کد خبر: 4369209
تاریخ انتشار : ۲۰ مرداد ۱۴۰۵ - ۱۱:۳۶

«زنده ‌شور»؛ راوی اخلاق و روابط انسانی در قاب سینما

کاظم دانشی در «زنده ‌شور» با روایت داستانی اجتماعی و پرتعلیق، سراغ مفاهیمی همچون قصاص، بخشش، خشم، گذشت و مسئولیت انسانی رفته است؛ اثری که با میزانسن‌های واقع‌گرایانه و بازی‌های تأثیرگذار بهرام افشاری و حامد بهداد، تصویری قابل‌تأمل از رفتار انسان در موقعیت‌های دشوار ارائه می‌دهد.

«زنده ‌شور» اخلاق و روابط انسانی را در قاب سینما به تصویر می‌کشد«زنده ‌شور» را می‌توان از آن دسته فیلم‌هایی دانست که در ظاهر درباره یک مسئله اجتماعی مشخص سخن می‌گوید، اما در لایه‌های زیرین خود به موضوعات گسترده‌تری همچون اخلاق، انتخاب، مسئولیت، بخشش، انتقام، روابط انسانی و تأثیر تصمیم‌های فردی بر سرنوشت دیگران می‌پردازد. فیلم در مرکز روایت خود موضوع قصاص و بخشش را قرار می‌دهد و تلاش می‌کند بدون ساده‌سازی این مسئله، مخاطب را با موقعیتی مواجه کند که در آن هیچ تصمیمی به‌سادگی قابل قضاوت نیست. اهمیت «زنده ‌شور» در همین نقطه شکل می‌گیرد؛ فیلم حکم الهی قصاص را زیر سؤال نمی‌برد و آن را حقی می‌داند که در جایگاه خود معنا و مشروعیت دارد، اما هم‌زمان به مخاطب یادآوری می‌کند که بخشش نیز می‌تواند در جای خود تصمیمی بزرگ، انسانی و ارزشمند باشد که آثار و تبعات مثبت فراوانی برای فرد، خانواده و حتی جامعه به همراه داشته باشد.

این نگاه، یکی از نقاط قوت اساسی فیلم است؛ زیرا اثر تلاش نمی‌کند برای تأثیرگذاری بیشتر، میان قصاص و بخشش یکی را مطلقاً درست و دیگری را مطلقاً نادرست معرفی کند. در واقع، «زنده‌ شور» به مخاطب فرصت می‌دهد تا درباره یک موقعیت دشوار اخلاقی فکر کند و از خود بپرسد که در چنین شرایطی چه تصمیمی می‌تواند آثار عمیق‌تر و سازنده‌تری داشته باشد. همین رویکرد باعث می‌شود فیلم از یک اثر صرفاً اجتماعی فراتر برود و به اثری درباره انتخاب انسان تبدیل شود؛ انتخابی که ممکن است زندگی یک فرد را تغییر دهد، خانواده‌ای را از فروپاشی نجات دهد یا حتی مسیر زندگی انسان‌هایی را که مستقیماً درگیر حادثه نبوده‌اند، تحت تأثیر قرار دهد. از این منظر، «زنده ‌شور» در حقیقت درباره یک حکم یا یک حادثه مشخص نیست؛ بلکه درباره انسان‌هایی است که در برابر یک موقعیت دشوار قرار گرفته‌اند و باید تصمیم بگیرند با رنج، خشم، فقدان و آینده خود چگونه مواجه شوند.

فیلم در چنین بستری، رفتار انسان‌ها را زیر ذره‌بین قرار می‌دهد و به همین دلیل می‌توان در آن نوعی رفتارشناسی اجتماعی را نیز مشاهده کرد. شخصیت‌ها تنها ابزار پیش‌برد داستان نیستند، بلکه هر کدام واکنشی متفاوت به یک بحران نشان می‌دهند و همین تفاوت واکنش‌هاست که جهان فیلم را باورپذیر می‌کند.

یکی از ویژگی‌های قابل‌توجه «زنده‌شور» نوع پرداخت روابط انسانی است. فیلم در بسیاری از لحظات به جای آنکه با دیالوگ‌های مستقیم و توضیح‌های آشکار، احساسات شخصیت‌ها را به مخاطب تحمیل کند، تلاش می‌کند این احساسات را از رفتار آنان استخراج کند. نگاه‌ها، سکوت‌ها، مکث‌ها، واکنش‌های عصبی، نحوه مواجهه آدم‌ها با یکدیگر و حتی تصمیم‌هایی که در ظاهر کوچک به نظر می‌رسند، همگی بخشی از روایت فیلم هستند. چنین رویکردی کمک می‌کند مخاطب با شخصیت‌ها ارتباط برقرار کند و آنها را نه به‌عنوان شخصیت‌هایی سیاه و سفید، بلکه به‌عنوان انسان‌هایی با ضعف‌ها، ترس‌ها، خشم‌ها و امیدهای متفاوت ببیند.

در این میان، کارگردانی کاظم دانشی یکی از نقاط برجسته «زنده‌شور» است. دانشی در «علفزار» نیز نشان داده بود که توانایی پرداختن به موضوعات اجتماعی و ساختن فضایی واقع‌گرایانه را دارد و «علفزار» بدون تردید یکی از آثار خوب سینمای ایران در سال‌های اخیر محسوب می‌شود، اما در «زنده‌شور» می‌توان نوعی پیشرفت و پختگی بیشتر در کارگردانی او مشاهده کرد. دانشی در این فیلم به‌خوبی از تجربه‌های پیشین خود استفاده کرده و در عین حفظ نگاه اجتماعی، توانسته است میزانسن‌هایی بسیار واقعی و باورپذیر خلق کند.

میزانسن در «زنده‌شور» صرفاً برای زیبایی بصری یا پر کردن قاب مورد استفاده قرار نگرفته است. فضای فیلم به زندگی واقعی نزدیک است و چیدمان شخصیت‌ها، محیط، حرکت‌ها و روابط آنها در قاب، حس ساختگی بودن را به حداقل می‌رساند. این واقع‌گرایی باعث شده است که مخاطب احساس کند با بخشی از جامعه و زندگی واقعی مواجه است، نه اینکه صرفاً در حال تماشای یک داستان سینمایی باشد. دانشی در بسیاری از صحنه‌ها اجازه می‌دهد موقعیت خودش سخن بگوید و دوربین بیش از آنکه بخواهد خودنمایی کند، در خدمت روایت قرار می‌گیرد.

با وجود این نقاط قوت، «زنده‌شور» نیز مانند هر اثر دیگری از برخی کاستی‌ها بی‌نصیب نیست. یکی از نقدهایی که می‌توان به فیلم وارد کرد، قابل‌ پیش‌بینی‌شدن برخی از مسیرهای روایی در بخش‌هایی از داستان است. از آنجا که فیلم از ابتدا مسئله‌ای مشخص و پرتنش را پیش روی مخاطب می‌گذارد، در بعضی لحظات می‌توان حدس زد که برخی شخصیت‌ها به چه سمت‌وسویی حرکت خواهند کرد. البته این مسئله ضربه جدی به تعلیق اثر نمی‌زند، زیرا قدرت بازی‌ها، میزانسن و بار دراماتیک فیلم همچنان مخاطب را تا پایان همراه می‌کند، اما اگر در برخی نقاط روایت غافلگیری بیشتری وجود داشت، اثر می‌توانست از نظر دراماتیک یک گام دیگر نیز جلوتر برود.

«زنده ‌شور» اخلاق و روابط انسانی را در قاب سینما به تصویر می‌کشد

نقد دوم را می‌توان متوجه نحوه ارائه برخی مفاهیم اخلاقی فیلم دانست. «زنده‌شور» به‌درستی بر ارزش بخشش، گذشت، کنترل خشم و پرهیز از انتقام‌جویی تأکید دارد و این مسئله یکی از نقاط قوت محتوایی آن است، اما در چند مقطع، پیام اخلاقی اثر کمی مستقیم‌تر از حد انتظار به مخاطب منتقل می‌شود. سینما در بهترین حالت زمانی بیشترین تأثیر را می‌گذارد که مخاطب خود به نتیجه اخلاقی برسد و فیلم کمتر به توضیح و تأکید مستقیم نیاز داشته باشد. «زنده‌شور» در بخش عمده‌ای از روایت این ظرافت را حفظ می‌کند، اما در برخی لحظات می‌توانست به مخاطب اعتماد بیشتری کند تا خودش پیام مورد نظر فیلم را از دل موقعیت‌ها استخراج کند. با این حال، این نقدها را باید در نسبت با کلیت اثر دید. «زنده‌شور» همچنان فیلمی است که در طراحی فضای اجتماعی، شخصیت‌پردازی و ایجاد موقعیت‌های دراماتیک موفق عمل می‌کند و کاستی‌های محدود آن نمی‌تواند بر نقاط قوت متعدد فیلم غلبه کند. حتی می‌توان گفت همین نقاط ضعف جزئی نشان می‌دهد با اثری مواجه هستیم که ظرفیت‌های قابل‌توجهی دارد و اگر در برخی جزئیات روایی و نحوه ارائه پیام‌های اخلاقی ظریف‌تر عمل می‌کرد، می‌توانست به تجربه‌ای کامل‌تر تبدیل شود.

یکی دیگر از امتیازات مهم فیلم، بازی‌های آن است. بازیگران «زنده‌شور» توانسته‌اند از کلیشه‌های رایج در آثار اجتماعی فاصله گیرند و شخصیت‌هایی باورپذیر خلق کنند. بازی‌ها به‌گونه‌ای است که مخاطب کمتر احساس می‌کند بازیگر در حال اجرای یک موقعیت نمایشی است و بیشتر این تصور شکل می‌گیرد که شخصیت‌ها واقعاً در چنین شرایطی زندگی می‌کنند. این ویژگی برای فیلمی که بخش زیادی از تأثیرگذاری خود را از روابط انسانی و واکنش‌های روانی شخصیت‌ها می‌گیرد، اهمیت فراوانی دارد. در این میان، بهرام افشاری حضوری شگفت‌انگیز دارد.

او در «زنده‌شور» توانسته است وجوه متفاوتی از توانایی‌های بازیگری خود را به نمایش بگذارد و از تصویری که ممکن است بخشی از مخاطبان از او در نقش‌های پیشین در ذهن داشته باشند، فاصله گیرد. بازی افشاری در لحظات مختلف فیلم، هم از نظر کنترل احساسات و هم در لحظاتی که شخصیت نیازمند بروز خشم، اندوه یا تردید است، تأثیرگذار است. این بازی نشان می‌دهد که افشاری ظرفیت‌های بیشتری برای حضور در نقش‌های جدی و پیچیده دارد و می‌تواند در آثار اجتماعی نیز حضوری جدی و ماندگار داشته باشد.

حامد بهداد نیز بعد از مدتی، در «زنده‌شور» فرصت مناسبی پیدا کرده است تا دوباره بخشی از توانایی‌های بازیگری خود را به نمایش بگذارد. بازی بهداد در این فیلم به‌خوبی با فضای اثر هماهنگ است و به جای آنکه صرفاً بر ویژگی‌های شناخته‌شده بازیگری او تکیه کند، در خدمت شخصیت و موقعیت قرار گرفته است. این مسئله باعث شده حضور او در فیلم تأثیرگذار باشد و مخاطب بتواند شخصیت را مستقل از سابقه بازیگر دنبال کند. دیگر بازیگران نیز در مجموع عملکرد قابل‌قبولی دارند و هماهنگی میان آنها به باورپذیری فضای اثر کمک کرده است.

نکته مهم دیگر، بار دراماتیک بالای «زنده‌شور» است. فیلم از همان ابتدا مسئله‌ای را پیش روی مخاطب قرار می‌دهد که نتیجه آن برای شخصیت‌ها اهمیت زیادی دارد و به همین دلیل، تماشاگر نمی‌تواند به‌سادگی از کنار اتفاقات عبور کند. هرچه روایت پیش می‌رود، تصمیم‌ها اهمیت بیشتری پیدا می‌کنند و همین مسئله باعث می‌شود مخاطب تا پایان، پیگیر سرنوشت شخصیت‌ها باقی بماند. «زنده‌شور» از این منظر توانسته است یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های سینمای داستان‌گو را به دست آورد؛ یعنی مخاطب را تا پایان روی صندلی میخکوب کند.

این کشش دراماتیک زمانی ارزش بیشتری پیدا می‌کند که بدانیم موضوع فیلم، یک مسئله اجتماعی و اخلاقی است و نه صرفاً یک ماجرای سرگرم‌کننده. فیلم می‌تواند همزمان با ایجاد تعلیق و کشش داستانی، مخاطب را به فکر کردن درباره مفاهیمی همچون حق، عدالت، انتقام، گذشت و مسئولیت دعوت کند. ترکیب این دو ویژگی، یعنی جذابیت داستانی و دغدغه اجتماعی، از مهم‌ترین امتیازات فیلم است. از سوی دیگر، استقبال از «زنده ‌شور» در جشنواره فیلم فجر و همچنین توجه مخاطبان عمومی به این اثر را نمی‌توان نادیده گرفت. این استقبال یک پیام روشن برای سینمای ایران دارد: مخاطب همچنان به مسائل اجتماعی علاقه‌مند است، اما انتظار دارد این مسائل در قالبی درست، جذاب و سینمایی روایت شوند. سال‌هاست درباره فاصله میان سینمای اجتماعی و مخاطب سخن گفته می‌شود، اما «زنده ‌شور» نشان می‌دهد اگر یک مسئله اجتماعی با فیلمنامه مناسب، کارگردانی دقیق، بازی‌های باورپذیر و بار دراماتیک کافی همراه شود، می‌تواند با استقبال مخاطب مواجه شود.

در واقع، مسئله اصلی شاید اجتماعی‌بودن یا نبودن یک فیلم نباشد، بلکه شیوه پرداختن به اجتماع است. مخاطب از فیلمی که صرفاً شعار اجتماعی بدهد، فاصله می‌گیرد؛ اما اگر فیلم بتواند یک مسئله واقعی را در قالب داستانی جذاب و شخصیت‌هایی باورپذیر روایت کند، جامعه و مخاطب نیز با آن همراه خواهند شد. «زنده‌ شور» در این زمینه تجربه موفقی ارائه می‌دهد و می‌تواند نمونه‌ای برای فیلم‌سازانی باشد که قصد دارند به موضوعات اجتماعی بپردازند، اما نمی‌خواهند اثرشان به بیانیه‌ای مستقیم و شعاری تبدیل شود.

در کنار همه این ویژگی‌ها، یکی از مهم‌ترین ابعاد «زنده ‌شور» توجه به آموزه‌های اخلاقی و دینی است. بسیاری از توصیه‌هایی که در آموزه‌های اسلامی درباره گذشت، بخشش، کنترل خشم، پرهیز از انتقام‌جویی و توجه به عواقب رفتار انسان مطرح شده است، در فیلم به شکلی تأثیرگذار مورد توجه قرار می‌گیرد. البته فیلم قصد ندارد قصاص را در برابر بخشش قرار دهد و یکی را نفی و دیگری را اثبات کند. اتفاقاً ارزش اثر در این است که میان این دو مفهوم تفاوت قائل می‌شود. قصاص به‌عنوان یک حکم الهی و حق قانونی و شرعی، جایگاه خود را دارد، اما بخشش نیز می‌تواند انتخابی بزرگ و ارزشمند باشد که آثار فردی و اجتماعی عمیقی به همراه داشته باشد.

«زنده ‌شور» اخلاق و روابط انسانی را در قاب سینما به تصویر می‌کشد

این نگاه را می‌توان یکی از نقاط قوت فرهنگی فیلم دانست؛ زیرا سینما می‌تواند بدون آنکه به اثر آموزشی مستقیم تبدیل شود، مفاهیم اخلاقی را در بستر داستان به مخاطب منتقل کند. وقتی مخاطب با رنج یک انسان، تردید یک خانواده و دشواری یک تصمیم مواجه می‌شود، مفهوم بخشش برای او از یک توصیه انتزاعی به یک تجربه ملموس تبدیل می‌شود. در چنین شرایطی، سینما می‌تواند زمینه‌ای برای گفت‌وگو درباره اخلاق و رفتار انسانی ایجاد کند. در نهایت، «زنده ‌شور» فیلمی است که توانسته میان مسئله اجتماعی، درام، اخلاق و روابط انسانی پیوند قابل‌قبولی برقرار کند.

فیلم از یک سو به مسئله قصاص می‌پردازد و آن را به‌عنوان حکم الهی و حقی که در جای خود باید محترم شمرده شود، نادیده نمی‌گیرد و از سوی دیگر، زیبایی و بزرگی بخشش را یادآوری می‌کند. در این میان، کارگردانی کاظم دانشی، میزانسن‌های واقعی، بازی‌های تأثیرگذار، حضور شگفت‌انگیز بهرام افشاری، بازی خوب حامد بهداد و عملکرد قابل‌قبول دیگر بازیگران، در کنار بار دراماتیک بالای اثر، موجب شده است «زنده‌شور» به فیلمی قابل‌توجه در سینمای اجتماعی ایران تبدیل شود.

مهم‌تر از همه اینکه فیلم نشان می‌دهد سینمای اجتماعی اگر با شناخت درست از مخاطب، روایت مناسب و نگاه انسانی ساخته شود، همچنان می‌تواند مورد استقبال قرار گیرد. «زنده ‌شور» به جای آنکه صرفاً درباره یک حادثه یا یک حکم سخن بگوید، انسان را در برابر انتخاب قرار می‌دهد و از مخاطب می‌خواهد درباره نتیجه تصمیم‌های خود و دیگران بیندیشد. شاید مهم‌ترین پیام فیلم نیز همین باشد که در زندگی، گاهی یک تصمیم می‌تواند آینده چندین انسان را تغییر دهد و بخشش، در جایی که انتخاب آن ممکن است، نه نشانه ضعف، بلکه می‌تواند نشانه بزرگی، قدرت روحی و بلوغ انسانی باشد.

انتهای پیام
خبرنگار:
داوود کنشلو
دبیر:
فاطمه بختیاری
captcha