حجتالاسلاموالمسلمین رسول نوروزی با اشاره به توطئه مأمون عباسی برای تحت نظر گرفتن امام رضا(ع) و سفر اجباری ایشان به مرو، به تبیین تلاشهای آن حضرت برای خنثیسازی این نیرنگ، بیان حدیث سلسلةالذهب در نیشابور و ضرورت بصیرتافزایی پیروان اهل بیت(ع) در دوران غیبت پرداخت.

حجتالاسلاموالمسلمین رسول نوروزی، مسئول امور صیانتی حوزه علمیه قزوین، در گفتوگو با ایکنا از قزوین درباره دوران امامت امام رضا(ع)، گفت: هارونالرشید پس از به شهادت رساندن امام موسی کاظم(ع)، برای مدتی متعرض امام رضا(ع) نشد، از اینرو ۱۰ سال از دوران امامت حضرت که با هارون مصادف بود، فرصت بیشتری برای تبیین و گسترش معارف اهلبیت(ع) در میان مردم داشتند، پس از هارونالرشید «امین» به خلافت رسید که بیشتر درگیر عیاشی و کشمکشهای سیاسی بود و چندان با امام رضا(ع) کاری نداشت.
مسئول امور صیانتی حوزه علمیه قزوین اظهار کرد: زمانی که خلافت به مأمون عباسی رسید، او احساس خطر کرد که مبادا امام رضا(ع) در مدینه به تبلیغات گسترده و یارگیری بپردازد و زمینه فراهم شود تا حکومت مأمون مورد مخاطره قرار گیرد، بنابراین توطئه کرد و برخلاف گذشتگان خود که با ائمه(ع) خشن رفتار میکردند، از باب ریا و تزویر وارد شد و گفت میخواهیم علیبنموسیالرضا(ع) نزدیک ما و در مقام ولایتعهدی باشد، در حالی که نیت او این بود که امام(ع) را تحت نظر خود بگیرد.
وی بیان کرد: امام رضا(ع) در ابتدا مخالفت کردند، اما زمانی که دیدند مأمون مصمم به انجام این کار است، امام(ع) به حرم پیامبر(ص) رفته و گریستند و زمان خداحافظی به اهلبیتشان فرمودند؛ بعد از من گریه کنید؛ ایشان با این رفتار به جامعه تبیین کردند که من به میل خود به این سفر نمیروم و مرا به اجبار و زور به این سفر میبرند.
نوروزی تصریح کرد: امام رضا(ع) در ابتدا با مخالفتشان برای سفر، در ادامه با نوع رفتنشان و سپس با عدم پذیرش ولایتعهدی، تلاش کردند توطئه مأمون را خنثی کنند؛ طی حدود دو سال که آن حضرت در مرو ماندند، قاطبه مردم این را فهمیدند که مأمون قصد نیرنگ و توطئه دارد و امام(ع) نیز با او برخورد عالمانه انجام دادند.
وی ادامه داد: مأمون به عواملش دستور داد امام رضا(ع) را از مسیری به مرو بیاورند که مردمان آنجا از پیروان اهلبیت(ع) خالی باشد، تا حضرت بیسروصدا وارد مرو شوند، اما وقتی امام رضا(ع) به نیشابور رسیدند، جمعیت انبوهی به استقبال امام(ع) آمده و حضرت را مورد توجه قرار دادند و از ایشان خواستند که آنان را موعظه کرده و حدیثی برایشان بیان کنند.
مسئول امور صیانتی حوزه علمیه قزوین تصریح کرد: امام(ع) در آنجا حدیث سلسلةالذهب را برای مردم بیان کرده و فرمودند من این حدیث را از پدرم، پدرم از پدرش، پدرش از پدرش و همینطور تا پیامبر(ص) و پیامبر(ص) نیز از خدای متعال بیان کرده است. امام رضا(ع) فرمودند خدای متعال فرموده کلمه لاالهالاالله دژ استوار من است، هر کسی وارد این دژ استوار شود از عذاب ایمن است.
وی اظهار کرد: راوی میگوید کاتبان قلم به دست گرفته بودند و فرمایشات امام رضا(ع) را مینوشتند، حضرت در ادامه فرمود قبول لاالهالاالله شرایطی دارد، از جمله شرایط آن من هستم؛ منظور حضرت از کلمه «من»، قبول ولایت و امامت بود، یعنی اگر کسی بخواهد مؤمن و خداشناس باشد، شرط خداشناسی، پذیرش نبوت و امامت است.
نوروزی اظهار کرد: در دوران امام رضا(ع)، افراد کمبصیرت، امام(ع) را متهم میکردند که ایشان با دستگاه خلافت تبانی کرده و شیفته قدرت شده است، همین مسئله کار را برای وجود نازنین امام رضا(ع) سخت میکرد، یعنی امام(ع) باید جهاد فرهنگی میکردند تا مردم را نسبت به مسائل آگاه کنند.
وی بیان کرد: تلاش امام رضا(ع) برای متوجه ساختن مردم، فوقالعاده سخت بود، بنابراین پیروان حضرت در دوران غیبت هم باید به این مسئله توجه کنند که امام، حجت خداست، امام معصوم بوده و از علم خدادادی بهرهمند است، هر کاری که میکند عین صواب است و شک، تردید و شبهه را از ذهن و دل خود بزدایند.
انتهای پیام