به قلم حجتالاسلام والمسلمین حمید احمدی عضو گروه انقلاب اسلامی دانشگاه معارف اسلامی
حمد و سپاس خدای را که شکور است و شکر بندگان را با فزونی نعمت پاسخ میدهد. در سوره مبارکه ضحی، پس از برشمردن نعمتهای ارزانی داشته به پیامبر اکرم (ص)، در آیه ۱۱ سوره ضحی فرمان میرسد که آنها را بر مردم آشکار سازد: «وَأَمَّا بِنِعْمَةِ رَبِّکَ فَحَدِّثْ و نعمتهای پروردگارت را بازگو کن.»
نکتهای که در تفسیر آیه وجود دارد این است که آنچه در آیات ۶ و ۸ سوره ضحی آمده: «أَلَمْ یَجِدْکَ یَتِیمًا فَآوَىٰ وَوَجَدَکَ ضَالًّا فَهَدَىٰ وَوَجَدَکَ عَائِلًا فَأَغْنَىٰ؛ آیا تو را یتیم نیافت و پناه داد؟ و تو را سرگشته یافت و هدایت کرد؟ و تو را تنگدست یافت و بینیاز گردانید؟»
این آیات نه در مقام تحقیر، بلکه در مقام اظهار الطاف ویژه الهی به حبیب خود است و نشاندهنده عنایتی است که هیچ پیامبری را بدانگونه شامل نشده است.
از لطائف آیه آنکه بازگویی نعمت، خود عین شکر است؛ چه آنکه حقیقت شکر، ثنای محسن است به ذکر احسان او. چنانکه امام صادق(ع) فرمودند: «فَحَدِّثْ بِمَا أَعْطَاکَ اللَّهُ وَفَضَّلَکَ وَرَزَقَکَ وَأَحْسَنَ إِلَیْکَ وَهَدَاکَ ؛ آنچه را خداوند به تو عطا کرده و برتری بخشیده و روزی داده و احسان کرده و هدایتت فرموده، برای مردم بازگو کن.»
و شکر، رؤیت منعم است نه دیدن نعمت. از همین روست که نخستین مرتبه شکر، معرفت به منعم دانسته شده. پس معنای آیه آن است که: «بر همگان معلومدار که هم نعمت داری و هم میدانی و اذعان داری که این نعمت از خدای منان است؛ و این، خود حقیقت شکر است.»
اگر چنین بصیرتی حاصل شود، شادمانی در دل و قدرشناسی در عمل پدید میآید. همچنین دیدن خود نعمت را نیز مرتبه نخست شکر شمردهاند؛ به شرط آنکه چشم، بینا باشد و نگاه، ژرف، تا همه آنچه را بدو داده شده است، نعمت بیند. هرچند حکمت بسیاری از آنها را درنیابد.
از سوی دیگر، شکر نیز از عنایت حق است و او با شکر بنده، نعمت را میافزاید. این خود، شکر خداوند بر شکر بنده است. از اینرو او را شکور خواندهاند؛ چراکه قدردان نیکوکاری بندگان است و با شکر، توفیق شکر دیگر میدهد و با افزودن نعمت، از شاکر تقدیر میکند؛ چنانکه در آیه ۱۷ سوره تغابن میفرماید: «إِنْ تُقْرِضُوا اللَّهَ قَرْضًا حَسَنًا یُضَاعِفْهُ لَکُمْ وَیَغْفِرْ لَکُمْ وَاللَّهُ شَکُورٌ حَلِیمٌ؛ اگر به خدا وام نیکو دهید، آن را برای شما دوچندان میکند و شما را میآمرزد؛ و خداوند پاداشدهنده و بردبار است.»
و نیز در آیه ۱۱۵ سوره هود فرماید: «وَلاَ یُضِیعُ أَجْرَ الْمُحْسِنِینَ»از آنجا که بر هر نعمتی شکری واجب است، و بر هر شکری، شکری دیگر، این سلسله از طاقت بنده بیرون است. اما خردمندان گفتهاند که به قدر وسع و توان باید شکر گزارد و از جمله شکر در حد توان، بیان لطف حق است، بهویژه نعمتهای والایی که ارزانی شدهاند. از همین رو، خداوند از پیامبر خود میخواهد که نعمت را حدیث کند و برترین نعمت، نبوت و ولایت است.
امام صادق(ع) فرمودند: «بِنَا هَدَاهُمُ اللَّهُ لِلْإِسْلَامِ وَ هِیَ النِّعْمَةُ الَّتِی لَا تَنْقَطِعُ وَ اللَّهُ سَائِلُهُمْ عَنْ حَقِّ النَّعِیمِ الَّذِی أَنْعَمَ بِهِ عَلَیْهِمْ وَ هُوَ النَّبِیُّ وَ عِتْرَتُهُ؛ آن نعمت، ما هستیم که خداوند به واسطهٔ ما مردم را به اسلام هدایت کرد؛ نعمتی بیانقطاع که از آن بازخواست خواهند شد؛ و آن، پیامبر و عترت اوست.»
امام باقر (ع) نیز در تفسیر آیه ۸ سوره تکاثر «ثُمَّ لَتُسْأَلُنَّ یَوْمَئِذٍ عَنِ النَّعِیمِ آنگاه در آن روز از نعمت بازخواست خواهید شد.»
فرمودند: «نَحْنُ النَّعِیمُ الَّذِی تُسْأَلُونَ ما همان نعمتی هستیم که از آن بازخواست خواهید شد.»
این نعمت بزرگ به کسی عطا شد که از نعمت تربیت الهی برخوردار بود و خود فرمود: «أَدَّبَنِی رَبِّی فَأَحْسَنَ تَأْدِیبِی؛ پروردگارم مرا تربیت کرد و نیکو تربیت نمود.»
و به شکرانه آن، سید اولیای الهی را تربیت کرد و فرمود: «أَنَا أَدِیبُ اللَّهِ وَ عَلِیٌّ أَدِیبِی؛ من تربیتیافته خدایم و علی، تربیتیافته من است.»
پس از آن بود که خداوند امر دین و امت را به او سپرد تا بندگان را راهنمایی و تربیت کند و این خود، شکر نعمت نبوت و تربیت الهی اوست. همان که درباره او فرمود: «وَوَجَدَکَ ضَالًّا فَهَدَىٰ»؛ او که به لطف تربیت خداوند، هدایت یافت و شکر او در آن بود که هادی و دستگیر خلق شود و به تربیت آنان قیام کند.
از این رو، جهاد او در تربیت و هدایت مردم و بنای جامعه توحیدی، همه امتثال امر الهی بود: «وَأَمَّا بِنِعْمَةِ رَبِّکَ فَحَدِّثْ»
نعمت را از منعم ببین، نه در خود نعمت؛ و این نعمت را بازگو کن، نه از روی فخر، که از روی شکر. آنگاه خواهی دید که هر نعمتی، راهی است به سوی او و هر شکری، نعمتی است تازه از او.
انتهای پیام