
به قلم علی معروفی آرانی، پژوهشگر حوزه صهیونیسم و یهودیت
یهودیت، بهعنوان یکی از ادیان باستانی در طول تاریخ همواره درگیر تغییرات، پراکندگیها، و دگرگونیهای متعدد بوده است. اما آنچه امروز بهطور ویژه قابل توجه است، سوءاستفاده از این میراث مذهبی و قومی توسط جنبش صهیونیسم است.
صهیونیسم، با تکیه بر روایتهای تحریفشده تاریخی و ادعای دروغین مظلومیت، به ابزاری برای مشروعیتبخشی به اشغالگری و جنایات علیه ملت فلسطین تبدیل شده است. این جنبش، برخلاف ادعاهایش، نهتنها نماینده یهودیان نیست، بلکه بسیاری از یهودیان، مخالف این تفکر الحادی و ظالمانهاند. تاریخ نشان میدهد که حمایت قدرتهای استعماری از صهیونیسم، تنها بهدلیل منافع سیاسی، اقتصادی و راهبردی آنان بوده است، نه دغدغهای انسانی یا مذهبی.
بیشتر بخوانید
آنچه ضروری به نظر میرسد، آشکارسازی چهره واقعی صهیونیسم و تفکیک آن از جامعه یهودیان است. صهیونیسم نهتنها تهدیدی برای ملتهای منطقه، بلکه خطری برای خود یهودیان نیز محسوب میشود؛ چرا که تلاش دارد هویت و فرهنگ آنان را به خدمت سیاستهای استعماری و خشونتطلبانه درآورد. مقاومت در برابر این جریان، امروز نه فقط یک وظیفه فلسطینی، بلکه یک مسئولیت جهانی است.
با این که یکی از اندیشههای آنان در این حوزه مبارزه با دین و تقدّس است و در پروتکلهایشان آمده که آنها موظفند مذهب را به کلی ریشهکن کنند و اصل اعتقاد به وجود خدا را از اذهان گوییم بیرون آورند و به جای آن ارقام محاسباتی و نیازهای مادی را بگذارند، اینان با بهرهبرداری از عقیده یهودیت و براساس متون دینی آنها، با تظاهر به دین برتر و ملت برگزیده خدا، جهت مشروعیت بخشیدن به اهداف خود، به افکار و اعمالشان رنگ دین میزنند.
یهود به شهادت قرآن معتقد به همین امر است. ادعای موهوم آنان مبتنی بر موجود برتر و سیادت و شرافت یهود نسبت به سایر انسانها، توسط قرآن بیان شده است.
مفسرین معتقدند که یهودیان ادعای فرزندی حقیقی برای خدا ندارند و به طور جدی خود را فرزند خدای تعالی نمیدانند، بلکه منظورشان این است که با نوعی مجازگویی شرافتی برای خود بتراشند.
البته صهیونیسم بیش از یهودیان پیش رفته و در این زمینه افراط کردهاند، رژیم اشغالگر اسرائیل با اعتقاد به «ملت برگزیده» برای سایر ملّتها و ادیان ارزشی قائل نیست و بالاتر از آن، قتل و کشتار ملّتهای دیگر از جمله مسلمانان، از نظر آنان کاملاً توجیه شده است و دارای مبنای دینی و اعتقادی است و توانستهاند طبق نقشهها و به ویژه پروتکلهای خود، با شستشوی مغزی مردم جهان، تهاجمات، توسعهطلبیها و سلطهگریهایشان را مقدّس وانمود کنند.
در مقایسه اندیشههای فرهنگی اجتماعی صهیونیسم با یهود در قرآن، مهمترین تفکر و ویژگی که به صورت آشکار در صهیونیسم و قوم یهود قابل مشاهده بوده، تفکر نژادپرستی و باور به نظام طبقاتی است.
خوی نژادپرستی، جزو یکی از اساسیترین و برجستهترین تفکرات صهیونیسم و از صفات منحصر به فرد آنها محسوب میشود. میتوان گفت مبنای فکری و برجستهترین اندیشه صهیونیسم، اندیشه نژادپرستی است که انسان را «ماده» میداند که میتواند به خدمت گرفته شود و ممکن است سودآور یا بیفایده باشد. رفتار و عملکرد صهیونیسم نیز خود در دنیا ثابت کرده که برگرفته از نوعی تفکرنژادپرستی و تبعیض نژادی است.
میتوان گفت ریشههای اصلی این اندیشه به اعتقاد اساسی یهود برمیگردد که یهودیان، ملت برگزیده خداوند هستند و اوست که این قوم را بر دیگر ملتها برتری بخشیده است. بنا بر شهادت قرآن، یهودیها بر اثر غرور و خود بزرگبینی و روحیه نژادپرستی و حس برتریجویی میپنداشتند از تقربی خاص برخوردارند و از عذاب الهی در امان هستند.
یکی دیگر از اندیشههای صهیونیسم که با سیمای یهود در قرآن در این نوشتار، مقایسه شد، مبانی و تفکرات سیاسی ـ نظامی صهیون است که با بررسیهای به عمل آمده، بسیاری از آنها همچون اندیشه جواز استفاده از ابزار خشونت و ترور، تفرقه و جنگافروزی و به ویژه ابزار جاسوسی، با یهود در قرآن، مشابهتهای بسیاری دارد.
یکی از اصول تفکر نظامی رژیم صهیونیستی ایجاد جنگ و تفرقه بین دولتهای مخالف خود، جهت استحکام حاکمیت نظامی خود است. در پروتکلهای متعلق به دانشوران صهیون اینگونه میگویند که باید همیشه این آمادگی را داشته باشند که در صورت بروز هر گونه مخالفتی با آنها، از طریق ایجاد جنگ بین آن دولت مخالف و همسایههایش، با آنها مقابله کنند و چنانچه همه آنها در برابرشان یکپارچه شوند چارهای نخواهد بود جز این که آتش یک جنگ خانمانسوز جهانی را شعلهور کنند.
آنان مسابقه عظیم تسلیحاتی و افزایش نیروهای دفاعی در جهان را یک امر ضروری میدانند زیرا بر این باورند که هر کشوری خوب میداند آنها هستند که کارها را میچرخانند و عوامل برافروختن آتش جنگ و یا خاموش کردن آن در دستهای آنهاست.(1)
صهیونیستها در راه رسیدن به حاکمیت تا جایی پیش رفتهاند که همه جمعیت غیرصهیونیست جهان را مانند ابزاری در خدمت حکومت جهانی صهیونیسم میدانند، آنها میگویند برنامههای آنهاست که حکم میکند یک سوم مردم جاسوسی دو سوم دیگر را بکنند و این جاسوسی برخاسته از احساس وظیفه و براساس خدمت داوطلبانه در راه حکومت است.
با کنار هم گذاشتن تفکرات صهیونیسم معاصر به عنوان بزرگترین دشمن اسلام و خصلتهای رفتاری یهود در قرآن، منشأ اصلی اندیشههای صهیونیسم، به عنوان نحلهای از این قوم، واضحتر میشود. یهودیها دشمنی و کینهتوزی خود را نسبت به مؤمنین به صورتهای مختلف گاهی با حمله نظامی، گاهی با جاسوسی علیه مسلمین و کمک و اطلاعرسانی به مشرکان و دشمنان بیرونی، گاهی با قصد ترور پیامبر اسلام، عملی میکردند و قرآن کریم آنان را دشمنترین مردم نسبت به مؤمنان معرفی میکند.
وجوه اشتراک مبانی فکری صهیونیسم در حوزه اقتصادی با سیمای یهود در قرآن، مسئله جواز رباخواری و خوردن اموال مردم بدون استحقاق میباشد. همانطور که امروزه شاهد چپاولگری و نادیده گرفتن حقوق مالی ملتهای غیر یهود توسط رژیم صهیونیستی با اندیشه جواز رباخواری هستیم، قوم یهود نیز در قرآن به خوردن مال مردم بدون استحقاق و گرفتن ربا نهی شدهاند.
به هر روی دین یهود از ادیان آسمانی مورد تأیید اسلام بوده که قرآن کریم با تأیید اصل تورات به عنوان کتاب آسمانی فرستاده شده برای هدایت مردمِ زمان حضرت موسی(ع)، تحریف آن توسط اَحبار و بزرگان آیین یهود را نیز مورد اشاره قرار داده و بزرگان یهود که دست به چنین اعمالی زده و آیات خدا را تغییر داده و موجب گمراهی مردم شدهاند به شدت نکوهش میکند.
پس از هجرت پیامبر اسلام(ص) به مدینه، آن حضرت(ص) با یهودیان پیمان دوستی و همکاری امضا کرده و آیین یهود را به رسمیت شناختند؛ اما در ادامه یهودیان پیمان شکنی کرده، با دشمنان مسلمانان همکاری کردند (از جمله همکاری آنان با مشرکان و همپیمان شدنشان با قریش برای از میان برداشتن اسلام در سال پنجم هجری در واقعه خندق یا اَحزاب) و بنای ناسازگاری گذاشتند که مسلمانان به فرمان رسول خدا(ص) مجبور شدند با آنان برخورد کرده و در مواردی، جنگ ها و نبردهایی نیز میان مسلمانان و یهودیان واقع شد؛ از جمله نبرد خیبر در سال هفتم هجری که با رشادت و فرماندهی موفق امام علی(ع)، قلعههای نفوذناپذیر خیبر در اختیار مسلمانان قرار گرفت.(2)
علت اصلی درگیری مسلمانان صدر اسلام با یهودیان، پیمانشکنی بیشتر آنان و عدم التزامشان به عهد و پیمانی بود که بسته بوده و بدان پایبند نبودند؛ نه یهودی بودنشان.
بر اساس مطالب فوق میتوان نتیجه گرفت یهودیانی که امروزه خود را قوم برگزیده خدا میدانند و دیگران را مانند حیوانات در خدمت یهود تصور میکنند و به نژادپرستی و نظام طبقاتی باور دارند و معتقد به جواز استفاده از ابزار خشونت و ترور، تفرقه و جنگافروزی و جاسوسی جهت استحکام حاکمیت نظامی خود هستند و در حوزه اقتصادی، رباخواری و خوردن اموال مردم را جائز میدانند، همان افرادی هستند که در خطابهای قرآن کریم مورد سرزنش قرار گرفتهاند.
منابع:
1- طیبه صیادی، طلبه سطح سه جامعة الزهرا(علیهاالسلام)
2- محمد جواد گودینی نویسنده و استاد دانشگاه/ تابناک /کد خبر: ۱۳۲۳۷۴۵ تاریخ انتشار: ۳۰ مرداد ۱۴۰۴/ سرویس فرهنگی / درگیری مسلمانان صدر اسلام با یهودیان، پیمانشکنی بود نه یهودی بودن
انتهای پیام