کد خبر: 4367812
تاریخ انتشار : ۱۲ مرداد ۱۴۰۵ - ۱۱:۲۶

امامزاده چوبی؛ گنج پنهان البرز در دل روستای ورده

در دل روستای تاریخی ورده، امامزاده عبدالقهار(ع) با معماری چوبی و پیشینه‌ای کهن، روایتگر پیوند تاریخ، معنویت و طبیعت است؛ بنایی که بخشی از هویت فرهنگی استان البرز را در خود جای داده است.

امامزاده چوبی؛ گنج پنهان البرز در دل روستای ورده
به گزارش ایکنا از البرز؛ آدمی امروز بیش از هر زمان دیگری برای سکوت دلتنگ است. سکوتی که بتواند میان هیاهوی خبرها، فشارهای اقتصادی، نگرانی‌های فردا و شتاب بی‌وقفه زندگی، چند دقیقه‌ای را به خودش برگرداند. شاید به همین دلیل است که در سال‌های اخیر، بسیاری از آدم‌ها مسیرهای تازه‌ای برای پیدا کردن آرامش جست‌وجو می‌کنند؛ راه‌هایی که گاهی به روستایی کوچک در چند کیلومتری شهر ختم می‌شود.
 
در میان کوه‌های ساوجبلاغ، جایی نزدیک به برغان و در فاصله‌ای نه‌چندان دور از کرج، روستایی قرار گرفته که هنوز بخشی از حافظه تاریخی ایران را در خود نگه داشته است؛ ورده. روستایی با کوچه‌های سنگفرش، دیوارهای کاهگلی، صدای رودخانه هزاربند و چنارهایی که انگار عمرشان از چند نسل آدم بیشتر است.
 
اما آنچه ورده را به مقصدی متفاوت تبدیل کرده، فقط طبیعت نیست. در دل این روستا، روی دامنه کوه و آن سوی رودخانه، بنایی کوچک قرار دارد که سال‌هاست مردم منطقه آن را بخشی از هویت خود می‌دانند؛ امامزاده عبدالقهار، معروف به امامزاده چوبی کرج. اینجا جایی است که تاریخ و ایمان، طبیعت و معماری، گذشته و زندگی امروز به هم می‌رسند.
 
برای رسیدن به ورده باید از جاده‌هایی عبور کرد که آرام‌آرام فاصله انسان را با شتاب شهر بیشتر می‌کنند. هرچه جلوتر می‌روی، ساختمان‌های بلند کمتر می‌شوند و جای خود را به باغ‌ها، کوه‌ها و مسیرهای سبز می‌دهند. شاید جذابیت اصلی چنین سفرهایی همین تغییر تدریجی باشد؛ اینکه انسان فرصت پیدا می‌کند از سرعت زندگی فاصله بگیرد. در روزگاری که بسیاری از آدم‌ها حتی زمان کافی برای شنیدن صدای خودشان ندارند، مکان‌هایی مانند ورده تبدیل به فرصتی برای مکث می‌شود.
 
آنچه این روستا را ارزشمند می‌کند علاوه بر طبیعت زیبا، حضور تاریخی و فرهنگی آن است؛ روایتی که در خانه‌های قدیمی، سنگ‌های مسیر، درختان کهنسال و بقعه‌ای کوچک در دل کوه باقی مانده است.
امامزاده عبدالقهار، از نوادگان امام موسی کاظم(ع) است و در میان مردم منطقه جایگاه ویژه‌ای دارد. اما دلیل شهرت این امامزاده معماری متفاوت بناست؛ استفاده از عناصر چوبی که باعث شده این مکان با نام امامزاده چوبی شناخته شود.
 
در نگاه اول بنا ساده به نظر می‌رسد؛ نه گنبدی عظیم دارد و نه شکوه معماری برخی زیارتگاه‌های بزرگ. اما همین سادگی، بخشی از جذابیت آن است. پنجره‌های اُرسی چوبی، نقش‌ونگارهای قدیمی و فضای آرام داخلی، حال‌وهوایی ایجاد کرده که بیشتر از آنکه با چشم دیده شود، با حس تجربه می‌شود.
 
در سال‌های گذشته، بخشی از این بنا مورد دستبرد قرار گرفته است؛ از جمله درهای چوبی قدیمی که امروز یکی از آن‌ها در موزه ملی ایران نگهداری می‌شود. این اتفاق، بار دیگر اهمیت حفاظت از میراث فرهنگی روستاها را یادآوری می‌کند؛ میراثی که گاهی در همین مکان‌های کوچک و کمتر شناخته‌شده پنهان شده است.
 

امامزاده عبدالقهار؛ میراثی زنده در حافظه جمعی ورده 

 
حسین آقایی یکی از اهالی قدیمی ورده است؛ مردی که سال‌ها در این روستا زندگی کرده و بسیاری از خاطرات نسل‌های گذشته را شنیده است.
 
وی درباره امامزاده می‌گوید: «خیلی از اهالی روستا با این مکان مقدس خاطره دارند. پدربزرگ‌های ما وقتی مشکلی داشتند، وقتی دلشان می‌گرفت یا حتی وقتی می‌خواستند شکرگزاری کنند، به اینجا می‌آمدند. اینجا بخشی از زندگی مردم بوده است».
 
آقایی به چنار قدیمی حیاط امامزاده اشاره می‌کند و ادامه می‌دهد: «این درخت برای ما مثل بزرگ روستاست. خیلی چیزها دیده که ما ندیده‌ایم. آدم‌هایی آمده‌اند و رفته‌اند، نسل‌ها عوض شده‌اند، اما این چنار هنوز ایستاده. وقتی زیر سایه‌اش می‌نشینی، حس می‌کنی به چیزی وصل شده‌ای که از زمان بزرگ‌تر است».
 
وی بیان می‌کند: «امروز مردم شهر خیلی خسته‌اند. خیلی‌ها وقتی می‌آیند، شاید دنبال چیز خاصی نباشند. فقط می‌خواهند چند ساعت آرام باشند. اینجا همین آرامش را می‌دهد».
 

جایی برای مکث در هیاهوی زندگی

 
در گوشه‌ای از محوطه امامزاده، صدای آرام رفت‌وآمد زائران گوش را نوازش می‌دهد. اکبر اسدی، خادم امامزاده درباره تجربه سال‌های حضورش در این امامزاده می‌گوید: «آدم‌هایی که می‌آیند، قصه‌های مختلفی دارند. یکی برای زیارت می‌آید، یکی برای گردش، یکی هم فقط می‌خواهد چند ساعت از فضای شهر فاصله بگیرد. اما چیزی که بین همه مشترک است، این است که وقتی می‌روند، آرام‌تر از زمانی هستند که آمده‌اند».
 
اسدی ادامه می‌دهد: «گاهی کسی وارد حرم می‌شود، می‌نشیند و فقط نگاه می‌کند. شاید دعا نخواند و حرفی نزند، اما همان چند دقیقه سکوت برایش ارزش دارد. فکر می‌کنم آدم امروز بیشتر از هر چیزی به همین لحظه‌های سکوت نیاز دارد».
 
خادم امامزاده تاکید می‌کند: «معرفی چنین مکان‌هایی باید همراه با حفظ حرمت آن‌ها باشد. گردشگری مذهبی اگر درست باشد، می‌تواند باعث شناخته شدن یک منطقه شود؛ اما نباید باعث شود روح مکان از بین برود. مردم باید بیایند، ببینند، استفاده کنند، اما بدانند اینجا بخشی از هویت مردم است».
 

بقاع متبرکه؛ کانون پیوند معنویت، هویت و مسئولیت اجتماعی

 
حجت‌الاسلام سید محسن حسینی‌راغب، رئیس اداره اوقاف و امور خیریه شهرستان کرج، وقتی از امامزادگان سخن می‌گوید، پیش از آنکه از بنا و کالبد حرف بزند، از معنایی صحبت می‌کند که قرن‌ها در زندگی مردم جریان داشته است؛ از مکان‌هایی که بخشی از حافظه معنوی جامعه‌اند؛ فضاهایی که در آن‌ها ایمان، امید و آرامش، در کنار تجربه‌های شخصی و جمعی مردم شکل گرفته است.
 
وی می‌گوید: «بقاع متبرکه را نمی‌توان  با معیارهای ظاهری سنجید. ارزش یک امامزاده فقط در قدمت بنا، ویژگی‌های معماری یا جایگاه تاریخی آن خلاصه نمی‌شود، بلکه بخش مهمی از اهمیت آن به پیوندی بازمی‌گردد که میان مردم و این اماکن در طول نسل‌ها شکل گرفته است؛ پیوندی که در لحظات شادی و اندوه، در آیین‌های مذهبی، در نذرها، وقف‌ها و حتی خلوت‌های شخصی انسان‌ها خود را نشان داده است».
 
این مسئول با اشاره به جایگاه امامزادگان در فرهنگ شیعی، این اماکن را نشانه‌ای از ارتباط عمیق مردم با خاندان اهل‌بیت(ع) می‌داند؛ ارتباطی که تنها به برگزاری مراسم مذهبی محدود نمی‌شود، بلکه در لایه‌های مختلف زندگی اجتماعی مردم حضور دارد. 
 
راغب ادامه می‌دهد: «مردم در طول تاریخ تنها برای زیارت به امامزادگان مراجعه نکرده‌اند. این مکان‌ها همیشه محل رجوع دل‌های خسته بوده‌اند؛ جایی که انسان در روزهای دشوار، برای پیدا کردن آرامش، امید و پناه معنوی به آن مراجعه می‌کند. گاهی انسان با مسائلی روبه‌رو می‌شود که راه‌حل آن‌ها فقط در محاسبات مادی پیدا نمی‌شود و در چنین شرایطی، ارتباط با خداوند، توسل به اولیای الهی و حضور در یک فضای معنوی می‌تواند به انسان قدرت دوباره‌ای برای ادامه مسیر بدهد».
 
رئیس اداره اوقاف و امور خیریه شهرستان کرج با اشاره به شرایط زندگی انسان امروز، معتقد است جامعه معاصر با وجود همه پیشرفت‌ها، بیش از گذشته با اضطراب، نگرانی و فرسودگی روحی مواجه است و سرعت زندگی، افزایش دغدغه‌های روزمره و فاصله گرفتن انسان از لحظه‌های خلوت و تأمل، نیاز به فضاهایی را که بتوانند آرامش معنوی ایجاد کنند، بیشتر کرده است.
 
راغب تأکید می‌کند: «زیارت، زمانی می‌تواند اثر واقعی خود را در زندگی انسان نشان دهد که از یک حضور ظاهری فراتر برود و به فرصتی برای تحول درونی تبدیل شود و قرار گرفتن در فضای معنوی بقاع متبرکه می‌تواند انسان را به تأمل درباره رفتار، مسئولیت‌ها، رابطه با خداوند و ارتباط با دیگران دعوت کند؛ چرا که معنویت در نگاه دینی، جدا از زندگی اجتماعی نیست، بلکه باید در رفتار و منش انسان نمود پیدا کند». 
 
راغب در بخش دیگری از سخنانش به نقش اجتماعی بقاع متبرکه اشاره می‌کند و می‌گوید: «این اماکن در طول تاریخ، علاوه بر کارکرد عبادی، بستری برای تقویت فرهنگ خدمت و همدلی نیز بوده‌اند. بسیاری از فعالیت‌های خیرخواهانه، کمک به نیازمندان، اطعام، مشارکت‌های مردمی و اقدامات اجتماعی، در پیوند با همین مراکز شکل گرفته‌اند و نشان می‌دهند که دین در فرهنگ ایرانی همواره با مسئولیت اجتماعی همراه بوده است».
 
وی از فرهنگ وقف به عنوان یکی از روشن‌ترین نمونه‌های این پیوند یاد می‌کند و ادامه می‌‎دهد: «وقف سنتی است که در آن، انسان از مرز خواسته‌های شخصی عبور می‌کند و بخشی از دارایی خود را برای باقی ماندن خیر در جامعه اختصاص می‌دهد. وقف نوعی نگاه به آینده است؛ نگاهی که انسان را نسبت به سرنوشت دیگران مسئول می‌کند».
 
به گفته این مسئول، بسیاری از خدمات فرهنگی، مذهبی و اجتماعی که طی سال‌ها در جامعه شکل گرفته‌اند، حاصل همین نیت‌های خیرخواهانه بوده‌اند؛ نیت‌هایی که با گذشت زمان از بین نمی‌روند و آثار آن‌ها در زندگی نسل‌های بعدی نیز باقی می‌ماند.
 
راغب معتقد است امروز یکی از مهم‌ترین وظایف متولیان بقاع متبرکه، حفظ قداست و هویت معنوی این مکان‌ها در کنار توجه به نیازهای فرهنگی جامعه است. نسل جوان باید بتواند ارتباطی زنده و آگاهانه با امامزادگان برقرار کند؛ ارتباطی که نه از سر عادت، بلکه بر پایه شناخت و تجربه معنوی شکل بگیرد.
 
وی اضافه می‌کند: «معرفی امامزادگان به نسل جدید، نیازمند زبانی تازه و متناسب با شرایط امروز است؛ زبانی که بتواند نشان دهد این اماکن فقط متعلق به گذشته نیستند، بلکه همچنان می‌توانند در زندگی انسان معاصر نقش داشته باشند؛ مکان‌هایی برای آرامش، تفکر، دعا، انس با قرآن و بازخوانی ارزش‌هایی مانند امید، صبر، گذشت و مسئولیت‌پذیری».
 
راغب در پایان تأکید می‌کند: «حفظ بقاع متبرکه تنها به نگهداری از ساختمان‌ها و آثار باقی‌مانده محدود نمی‌شود، بلکه مهم‌تر از حفظ کالبد، پاسداری از روحی است که در این مکان‌ها جریان دارد؛ روحی که از ایمان مردم، خاطرات نسل‌ها، آیین‌های مذهبی و پیوند عاطفی جامعه با این اماکن ساخته شده است».
 

صیانت از هویت تاریخی؛ پیش‌نیاز توسعه گردشگری مذهبی

 
در میان روایت‌های تاریخی و ظرفیت‌های کمتر دیده‌شده البرز، رضا خلج، رئیس اداره میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع‌دستی کرج، امامزاده عبدالقهار(ع) و روستای ورده را بخشی از یک منظومه فرهنگی می‌داند؛ منظومه‌ای که مجموعه‌ای از عناصر مادی و ناملموس را در کنار هم قرار داده است؛ از معماری و طبیعت گرفته تا آیین‌ها، خاطرات جمعی و شیوه زیست مردمانی که قرن‌ها در این جغرافیا زندگی کرده‌اند.
 
وی معتقد است روستاهای تاریخی مانند ورده، نمونه‌هایی از پیوند میان انسان و محیط هستند؛ مکان‌هایی که در آن‌ها تاریخ فقط در کتاب‌ها یا موزه‌ها باقی نمانده، بلکه در کوچه‌ها، خانه‌ها، بناهای قدیمی و حتی سبک زندگی مردم جریان دارد و حفاظت از چنین مناطقی صیانت از یک نظام فرهنگی است که طی سالیان شکل گرفته و بخشی از هویت منطقه را ساخته است.
 
خلج با اشاره به جایگاه روستای ورده در میان ظرفیت‌های تاریخی استان البرز، تأکید می‌کند: «شناخت این مناطق نیازمند نگاهی فراتر از بازدیدهای کوتاه‌مدت گردشگری است. یک روستای تاریخی زمانی به‌درستی معرفی می‌شود که مخاطب بتواند با روح حاکم بر آن ارتباط برقرار کند؛ روحی که در معماری بومی، روابط اجتماعی، آیین‌های محلی و خاطرات نسل‌های گذشته آن منطقه حضور دارد».
 
رئیس اداره میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع‌دستی کرج، امامزاده عبدالقهار(ع) را یکی از عناصر مهم این هویت تاریخی می‌داند و معتقد است این بقعه در کنار سایر ظرفیت‌های روستا، بخشی از روایت تاریخی و فرهنگی ورده را شکل داده است. 
 
خلج در ادامه با اشاره به ضرورت حفاظت از بافت‌های تاریخی اضافه می‌کند: «توسعه گردشگری زمانی موفق است که میان بهره‌برداری و حفاظت تعادل ایجاد کند. گردشگری اگر بدون برنامه‌ریزی و شناخت ظرفیت‌های محلی توسعه پیدا کند، می‌تواند به همان ویژگی‌هایی آسیب بزند که یک منطقه را به مقصدی ارزشمند تبدیل کرده است».
وی تأکید می‌کند: «روستاهای تاریخی نیازمند الگویی از توسعه هستند که در آن، هویت فرهنگی قربانی جذابیت‌های کوتاه‌مدت اقتصادی نشود. هدف از معرفی چنین مناطقی صرفاً افزایش تعداد گردشگران نیست؛ بلکه باید شرایطی فراهم شود که حضور گردشگران به حفظ میراث، رونق زندگی مردم محلی و انتقال ارزش‌های فرهنگی به نسل‌های آینده کمک کند».
 
رئیس اداره میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع‌دستی کرج با اشاره به مفهوم گردشگری پایدار، معتقد است آینده بسیاری از مقصدهای تاریخی کشور به میزان توجه ما به جامعه محلی وابسته است. مردم ساکن در این مناطق، مهم‌ترین حافظان میراث فرهنگی هستند؛ چرا که آن‌ها نه به‌عنوان یک اثر تاریخی، بلکه به‌عنوان بخشی از زندگی روزمره خود با این فضاها ارتباط دارند.
 
خلج ادامه می‌دهد: «حضور مردم محلی در فرآیند حفاظت و معرفی میراث، می‌تواند زمینه‌ساز شکل‌گیری فرصت‌های اقتصادی جدید نیز باشد. توسعه اقامتگاه‌های بوم‌گردی، رونق صنایع‌دستی، معرفی محصولات بومی و ایجاد مسیرهای گردشگری فرهنگی، زمانی موفق خواهد بود که با مشارکت مردم منطقه و احترام به ساختار اجتماعی آن‌ها همراه شود».
 
این مسئول با اشاره به ظرفیت‌های ناشناخته البرز می‌گوید: «این استان نباید تنها با چهره صنعتی و شهری خود شناخته شود. در فاصله‌ای کوتاه از مراکز پرتراکم شهری، روستاها و بناهایی وجود دارند که هر کدام بخشی از تاریخ و تمدن این سرزمین را روایت می‌کنند و معرفی آن‌ها می‌تواند نگاه عمومی به ظرفیت‌های فرهنگی البرز را تغییر دهد».
 
خلج، نقش رسانه‌ها را در بازشناساندن این ظرفیت‌ها مهم می‌داند و توضیح می‌دهد: «بسیاری از آثار و روستاهای تاریخی، پیش از آنکه نیازمند معرفی گسترده باشند، نیازمند روایت درست هستند. روایتگری فرهنگی می‌تواند میان نسل امروز و میراث گذشته پیوند برقرار کند؛ چرا که مردم زمانی برای حفظ یک اثر تلاش می‌کنند که آن را بشناسند، با آن ارتباط برقرار کنند و ارزشش را درک کنند».
 
رئیس اداره میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع‌دستی کرج در پایان، حفظ میراث فرهنگی را نوعی مسئولیت در برابر آینده می‌داند؛ مسئولیتی که تنها به نگهداری از بناها و آثار باقی‌مانده محدود نمی‌شود، بلکه انتقال هویت، فرهنگ و حافظه تاریخی یک سرزمین به نسل‌های آینده را نیز در بر می‌گیرد. 
 
انتهای پیام
دبیر:
الناز دادمهر
خبرنگار:
مریم اصغرپور
captcha