جهاد دانشگاهی، بهعنوان نهادی پیشگام و تأثیرگذار، همواره در خط مقدم فعالیتهای علمی، پژوهشی و اجتماعی کشور قرار داشته است. اما در جهان پرشتاب امروز، تکیه بر تجربیات گذشته اگرچه ارزشمند است، اما بهتنهایی پاسخگوی پیچیدگیهای نظام علمی و نیازهای روزافزون کشور نیست. آنچه امروز بیش از پیش ضرورت یافته، بازتعریف نقشها، روزآمدسازی راهبردها و تطبیق الگوهای مدیریتی با زیستبوم جدید علم و فناوری است.
نکته کلیدی آن است که هر نیروی انسانی، ظرفیتها و قابلیتهای منحصربهفردی دارد که بدون شناخت دقیق، هدر خواهد رفت. در بسیاری از موارد، مشارکتهای میدانی و امدادی، هرچند ستودنی و پربرکت، بدون درنظرگرفتن زمینههای تخصصی و توانمندیهای واقعی افراد صورت میگیرد. این رویکرد، نهتنها بهرهوری را کاهش میدهد، بلکه فرصتهای ارزشمندی را برای پرورش استعدادها در حوزههای تخصصی از دست میدهد. بنابراین، لازم است نگاهمان را از فعالیتهای عمومیمحور به سمت ماموریتهای مبتنی بر شایستگیهای فردی سوق دهیم.
بیشتر بخوانید:
مدیریت جهادی در معنای اصیل خود، هرگز به معنای کنارزدن تخصص نیست؛ بلکه بهکارگیری عالمانه، متعهدانه و هوشمندانه تخصص در مسیر حل مسائل کشور است. این مدیریت میتواند در یک آزمایشگاه پیشرفته، پشت یک میکروسکوپ الکترونی، یا در فرآیند طراحی یک سامانه هوشمند، تجلی یابد. آنچه روح جهادی را از شکل سنتی به مدرن پیوند میزند، نگاه مسئلهمحور و نظاممند بودن در بهرهگیری از سرمایههای انسانی است.
خبرنگار ایکنا به گفتوگو با آیتالله محسن غرویان استاد حوزه و دانشگاه به مناسبت سالگرد تاسیس جهاد دانشگاهی پرداخت که مشروح این گفتوگو را در ادامه میخوانیم:
دانشگاه همواره کانون تفکر، خردورزی و آگاهیبخشی در هر جامعهای به شمار میرود. اساساً پیشرفت و تعالی یک جامعه، در گرو حرکت پویا و مستمر انسانها در ابعاد گوناگون است و این محققان، اندیشمندان و پژوهشگران هستند که بسترهای لازم برای این توسعه و ترقی را فراهم میآورند؛ چرا که ماهیت ذاتی دانشگاه، دقیقاً خلق و گسترش همین بسترهاست.
آنچه مزیت رقابتی جهاد دانشگاهی را متمایز میسازد، درآمیختن رویکرد علمی با روحیه جهادی است. واژه جهاد در ساختار جهاددانشگاهی، نه به معنای صرفاً سرعت، بلکه به مفهوم عزمی راسخ، جدیتی مثالزدنی و شتابی هوشمندانه در عرصه علم، دانش و فرهنگ است. به بیان روشنتر، کار جهادی در اینجا به معنای عمل علمی سریع، مؤثر و بیوقفه در مسیر حل مسائل کشور است.
از این منظر، مهمترین نقطه قوت جهاد دانشگاهی آن است که کنشگران آن دقیقاً در کانون چشمهسار پیشرفت و توسعه جای گرفتهاند و رسالتشان، زدن استارتهای اولیه برای تحولات بنیادین در حوزههای علمی و فناورانه است. جهاد دانشگاهی با نقشآفرینی بهعنوان آغازگر و پیشران حرکتهای اثرگذار، میتواند جرقههای نوآوری و تغییر را در کشور روشن کند و مسیر رشد همهجانبه را هموار سازد.
نهاد جهاد دانشگاهی در پی فرمان تاریخی حضرت امام خمینی(ره) مبنی بر تشکیل ستاد انقلاب فرهنگی تأسیس شد. هدف از پایهگذاری این نهاد، ایجاد حرکتی جهادی و انقلابی در عرصههای علمی و فرهنگی، همسو با آرمانهای انقلاب اسلامی بود. یکی از رسالتهای نخستین این نهاد، تقابل علمی و اندیشهای با جریانهای فکری و غربزدهای بود که با مبانی انقلاب اسلامی همسویی نداشتند و در فضای دانشگاهی فعالیت میکردند.
در این راستا، کسب مرجعیت علمی به عنوان حیاتیترین مأموریت جهاد دانشگاهی تعریف شد تا با همافزایی نخبگان حوزه و دانشگاه، پایههای علمی مستحکمی در حوزههای علوم انسانی، تجربی، عقلی و فلسفی بنا نهاده شود. این ساختار به کشور یاری رساند تا در برابر امواج فکری و علمی ناهمسو با انقلاب، به شایستگی ایستادگی کند. جهاد دانشگاهی با شناسایی استعدادهای برتر، همگرایی دانشجویان و سازماندهی محققان، توانست نقش موتور محرک علمی انقلاب را ایفا کند؛ دستاوردهای بزرگ در حوزههای راهبردی مانند فناوری هستهای، محصول مستقیم همین رویکرد جهادی است.
حفظ و تقویت مرجعیت علمی در فناوریهای نوین و استراتژیک، همچنان باید اولویت نخست جهاد دانشگاهی باشد. متأسفانه امروزه در جامعه، ارزشگذاری مادی و غیرعلمی تا حدی جایگزین تکریم علم، علما و پژوهشگران شده که نیازمند بازنگری جدی است.
از سوی دیگر، در عصر کنونی که با شتاب روزافزون هوش مصنوعی پیش میرود، ضرورت دارد دانشگاهها و حوزههای علمیه با شناخت دقیق و کاربست صحیح و کاربردی از این ابزار نوین، جایگاه علمی کشور را در تراز جهانی حفظ کردهدو ارتقا بخشند.
درباره راهکارهای افزایش اثربخشی جهاد دانشگاهی در نظام علمی کشور و حل مسائل کلان ملی، سه پیشنهاد مشخص را میتوان مطرح کرد. پیشنهاد اول شناسایی نظاممند و مرحلهای استعدادهای علمی و فکری است.
ضروری است فرایندی دقیق و چندلایه برای شناسایی مغزهای متفکر، اندیشمندان، نظریهپردازان و تئوریسازان کشور طراحی و اجرا شود. کشور ما سرشار از استعدادهای نهفتهای است که همچنان ناشناخته باقی ماندهاند. این شناسایی باید از دوران دبستان آغاز و بهصورت پلهپله تا مقطع راهنمایی، دبیرستان و دانشگاه ادامه یابد. تنها با شناسایی دقیق و بهموقع این سرمایههای فکری است که جهاد دانشگاهی میتواند نقشی تأثیرگذار در نظام علمی کشور ایفا کند.
پیشنهاد دوم بهرهگیری راهبردی از هوش مصنوعی است. هوش مصنوعی امروزه بهعنوان یک فناوری فراگیر، سیطرهای بیسابقه بر مراکز علمی و پژوهشی جهان یافته است. نادیده گرفتن این واقعیت یا عقبماندن در این حوزه، برای آینده علمی کشور بسیار زیانبار خواهد بود. از این رو، جهاد دانشگاهی باید با عزمی راسخ و همتی بلند، بهرهوری از هوش مصنوعی را در دستور کار جدی خود قرار دهد و زمینهساز توسعه و کاربرد آن در پروژههای پژوهشی باشد.
پیشنهاد سوم ارجنهادن به پژوهشگران و جلوگیری از فرار مغزها است. تکریم و ارزشگذاری واقعی به محققان و پژوهشگران، نهتنها انگیزهبخش است، بلکه گامی مؤثر در مهار پدیده تلخ فرار مغزها بهشمار میرود. فرار مغزها، مصیبتبارترین چالش فراروی نظام علمی و پژوهشی کشور است؛ چرا که زمینههای شکوفایی استعدادهای درخشان را فراهم نمیکنیم و آنان ناگزیر به ترک کشور میشوند.
پیشنهاد من این است که برای نخبگان، بهویژه جوانان مستعد، زمینه اشتغال پایدار و پروژههای تحقیقاتی جذاب فراهم آید. خوشبختانه حرکت رو به رشد شرکتهای دانشبنیان، گامی امیدوارکننده در این مسیر است که باید با تقویت و توسعه حمایتها، به قطبی برای جذب و نگهداشت نخبگان تبدیل شود تا جوانان این سرزمین بتوانند در وطن خود خدمت کنند و شکوفا شوند.
جهاد دانشگاهی گامهای ارزشمندی در حوزههای مختلف برداشته است، اما این تلاشها همچنان ناقص است و برای پاسخگویی به نیازهای روز، نیازمند بهروزرسانی جدی در روشها و الگوهای مدیریت جهادی هستیم. برای روشنتر شدن موضوع، به یک نمونه عینی اشاره میکنم. گاهی مشاهده میشود که جمعی از طلاب حوزههای علمیه با لباس روحانیت، در تلویزیون در حال آواربرداری یا امدادرسانی در مناطق سیلزده نشان داده میشوند، یا دانشجویان رشته پرستاری با لباس سفید در صحنههای کمکرسانی حضور مییابند. هرچند این صحنهها از نظر انسانی و اخلاقی بسیار ارزشمند و ستودنی است، اما متأسفانه این مشارکتها بر پایه استعدادسنجی دقیق صورت نمیگیرد.
باور من این است که هم در حوزه و هم در دانشگاه، باید استعداد هر طلبه و هر دانشجو را بهدقت بسنجیم و مشخص کنیم که او برای چه رشته، موضوع و چه حوزهای از تحقیقات چه در علوم تجربی و چه در علوم انسانی آمادگی و علاقه دارد. بدون این شناسایی دقیق، بهرهگیری از نیروها، هرچند پرانگیزه، اما ناکارآمد خواهد بود.
بنابراین، الگوهای مدیریت جهادی باید بر شناخت عمیق و نظاممند استعدادها استوار شود. جهاد دانشگاهی باید این رویکرد را محور عمل خود قرار دهد. روحیه جهادی محدود به حضور فیزیکی در عرصههای امدادی نیست؛ این روحیه میتواند در آزمایشگاهها، پشت میکروسکوپها و محیطهای علمی و فناورانه نیز جاری باشد.
پیشنهاد من این است که جهاددانشگاهی استعداد هر دانشجو، محقق و استاد را در جزئیترین موضوعات علمی و پژوهشی شناسایی و بر اساس آن مسیر تربیتی متناسبی برای او ترسیم کند، امکانات لازم را در اختیارش بگذارد، برای کارش ارزش قائل شده، از او تقدیر و دستاوردهایش را معرفی کنند. این چرخه حمایت و تشویق، انگیزه حرکت و بالندگی را در نخبگان تقویت خواهد کرد و زمینهساز شکوفایی هرچه بیشتر نظام علمی کشور خواهد بود.
انتهای پیام