
به گزارش ایکنا از آذربایجانشرقی، یکی از وقایع مهم تاریخ معاصر ایران، انقلاب مشروطیت محسوب میشود که تاکنون در باب آن، آثار و مکتوبات زیادی تألیف شده اما در این میان، نقش مخالفان و موافقان آن همواره مورد بحث بوده است. یکی از این شخصیتها که از روحانیون برجسته شیعه نیز بود، شیخ فضلالله نوری است که نخست نقش تأثیرگذاری در پیروزی انقلاب مشروطه ایران داشت اما پس از مدتی به یکی از مخالفان آن تبدیل شد. به همین دلیل شیخ فضلالله نوری مخالفان و موافقان جدی دارد؛ عدهای او را فردی میدانند که به شریعت توجه داشت و بهخاطر دین به مخالفت با مشروطهخواهان پرداخت و برخی نیز قدرتطلبی را انگیزه اقدامات شیخ میدانند تا آنجا که همواره بحثهای گوناگونی در ارتباط او وجود دارد.
آیتاللّه شیخ فضلاللّه نوری روز دوم ذیالحجه سال ۱۲۵۹ ه.ق در روستای «له شک» در منطقه کجور مازندران چشم به جهان گشود. پدرش از روحانیون صالح و مورد اعتماد به حساب میآمد. زندگی خویش را وقف خدمت به مردم و رفع مشکلات دینی و اجتماعی آنان کرده بود. دوران کودکی را در محیط باصفا و هوای پاک و دلپذیر جنگلهای سرسبز شمال سپری کرد و تحصیلات ابتدایی را در «بلده» مرکز منطقه نور گذراند. شیخ پس از پایان تحصیلات ابتدایی، به تهران هجرت کرد و دوره سطح حوزه را در محضر استادان آن سامان گذراند. سپس برای تکمیل تحصیلات به نجف اشرف رفت و از محضر استادان بزرگی چون میرزا حبیباللّه رشتی، شیخ راضی و میرزای شیرازی بهرهها برد. به میرزای شیرازی چنان علاقه پیدا کرد که با او به سامرا رفت.
شیخ نسبت به علوم زمان و رویدادهای عصر آگاهی داشت و هرگاه احساس میکرد چیزی را که باید بداند، به یادگیری آن همت میگماشت. علاوه بر تدریس و ارشاد و رسیدگی به امور مردم و قضاوت، در کار تألیف و رسائل فقهی و اصولی و فلسفی و سیاسی و نیز در تصحیح و تحشیه کتابهای معروف و معتبر علمای گذشته اهتمامی فراوان داشت. شیخ فضلاللّه در زمانی به ایران آمد که استعمار انگلیس با عقد قراردادهایی از قبیل سیم تلگراف، راه شوسه، راهآهنسازی، بانک شاهی و امتیاز دارسی با وارد کردن کالاهای غربی میکوشید تا با نفوذ فرهنگ غربی بیشترین بهره را از منابع و منافع کشور عاید خود کند. شیخ پس از بررسی اوضاع و احوال کشور در صدد مقابله با نفوذ فرهنگی بیگانه برآمد. اقدامات شیخ مصادف با فعالیتهای ملکمخان ناظمالدوله بود که پایهگذار فراماسونری در ایران بود. شیخ با هوشیاری دریافت که نفوذ فرهنگی استعمار ارکان دین و استقلال اقتصادی، سیاسی و فرهنگی را تهدید میکند. بنابراین در فعالیتهای خود مردم را به دوری از مظاهر کفر و پیروی بیگانگان فرا میخواند.
جنبش تنباکو یکی از اصیلترین و مردمیترین حرکتهای اجتماعی، سیاسی ایران در دوران استبداد است. در زمانیکه اروپا بعد از رنسانس پلههای ترقی را میپیمود، برای بهرهگیری از امکانات و منابع کشورهای جهان سوم از طرق مختلف سعی در تسلط بر آنها داشت. از جمله این فعالیتها گرفتن امتیاز انحصاری دخانیات از سوی کمپانی انگلیسی در سال ۱۳۷۰ است، که غیر از زیانهای جبرانناپذیر اقتصادی، استقلال سیاسی ایران را نیز نقض میکرد. شیخ فضلاللّه نوری بهعنوان یکی از چهرههای پیشتاز و مجتهدان پایتخت، نفوذ اجتماعی و بصیرت سیاسی مذهبی خویش را در پیشبرد هرچه بیشتر این جنبش بهکار گرفت. او در نهضت تنباکو شرکت فعال داشت و علاوه بر اینکه بهعنوان رابط بین تهران و سامرا، مرکز تشیع در آن دوره عمل میکرد و میرزای شیرازی را از اخبار و اوضاع ایران آگاه میکرد، به آگاهکردن جامعه و حمایت از میرزای آشتیانی میپرداخت و هنگامیکه شاه تصمیم به تبعید میرزای آشتیانی گرفت، اولین عالمی بود که در حمایت از میرزای آشتیانی به منزل او رفت و از این زمان بهعنوان شخصیت دوم نهضت تنباکو در تهران شناخته شد. فتوای تاریخی میرزای شیرازی در تحریم تنباکو نقطه عطفی در تاریخ معاصر ایران محسوب میشود؛ حرکتی که همزمان علیه استبداد داخلی، استعمار خارجی و غربزدگی فرهنگی قد علم کرد. این رویداد که مقاومت منسجم مردمی علیه استعمار انگلیس بود، بعدها به الگویی برای جنبشهای بعدی مثل نهضت مشروطه تبدیل شد.
شیخ فضلاللّه نوری و یارانش برای ترویج دیدگاههای خود اقدام به انتشار روزنامه کردند. مجلس با انتشار دیدگاههای مخالفان خود مخالف بود. در پی اعمال فشار از سوی مجلس هیچ کدام از چاپخانههای تهران حاضر به چاپ لوایح شیخ نشدند و آنها مجبور به خرید چاپخانه و چاپ نشریه شدند. بعد از فتح تهران، مخالفان شیخ فرصت را غنیمت شمرده، واهمه خود از روشنگریهای شیخ را در میان سردمداران حاکم مطرح ساختند. در منزل سپهدار تصمیم به اعدام شیخ گرفته شد. یپرم خان بر جنایت اصرار داشت و سپهدار راضی بود و سردار اسعد بختیاری هم سکوت کرد. سرانجام، در ۱۱ مرداد ۱۲۸۸ جمعی از مبارزان مشروطه به خانه شیخ ریختند و او را کَت بسته و با درشکه به میدان توپخانه تهران آوردند و در یکی از اطاقهای طبقه فوقانی میدان محبوس کردند. شیخ از زمان محبوسشدن تا لحظه اعدام، خونسردی و متانت خود را حفظ کرد و هیچ ضعفی از خودش نشان نداد.