یک استاد حوزه علمیه گفت: مهجوریت پیامبر(ص) زمانی شکل میگیرد که جامعه از قرآن و سیره نبوی فاصله بگیرد و برای مقابله با این وضعیت باید آموزههای دین و چهره رحمانی رسول خدا(ص) بهدرستی بهویژه برای نسل جوان تبیین و معرفی شود.
پیامبر اکرم(ص) برای بشریت پیامآور رحمت، اخلاق، معنویت و کرامت انسانی بود. سیره و آموزههای آن حضرت پس از قرنها همچنان میتواند راهنمای انسان امروز در مواجهه با مسائل فردی، اجتماعی و سیاسی باشد.
بازخوانی سیره نبوی فرصتی برای شناخت دوباره معیارهایی است که رسول خدا(ص) برای ساختن جامعهای اخلاقمدار، متحد و برخوردار از معنویت ترسیم کردند.
همزمان با ایام رحلت پیامبر اعظم(ص)، توجه به سیره نبوی و نسبت آن با زندگی مسلمانان امروز اهمیت ویژهای پیدا میکند. شناخت درست پیامبر(ص) میتواند تصویری روشن از پیامبر رحمت و اخلاق به جامعه ارائه دهد و نسل جوان را با حقیقت آموزههای اسلام و ابعاد مختلف شخصیت رسول خدا(ص) آشنا کند.
در همین راستا، خبرنگار ایکنا از قم با آیتالله علی نظریمنفرد استاد حوزه علمیه درباره مفهوم «مهجوریت پیامبر(ص)» در جامعه امروز، ارتباط میان مهجوریت قرآن و مهجوریت پیامبر(ص)، ضرورت معرفی چهره رحمانی و اخلاقی رسول خدا(ص)، راههای پیوند دادن سیره نبوی با زندگی جوانان و همچنین ابعاد اجتماعی و سیاسی سیره پیامبر(ص) گفتوگو کرده است.
در این گفتوگو بر بازگشت به قرآن و سیره نبوی، شناخت صحیح آموزههای اسلام و بهرهگیری از میراث پیامبر(ص) برای تقویت اخلاق، وحدت و انسجام جامعه تأکید شده است که مشروح آن را در ادامه میخوانیم:
خدای متعال در آیه ۱۴۴ سوره مبارکه «آل عمران» میفرماید: «وَمَا مُحَمَّدٌ إِلَّا رَسُولٌ قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِهِ الرُّسُلُ أَفَإِنْ مَاتَ أَوْ قُتِلَ انْقَلَبْتُمْ عَلَى أَعْقَابِکُمْ وَمَنْ یَنْقَلِبْ عَلَى عَقِبَیْهِ فَلَنْ یَضُرَّ اللَّهَ شَیْئًا وَسَیَجْزِی اللَّهُ الشَّاکِرِینَ؛ و محمد جز فرستادهاى كه پيش از او هم پيامبرانى آمده و گذشتند نيست آيا اگر او بميرد يا كشته شود از عقيده خود برمىگرديد و هر كس از عقيده خود بازگردد هرگز هيچ زيانى به خدا نمىرساند و بهزودى خداوند سپاسگزاران را پاداش مىدهد.»
خداوند متعال بعد از آنکه میفرماید پیامبر، محمد(ص)، رسول خدا و فرستاده خداست، میفرماید: اگر ایشان از دنیا برود یا کشته شود، آیا شما مردم به عقب بازمیگردید؟ آیا به دوران جاهلیت و گذشته خود برمیگردید؟ و کسی که به عقب بازگردد، ضرری به خدای متعال نمیرساند؛ بلکه خداوند کسانی را که سپاسگزارند، جزا خواهد داد.
پیامبر اکرم(ص) در محیطی مبعوث به رسالت شدند که آن محیط، از نظر اخلاق، آداب و رفتارهایی که مردم انجام میدادند، در وضعیت نامطلوبی قرار داشت.
امیرالمؤمنین(ع) میفرماید: «پیغمبر مبعوث به رسالت شد، در حالیکه شما در میان جامعه عرب و در بدترین وضعیت دینی قرار داشتید.» اما چون پیامبر، پیامبر رحمت بود، آنچه با خود آورده بود با فطرت و طبیعت انسان سازگاری داشت. خداوند متعال در آیه ۳۰ سوره مبارکه «روم» میفرماید: «فَأَقِمْ وَجْهَکَ لِلدِّینِ حَنِیفًا فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتِی فَطَرَ النَّاسَ عَلَیْهَا لَا تَبْدِیلَ لِخَلْقِ اللَّهِ ذَلِکَ الدِّینُ الْقَیِّمُ وَلَکِنَّ أَکْثَرَ النَّاسِ لَا یَعْلَمُونَ؛ پس با توجه به بیپایه بودن شرک حقگرایانه و بدون انحراف با همه وجودت بهسوی این دین توحیدی روی آور، پایبند و استوار بر سرشت خدا که مردم را بر آن سرشته است باش برای آفرینش خدا هیچگونه تغییر و تبدیلی نیست؛ این است دین درست و استوار؛ ولی بیشتر مردم معرفت و دانش به این حقیقت اصیل ندارند.»
کسانی که اهل تدبر، عقل و خرد بودند، به آسانی به رسول خدا(ص) گرویدند؛ اما کسانی که اینگونه نبودند و بیشتر اهل دنیا بودند، مسیر دیگری را انتخاب کردند. این وضعیت همواره وجود داشته است.
خدای متعال حتی اصحاب پیغمبر(ص) را به دو دسته تقسیم میکند و میفرماید: «مِنْهُمْ مَنْ یُرِیدُ الدُّنْیَا وَمِنْهُمْ مَنْ یُرِیدُ الْآخِرَةَ.»
عدهای بهدنبال دنیا هستند و میخواهند دنیا و زندگی دنیایی خود را آباد و زندگی خوبی داشته باشند و عدهای نیز بهدنبال معنویت و ارزشها هستند و به این سمت گرایش دارند.
معمولاً در دعوت انبیا(ع) نیز چنین نبوده که تمام مردم به دین بگروند و سراغ دین بیایند. علت آن هم روشن است؛ زیرا دین مربوط به امور معنوی و ارزشی است، در حالیکه مردم بهدنبال محسوسات هستند و میخواهند زندگی دنیاییشان تأمین شود. معمولاً وضعیت اینگونه بوده است.
خدای متعال در پایان سوره مبارکه «یوسف» میفرماید: «وَمَا أَکْثَرُ النَّاسِ وَلَوْ حَرَصْتَ بِمُؤْمِنِینَ» یعنی انسان دوست دارد و حریص است که انسانها در مسیر سعادت قرار بگیرند، اما اکثر مردم به این مسیر نمیآیند.
خود پیامبر اکرم(ص) نیز در همان ایامی که مردم در اوایل بعثت گرایش عجیبی به اسلام پیدا کردند، شاهد چنین وضعیتی بودند. خدای متعال در آیات اول و دوم سوره مبارکه «نصر» میفرماید: «إِذَا جَاءَ نَصْرُ اللَّهِ وَالْفَتْحُ* وَرَأَیْتَ النَّاسَ یَدْخُلُونَ فِی دِینِ اللَّهِ أَفْوَاجًا؛ آنگاه كه يارى خدا و آن پيروزى (فتح مكه) فرا رسد و مردم را ببينى كه گروه گروه در دين خدا درآيند» مردم گروه گروه به اسلام گرویدند، اما بهتدریج کسانی که به اصطلاح اهل آخرت، اهل معنویت و اهل دین و تعقل بودند، از دیگران جدا شدند، چراکه خطابات قرآن متوجه «اولی الابصار» و «اولی الالباب» و کسانی است که اهل تفکر هستند. خداوند در آیه ۴۶ سوره مبارکه «سبأ» میفرماید: «قُلْ إِنَّمَا أَعِظُکُمْ بِوَاحِدَةٍ أَنْ تَقُومُوا لِلَّهِ مَثْنَى وَفُرَادَى؛ بگو من فقط به شما یک اندرز میدهم که دو دو و به تنهایی برای خدا به پا خیزید» بنابراین، کسانی که اهل تعقل و تفکر بودند، مسیر خود را پیدا کردند.
پیغمبر اکرم(ص) فرمودند: «إِنَّ الْإِسْلَامَ بَدَأَ غَرِیبًا وَسَیَعُودُ غَرِیبًا فَطُوبَى لِلْغُرَبَاءِ؛ اسلام غریبانه آغاز شد و بهزودی، همچون ابتدای خود، غریب خواهد شد؛ پس خوشا به حال غریبان.»
اسلام در آغاز غریب بود و با یک بانوی بزرگوار به نام حضرت خدیجه(س) و یک آقازاده به نام امام علی(ع) آغاز شد. این دو نفر در آغاز به رسول خدا(ص) گرویدند و حرکت از همینجا شروع شد.
اینکه اسلام دوباره غریب خواهد شد نیز به این علت است که به هر حال عدهای بهدنبال این هستند که زندگی دنیاییشان فراهم و مرتب شود و چندان به این فکر نیستند که در آینده چه خواهد شد و آیندهشان چگونه خواهد بود. میگویند فعلاً دنیا نقد است و آخرت نسیه.
خدای متعال به پیامبر(ص) در آیه چهارم سوره مبارکه «ضحی» میفرماید: «وَلَلْآخِرَةُ خَیْرٌ لَکَ مِنَ الْأُولَى؛ آخرت برای تو از دنیا بهتر است.» پیامبر اکرم(ص) با آن همه زحمات و تلاشهایی که داشتند و با وجود اقبالی که مردم به دین نشان دادند، پس از رحلت ایشان، آنگونه که باید قدردان پیامبر نبودند.
بله، بین مهجوریت قرآن و مهجوریت پیامبر(ص) ارتباط وجود دارد؛ زیرا پیامبر خدا آورنده این کتاب است و این کتاب، کتاب هدایت است؛ کتابی است که بشر را به صراط مستقیم هدایت میکند.
خدای متعال در آیه ۳۰ سوره مبارکه «فرقان» این مسئله را بیان کرده و میفرماید: «وَقَالَ الرَّسُولُ يَا رَبِّ إِنَّ قَوْمِي اتَّخَذُوا هَذَا الْقُرْآنَ مَهْجُورًا؛ و پيامبر خدا گفت پروردگارا قوم من اين قرآن را رها كردند» یکی از شکایتهای پیامبر(ص) این است که مردم قرآن را رها کردند و از قرآن دست کشیدند.
اگر امروز هم مسلمانها متحد شوند و به قرآن عمل کنند، قطعاً آموزههای قرآن، آموزههایی است که انسانهای فرهیخته را به خود جذب میکند.
امام رضا(ع) فرمودند: «فان النَّاسُ لَوْ عَلِمُوا مَحَاسِنَ کَلَامِنَا لَاتَّبَعُونَا؛ اگر مردم محاسن کلام ما را بدانند، از ما تبعیت میکنند.»
شواهد تاریخی فراوانی در این زمینه وجود دارد. حضرت جعفر بن ابیطالب(ع)، جعفر طیار، وقتی به حبشه آمد، همین که آیات قرآن مجید را برای پادشاه حبشه خواند، بهویژه این آیه را تلاوت کرد: «إِنَّ اللَّهَ یَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَالْإِحْسَانِ وَإِیتَاءِ ذِی الْقُرْبَى وَیَنْهَى عَنِ الْفَحْشَاءِ وَالْمُنْکَرِ وَالْبَغْیِ یَعِظُکُمْ لَعَلَّکُمْ تَذَکَّرُونَ» هم پادشاه حبشه، نجاشی، و هم عدهای از کشیشهای مسیحی آنجا اسلام آوردند. اگر ما بتوانیم آموزههای دین را آنگونه که هست منتقل کنیم، زمینه برای گرایش مردم به دین فراهم خواهد شد.
جامعه همیشه یکدست نبوده و نیست. حضرت نوح(ع) مدت زیادی تبلیغ کرد، اما عده اندکی به ایشان ایمان آوردند؛ چون به هر حال مردم مختلفاند و از نظر دیدگاه با یکدیگر تفاوت دارند. آنهایی که بهدنبال حقیقت و ارزشها هستند، طبیعتاً به دین گرایش پیدا میکنند و از دین استقبال میکنند.
بنابراین، مهجوریت از این جهت است که ما نتوانستهایم آموزههای دین را آنگونه که هست، به جامعه منتقل کنیم. اگر بتوانیم این آموزهها را منتقل کنیم، باید زمینه نیز فراهم باشد تا این آموزهها به مردم منتقل شود و مردم بتوانند آنها را درک کنند؛ بهخصوص در برابر تبلیغات فراوانی که امروز در دنیا علیه دین وجود دارد.
امروز در دنیای رسانه زندگی میکنیم. ادیان مختلفی در دنیا مانند بودایی، هندو و ادیان دیگر وجود دارند اما علیه این ادیان چنین تبلیغات گستردهای صورت نمیگیرد، در حالیکه طرفداران زیادی دارند. دشمنان اسلام لبه تیز شمشیر خود را متوجه اسلام و خصوصاً متوجه تشیع کردهاند.
علت این مسئله آن است که تشیع و اسلام حرف برای گفتن دارد. اگر مردم بیدار و با آموزههای اسلام آشنا شوند و به اسلام اقبال کنند، این مسئله برای دشمنان اسلام بسیار نگرانکننده خواهد بود.
بنابراین باید مقداری تلاش بیشتری داشته باشیم تا قرآن از مهجوریت بیرون بیاید. از سوی دیگر، بشر نیز باید خودش فکر کند و بیندیشد و ببیند که حقیقت چیست. امروز دیگر نمیتوان گفت استضعاف در دنیا معنا ندارد. بهدلیل اینکه ارتباطات در دنیا بسیار نزدیک شده، نمیتوان به سادگی گفت کسی مستضعف است.
خدای متعال از درون، قوه تفکر را به انسان داده است تا انسان بیندیشد و فکر کند و از بیرون نیز پیامبر را فرستاده و انبیا را مبعوث کرده است تا بشر راه را از چاه تشخیص دهد و به سراغ راه درست برود.
این مسئله از دو طریق قابل انجام است. یک طریق این است که ما سیره رسول خدا(ص) را مورد کاوش قرار دهیم و سیره ایشان را به جامعه منتقل کنیم؛ اینکه پیامبر(ص) واقعاً چگونه بوده است.
خدای متعال در آیه چهارم سوره مبارکه «قلم» وقتی سیره پیامبر(ص) را بیان میکند، میفرماید: «وَإِنَّکَ لَعَلَى خُلُقٍ عَظِیمٍ؛ پیامبر صاحب خلق عظیم بود.» همچنین در آیاتی که در پایان سوره مبارکه «توبه» آمده است، خداوند میفرماید: «لَقَدْ جَاءَکُمْ رَسُولٌ مِنْ أَنْفُسِکُمْ عَزِیزٌ عَلَیْهِ مَا عَنِتُّمْ حَرِیصٌ عَلَیْکُمْ بِالْمُؤْمِنِینَ رَءُوفٌ رَحِیمٌ؛ قطعاً براى شما پيامبرى از خودتان آمد كه بر او دشوار است شما در رنج بيفتيد به هدايت شما حريص و نسبت به مؤمنان دلسوز مهربان است.»
وقتی به تاریخ مراجعه میکنیم و سیره رسول خدا(ص) را در تاریخ میبینیم، متوجه میشویم که سیره رسول خدا همینگونه بوده است. اساس سیره ایشان بر عفو و گذشت قرار داشته است. خدای متعال در آیه ۱۹۹ سوره مبارکه «اعراف» میفرماید: «خُذِ الْعَفْوَ وَأْمُرْ بِالْعُرْفِ وَأَعْرِضْ عَنِ الْجَاهِلِینَ؛ گذشت پیشه کن و به کار پسندیده فرمان ده و از نادانان رخ برتاب.»
اینها آموزههای قرآن است و پیامبر نیز قطعاً خودش نخستین کسی بوده که به آیات قرآنی که بر قلب مبارک ایشان نازل شده، عمل میکرده است.
من یک مثالی میزنم. اگر یک غذای لذیذ و مطبوعی را جلوی انسان بگذارند، تا انسان با قوه چشایی آن غذای مطبوع را نچشد و نبیند که لذیذ است و با ذائقه او هماهنگ است، به آن علاقه پیدا نمیکند.
ما باید آموزههای دین را بهگونهای ارائه کنیم که بتوانیم با نسل جوان امروز ارتباط برقرار کنیم. باید آموزههای دین را به جوانها منتقل کنیم. اگر آموزههای دینی به جوانها منتقل شود، بهخصوص جوانهای امروز که نوعاً تحصیلکرده هستند، به اسلام علاقهمند میشوند.
امروز این جذبهای را که اسلام در دنیا پیدا کرده است، میبینیم. خبرهایی که از گوشه و کنار دنیا میرسد، نشان میدهد که چه تعداد زیادی جذب اسلام شدهاند و همین مسئله باعث شده است دشمنان اسلام به وحشت بیفتند.
آنها وقتی با آموزههای دین آشنا میشوند، چه در عرصه اعتقادات، چه در عرصه اخلاق و چه در عرصه احکام و قوانین حقوقی اسلام، احکام فردی و اجتماعی اسلام، وقتی با این آموزهها آشنا میشوند، به اسلام گرایش پیدا میکنند.
قرآن هم یک جذبهای دارد؛ حتی برای کسانی که زبانشان عربی نیست، قرآن جاذبهای دارد که انسان را جذب میکند؛ چون کلام خداست و کلام خدا نور است و انسان را جذب میکند.
کلمه «سیاست» معانی مختلفی دارد. آن معنایی که معنای واقعی سیاست است، «إصلاح أمر الناس فی دنیاهم و آخرتهم» است؛ یعنی انسان درصدد باشد که دنیای انسانها و نیز آخرت آنها را آباد کند. اسلام اساساً دنبال همین است.
وقتی سیره پیامبر(ص) را مطالعه میکنیم، درمییابیم که پیامبر خدا همین سیاست را در حیات خودشان اعمال کردند. اولاً، کاری کردند که مهاجرین و انصار، وقتی در مدینه آمدند، بهدلیل اینکه زمینه اختلاف وجود داشت، با یکدیگر متحد شوند.
رسول خدا(ص) یک مهاجر و یک انصار را در کنار یکدیگر قرار دادند و دستور دادند دست یکدیگر را بگیرند و عقد اخوت بین آنها برقرار شود. این یکی از سیاستهای پیامبر(ص) برای ایجاد انسجام و اتحاد بود.
ما هم در این فضایی که الان فضای جنگی کشور است، باید اتحاد و انسجام خودمان را حفظ کنیم و از رهبری تبعیت داشته باشیم. قطعاً اگر آن انسجام و اتحاد را داشته باشیم، خللی به ما وارد نمیشود. خداوند متعال نیز در آیات مختلف فرموده است: «وَاعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَمِیعًا وَلَا تَفَرَّقُوا؛ به ریسمان خدا چنگ بزنید و متحد باشید و متفرق نشوید.»
از طرفی دیگر خداوند در آیه ۴۶ سوره مبارکه «انفال» فرموده است: «وَلَا تَنَازَعُوا فَتَفْشَلُوا وَتَذْهَبَ رِیحُکُمْ؛ اگر نزاع کنید، سست میشوید و آن عظمت و قدرت شما از بین میرود.»
روایتی از آقا امیرالمؤمنین امام علی(ع) وجود دارد که در وصیت آن حضرت به حسنین(ع) آمده که این روایت را باید تابلو کنیم و در برابر بشریت عرضه کنیم.
امیرالمؤمنین(ع) فرمودند: «کُونَا لِلظَّالِمِ خَصْمًا وَلِلْمَظْلُومِ عَوْنًا» یعنی دشمن ظالم باشید؛ دشمن متجاوز و ستمگر باشید و کمککار و ناصر مظلوم باشید. با ظالم در ستیز باشید و مظلوم را یاری کنید.
همین دو اصل را که امیرالمؤمنین(ع) در وصیت به حسنین(ع) فرمودند، انشاءالله مدنظر قرار دهیم. انشاءالله خیر و سعادت در همین مسیر خواهد بود.
انتهای پیام