شرحی بر جمله امیرالمؤمنین علی(ع): «اضاعه الفرصه غصه» (فرصت را تباه کردن، خسران و حسرت است)
این کلام کوتاه از مولیالموالی علی(ع) یکی از گوهرهای حکمتآمیز نهجالبلاغه، غررالحکم و دررالکلم است که در منابع متعدد روایی با تعابیری نزدیک به هم نقل شده؛ گاه «غُصّه»، گاه «غَبْن» و گاه «غبن فاحش». همه این تعابیر یک حقیقت را فریاد میزنند: بزرگترین زیان برای انسان، از دست دادن فرصتهاست.
۱. مفهوم فرصت در قرآن کریم
قرآن بارها انسان را به اغتنام فرصت فرا میخواند و از تباه کردن آن برحذر میدارد:
سوره منافقون (آیه ۱۰): «وَأَنْفِقُوا مِنْ مَا رَزَقْنَاكُمْ مِنْ قَبْلِ أَنْ يَأْتِيَ أَحَدَكُمُ الْمَوْتُ فَيَقُولَ رَبِّ لَوْلَا أَخَّرْتَنِي إِلَى أَجَلٍ قَرِيبٍ فَأَصَّدَّقَ وَأَكُنْ مِنَ الصَّالِحِينَ»
پیش از آنکه مرگ یکی از شما فرا رسد، از آنچه روزیتان کردهایم انفاق کنید؛ مبادا بگوید: پروردگارا! چرا مرا تا مدتی کوتاه مهلت ندادی تا صدقه دهم و از صالحان باشم؟
این آیه دقیقاً همان حسرتی را ترسیم میکند که امام علی(ع) از آن با عنوان «غصه» یاد میکند؛ حسرتی که دیگر سودی ندارد.
سوره فاطر (آیه ۳۷): «وَهُمْ يَصْطَرِخُونَ فِيهَا رَبَّنَا أَخْرِجْنَا نَعْمَلْ صَالِحًا غَيْرَ الَّذِي كُنَّا نَعْمَلُ ۚ أَوَلَمْ نُعَمِّرْكُمْ مَا يَتَذَكَّرُ فِيهِ مَنْ تَذَكَّرَ وَجَاءَكُمُ النَّذِيرُ»
آیا به شما آنقدر عمر ندادیم که هرکه بخواهد پند گیرد؟ و آیا هشداردهندهای به سویتان نیامد؟
خداوند، عمر را خود «فرصت» میداند و از کسانی که این فرصت را تباه کردهاند، با لحنی سرزنشآمیز یاد میکند.
۲. روایات اهل بیت(ع) درباره از دست دادن فرصت
پیامبر اکرم(ص) فرمود: «اغتنم خمساً قبل خمس: شبابك قبل هرمك، وصحتك قبل سقمك، وغناءك قبل فقرك، وفراغك قبل شغلك، وحياتك قبل موتك»
(پنج چیز را پیش از پنج چیز غنیمت شمار: جوانیات را پیش از پیری، سلامتت را پیش از بیماری، توانگریات را پیش از تنگدستی، فراغتت را پیش از مشغله، و زندگیات را پیش از مرگ.) (کنز العمّال، ج۱۶، ص۴۶۸)
امام علی(ع) در همین راستا فرمود: «الفرصة تمرّ مرّ السحاب فانتهزوا فرص الخير»
(فرصت مانند ابر میگذرد؛ پس فرصتهای خیر را غنیمت شمارید.) (نهجالبلاغه، حکمت ۲۱)
و در جای دیگر آمده است:
«ما من يوم يمرّ على ابن آدم إلّا قال له ذلك اليوم: يا ابن آدم أنا يوم جديد وعلى عملك شهيد، فتكلّم فيّ بخير واعمل فيّ صالحاً، فإنّي لا أعود إلى يوم القيامة»
(هیچ روزی بر انسان نمیگذرد مگر آنکه آن روز به او میگوید: ای فرزند آدم! من روزی نو هستم و بر عملت گواهم. در من به خیر سخن بگو و عمل صالح انجام ده؛ که پس از امروز تا قیامت بازنخواهم گشت.) (بحارالأنوار، ج۶۸، ص۳۲۶)
۳. انواع فرصتهایی که تباه کردنشان «غبن فاحش» است
امام صادق(ع) فرمود: «من أصبح ولم يهتم بأمور المسلمين فليس بمسلم»(الکافی، ج۲، ص۱۶۳)
بنابراین، بخشی از بزرگترین فرصتها، فرصتهای اجتماعی و امتمحور است:
فرصت جوانی و نشاط بدنی فرصت سلامتی جسم و روح
فرصت توبه در حال عافیت فرصت خدمت به خلق خدا
فرصت شبهای قدر و ایامالله (ماه رمضان، محرم، غدیر و …) فرصت همنشینی با صالحان و علما
فرصت نفس کشیدن در عصر ظهور (که ما اکنون در آن هستیم و غیبت کبری، خود بزرگترین میدان آزمون در بهرهگیری از فرصتهاست)
۴. چرا تباه کردن فرصت، بزرگترین حسرت است؟
زیرا همه چیزهای دیگر تا حدی قابل جبران است، جز زمان. مالِ از دسترفته ممکن است بازگردد؛ سلامتی تا اندازهای با درمان جبران شود؛ حتی گناه با توبه پاک میگردد؛ اما لحظهای که گذشت، هرگز بازنمیگردد.
امام علی(ع) در خطبه ۴۲ نهجالبلاغه میفرماید: «فاتقوا الله عباد الله، وسابقوا فيه الآجال، وبادروا فيه الأعمال… فإنما هي أنفاس تعدّ، وأيام تعدّ، والساعات تعدّ.»
از خدا پروا کنید، ای بندگان خدا! و در فرصت باقیمانده عمر بر اجلها پیشی گیرید و در انجام اعمال شتاب کنید… که زندگی جز شماره نفسها و روزها و ساعتها نیست.
۵. نمونههای تاریخی از حسرت فرصتسوزی
هارونالرشید در لحظه مرگ گفت: «ما أغنى عني ماليه، هلك عني سلطانيه» فرعون در لحظه غرق شدن گفت: «آمنت أنه لا إله إلا الذي آمنت به بنو إسرائيل»
پسر نوح در طوفان فریاد زد: «سآوي إلى جبل يعصمني من الماء» اصحاب سبت که فرصت توبه را از دست دادند و مسخ شدند (بقره، ۶۵-۶۶)
همه اینها مصداق همان «غصه»ای هستند که امام علی(ع) از آن سخن گفت.
۶. راهکار عملی برای اغتنام فرصت
۱. هر صبح با نیتی تازه بیدار شدن
۲. برنامهریزی روزانه بر اساس اولویتهای اخروی (نماز اول وقت، تلاوت، ذکر، صله رحم، انفاق)
۳. یاد مداوم مرگ (پیامبر اکرم(ص): «أكثروا ذكر هادم اللذات»)
۴. حسابرسی شبانه نفس (امام صادق(ع): «حاسبوا أنفسكم قبل أن تحاسبوا»)
۵. همنشینی با کسانی که ما را بیدار میکنند، نه آنان که ما را در خواب غفلت فرو میبرند.
ختم کلام با کلام مولا
امام علی(ع) در واپسین لحظات شهادت، در حالی که خون از سر مبارکش جاری بود، فرمود: «فزتُ وربّ الكعبة»
چرا؟ زیرا حتی یک لحظه از فرصتهایش را تباه نکرد؛ نه در جوانی، نه در بیماری، نه در تنهایی، نه در قدرت، نه در مظلومیت.
اگر همین یک جمله را آویزه گوش جان کنیم که «اضاعه الفرصه غصه»، شاید بتوانیم در آخرین نفس، دستکم لبخند بزنیم، نه آنکه اشک حسرت بریزیم.
اللهم لا تؤاخذنا بما يفعل السفهاء منا، واجعلنا من الذين يستمعون القول فيتبعون أحسنه، ولا تجعلنا من الذين ضاعت أعمارهم فصارت غداً حسرتهم.