کد خبر: 4350047
تاریخ انتشار : ۱۳ ارديبهشت ۱۴۰۵ - ۰۸:۵۴
یادداشت

محور مقاومت چگونه قصد دارد هژمونی دلار را از قلب تنگه هرمز بشکند

به قلم عدنان عبدالله الجنید، نویسنده و تحلیلگر سیاسی یمنی

محور مقاومت چگونه قصد دارد هژمونی دلار را از قلب تنگه هرمز بشکند؟

اول: از اخبار تا تحول ساختاری در ژئوپلیتیک

در یک تحول بسیار مهم، تلویزیون ایران به نقل از نایب رئیس مجلس اعلام کرد که واریز هزینه‌های ترانزیت از تنگه هرمز به حساب بانک مرکزی ایران آغاز شده است؛ اقدامی که نمی‌توان آن را به عنوان یک رویه مالی فنی تفسیر کرد، بلکه می‌توان آن را تغییر در فلسفه مدیریت یکی از مهم‌ترین گذرگاه‌های دریایی جهان دانست.

ما با لحظه‌ای از گذار از مفهوم یک کریدور بین‌المللی بی‌طرف به مفهوم کریدوری با حاکمیت اقتصادی مواجه هستیم، جایی که جغرافیا به ابزاری برای درآمد و کنترل به یک معادله مالی با تأثیر استراتژیک مستقیم تبدیل می‌شود.

دوم: هرمز... شریان انرژی جهانی تحت قیمت‌گذاری مجدد

تقریباً

۲۱ میلیون بشکه نفت در روز

این رقم تقریباً 20 درصد از تجارت جهانی نفت از طریق دریا را تشکیل می‌دهد.

علاوه بر مقادیر عظیمی از گاز طبیعی مایع (LNG)

این ارقام صرفاً نشان‌دهنده‌ فعالیت تجاری نیستند، بلکه هرگونه هزینه‌ ترانزیت، حتی اگر از نظر تئوری ناچیز باشد، به موارد زیر تبدیل می‌شود:

منطقه‌ای با وسعت جغرافیایی بسیار بزرگ، با تأثیری عظیم معادل بودجه کل کشورها.

بنابراین، این تنگه نه تنها به یک نقطه ترانزیتی تبدیل می‌شود، بلکه به منبع بالقوه‌ای برای تأمین مالی حاکمیتی در چارچوب آنچه می‌توان آن را اقتصاد مقاومتی نوظهور نامید، تبدیل می‌شود.

این اقدام همچنین امنیت انرژی جهانی را به احترام به حاکمیت ایران منوط می‌کند، نه صرفاً مسئله‌ای مربوط به عرضه و تقاضا یا جریان تجارت بی‌طرف.

سوم: نزاع بر سر تعریف حاکمیت

مسئله هرمز دیگر موضوع حقوق بین‌الملل یا تفسیر آن نیست، بلکه مبارزه‌ای است بر سر اینکه چه کسی حق مدیریت جغرافیای حیاتی جهان را دارد.

هر کس که هزینه‌ها را وضع می‌کند، معادله را تعیین می‌کند.

چهارم: مقابله با تحریم‌ها؛ اقتصاد به عنوان ابزاری برای شکستن محاصره

در چارچوب جنگ اقتصادی تحمیل شده بر ایران، این گام ـ اگر واقعاً اجرا شود ـ نشان‌دهنده یک تغییر کیفی در ابزارهای رویارویی است، از طریق:

ایجاد یک منبع مالی داخلی خارج از سیستم 

کاهش وابستگی به کانال‌های مالی غربی

تبدیل خطوط دریایی به یک منبع مستقل تأمین مالی

بنابراین، کارمزدهای بالقوه فقط به عنوان درآمد تلقی نمی‌شوند، بلکه به عنوان سازوکاری برای دور زدن تحریم‌ها و بازیافت قدرت اقتصادی در درون نظام منطقه‌ای در نظر گرفته می‌شوند.

پنجم: بُعد استراتژیک؛ وحدت عرصه‌ها از نظامی گرفته تا مالی

این گام در محدوده اقتصاد ایران متوقف نمی‌شود، بلکه فراتر از آن می‌رود و به مهندسی گسترده‌تر ساختار منازعه منطقه‌ای می‌پردازد، جایی که وحدت جدیدی از عرصه‌ها شکل می‌گیرد:

۱- یکپارچگی عرصه‌های مالی

همانطور که یک جبهه نظامی متحد در محور مقاومت وجود دارد، مدیریت مالی هرمز به این معنی خواهد بود:

افزایش ظرفیت مرکز منطقه‌ای برای خودکفایی مالی

حمایت از تداوم نیروهای مقاومت بدون تسلیم مستقیم در برابر فشارهای مالی خارجی

تثبیت این اصل که تأمین امنیت قدس نیازمند اقتصادی شکست‌ناپذیر است

۲- حمایت اقتصادی از مقاومت

هرگونه مازاد مالی ناشی از کنترل آبراه‌های استراتژیک می‌تواند به موارد زیر تبدیل شود:

حمایت لجستیکی و سیاسی از مقاومت در فلسطین، لبنان و یمن

کاهش تأثیر تحریم‌های مالی بین‌المللی

۳- مسدود کردن شریان‌های حامی اشغالگری

از آنجا که جریان انرژی از طریق تنگه هرمز به بازارهای جهانی منتقل می‌شود، کنترل آن به محور مقاومت قدرت غیرمستقیم می‌دهد تا منجر به موارد ذیل شود:

تأثیر بر اقتصاد کشورهای حامی رژیم صهیونیستی

وارد کردن عامل فشار انرژی در معادله تضاد

ششم: تقویت دوگانگی تنگه‌ها: هرمز و باب المندب

در تصویر استراتژیک وسیع‌تر، هرمز را نمی‌توان جدا از باب‌المندب درک کرد.

همانطور که امروز یمن از طریق باب المندب فشار نظامی مستقیم اعمال می‌کند و معادلات ناوبری مربوط به کشتی‌های صهیونیستی و متحدانش را تغییر شکل می‌دهد، ایران نیز از طریق حاکمیت مالی در هرمز، مسیری موازی را باز می‌کند.

و در اینجا، برای اولین بار در تاریخ معاصر، نتایج زیر شکل می‌گیرد:

یک حرکت گازانبری استراتژیک دوگانه در مهم‌ترین شریان‌های کشتیرانی جهان

باب المندب به عنوان فشار نظامی/میدانی

تنگه هرمز به عنوان حاکمیت مالی/اقتصادی

این ادغام نه تنها نشان‌دهنده هماهنگی سیاسی است، بلکه مهندسی ژئوپلیتیکی محوری را نشان می‌دهد که توانایی کنترل جغرافیای دریایی جهانی را از انتهای جنوبی و شرقی خود در خاورمیانه دارد.

هفتم: قدس به عنوان قطب‌نمایی برای حاکمیت ژئوپلیتیک

در یک نگاه استراتژیک گسترده‌تر، این تغییرات را نمی‌توان از قطب‌نمای اصلی درگیری منطقه‌ای جدا کرد:

قدس فقط یک مسئله نمادین نیست، بلکه معیاری راهنما برای حاکمیت و جایگاه است.

بنابراین، بازتعریف حاکمیت در تنگه هرمز به معنای اعلامیه‌ای در رد نظام سلطه‌ای است که موجودیت رژیم صهیونیستی را به وجود آورده و این نکته را اثبات می‌کند که کریدورهای استراتژیک در جهان اسلام دیگر خارج از حوزه تصمیم‌گیری‌های ملی و حاکمیتی نیستند.

بنابراین، هرمز - به صورت نمادین - به امتداد جغرافیایی معادله درگیری بر سر قدس تبدیل می‌شود.

هشتم: مزایای آینده؛ پیش‌بینی یک سیستم اقتصادی جدید

حوزه: استقلال مالی

مزیت مورد انتظار: ایجاد یک منبع پایدار درآمد مستقل خارج از سیستم دلار و هژمونی غرب، و کاهش وابستگی به سیستم مالی سنتی جهانی.

منطقه: قدرت مذاکره

سود مورد انتظار: تبدیل تنگه هرمز به یک اهرم چانه‌زنی استراتژیک در هرگونه مذاکرات منطقه‌ای یا بین‌المللی، به ایران قدرت بیشتری برای تحمیل شرایط خود در مسائل هسته‌ای، سیاسی و امنیتی می‌دهد.

حوزه: تغییر قوانین تعامل

مزیت مورد انتظار: تغییر از واکنش نظامی سنتی به استفاده از تحریم‌های اقتصادی به عنوان یک عامل بازدارنده موازی، از طریق کنترل هزینه‌های ترانزیت یا تنظیم ترافیک انرژی جهانی.

حوزه: تغییر شکل نظام بین‌الملل

مزیت مورد انتظار: تقویت اتحاد با قدرت‌های نوظهور مانند چین و روسیه با تضمین ثبات کریدورهای انرژی، که در نتیجه به تضعیف مرکزیت سیستم مالی غرب و توزیع مجدد توازن نفوذ جهانی کمک می‌کند.

نهم: نتیجه‌گیری استراتژیک

آنچه در تنگه هرمز اتفاق می‌افتد - صرف نظر از جزئیات اجرای آن - نشان‌دهنده مرحله جدیدی در درگیری جهانی است:

گذار از کنترل نظامی بر جغرافیا

قیمت‌گذاری جغرافیا و تبدیل آن به ابزاری برای حاکمیت مالی.

این تغییر اگر ادامه یابد، نقشه قدرت جهان را از نو ترسیم خواهد کرد، و خطوط دریایی به موارد زیر تبدیل می‌شوند:

آنها فقط مسیرهای ترانزیتی نیستند، بلکه مراکز تولید، حاکمیت، امور مالی و نفوذ هستند.

تبدیل تنگه هرمز به یک کارت حاکمیت مالی، اعلام پایان دوران گذرگاه‌های باز و آغاز دوران جدیدی است که در آن جغرافیا با تصمیمی مستقل و بدون سلطه مدیریت می‌شود.

این قدرت مالی و سیاسی، در صورت تثبیت، به اهرمی استراتژیک تبدیل خواهد شد که شریان مقاومت را تغذیه می‌کند، به طوری که راه رسیدن به قدس نه تنها با سلاح، بلکه با اقتصادی که توانایی تحمیل شرایط خود را در صحنه بین‌المللی دارد، ایمن خواهد شد.

انتهای پیام
captcha