کد خبر: 2594374
تاریخ انتشار : ۰۲ مهر ۱۳۹۲ - ۱۲:۰۰

شعار دادن با دستی كه قطع شده بود

گروه جهاد و حماسه: وقتی ديد روحيه بچه‌ها تضعيف شده است، مچ دستی را كه قطع شده بود در دست گرفت و با آن شروع به شعار دادن كرد تا روحيه بچه‌ها از اين وضعيت تغيير يابد.

دوران دفاع مقدس ،گذشته از سختی‌ها و مشقت‌های طاقت‌فرسا، ساختاری از سبك زندگی را در بين رزمندگان ايجاد كرد كه در آن خصلت‌های فراوانی ظهور و بروز يافت. يكی از اين خصلت‌ها، حفظ روحيه در شرايط بحرانی و سخت عمليات‌ها بود كه در هيچ مكتب ماترياليستی يا جنگ‌هائی كه در اين كره خاكی اتفاق افتاد يافت نمی شود. خاطره زير رشحه‌ای است از همين خصلت‌های ناب در دوران دفاع مقدس:
«صبح روز عمليات به يك ستون، در حال حركت بوديم؛ بچه‌هائی كه برای تصرف يكی از پايگاه‌های دشمن رفته بودند، دچار مشكل شدند و از ما كمك خواستند. هنوز به مواضع دشمن نزديك نشده بوديم كه با آتش شديدی مواجه شديم.
عراقی‌ها از بالای ساختمانی مشرف بر جاده به سوی ما شليك می‌كردند. همه ستون روی زمين دراز كشيدند تا شايد از حجم آتش كم شود. آتش دشمن لحظه‌ای هم قطع نمی‌شد و اين موضوع ما را آزار می‌داد.
درست در همين اوضاع، چشم‌مان به دو نفر از برادران امدادگر افتاد كه مجروحی را روی برانكارد قرار داده و روی زمين درازكش بودند تا در فرصتی مناسب كه آتش سنگين فروكش كرد، به عقب بروند. به آن برادر كه روی برانكار افتاده بود نگاهی كردم، تمام بدنش غرق در خون بود. مچ يك دستش نيز قطع شده بود. وضعيت ناگوار او دل بچه‌ها را ريش كرد، حال‌مان بدجوری گرفته شد.
او كه ديد روحيه‌مان با ديدن او خراب شده، دردش را فراموش كرد و همان دستی كه از مچ قطع شده بود را بالا برد و شروع كرد به شعار دادن كه «لااله الا الله» و «الله اكبر» و مرگ بر صدام.
وقتی همه روحيه‌اش را اين گونه ديدند لبخند بر صورت بچه‌ها جوانه زد و به مسير ادامه داديم.
راوی: مفيد اسماعيلی سراجی
captcha