مدیر کانون دعاپژوهی صادقین همدان گفت: امام علی(ع) در حکمت ۱۱۳ نهجالبلاغه، عقل را سودمندترین سرمایه انسان دانسته و خودبینی و عُجب را از عواملی معرفی میکنند که انسان را از دیگران دور کرده و به تنهایی میکشاند؛ همچنین حضرت بر دوراندیشی، رعایت ادب، عمل صالح، پرهیز از شبهات، تفکر، انجام واجبات، تواضع، بردباری و مشورت بهعنوان فضیلتهای مهم در زندگی انسان تأکید دارند.
به گزارش ایکنا از همدان، در پی عمل به فرمایش امام شهید که فرمودند: «فعالان فرهنگی به مطالعه و آموزش نهجالبلاغه توجه ویژهای داشته باشند.» ایکنای همدان بازخوانی و بیان برخی از نکات حکمتها، نامهها و خطبهها را دنبال میکند. محمدرضا فریدونی مدیر کانون دعاپژوهی صادقین و عضو هيئت علمی گروه الهیات دانشگاه بوعلیسینا همدان در ادامه شرح و تفسیر حکمتهای نهجالبلاغه در این نوشتار به تفسیر حکمت 113 تا 119 این کتاب پرداخته است که در ادامه با هم میخوانیم:
حضرت امیرالمؤمنین(ع) در حکمت 113 میفرماید: «لَا مَالَ أَعْوَدُ مِنَ الْعَقْلِ، وَ لَا وَحْدَةَ أَوْحَشُ مِنَ الْعُجْبِ، وَ لَا عَقْلَ كَالتَّدْبِيرِ، وَ لَا كَرَمَ كَالتَّقْوَى، وَ لَا قَرِينَ كَحُسْنِ الْخُلُقِ، وَ لَا مِيرَاثَ كَالْأَدَبِ، وَ لَا قَائِدَ كَالتَّوْفِيقِ، وَ لَا تِجَارَةَ كَالْعَمَلِ الصَّالِحِ، وَ لَا [زَرْعَ] رِبْحَ كَالثَّوَابِ، وَ لَا وَرَعَ كَالْوُقُوفِ عِنْدَ الشُّبْهَةِ، وَ لَا زُهْدَ كَالزُّهْدِ فِي الْحَرَامِ، وَ لَا عِلْمَ كَالتَّفَكُّرِ، وَ لَا عِبَادَةَ كَأَدَاءِ الْفَرَائِضِ، وَ لَا إِيمَانَ كَالْحَيَاءِ وَ الصَّبْرِ، وَ لَا حَسَبَ كَالتَّوَاضُعِ، وَ لَا شَرَفَ كَالْعِلْمِ، وَ لَا عِزَّ كَالْحِلْمِ، وَ لَا مُظَاهَرَةَ أَوْثَقُ مِنَ الْمُشَاوَرَة.»
در ترجمه مرحوم دشتی در مورد این حکمت آمده است: «سرمايهاى از عقل سودمندتر نيست، و تنهايى ترسناکتر از خودبينى، و عقلى چون دورانديشى، و بزرگوارى چون تقوى، و همنشينى چون اخلاق خوش، و ميراثى چون ادب، و رهبرى چون توفيق الهى، و تجارتى چون عمل صالح، و سودى چون پاداش الهى، و پارسایى چون پرهيز از شبهات، و زهدى چون بىاعتنايى به دنياى حرام، و دانشى چون انديشيدن، و عبادتى چون انجام واجبات، و ايمانى چون حيا و صبر، و خويشاوندى چون فروتنى، و شرافتى چون دانش، و عزتى چون بردبارى، و پشتيبانى مطمئنتر از مشورت كردن نيست.»
هیچ مال و ثروتی به حال انسان سودمندتر از عقل نیست، خودبینی به این معنا که خود را به هر نحوی از بقیه افراد بهتر بدانی، فردی که عُجب و غرور دارد، تنها میماند، حضرت امیر(ع) در این حکمت بر دوراندیشی در مورد همه امور زندگی تأکید فرمودند.
بیشتر بخوانید:
امام علی(ع) ادب را بهعنوان یک میراث خوب معرفی میکند، منظور از ادب استفاده از کلمات مؤدبانه و پرطمطراق نیست، ادب به این معنا که انسان حد و حدود را بداند و رعایت کند.
عمل صالح همچون تجارتی پرسود به حال انسان است و سودی بهتر از ثواب کردن نیست. در این حکمت امام علی(ع) تأکید میکنند وقتی انسان به شبهات رسید بهترین تقوا این است که وقوف کند. دوری از حرام نیز بهترین زهد است. ماده تفکر عقل است و علمی بالاتر از فکرکردن نیست.
در تفسیر آیتالله العظمی جوادی آملی ایمان به معنای محل ایمان و جایی است که ایمنی دارد و در امان است، همچنین بالاترین مرتبه ایمان حیاست، حیا به این معنا که انسان از اینکه او را سرزنش کنند بترسد. در تمام ملتها برای فرد عالم ارزش قائل هستند.
«حلم» در مقابل ناهنجاریهای اخلاقی است و صبر عمومیتر است و در مورد سختیها استفاده میشود. در این حکمت امام علی(ع) بهترین پشتیبان انسان را مشورت معرفی میکنند.
امام علی(ع) در حکمت 114 میفرماید «إِذَا اسْتَوْلَى الصَّلَاحُ عَلَى الزَّمَانِ وَ أَهْلِهِ، ثُمَّ أَسَاءَ رَجُلٌ الظَّنَّ بِرَجُلٍ لَمْ تَظْهَرْ مِنْهُ حَوْبَةٌ، فَقَدْ ظَلَمَ؛ وَ إِذَا اسْتَوْلَى الْفَسَادُ عَلَى الزَّمَانِ وَ أَهْلِهِ، فَأَحْسَنَ رَجُلٌ الظَّنَّ بِرَجُلٍ، فَقَدْ غَرَّرَ؛ هر گاه نيكوكارى بر روزگار و مردم آن غالب آيد، اگر كسى به ديگرى گمان بد برد، در حالىكه از او عمل زشتى آشكار نشده ستمكار است، و اگر بدى بر زمانه و مردم آن غالب شود، و كسى به ديگرى خوش گمان باشد، خود را فريب داد.»
انسان دچار سوءظن و حُسن ظن است؛ اینکه بگوییم فقط حُسن ظن داشته باشیم درست و خوب است، اشتباه است چراکه چنین نگاهی بستگی به شرایط زمانه دارد، اگر در زمانهای زندگی میکنیم که فضای فساد است باید سوءظن داشت، اما اگر در محیطی که فضای تقوا در جامعه حاکم است، زندگی میکنیم باید با خوشبینی و حُسن ظن برخورد کنیم.
حُسن ظن جدا از اعتماد است، انسان باید به افراد کمتری اعتماد کند، اما به افراد بیشتری حُسن ظن داشته باشد.
در حکمت 115 نهجالبلاغه میخوانیم: «وَ قِيلَ لَهُ(ع) كَيْفَ تَجِدُكَ نَجِدُكَ يَا أَمِيرَالْمُؤْمِنِينَ؟ فَقَالَ(ع): كَيْفَ يَكُونُ حَالُ مَنْ يَفْنَى بِبَقَائِهِ، وَ يَسْقَمُ بِصِحَّتِهِ، وَ يُؤْتَى مِنْ مَأْمَنِهِ؟! و از او پرسيدند اميرمؤمنان خود را چگونه مىبينى؟ فرمود: چگونه بود آن كه در بقايش ناپايدار است و در تندرستىاش بيمار، و از آنجا كه در امان است مرگ بهسوى وى روان است.»
در این حکمت حضرت امیر(ع) میفرمایند انسان در بقا فانی است یعنی در عین حالیکه وجود دارد در اصل رو به نیستی است. همانطور که قرآن کریم در آیه 88 سوره مبارکه «قصص» میفرماید: «كُلُّ شَيْءٍ هَالِكٌ إِلَّا وَجْهَهُ؛ هر چیزی مگر ذات او هلاک شدنی است.»
امام علی(ع) در حکمت 116 میفرماید: «كَمْ مِنْ مُسْتَدْرَجٍ بِالْإِحْسَانِ إِلَيْهِ، وَ مَغْرُورٍ بِالسَّتْرِ عَلَيْهِ، وَ مَفْتُونٍ بِحُسْنِ الْقَوْلِ فِيهِ؛ وَ مَا ابْتَلَى اللَّهُ أَحَداً بِمِثْلِ الْإِمْلَاءِ لَهُ؛ و چه بسا كسى كه با نعمتهايى كه به او رسيده، به دام افتد، و با پردهپوشى بر گناه، فريب خورد، و با ستايش شدن، آزمايش شود، و خدا هيچكس را همانند مهلت دادن، نيازمود.»
گاهی افراد در حق انسان خوبی میکنند و گاهی بدی میکنند؛ اینکه وظیفه ما در این خوبی و بدیها چیست مهم است، در این مورد حضرت(ع) میفرماید با اینها امتحان میشوید، در این شرایط ببینید به یاد خدا هستید یا خیر. در مورد خوبیهایی که دیگران به انسان میکنند ممکن است انسان دچار غرور شود. در کل رفتار و حالات انسان نباید متکی به اقوال مردم باشد.
در حکمت 117 نیز میخوانیم: «هَلَكَ فِيَّ رَجُلَانِ، مُحِبٌّ غَالٍ وَ مُبْغِضٌ قَالٍ؛ دو تن به خاطر من به هلاكت رسيدند: دوست افراطكننده، و دشمن دشنامدهنده.»
در ارتباط با دیگران (همه افراد) سعی کنیم نه دچار افراط شویم و نه تفریط. این حکمت در مورد دو گروه سخن میگوید گروه اول همچون اهل حق و علویون که امروز در سوریه وجود دارند کسانی که امام علی(ع) را در حد خدایی بالا بردند و گروه دیگری که کینه حضرت را داشتند و مقام عصمت ایشان را قبول ندارند، هر دوی این گروه بیراهه رفتهاند.
امام علی(ع) در حکمت 118 میفرماید: «إِضَاعَةُ الْفُرْصَةِ، غُصَّةٌ؛ از دست دادن فرصت غصه است.» سه دسته توبه وجود دارد یکی از انواع توبه این است که فرد وقت خود را در راه خدا صرف نکرده است و از آن وقتی که به هدر داده است به درگاه خدا توبه میکند.
همچنین حضرت در حکمت 119 میفرماید: «مَثَلُ الدُّنْيَا كَمَثَلِ الْحَيَّةِ، لَيِّنٌ مَسُّهَا وَ السَّمُّ النَّاقِعُ فِي جَوْفِهَا؛ يَهْوِي إِلَيْهَا الْغِرُّ الْجَاهِلُ، وَ يَحْذَرُهَا ذُو اللُّبِّ الْعَاقِلُ؛ دنياى حرام چون مار سمى است، پوست آن نرم ولى سمّ كشنده در درون دارد، نادان فريب خورده به آن مىگرايد، و هوشمند عاقل از آن دورى گزيند.»
بدن مار، بدنی نرم است و سم کشنده آن در دلش است، دنیا هم ظاهری فریبنده اما سم کشنده دارد. در این حکمت امام علی(ع) در مورد ویژگی فردی که بهدنبال دنیای فریبنده حرکت میکند میفرماید آدم مغرور و نادان به سمت دنیا میرود، در مورد ویژگی دنیا نیز دنیایی که انسان را از خدا باز میدارد منظور است، چراکه خداوند که انسان را آفرید بهرهمندی از دنیا را نیز برای او حلال و مجاز کرد و به انسان ترک دنیا سفارش نشده بلکه تمام سفارشها و تأکیدات به انسان برای این است که او دنیا را به جای خدا نگیرد، اگر لازم شد در راه خدا، از دنیا بگذرد و بهخاطر بهدست آوردن دنیا با خدای خود قهر نکند، در غیر این صورت نمیشود گفت که انسان حتما باید از دنیا دست بشوید.
انتهای پیام