کد خبر: 4367857
تاریخ انتشار : ۱۲ مرداد ۱۴۰۵ - ۱۳:۲۹
رئیس مرکز پژوهش‌های مجلس مطرح کرد

دولت فرومانده؛ پروژه آمریکایی ـ اسرائیلی برای فرسایش ایران

بابک نگاهداری با تأکید بر اینکه آینده ایران نباید محل پرداخت بدهی تصمیمات امروز باشد، گفت: دولت فرومانده، پروژه‌ای آمریکایی ـ اسرائیلی برای فرسایش ایران است.

بابک نگاهداری

به گزارش ایکنا به نقل از روابط عمومی مرکز پژوهش‌های مجلس شورای اسلامی، بابک نگاهداری، در خصوص تعبیر برخی درباره دولت فرومانده با بیان اینکه این تعبیر بیش از آنکه یک مفهوم تحلیلی باشد، یک تعبیر سیاسی است، گفت: اگر دولت را صرفاً قوه مجریه و مجموعه‌ای از وزارتخانه‌ها بدانیم، طبیعتاً دولت فرومانده را هم باید در سطح عملکرد اجرایی یک کابینه تحلیل کنیم اما در ادبیات حکمرانی، دولت معنای گسترده‌تری دارد. دولت یعنی ظرفیت رسمی کشور برای تصمیم‌گیری، اجرا، تنظیم‌گری، تأمین امنیت، تولید اعتماد و نمایندگی منافع ملی.

دولت فرومانده؛ پروژه‌ای برای فرسایش ظرفیت حکمرانی

وی با بیان اینکه بر این اساس، دولت فرومانده دولتی نیست که فقط در یک یا چند حوزه ضعف داشته باشد، تصریح کرد: دولت فرومانده دولتی است که به‌تدریج توان حل مسئله، اقناع جامعه، حفظ انسجام، مدیریت بحران و برقراری ارتباط مؤثر با جهان را از دست می‌دهد. در چنین وضعیتی، مسئله از ناکارآمدی یک دستگاه عبور می‌کند و به فرسایش ظرفیت حکمرانی می‌رسد.

رئیس مرکز پژوهش‌های مجلس با بیان اینکه دولت فرومانده می‌تواند پروژه دشمنان ایران باشد، اظهار کرد: دشمنان ایران فکر می‌کردند امکان یک پیروزی سریع در برابر ایران را خواهند داشت، اما نتیجه چیزی شد که انتظارش را نداشتند. انگاره ایران ضعیف که در نظام محاسباتی آنان شکل گرفته بود، بعد از جنگ ۴۰ روزه تغییر پیدا کرد. آنها متوجه شده‌اند که ایران قدرتی دارد که با حمله نظامی امکان تسلیم و شکست آن وجود ندارد.

وی مسیر دیگر را ضعیف‌سازی ایران از طریق راه‌های غیرنظامی پس از آتش‌بس دانست و اظهار کرد: دشمن تلاش دارد کشور را در زیر سایه جنگ و به تعبیر رهبر شهید انقلاب، «وضعیت نه جنگ و نه صلح» ببرد و کاری کند که نظام حکمرانی کشور دچار فرسودگی شود.

نگاهداری یادآور شد: پروژه دولت فرومانده از سوی دشمن یعنی کشور را به نقطه‌ای برسانیم که در داخل، مردم به توان حل مسئله نهادهای رسمی باور نداشته باشند. در عرصه خارجی، شرکای بالقوه آن کشور را پرریسک و ناتوان ارزیابی کنند. در اقتصاد، افق تصمیم‌گیری کوتاه شود و در فضای عمومی، هر مسئله‌ای به نشانه‌ای از بی‌فایدگی و بن‌بست تبدیل شود.

وی ادامه داد: در این پروژه، دشمن ممکن است از تحریم، فشار رسانه‌ای، عملیات روانی، ایجاد شکاف اجتماعی، اخلال در روابط منطقه‌ای و تخریب تصویر کشور در افکار عمومی استفاده کند. اما بخش مهم‌تر ماجرا به درون کشور مربوط است؛ اینکه خودمان نهادهای رسمی را بی‌اعتبار کنیم، هر موفقیتی را کوچک بشماریم، هر اختلافی را به بحران هویتی تبدیل کنیم و به جای اصلاح ضعف‌ها، اصل توان ملی را زیر سؤال ببریم.

رئیس مرکز پژوهش‌های مجلس با بیان اینکه دولت فرومانده مطلوب دشمنی است که می‌خواهد ایران تصمیم‌ناپذیر، منزوی، بی‌اعتماد و گرفتار منازعات فرسایشی باشد، در تبیین خطر تضعیف ساختار اداره کشور و خودتحقیری ملی تأکید کرد: این دو، مسیرهای متفاوت اما مکمل برای فرسایش دولت هستند. مسیر نخست، تضعیف مستقیم سازوکارهای رسمی است. وقتی به دلایل سیاسی، انتخاباتی یا جناحی، اعتماد مردم به مسئولان کشور تخریب می‌شود، هزینه آن فقط متوجه یک دولت یا جریان سیاسی نیست؛ بلکه کشور در مجموع قدرت تصمیم‌گیری و ایستادگی خود را از دست می‌دهد.

وی افزود: اگر تصور کنیم می‌توانیم به اعتبار مسئولانی مانند رئیس‌جمهور، رئیس مجلس و رئیس قوه قضاییه آسیب بزنیم، بدون اینکه اعتبار ساختارهای رسمی نظام دچار آسیب شود، یا دچار خطای شناختی جدی هستیم یا اینکه غرض‌های دیگری داریم.

کاهش اعتماد به دولت، کاهش اعتماد به ظرفیت حل مسئله کشور است

وی با بیان اینکه هیچ جریانی نمی‌تواند بخشی از ساختار حکمرانی را تضعیف کند و انتظار داشته باشد هزینه آن فقط رقیب سیاسی‌اش را دربرگیرد، یادآور شد: کاهش اعتماد به دولت، کاهش اعتماد به ظرفیت حل مسئله کشور است و این هزینه در نهایت به مردم، اقتصاد، امنیت و آینده ایران منتقل می‌شود.

نگاهداری در خصوص مسیر دوم یعنی خودتحقیری ملی توضیح داد: جامعه‌ای که توانایی‌های خود را نمی‌بیند یا هر دستاوردی را با تحقیر روایت می‌کند، پیش از آنکه از بیرون شکست بخورد، از درون فرسوده می‌شود. نقد ضعف‌ها ضروری است، اما نقد با نفی تفاوت دارد. نقد برای اصلاح و ارتقاست؛ نفی، سرمایه اجتماعی و انگیزه ملی را از بین می‌برد.

وی افزود: ایران در یک سال اخیر نشان داده است که در شرایط فشار و حتی جنگ، هم توان مقاومت دارد و هم می‌تواند در میدان‌های مختلف، از امنیت تا دیپلماسی، ابتکار عمل نشان دهد. اینکه دستاوردها و سلحشوری‌های سربازان جان‌برکف کشور در میدان جنگ و نظامی را که همه دنیا را شگفت‌زده کرده، طوری روایت کنیم که گویی خیانتی بزرگ به کشور شده و منافع ملی بر باد رفته است، یک خیانت تاریخی است.

مقابله با انزوا و تعریف نقش ایران در نظم جدید منطقه‌ای

رئیس مرکز پژوهش‌های مجلس، سیاست خارجی را یکی از مهم‌ترین ابزارها برای کسب منافع ملی دانست و گفت: این مهم زمانی تحقق پیدا می‌کند که همه جریان‌های سیاسی کشور باور داشته باشند انزوای ایران همان چیزی است که دشمنان ما می‌خواهند و باید از هر مسیری این زنجیرها را از میان برداریم.

وی با بیان اینکه ایران نمی‌تواند برای حفظ هویت، استقلال و منافع ملی، به انزوای ارتباطی تن دهد، تصریح کرد: استقلال با قطع ارتباط تفاوت دارد. کشوری مستقل است که بتواند با جهان ارتباط برقرار کند، اما قواعد این ارتباط را بر اساس منافع خود تنظیم کند.

رئیس مرکز پژوهش‌های مجلس با بیان اینکه نقش این مرکز صرفاً ارائه گزارش درباره مسائل روز نیست، عنوان کرد: تمام ظرفیت‌های مرکز بر تشخیص مسیر درست برای آینده کشور متمرکز است. برای مثال، در موضوعاتی مانند ارتباط با چین، مسئله فقط تنظیم مناسبات دوجانبه نیست؛ بلکه باید پرسید ایران چگونه می‌تواند در زنجیره‌های اقتصادی و فناورانه آسیا جایگاه خود را تثبیت کند و چگونه از رابطه با چین ارزش واقعی برای اقتصاد ملی بسازد.

وی افزود: رابطه پایدار با چین نیازمند شناخت دقیق این کشور، فهم منافع متقابل، طراحی سازوکارهای اجرایی، حل مسئله مبادلات مالی و ایجاد ضمانت برای استمرار توافق‌هاست.

نگاهداری در ادامه با بیان اینکه موضوع رژیم حقوقی تنگه هرمز نیز از همین اهمیت برخوردار است، اظهار کرد: جنگ رمضان و دستاوردهای راهبردهای نظامی فرماندهان ما به دنیا ثابت کرد که تنگه هرمز یکی از مهم‌ترین نقاط اتصال انرژی، تجارت و امنیت در جهان است. ایران باید درباره این پهنه، هم از منظر حقوق بین‌الملل و هم از منظر منافع اقتصادی، امنیتی و منطقه‌ای، دارای صورت‌بندی روشن و مستند باشد.

ضرورت سیاست‌گذاری بلندمدت برای شکست پروژه دولت فرومانده

وی با بیان اینکه شکست پروژه دولت فرومانده با یک سخنرانی یا تصمیم مقطعی اتفاق نمی‌افتد، عنوان کرد: این پروژه زمانی شکست می‌خورد که کشور بتواند همه ظرفیت‌های خود را به هم متصل کند. ظرفیت دولت، جامعه، نخبگان، اقتصاد، دیپلماسی و نهادهای علمی باید در یک جهت حرکت کنند.

نگاهداری با بیان اینکه کشور به سیاست‌گذاری‌هایی نیاز دارد که از وضعیت واکنشی خارج شود، گفت: در پرونده چین، باید از رابطه نمادین به همکاری راهبردی قابل سنجش برسیم. در موضوع تنگه هرمز، باید موفقیت‌های زمان جنگ را با نهادمندسازی به راهبردهای حقوقی و منطقه‌ای تبدیل کنیم. در مواجهه با انزوا نیز باید از گلایه درباره فشار خارجی به سمت طراحی شبکه‌های پایدار ارتباطی حرکت کنیم.

وی یکی از موانع اصلی را غلبه نگاه کوتاه‌مدت بر مسائل بلندمدت دانست و تصریح کرد: وقتی همه‌چیز از دریچه رقابت‌های روزمره سیاسی دیده شود، مسائل راهبردی و ملی قربانی می‌شوند. در چنین شرایطی، ممکن است جریان‌ها برای تضعیف رقیب، نهادی را تضعیف کنند که فردا خودشان نیز به آن نیاز دارند.

رئیس مرکز پژوهش‌های مجلس در پایان با تأکید بر اینکه باید با عارضه فرداخواری مقابله کرد، گفت: این یعنی تصمیم‌هایی که امروز محبوب یا کم‌هزینه به نظر می‌رسند، اما هزینه آنها به آینده منتقل می‌شود. آینده ایران نباید محل پرداخت بدهی تصمیم‌های امروز باشد.

انتهای پیام
خبرنگار:
سعید امینی
دبیر:
مهدی مخبری
captcha