمایت از دولتها قرار نمیداد، بلکه معیار ایشان این بود که مردم به چه جریانی اعتماد کردهاند و چه کسی از پشتوانه رأی عمومی برخوردار شده است. این مسئله نشان میدهد که ایشان برای آزادی رأی مردم و گردش قدرت در چارچوب قانون، اهمیت ویژهای قائل بودند.
ایکنا ـ این نگاه در برخورد رهبر شهید با دولتهایی که از نظر فکری با ایشان فاصله داشتند نیز نمود داشت؟
بله، کاملاً. برای مثال، در دورهای که دولت اصلاحات روی کار آمد، برخی منتقدان نسبت به حمایت رهبر شهید از این دولت انتقاد میکردند و میگفتند چگونه ممکن است کسی که با برخی رویکردهای فرهنگی یا سیاسی این جریان موافق نیست، از آن حمایت کند؟
اما نگاه رهبر شهید این نبود که چون با بخشی از دیدگاههای یک جریان موافق نیستند، مانع فعالیت آن شوند. ایشان معتقد بودند وقتی یک جریان با رأی مردم مسئولیت گرفته است، باید امکان خدمت و اجرای برنامههایی را که به مردم وعده داده، داشته باشد. این همان احترام به آزادی انتخاب مردم است.
نمونه دیگر، برخورد ایشان با دولت آقای پزشکیان بود. با وجود اینکه برخی افراد پیش از انتخابات، مواضع تندی نسبت به ایشان داشتند و حتی پیروزی او را موجب نگرانی میدانستند، پس از آنکه مردم به او رأی دادند، رهبر شهید تأکید کردند که حمایت از دولت، وظیفهای شرعی است. این نشان میدهد که ایشان آزادی انتخاب مردم را تنها در زمان انتخابات به رسمیت نمیشناختند، بلکه پس از انتخاب نیز از حق دولت منتخب برای فعالیت و موفقیت حمایت میکردند به عبارت دیگر حامی آن جریان بودند.
ایکنا ـ با توجه به این موارد، آیا میتوان گفت آزادی در اندیشه رهبر شهید صرفاً به حق انتخاب محدود نبود، بلکه شامل امکان تحقق اراده سیاسی مردم پس از انتخابات نیز میشد؟
بله، دقیقاً. حمایت از یک دولت منتخب فقط به معنای پذیرش نتیجه انتخابات نیست، بلکه باید زمینهای فراهم شود که آن دولت بتواند برنامهها و دیدگاههایی را که بر اساس آن از مردم رأی گرفته، دنبال کند و خدمت خویش را افزایش دهد و در اجرای آنچه به آن معتقد است، دنبال کند.
اگر جریانی که رأی مردم را به دست آورده، دائماً با موانعی مواجه شود و امکان اجرای برنامههای خود را نداشته باشد، در واقع آزادی انتخاب مردم نیز تضعیف شده است. بنابراین، رهبر شهید تلاش میکردند این مسیر باز بماند تا جریانی که مورد اعتماد مردم قرار گرفته، بتواند در چارچوب قانون فعالیت کند و کارآمدی خود را نشان دهد.
ایکنا ـ این نگاه به آزادی چگونه در عملکرد عملی رهبر شهید قابل مشاهده است؟
این موضوع را از زوایای مختلف میتوان مشاهده کرد. یکی از نشانهها این است که رهبر شهید در دوران رهبری خود، به ندرت از برخی اختیارات ویژهای که قانون اساسی برای جایگاه ولایت فقیه پیشبینی کرده بود، استفاده کردند.
برای نمونه، در دوران اصلاحات که برخی جریانها هجمههایی جدی نسبت به مبانی جمهوری اسلامی مطرح میکردند، ایشان در مواردی از اختیارات قانونی خود استفاده کردند؛ اما این به معنای آن نبود که در شرایط مختلف و صرفاً به دلیل اختلاف نظر سیاسی، از این اختیارات بهره بگیرند.
ایشان معتقد بودند جریانهای مختلف سیاسی، اگر در چارچوب نظام و بر اساس رأی مردم مسئولیت به دست آوردند، باید امکان فعالیت داشته باشند و بتوانند دیدگاهها و برنامههایی را که به مردم ارائه کردهاند، دنبال کنند. بنابراین آزادی در اندیشه رهبر شهید، آزادی در چارچوب قانون، ارزشهای اسلامی و احترام به رأی مردم تعریف میشد.
انتهای پیام