به قلم حجتالاسلام والمسلمین حمید احمدی، عضو گروه انقلاب اسلامی دانشگاه معارف اسلامی
شیعیان، در پهنه امپراتوری عظیم عباسی، از دورترین نقاط تا پایتخت، پراکنده، اما پویا زیستهاند؛ اما آنچه این دانههای به ظاهر جدا را، چون مرواریدهای یک تسبیح به هم پیوند میدهد، کانون قدسی ولایت الهی است. در اوج خفقان و استبداد خلافت عباسی، وجود نازنین امام حسن عسکری(ع)، چون خورشیدی تابناک، مسیر این جمعیت عظیم را روشن میکند؛ جمعیتی که حکومت، هرچند ناگزیر از پذیرش حضورشان، هرگز نتوانست بر آن آسایش خاطر یابد.
امام حسن عسکری(ع) با هوشیاری کمنظیر، نقشهها و نیرنگهای دشمنان را نقش بر آب ساخت و هرگز اجازه نداد جریان بالنده تشیع دچار رکود یا اضمحلال شود. دوران امامت اهل بیت(ع)، بهویژه روزگار سرنوشتساز امامت امام یازدهم، دوره گذار به عصری نوین بود؛ عصری که نوید فروریختن کانونهای ستم را میداد و نام مبارکش، رعشه بر اندام حکومت غاصب میافکند.
امام حسن عسکری(ع)، جوانی هوشیار و مدبر، با کیاستی شگفتآور، همچون نجات موسی از توطئه فرعون، نه تنها اصل امامت را به سلامت به کرسی نشاند، بلکه میراث گرانسنگ سلسله نورانی اهل بیت(ع) را نیز صیانت و ارتقا بخشید و فرهنگ غنی شیعه را توسعه داد.
یکی از مهمترین تدابیر ایشان، ساماندهی و بازطراحی شبکه وکالت بود؛ شبکهای پیچیده و ایمن که با بهرهگیری از عالمان و معتمدان مکتب امامت، سلسلهمراتبی کارآمد پدید آورد تا هم از نفوذ عناصر حکومتی جلوگیری و هم ابلاغ تصمیمات و آموزههای امام را تسریع کند و هم زمینهساز انتقال به دوران سخت آغازین غیبت حضرت ولیعصر (عج) باشد.
از سوی دیگر، حضرت به امور مالی و وجوهات شرعی که روزبهروز فزونی مییافت و میتوانست برای برخی سستایمانان وسوسهانگیز باشد، نظارتی دقیق داشت. ایشان با تدبیری شایسته، این منابع را در جهت تقویت بنیه معرفتی و فرهنگی، حمایت از عالمان و کمک به مستمندان و یتیمان شیعه و محبان آل علی(ع)، سامان دادند.
نمونهای روشن از این شبکهسازی پیچیده، در فرمانی محرمانه از سوی امام حسن عسکری(ع) به وکیل خویش در شرق ایران نمایان است: «ابراهیم پسر عبده از طرف من منصوب شده است. تو ای اسحاق! سفیر من نزد او هستی تا به متن نامهای که من به محمّد پسر موسی نیشابوری فرستادهام عمل کند و همچنین تو و همه ساکنان شهرت، مأمور به مفاد آن نامه هستید.سلام بر ابراهیم و تو و همه دوستان ما.»
و در متن آن فرمان چنین آمده است: «کسانی که این نامه را میخوانند و در منطقه شما بوده و دچار انحراف نیستند، باید حقوق ما را به ابراهیم بپردازند تا او به مقصود برساند؛ این فرمان من است.ای اسحاق! نامهام را برای بلالی که مورد اعتماد ماست و نیز برای محمودی بخوان و هرگاه به بغداد رفتی، برای دهقان که وکیل و ثقه ما و گیرنده وجوه از دوستان است و برای هر یک از یارانمان که ملاقات کردی، بخوان. اگر کسی خواست نسخهای بردارد، مانعی نیست؛ بهجز از شیطانی که مخالف شماست، آن را از کسی پنهان مدار. از شهر بیرون مرو تا عمری را ملاقات کنی؛ زیرا هرچه از دوستان به ما رسد، در نهایت با چند واسطه به دست او میرسد تا به ما برساند.»
در این نامه، با رعایت کامل تقیه، از دشمنان به شیطان تعبیر، از ذکر نام کامل واسطهها خودداری شده و با اشاراتی رمزی، روابط مالی و دینی، سلسلهمراتب و نوع ارتباط هر یک از کارگزاران به دقت مشخص شده است. همچنین به جریانهای انحرافی فعال در شرق، چون زیدیه و اسماعیلیه، توجهی ویژه مبذول شده است.
در رأس این شبکه منسجم و دقیق، جناب عثمان بن سعید سمان قرار داشت که متولی امور مالی و اجرایی امام حسن عسکری(ع) بود. او با اجازه امام، وجوه دریافتی از شیعیان را در امور دینی، رسیدگی به نیازمندان و نشر معارف اسلامی هزینه میکرد. این شبکه بود که انتقال پیامها، صیانت و تداوم جریان امامیه را در میان امواج متلاطم فرقههای انحرافی، اکثریت غافل و حکومت جائر، زیر نظر مستقیم امام، ممکن کرد.
امام حسن عسکری(ع) با این تدبیر هوشمندانه، چنان شایسته اقدام کردند که دوران دشوار گذار به عصر غیبت، با وجود همه فشارها و دسیسهها، به لطف الهی به نیکی پایان یافت و شجره طیّبه امامت به رشد و بالندگی خویش ادامه داد.
انتهای پیام