به گزارش ایکنا، در این روزهای تلخ و سنگینی که تقویم تاریخ معاصر ایران زیر بار فقدان جانسوز و شهادت رهبر انقلاب اسلامی با اندوهی عمیق ورق میخورد، بغضی تاریخی گلوی جامعه را میفشارد. شهادت ایشان، تنها از دست دادن یک رهبر سیاسی یا یک سکاندار اجرایی نبود؛ بلکه فقدان یک حکیم، یک متفکر جامعالاطراف و یک نظریهپرداز تمدنساز بود که هندسه معرفتی و هویتی انقلاب اسلامی را در میانه طوفان سهمگین تهاجمات فکری جهان معاصر پاسداری میکرد.
اکنون که دست جامعه از حضور فیزیکی، رهنمودهای مستقیم و کلام گرم این رهبر فرزانه کوتاه شده است، رسالتی بسیار سنگینتر از همیشه بر دوش رسانه احساس میشود؛ رسالت بازخوانی دقیق میراث فکری ایشان، تا مبادا این گوهر ناب در غبار گذر زمان دچار تحریف یا فراموشی شود، امروز بیش از هر زمان دیگری احساس میشود. در همین راستا و با هدف واکاوی و بررسی این منظومه فکری، ایکنا در سلسله گزارشهایی به بازخوانی اندیشههای این رهبر شهید میپردازد. آنچه در ادامه میخوانید، روایتی تحلیلی و مستند از دیدگاههای رهبر شهید درباره نهاد حیاتی و بنیادین «هنر» است؛ روایتی که در آن، جایجای متن با کلمات، ادبیات اختصاصی و بیانات مستقیم ایشان، همچون ستارگانی راهنما، چراغانی شده است تا صدای رسای ایشان در متن تاریخ زنده بماند.
برای درک عمق نگاه و منظومه فکری رهبر شهید به مقوله هنر و زیباییشناسی، ابتدا باید زاویه دید ایشان به ذات، ماهیت و کارکرد این پدیده را بررسی کرد. در دورانی که مکاتب مادی تلاش میکنند هنر را صرفاً به یک سرگرمی تقلیل داده یا آن را از مفاهیم متعالی تهی سازند و به ابزاری برای ابتذال بکشانند، ایشان با یک نگاه عمیق زیباییشناختی، تاریخی و ارتباطی، نشان دادند که هنر عالیترین بستر برای تجلی حقیقت و ماندگاری اندیشههاست. در اندیشه ایشان، این پدیده وسیلهای ساده برای پر کردن اوقات فراغت نیست و اساساً ضرورتی تمدنی است. ایشان میفرمایند: «ابزارهای هنری بیشک، رساترین، بلیغترین و کاریترین ابزار ابلاغ و تبلیغ پیام است». رهبر شهید با تفکیک دقیق میان محتوای پیام و فرم ارائه آن، بر قدرت نفوذ هنر تاکید کرده و یادآور میشوند: «هنر یک شیوه بیان است، یک شیوه ادا کردن است. منتها این شیوه بیان، از هر تبیین دیگر رساتر، دقیقتر، نافذتر و ماندگارتر است».
در حقیقت، دقت در همین چند تعبیر (رساتر بودن، دقیقتر بودن، نافذتر و ماندگارتر بودن) در فهم معنای هنر در مکتب ایشان کمک شایانی میکند. ایشان معتقدند ای بسا که یک گزارش غیر هنری، گرچه علمی و تحقیقی و دقیق باشد، خاصیت ارائه هنری را نداشته باشد. این یک سنّت قطعی در تاریخ تحولات بشری است که «هر پیامی، هر دعوتی، هر انقلابی، هر تمدنی و هر فرهنگی تا در قالب هنر ریخته نشود، شانس نفوذ و گسترش ندارد و ماندگار نخواهد بود و فرقی هم بین پیامهای حق و باطل نیست». بر همین اساس، برای نظامی که داعیهدار تمدنسازی نوین است، این ابزار یک ضرورت اجتنابناپذیر است: «هنر در جمهوری اسلامی یک وسیله و ابزار و از شمار بهترینهاست. اگر جمهوری اسلامی حرفی برای گفتن و یا ایدهای برای عرضه کردن دارد، این عرضه باید با بهترین شیوهها که همان هنر است انجام گیرد»، چرا که «نظام جمهوری اسلامی ایران حرفها و ایدههای جدیدی برای گفتن دارد که باید با استفاده از شیوههای هنرمندانه و تأثیرگذار، مطرح شوند».

هنر امری مبارک است
یکی از هنرهای این رهبر شهید در تبیین مسائل بنیادین فرهنگی، قدرت ایشان در ریشهیابی هستیشناسانه و انسانشناختی پدیدههاست. ایشان با نگاهی عمیق به ذات بشر و نیازهای فطری او میفرمایند: «مسئله هنر، خیلی مسئله مهمّی است. هنر جزو زندگی انسان است؛ در ذات خود، هنر یکی از لوازم وجود انسان است مثل خیلی از چیزهای دیگر». در این کالبدشکافی هنر یک امر عاریتی، تشریفاتی یا حاشیهای نیست و ریشه در روان آدمی دارد. ایشان در تبیین نقطه عزیمت و سرچشمه خلق آثار میافزایند: «همه شعبههای هنر همینجور است؛ آدمهایش مختلفند والّا این وجه مشترک در همه هنرها وجود دارد که زاییده ذوق و تخیّل است؛ تخیّل قوی و ذوق وافی، هنر را بهوجود میآورد». البته ایشان مهارتها، تجربهها و کارشناسیها را نیز در کنار آن لازم میدانند، اما مایه اصلی را همان ذوق میشمارند و نتیجه میگیرند: «اصل هنر یک پدیده انسانی، یک امر مبارک و یک امر ضروری و حقیقی است».
با چنین پشتوانه عظیم معرفتی، ایشان خط بطلانی بر اندیشههای کجاندیشانه و متحجرانه کشیده و در تبیین نگاه دین به این مقوله میفرمایند: «درباره اصل هنر بخواهیم نظر اسلام را بدانیم، به نظر میرسد که اسلام هنر را نهفقط قبول کرده بلکه تشویق کرده». از منظر ایشان، هرگونه قضاوت فقهی و شرعی درباره این حوزه، نیازمند شناخت دقیق موضوع و اقتضائات آن است. ایشان با هشداری عالمانه به حوزههای علمیه میفرمایند: «یک فقیه برجسته اگر بخواهد در زمینه مسائل هنری اظهار نظر بکند، بایستی با مقوله هنر آشنایی داشته باشد؛ اگر با این مقوله آشنایی [نداشته باشد] و نشناسد هنر را و نداند که هنر چیست و خصوص این مقوله هنری چه حدّومرزهایی دارد، چه تعریفی دارد، بعید است که بتواند درست حکم را از آب دربیاورد». چرا که در فقه جعفری، یکی از شرایط استنباط درست حکم، شناخت دقیق موضوع است. بنابراین جا برای کار در زمینه «فقه هنر» و تعیین حدومرزهای آن بسیار زیاد است. این راهبرد نشان میدهد که باید «هنر را با معیارهای اسلامی یاد بگیرید و یاد بدهید و آن را به کار ببرید تا بتوانیم مفاهیم و ارزشهای الهی و اسلامی را به مردم نشان دهید». در این نگاه بلند، «هنری که در خدمت حق، انسانیت و راستی و درستی قرار داشته باشد، ارزشمند محسوب میشود» و ثمره چنین رویکردی آن است که «اگر در جامعه، درخشش هنر وجود داشته باشد، فضای جامعه درخشان میشود».
قرآن یک اثر هنری بینظیر است
در نگاه رهبر شهید، اوج تجلی و درخشش کلام الهی در قالب زیباییشناختی آن پنهان است. ایشان با افتخار به ساحت قدسی دین نگریسته و با صراحت میفرمایند: «کسی که با قرآن انس داشته باشد و آشنا باشد، میبیند. خب، قرآن یک اثر هنری بینظیر است». پیامبر اکرم (ص) و ائمه اطهار (ع) نیز همواره از شعرایی که در مسیر حق بودند ترویج میکردند. در منظومه فکری ایشان، وقتی کتاب مرجع یک مکتب سرشار از اعجاز هنری است، ابزارهای ترویج آن نیز باید در همین طراز باشند. از این رو، ایشان با اشاره به مقوله قرائت کلامالله تاکید میکنند: «تلاوت در جمع یک هنر است، یک هنر مقدّس است. این هنر که در شمار برترین هنرهای قدسی است و جزو برترین هنرهای مقدّس است، باید در خدمت ذکر و در خدمت دعوت باشد».

ایشان با نقد نگاه تقلیلگرایانهای که خواندن قرآن را به یک اجرای صرفا آوازی تنزل میدهد، رفتار برخی قاریان غیرایرانی را مثال زده و میفرمایند: «نباید فقط به عنوان یک هنر به این نگاه کنید؛ بعضی از خوانندههای قرآن غیر ایرانی را که انسان نگاه میکند، به این [کار] فقط به صورت یک هنر نگاه میکنند؛ نه، این فقط یک هنر نیست؛ این، وسیله دعوت الیالله است». در این الگو، فرم و قالب بسیار حائز اهمیت است اما نباید هدف نهایی تلقی شود: «کار هنر با محتوی پایان نمییابد، قالب نیز ارزش بسیار دارد. ظرف نازیبا، مظروف زیبا را زشت جلوه میدهد و برای ساختن ظرف زیبا در عرصه هنر، تنها استعداد کافی نیست، آموزش هم ضرورت دارد». در این زمینه، هنرمندانی که قدرت آموزش دارند وظیفه دارند به یاری جوانان بشتابند.
هنر امروز ایران، هنر مقاومت است
در منطق متعالی ایشان، هنرمند متعهد نمیتواند نسبت به آرمانهای جامعه و تقابل تاریخی حق و باطل ایزوله و خنثی باشد. در شرایطی که دشمن با تمام قوا به میدان آمده، هنر کنونی باید آینهدار ایستادگی یک ملت باشد. ایشان این وظیفه خطیر را چنین بازتعریف میکنند: «هنر امروز ایران، هنر مقاومت است، نه هنر تسلیم و سازش». این ایستادگی، «شرط اصلی آگاهی و زمانشناسی و نیز شجاعت و گستاخی در برابر تهاجم وحشیانهای است که در آن از همه ابزارها برای سرکوبی و به ذلت کشانیدن ملت ما استفاده میشود». ایشان تاکید دارند که «باید هنر به عنوان رساترین زبان برای انتقال ایدههای شریف مورد توجه باشد و تشویق هنرمندان متعهد جامعه و نیز پرورش هنرمند یک اقدام اساسی تلقی گردد».
ایشان در تبیین تقابل تاریخی با استکبار جهانی، به رسالت هنرمندان در افشای چهره واقعی دشمنان اشاره کرده و میفرمایند: «همان کسانی که این گرگ خونخوار [صدام] را آن روز پشتیبانی میکردند، امروز دَم از حقوق بشر میزنند، امروز خودشان را متولّی حقوق بشر در همه دنیا میدانند! این قدر بیحیائی و بیشرمی در کار این قدرتها هست! چه کسی باید آنها را رسوا کند؟ چه کسی باید این حقایق را بیان کند؟ هنرمندان ما، نویسندگان ما بار سنگینی بر دوش دارند… اینها بایستی در قالبهای هنری عرضه بشود به دنیا؛ باید فیلم بسازند… باید داستان، فیلم، کتاب، خاطره تولید بشود».
کمبود در زمینه روایت هنری حوادث داریم
برای ماندگار کردن حماسهها، صرف وقوع آنها کافی نیست، چرا که روایت هنری آنهاست که تاریخ را میسازد. ایشان با آسیبشناسی دقیق فضای فرهنگی هشدار میدهند: «ما یک کمبودی در زمینه روایت هنری حوادث داریم». ایشان با ذکر مصداقی ملموس از دوران همهگیری کرونا، ظرفیتهای نهفته جامعه را به رخ کشیده و میگویند: «این حوادث بیمارستانی [در دوران کرونا]… این سختیهای پرستارها و دشواریهایی که اینها با آن مواجه هستند، اینها مایههای هنری دارد؛ به تعبیر فرنگی رایج در زبان هنریها، اینها مایههای دراماتیک دارد، و میشود از اینها برنامههای هنری جذّاب به وجود آورد». راهکار ایشان حضور همهجانبه تمام رشتههای هنری است: «بیایند در میدان، با انواع هنرها؛ چه هنرهای نمایشی، چه هنرهای تجسّمی، چه شعر، چه ادبیّات. اینها را بیاورند [در آثار هنری]. اینها سرمایه عظیم فرهنگی است؛ همه باید از اینها استفاده کنند و آن کسی که میتواند این سرمایهها را نقد کند، هنرمندان ما هستند».

در این میان، نقش جوانان بسیار پررنگ است. جریان نفوذ همواره در تلاش است تا هنر را از محتوای انقلابی تهی کند: «سعی زیاد میشود برای واگرایی هنر و هنرمندان از مفاهیم انقلاب اسلامی؛ شما [هنرمندان جوان] هستید که باید این سعی شیطانی را باطل کنید. نسل شما و شما جوانان آگاه و پرانگیزه باید در این جبهه نقش مدافع و مهاجم را ایفا کنید». این هنر در دست جوانان، قابلیت رشد بینظیری دارد: «هنر اینجوری است… که به مرور زمان در داخل کشور اگر روی آن کار بشود،… مثل یک درختی که روزبهروز بالندگی آن بیشتر میشود، اگر برسند به این درخت، در جای خود مراعات بشود، مراقبت بشود، آبیاری بشود، هَرَس بشود… این روزبهروز رشد پیدا میکند و منافع او و میوهدهی او بیشتر میشود». حتی در عرصههای پایه مثل هنر کودک و نوجوان ایشان میفرمایند: «اگر بتوانید یک سرود زیبای اثرگذار خوشمضمون درست کنید، جوری که بچّهها وقتی در کوچه راه میروند، از خانه به مدرسه میروند، زیر لبشان آن را زمزمه کنند، یک کار بسیار بزرگی کردهاید؛ یعنی استفاده از هنر به شکل صحیح.»
رابطه سیاست و هنر
یکی از ویژگیهای برجسته رهبر شهید، نگاه تطبیقی و واقعبینانه ایشان به کارکرد هنر در نظام سلطه غربی است. ایشان با اشراف کامل به جنگ نرم نرمافزاری دشمن میفرمایند: «امروز در دنیا، هنر در خدمت تعالی انسان نیست». غرب با بهکارگیری روانشناسان و جامعهشناسان، ملتها را کالبدشکافی کرده و برای تسلط بر آنها، به هالیوود سفارش کار میدهد: «یکی از نکاتی که باید در مواجهه با دنیای غرب کاملاً به آن توجه داشت، عامل و ابزار هنری است که در اختیار غربیهاست. اینها از هنر حداکثر استفاده را کردهاند برای ترویج این فرهنگ غلط و منحط و هویتسوز… اینها به صورت پروژهای یک ملت را تحت مطالعه قرار میدهند… راههای تسلط بر این ملت را پیدا میکنند؛ بعد به فیلمساز، به فلان بنگاه هنری در هالیوود سفارش میکنند که بسازد و میسازد».
ایشان خط بطلانی بر دروغ بزرگ بیطرفی هنر کشیده و میفرمایند: «یکی از مسائل دروغی که در دنیا تبلیغ میشود، این است که میگویند هنر نباید با سیاست آمیخته شود، در حالی که مجموعههای هنری غرب، از جمله هالیوود، کاملاً سیاسی هستند». برای اثبات این مدعا، برخورد دوگانه آنها را مثال میزنند که اگر اینگونه نبود، چرا به فیلمهای ضد صهیونیستی ایران اجازه حضور در جشنوارهها را نمیدهند؟ در واقع، «ساخت فیلمهای سیاسی بر ضد ایران و یا اعطای جایزه به فیلمهای ضد ایرانی نشانههای آشکار از آمیختهبودن سیاست و هنر در آمریکا و غرب است».

در برابر این یورش همهجانبه که بیش از همه بر «هنرهای نمایشی» متمرکز است (زیرا «هنرهای نمایشی خیلی مهمند؛ ابعاد تأثیرگذاری و فرهنگسازی هنرهای نمایشی خیلی وسیع است»)، انفعال جایز نیست. ایشان هشدار میدهند: «امروز ما به عنوان یک ملتی که چون زنده است، چون حرف دارد، چون احساس هویت و وجود میکند، پس دشمنهای بزرگی هم دارد، مواجهیم با دشمنیهایی از راههای مختلف، به شیوههای مختلف و از جمله به شیوه استفادههای هنری و بیش از همه، هنر نمایش.» لذا در این نبرد نابرابر، تجهیز فکری شرط اول است: «با توجه به خاستگاه غربی هنر سینما، برنامهریزی و تشکیل اتاق فکر برای حرکت جوانان و استعدادهای جدید در عرصه هنر اسلامی و سینمای دینی، همچنین ورود افراد متدیّن و انقلابی و صاحب تخصص و تجربه به این عرصه ضروری است.» از دیدگاه ایشان «موضوعات مربوط به تاریخ انقلاب اسلامی، دفاع مقدس، فلسطین و بیداری اسلامی را از جمله موضوعات مهم و پُرمایه برای استفاده در فیلمسازی است».
تصور اینکه هنر دفاع مقدس مخاطب ندارد، خطا است
در منظومه فکری این رهبر شهید، حماسه 8 سال دفاع مقدس، اقیانوسی بیکران برای خلق آثار هنری است. ایشان با قاطعیت میفرمایند: «کار هنری در زمینه دفاع مقدس یکی از برترین کارهای هنری است.» هنرمندانی که این دوران را روایت میکنند، جایگاهی رفیع دارند: «شما که دفاع مقدس را روایت میکنید، بخصوص آنهایی که روایت هنری میکنند، در واقع آئینهای هستید در مقابل یک مظهر جمال و جلال، که او را منعکس میکنید».
ایشان ادعای واهی بیمخاطب بودن این ژانر را مردود دانسته و با تحلیلی دقیق میفرمایند: «اینکه تصور بشود که هنر دفاع مقدس در جامعه ما مخاطب ندارد، طالب ندارد… خطای بزرگی است، از اشتباهات فاحش است… تحقیقاً پرمشتریترین آثار هنری بعد از انقلاب در زمینههای مختلف، آن آثار هنری است که مربوط به دفاع مقدس بود؛ چه در زمینه فیلم و سینما، چه در زمینه کتاب، خاطره، داستان». تجربه میدانی و آمارهای فروش ثابت کرده که پرفروشترین آثار در این حوزه بودهاند و اگر اثری با اقبال مواجه نمیشود «اشکال در مضمون و محتوا نیست، اشکال در ساخت است، در قالب است، در کیفیت است، در مایههای کم هنری است که به خرج داده میشود». لذا توصیه اکید ایشان این است که «در این زمینه هرچه بتوان کار کرد، هرچه بتوان سرمایهگذاری مالی و مدیریتی و وقتی و اینها کرد، جا دارد».
در نهایت، غایت این هنر متعهد، انتقال روح حماسه به نسلهای آینده است. ایشان خطاب به هنرمندان این عرصه میفرمایند: «همان تأثیراتی را که دفع مقدس میتوانست در یک نسل، در یک جامعه باقی بگذارد، شما با این نوشته خودتان، با این فیلم خودتان، با این کار هنری خودتان که بازآفرینی آن حادثه است، در مخاطب خودتان ایجاد میکنید». راهی که ایشان با بصیرت تمام گشودند، اکنون نقشه راهی است روشن برای استمرار حیات هنری جامعهای که احساس هویت و وجود میکند و مصمم است پیام رهاییبخش خود را با رساترین زبان به گوش جهانیان برساند.
انتهای پیام