به گزارش ایکنا؛ نشست «مروری بر نقش هنر و ادبیات آیینی در تحول و تعالی مناسک» با همت کرسی مطالعات اجتماعی مناسک در ایرانِ دانشکده معارف اسلامی و فرهنگ ارتباطات و همکاری پژوهشگاه فرهنگ هنر و ارتباطات با حضور مسلم نادعلیزاده؛ عضو هیئت علمی دانشگاه اهلبیت(ع) در فضای مجازی جلسات شورای دانشکده فرهنگ و ارتباطات؛ صبح امروز، چهارشنبه 30 اردیبهشت ماه برگزار شد.
نادعلیزاده در ابتدا درباره تعریف مناسک گفت: «مناسک» یک سری اعمال دستهجمعی هستند که از گذشته تا امروز در میان جوامع مختلف وجود داشته و به انجام آن استمرار داشتهاند.
وی با اشاره به آنکه در حوزه مطالعات اجتماعی وقتی به مطالعات مناسک میپردازیم، گاه با پیشینههای بسیار کهن آن مواجه میشویم، خاطرنشان کرد: آیینها و مناسک جزو آن دسته از مراسمی هستند که هرچه در تاریخ عقب میرویم، شاهد حضورشان در میان جوامع در بلندای تاریخ هستیم و باید تاکید کرد که این آیینها در همه جوامع جاری بوده و اختصاص به یک جامعه خاص ندارد. این مولفهها را مطالعات باستانشناسی و مطالعات جامعهشناسی ثابت کرده است.
ناعلیزاده با اشاره به آنکه وقتی ما سراغ نمادها، نشانهها و میراثهای تاریخی میرویم، مشاهده میکنیم گویا مناسک در همه تاریخ وجود داشته است، گفت: در اجرای مناسک، همزمان با مناسبتهای مختلف مردم گرد هم میآمدند و دست به یک کار جمعی با رویکرد اعتقادی خود میزدند.
این عضو هیئت علمی دانشگاه اهلبیت(ع) گفت: گاهی این پرسش پیش میآید که شاید مناسک خیلی اتفاقی رخ داده باشند؛ یعنی از زمانی که انسانها تصمیم میگیرند به شکل مدنی کنار یکدیگر و با یکدیگر زندگی کنند و این کنار هم بودن، مستلزم آن است که با هم کشاورزی یا با هم شکار و یا با هم دعا بخوانند؛ پس طبیعی است که بر این اساس مناسک و آیینی شکل گرفته است.
وی ادامه داد: یا میتوانیم اینگونه بگوییم که انبیا و مصلحان اجتماعی با حضورشان به این آیینها و مناسک جهت دادند یا نگاهمان را میتوانیم بر این مهم استوار کنیم که از ابتدا مؤسس این آیینها و مناسک، انبیا و مصلحان اجتماعی بودند.
نادعلیزاده با اشاره به آنکه با توجه به منابعی که بسیار محدود است، نمیتوانیم به ضرس قاطع درباره منشاء شکلگیری آیینها نظر دهیم، خاطرنشان کرد: با این وجود میتوان همه این نگرشها را مدنظر قرار داد و 2 ادعا را مطرح کرد که ابتدا بگوییم مناسک و آیینها شکل گرفته و انبیا و مصلحان اجتماعی آنها را جهت دهی کردند یا اینکه بگوییم و باور کنیم که انبیا و مصلحان اجتماعی از ابتدا این آیینها و مناسک را به وجود آورده باشند و جوامع را ترغیب کرده باشند که آنها را انجام دهند.
این مدرس دانشگاه و پژوهشگر حوزه مطالعات آیینی با تأکید بر آنکه در این مهم تردیدی وجود ندارد که مناسک اعمال دستهجمعی هستند که با هدفی مشترک صورت میگیرند، تصریح کرد: این اعمال هم میتوانند رویکرد کار و فعالیت داشته باشند؛ مثل آیینهای مربوط به کشاورزی و شکار؛ همچنین میتوانند جنبههای عبادی داشته باشند که ما به عنوان نمونه در دین اسلام «آیین حج» را شاهد هستیم که بارزترین نوع آیین دستهجمعی مناسک عبادی به شمار میرود. همچنین نمونههای دیگری چون نماز عید فطر میان مسلمانان یا برگزاری مراسم عید پاک میان مسیحیان از این دست آیینها هستند.
وی با بیان آنکه مناسک میتوانند جنبه جشن و سرور داشته باشند، به مناسبت ازدواجها؛ به مناسبت صلح؛ نو شدن سال یا مناسبتهایی که در تقویم سالیانه وجود داشته باشد، بیان کرد: همچنین آیینها میتوانند جنبه عزاداری و مرثیه داشته باشند.
به گفته این عضو هیئت علمی دانشگاه اهلبیت(ع)؛ مناسک دارای انواع مختلفی چون «مناسک دینی»، «مناسک اجتماعی» و «مناسک فرهنگی» هستند. این سهگانه اصلی و شقوق آنها در میان جوامع مختلف از گذشتههای دور تا امروز مشاهده میشوند.
نادعلیزاده با تاکید بر آنکه باید اذعان کرد بسیاری از این مناسک در طول تاریخ از بین رفتهاند یادآور شد: وقتی ما تاریخ را مطالعه میکنیم، شاهدیم که از مناسک و آیینهایی صحبت شده که امروز در میان ما حضور ندارند. اگر به شکل مشخص، درباره تاریخ ایران صحبت کنیم؛ میدانیم که در روزگاری آیین «سوگ سیاوش» در منطقه بخارا و برخی نقاط دیگر ایران برگزار میشده است. این همان آیین «سووشون» است که زندهنام «سیمین دانشور» در رمان خود یاد کرده که در منطقه شیراز برگزار میشده.
وی با اشاره به آنکه به عنوان مثال آیینهای مربوط به «جشن سده» که آن نیز جشنی باستانی بوده که 50 روز مانده به نوروز، یعنی از حوالی 10 بهمن آغاز و اجرا میشده است، افزود: در زمستان ما دارای دو «چِله» بودیم؛ «چله بزرگ» و «چله کوچک» که «چله بزرگ» از «شب یلدا» آغاز میشد که تا 10 بهمن ادامه داشته و «چله کوچک» از یازده بهمن تا آخر اسفند بوده است.
این محقق و پژوهشگر آیینهای مذهبی با بیان آنکه این روزها دیگر شاهد برگزاری این دست از آیینها و مناسک نیستیم و خیلی از آنها از میان رفته است، یادآور شد: در نوشتههای دوره صفوی آنچه که سیاحان و جهانگردان در سفرنامه های خود یا تاریخنویسان، نوشتهاند؛ شاهد حضور آیینهایی هستیم که شاید امروز از نظر ما جنبه تفریحی یا حتی مسخره داشته باشند، اما در وجود آنها تردیدی نیست، چرا که سند اجرای آنها وجود داشت. مانند «قیر اندود کردن» سرتا پای انسانها یا دفن کردن افراد تا گردن که فقط سر و گردن آنها از خاک بیرون میماند. این دست از آیینها امروز از نگاه مردمان جامعه ما دارای معنی نیست و شاید علتی که امروز این آیینها وجود ندارند، بیمعنی بودن آنها است چرا که اگر معنادار بودند، به حتم میماندند. اما در آن زمانها که این آیینها انجام میشد به قطع دارای معنا بوده که توسط مردمان انجام میشده است.
نادعلیزاده با تاکید بر آنکه به این نکته باید توجه کرد که اگر ما به دنبال برگزاری ظاهری آیین باشیم، آن آیین از بین میرود و باید دارای مفهوم و معنا در هر آیینی بگردیم که سببیت استمرار آن را در طول تاریخ و هزارهها شاهد باشیم تصریح کرد: اگر ما به دنبال حفظ شدن آیینها در جامعه خود باشیم، باید مفهوم و معنای آیین را به نسلهای جدید منتقل کنیم.
نادعلیزاده در ادامه به تعریف «ادبیات» پرداخت و با بیان آنکه «ادبیات» در سادهترین تعریف زبان متعالی است، یادآور شد: زبان عامل ارتباطی میان انسانهاست و وقتی بخواهیم به واسطه زبان بر روی افراد تأثیر بگذاریم به سراغ ادبیات میرویم. نباید فراموش کنیم که آیینها و مناسک زمانی به جایگاه تاثیرگذاری میرسد که بر دامن ادبیات ارائه شوند.
وی با تاکید بر آنکه ادبیات حوزه تهییج عواطف، احساسها و بهره گیری از بلاغت، صنایع لفظی و معنوی است. همچنین حوزه پروازِ خیال و تخیل است، تصریح کرد: اینها ابزاری است که بر مخاطب تاثیر میگذارد، از همین روی از آغاز ورود ادیان در ساحت اجتماع بشری، شاهدیم انبیا الهی و پیشوایان دینی، هیچگاه ابزار ارتباطی آنها تنها مبتنی بر زبان نبوده است.
عضو هیئت علی دانشگاه اهلبیت(ع) افزود: یعنی جایی که انبیا خواستند تعالیم دینی را منتقل کنند از ادبیات استفاده کردهاند. اینکه حضرت رسول(ص) میفرمایند «من فصیحترین عربها در میان قوم قریش هستم»؛ منظور آن است که کلام خداوند یعنی قرآن و کتاب پیامبر در اوج بلاغت است.
نادعلیزاده با تاکید بر آنکه قرآن را با هیچ متن مکتوبی نمیتوان مقایسه کرد تصریح کرد: به عنوان مثال اگر قرآن را با قانون اساسی کشورها بخواهیم قیاس بکنیم -که قابل قیاس نیست- درمییابیم که نگاه و مخاطب قانون اساسی یا کتابهای قانونی و فقهی با جسم انسان سر و کار دارند؛ اما قرآن، چنان فصیح و بلیغ و چنان اثرگذار است چرا که با روح انسانها در ارتباط است.
وی خاطرنشان کرد: اینکه شاهدیم انسانها با احکام ارتباط برقرار نمیکنند به سبب آن است که احکام با جسم انسانها سروکار دارند؛ اما همان انسانها شیفته قرآن میشوند؛ چرا که قرآن با روح آنها در ارتباط است. در یک کلام باید گفت که انسانها فیذاته دوست دارند که گفتوگو با روح و روان آنها صورت گیرد نه با جسمها!
به گفته این محقق ادبیات دینی؛ آیینها و مناسک نیز تلاش کردند تا با روح انسانها ارتباط برقرار کنند و آن مناسکی که با جسم انسانها در ارتباط بودند، چندان در تاریخ باقی نماندند. مانند آیینهایی که پیش از این به آن اشاره شد.
نادعلیزاده با اشاره به آنکه تنها آن آیینهایی که با روح انسان به گفتوگو پرداختند و تأثیر گذاشتند، ماندگار شدند تاکید کرد: این درس بزرگی است که برای روایت درگیرکردن روح انسانها باید سراغ زبانِ بلاغت و زبانِ ادبیات رفت.
وقتی حافظ میگوید
تو را ز کنگره عرش میزنند سفیر
ندانمت که در این دامگه چه افتاده است
این کلام عادی نیست. عادی گفتن آن میشود که به انسان بگوییم تو نیامدی اینجا بمانی؛ تو موجود عرشی هستی و قرار نیست که در این دنیا بمانی! حال بین این دو روایت کدام تاثیرگذار است؟ این جمله ساده یا کلام حافظ؟
این محقق حوزه ادبیات آیینی با ذکر مثالی دیگر چنین ادامه داد: یا به سادگی بگوییم که انسانها وقتی میمیرند بعدا زنده میشوند. این جمله زیباست یا این کلام مولوی که:
کدام دانه فرو رفت در زمین که نرست
چرا به دانه انسانت این گمان باشد؟

نادعلیزاده با بیان آنکه در مسیر تاثیرگذاری بر انسانها باید انتخاب کنیم که از چه زبان، بلاغت و ادبیاتی استفاده کنیم، گفت: اینجاست که شاهدیم که در مناسک؛ تولیدکنندگان و اجراکنندگان آن به سراغ ادبیات و بلاغت زبانی رفتند.
وی ادامه داد: اگر به اذان، قرآن و کلام حضرت رسول(ص) و ادعیهای که داریم توجه کنیم، در مییابیم همه آنها مسجع، موزون و همه در اوج بلاغت قرار دارند. اینها به آن سبب است که زبان مطلوب مناسک و تبلیغ دینی؛ ادبیات است.
نادعلیزاده در ادامه به تعریف «هنر» پرداخت و گفت: همه مصنوعات خلاقه انسان، هنر نامید میشوند. همه آنچه که انسان با زبان خلق میکند، جنبه احساس؛ عاطفه؛ تخیل و تاثیرگذاری دارد؛ ادبیات است و آنچه انسان با دست و با هدف تأثیرگذاری بر مکالمه با روح انسان توأم با خلاقیت خلق میکند مثل خوشنویسی، قلمزنی، نگارگری، مجسمهسازی، جواهرسازی، منبتکاری یا هر کار دیگری، دامنه گسترده هنر را تشکیل میدهند.
عضو هیئت علمی دانشگاه اهلبیت(ع) با اشاره به آنکه حال باید این پرسش را مطرح کرد که آیا این ادبیات و هنر در تعالی مناسک نقش داشتهاند یا خیر، گفت: با یک فکر اولیه میتوان جواب داد که هیچ کس نمیتواند متصور باشد که اینها بر یکدیگر نقشی نداشتند.
وی ادامه داد: مناسکی در طول تاریخ باقی ماندهاند که با ادبیات و هنر تلفیق شدند. راز ماندگاری یک آیین آن است که به حتم با ادبیات و هنر درآمیخته باشد و الا بدون روح است. آیینی که با ادبیات و هنر سروکار نداشته باشد؛ بی روح است و هیچ موجودی بدون روح زنده نخواهد بود! پس آیینهای بدون تلفیق با ادبیات و هنر نیز محکوم به نابودی هستند. وقتی به آیینهایی که ماندگار شدهاند نگاه میکنیم و رَدِ ماندگاری آنها را مورد رصد قرار میدهیم، حتی آیینهای عبادی؛ بدون استثنا همگی با ادبیات و هنر آمیخته است.
نادعلیزاده در ذکر مثال این اتفاق به آیین «نماز» اشاره کرد و گفت: «اذان»؛ برای اقامه «نماز»، بر مبنای موسیقی استوار شده و در اقامه نماز نیز تک تک آن جملهها بر مبنای اوج بلاغت و ادبیات استوار است. اینچنین است که طی 15 قرن استمرار اسلام؛ «نماز ستون دین» به شمار میرود.
وی افزود: اگر به خود آیین نماز نگاه کنید؛ تام و تمام آن را با معیار یک آیین هنری میتوان تبیین و تعریف کرد. از تکبیر الاحرام؛ قیام؛ رکوع؛ سجود و قنوت؛ همه نمادین است، دارای نظم و استواری است. یا اوراد و آیاتی که در نماز خوانده میشوند؛ همه مسجع و بلیغ هستند. یا در «آیین حج»؛ هنرمندی و هنرنمایی در همه جای آن رُخنماست. چقدر عنصر عاطفه، احساس و تخیل در آن وجود دارد وقتی کتاب «سیمای حج» زندهنام شریعتی را میخوانیم به روح بلند این مناسک پی میبریم.
بخش دیگر اشارت نادعلیزاده به ایام ماه محرم و بهره بردن از مناسک آمیخته با ادبیات و هنر آن ارجاع داشت که در اینباره گفت: وسیعترین؛ بزرگترین و عمیقترین میراث ادبیات مذهبی دنیا، ادبیات عاشورایی است. که هیچ نظیری از آن در جهان وجود ندارد وقتی به بررسی ادبیات عاشورایی در زبان های مختلف میپردازیم تازه به وسعت عظیم و عمیق آن پی میبریم.
وی در ادامه با طرح این پرسش که آیا این ادبیات و هنر در تعالی مناسک نقش داشتهاند یا خیر؟ گفت: با یک فکر اولیه میتوان جواب داد که هیچ کس نمیتواند متصور باشد که اینها بر یکدیگر نقش و تاثیری نداشتند و آنچنان که گفتم مناسکی باقی ماندهاند که با ادبیات و هنر تلفیق شدند.
وی افزود: راز ماندگاری یک آیین آن است که به حتم با ادبیات و هنر درآمیخته باشد و الا فارغ روح است. آیینی که با ادبیات و هنر سروکار نداشته باشد، بیروح است و هیچ موجودی بدون روح زنده نخواهد بود. پس آیینها، بدون تلفیق با ادبیات و هنر نیز محکوم به نابودی هستند.
این محقق ادبیات آیینی و مذهبی تصریح کرد: وقتی به آیینهایی که ماندگار شدهاند نگاه میکنیم و رد ماندگاری آنها را مورد رصد قرار میدهیم، حتی آیینهای عبادی؛ بدون استثنا همگی با ادبیات و هنر آمیخته است.
نادعلیزاده در پایان این نشست مجازی با تاکید بر آنکه در مرور نقش هنر و ادبیات آیینی بر مناسک و آیینها، بدون هیچ تردیدی ردپای مهم و سترگ تاثیرگذاری هنر و ادبیات را در تحول و تعالی مناسک را در تمامی آیینهای جهان به ویژه آیینهای مسلمانان و شیعیان شاهد هستیم، خاطرنشان کرد: تمامی آیینهای ماندگار که رد و نشان آنها در اعصار و قرون از گذشتههای دور تا به امروز به دست ما رسیده؛ هم در زمانه خود بر بلندای هنر و ادبیات آیینی تاثیرگذاری خود را بر مردمان هموار کردهاند و هم امروز با وجود تمام دگرگونیهای زبانی و نگرشهای متفاوت به ساحت هنر از همان نگاه کهن بهره برده، خود را روزآمد کرده، جنس تاثیرگذاری خود را بر نسل های متفاوت همسو با نیاز آنها منطبق کرده و به حیات خود ادامه دادند.
وی در پایان تصریح کرد: از همین روی است که وقتی به جریان آیینهای معاصر در ساحت تحولی آنها نگاه میکنیم؛ آیینهایی که بیشترین اقبال را با گستره وسیعتر از جغرافیای یک شهر، استان در قامت کشور و یا حتی فرامرز ایران گسترانیدهاند؛ جملگی بر بلندای هنر و ادبیات بالیدهاند و آن دست از آیینهایی که صرفا بر اساس یک نگاه ساده یا بر عدم اتکا بر صنایع هنری و ادبی استوار شدهاند با همان سرعتی که پدیدار شدند با همان سرعت نیز در نهایت در تاریخ گم شدند.
انتهای پیام