گروه اقتصاد: حجتالاسلام ميرمعزی با بيان تعبير دست نامرئی اقتصاد از اخلاق اقتصادی، اظهار كرد: اگر اخلاقی متناسب با اهداف نظام اقتصادی باشد كه خوب كار میكند واگر خوب كار نكند، يعنی مردم دارند به اختيار خودشان به سمت ديگری میروند و دولت بايد مردم را به سمت اهداف برگرداند و روابط اقتصادی را تنظيم كند.
به گزارش خبرگزاری بينالمللی قرآن (ايكنا)، چهاردهمين جلسه كرسی نظريهپردازی نظام اقتصادی از ديدگاه قرآن با موضوع «نقش اخلاق در نظام اقتصادی از ديدگاه اسلام» با حضور حجتالاسلام والمسلمين سيدحسين ميرمعزی، عضو شورای عالی الگوی اسلامی ـ ايرانی پيشرفت و عضو هيئت علمی پژوهشگاه فرهنگ و انديشه اسلامی در سازمان فعاليتهای قرآنی دانشگاهيان كشور برگزار شد.
وی با تأكيد بر اهميت اخلاق در اداره نظام، خاطرنشان كرد: در محور رابطه انسان با خدا، انسان بايد مجموعه صفاتی را داشته باشد كه اولين صفت اين است كه انسان بايد متوكل الی الله باشد و در كارهايش از جمله در كارهای اقتصادی، بر خدا توكل كند. گفتيم كه توكل برخدا به چه معناست و چه آثاری دارد و در عرصه اقتصاد چه فايدهای دارد. عرض كرديم كسی كه متوكل الیالله است، ظرفيت ريسكپذيری و شجاعت او در ميدانهای اقتصادی بالا میرود. علاوه بر اينكه در عالم تكوين و واقع خداوند به او كمك میكند.
بخش پيشين اين گفتوگو را در اينجا بخوانيد!
| سيدحسين ميرمعزی: |
| هر نعمتی كه به انسان رسيد، انسان بايد در قلب خود اين معنا را داشته باشد كه آن نعمت از جانب خدا بوده است؛ اين خودش شكر قلبی است، هرچند كه اين كار بسيار سخت است و در مرحله سخن راحت است |
ميرمعزی ادامه داد: دومين صفت شكر است؛ انسان بايد شكرگزار باشد و اين صفت بايد در انسان به صورت ملكه در بيايد. اينكه بعضی انسانها را به صفت گربهصفتی وصف میكنند، به اين جهت است كه هرچه به او احسان میكنيد، چنگ میاندازد، اما احسان و شكر در مقابل چنين وضعيتی است و است هميشه وقتی نعمتی به فرد میرسد، شكر آن را به جا میآورد.
عضو هيئت علمی پژوهشگاه فرهنگ و انديشه اسلامی با بيان اينكه شكر سه جنبه دارد، افزود: شكر يعنی سپاس از نعمتهايی كه يك نعمتدهنده، چه خدا و چه انسان میدهد. شكر سه مرتبه دارد؛ مرتبه اول شكر قلبی است؛ يعنی اينكه انسان بداند آن نعمت را چه كسی به او داده است. فرض كنيد كه كارمندی را تشويق میكنند و حقوق او را افزايش میدهند. در چنين حالتی او فكر میكند كه رييس او حقوقش را بالا برده و از او تشكر میكند.
وی ادامه داد: اين قبيل موارد، اسباب فعل هستند و تشكر از آنها اشكال ندارد، اما نبايد فكر كنيد كه اين شخص سببی مستقل، بلكه بايد بدانيد كه اگر خدا نمیخواست، او نمیتوانست كاری بكند. اين نعمت از خداست و بايد شكر خدا را به جا بياريم. هر نعمتی كه به انسان رسيد، انسان بايد در قلب خود اين معنا را داشته باشد كه آن نعمت از جانب خدا بوده است؛ اين خودش شكر قلبی است، هرچند كه اين كار بسيار سخت است و در مرحله سخن راحت است.
وی با تأكيد بر اينكه نهادينه كردن شكر قلبی كار دشوار است كه انسانهای بزرگ واجد آن هستند، گفت: ما بايد از ائمه معصومين(ع) ياد بگيريم و تا جايی كه میتوانيم اين صفت را در خودمان ايجاد كنيم. مرحله بعد از شكر قلبی، شكر زبانی است؛ اينكه انسان زبان را تكان بدهد و در راستای شكر خدا لفظ «الحمدلله» را بگويد. البته اينكه میگويد «الحمدلله»، گاهی اوقات هست انسان در خواب الحمدلله میگويد كه ارادهای پشت آن نيست.
عضو شورای عالی الگوی اسلامی ـ ايرانی پيشرفت ادامه داد: كسی كه سهوا بگويد «الحمدلله» و لقلقه زبان باشد، شكر به حساب نمیآيد و بايد با توجه بگويد «الحمدلله؛ خدايا شكرت»، اين میشود شكر زبانی. شكر عملی هم اين است كه انسان نعمت را در راه معصيت به كار نبرد. اين شكر عملی از همه شكرها بالاتر و مهمتر است. وقتی خداوند سلامتی میدهد، اين سلامتی را در را عصيان به كار نبريم.
| سيدحسين ميرمعزی: |
| كسی كه متوكل الیالله است، ظرفيت ريسكپذيری و شجاعت او در ميدانهای اقتصادی بالا میرود؛ علاوه بر اينكه در عالم تكوين و واقع خداوند به او كمك میكند |
وی با اشاره به مفهوم شكر عملی، خاطرنشان كرد: خداوند به انسان مال و دارايی میدهد. آن را در راه اطاعت خدا به كار ببريم نه در راه عصيان؛ اين میشود شكر عملی. به همين جهت، امام علی(ع) فرمود شكرگزاری مومن در عمل او ظاهر میشود. كسی كه شكرگزار شد، انسان شكرگزار شكرش عملی است منافق فقط در زبانش ظاهر میشود؛ مومن زبان و عملش يكی است.
عضو هيئت علمی پژوهشگاه فرهنگ و انديشه اسلامی با بيان اينكه در اقتصاد دو دست تدبير وجود دارد، گفت: يكی دست مرئی است و ديگری دست نامرئی. دست مرئی شامل دولت است كه به طور آشكار نظام اقتصادی را تبيين میكند و به عنوان مثال لايحه بودجه را تدوين میكند. دست تدبير نامرئی نيز شامل بخشی از رفتارهای اقتصادی است كه مردم به اراده و اختيار خودشان كار میكنند.
وی ادامه داد: اين دست نامرئی را در حقيقت اخلاق اقتصادی ايجاد میكند كه ممكن است مثل دولت خوب كار بكند يا بد كار بكند؛ اگر اخلاقی متناسب با اهداف نظام اقتصادی باشد كه خوب كار میكند واگر خوب كار نكند، يعنی مردم دارند به اختيار خودشان به سمت ديگری میروند و دولت بايد مردم را به سمت اهداف برگرداند.
ادامه دارد...