گروه سياسی: مقام معظم رهبری در يكی از بيانات مهمشان در پاييز 91 با اشاره به مضر بودن كشاندن اختلافات مسئولين در ميان مردم فرمودند: «اختلافات را نبايد به مردم كشاند؛ احساسات مردم را نبايد در جهت ايجاد اختلاف تحريك كرد، از امروز تا روز انتخابات، هر كسى احساسات مردم را در جهت ايجاد اختلاف به كار بگيرد، قطعاً به كشور خيانت كرده».
به گزارش خبرگزاری بينالمللی قرآن(ايكنا) پايگاه اطلاعرسانی دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آيتالله العظمی خامنهای مروری بر بيانات رهبر معظم انقلاب در سال 1391 داشته است كه در قسمت سوم بيانات ايشان در فصل پاييز ارائه میشود:
خب، اصلىترين محور پيشرفت كشور، همين است. امام بزرگوار ما در يك حادثهى مهم جنگى - كه خيلى از شماها آن وقت شايد متولد هم نشده بوديد - در قضيهى يكى از عمليات كه پيروزىاى به دست رزمندگان آمده بود، يك پيامى دادند. در آن پيام اين نكته وجود داشت كه فتحالفتوح انقلاب اسلامى، تربيت اين جوانهاست. همه توقع داشتند كه امام بگويد اين پيروزىاى كه شما به دست آورديد، فتحالفتوح است؛ از آن پيروزى ستايش كند؛ امام نه، از رزمندگان تشكر كردند. اما گفتند فتحالفتوح انقلاب ما تربيت اين جوانهاست؛ كه در آن شرائط دشوارى كه همهى دنيا در مقابل ما با چهرهى دژم و سلاحِ آمادهى شليك ايستاده بودند، اينها توانستند يك چنين پيروزى بزرگى را به دست آورند؛ عمليات طريقالقدس بود. من همين را تكرار میكنم: فتحالفتوح انقلاب اسلامى اينهاست. پيشرفت واقعى اين است كه جوانهاى ما، نخبگان ما نسبت به آينده احساس مسئوليت كنند؛ براى خودشان ديدگاه تعريف كنند؛ براى كشور آيندهاى را تصوير كنند و مجسم كنند و احساس كنند و اين احساس را اظهار كنند؛ كه آمادهاند براى رسيدن به اين آينده، تلاش كنند. اين چيزى است كه امروز وجود دارد؛ اين را بايد تقويت كرد، اين را بايد پيش برد. اين احساس و روحيهى نشاط را بايد روزبهروز در جامعهى ما تشديد كرد
بيانات در ديدار شركتكنندگان در ششمين همايش ملی نخبگان جوان
۱۳۹۱/۰۷/۱۲
يكى از مهمترين موجودىهاى باارزش ما، همين نسل جوانِ تحصيلكرده است. نسل جوان تحصيلكرده، هم شجاعت دارد، هم اميد دارد، هم نشاط و تحرك دارد. من همين جا در داخل پرانتز عرض بكنم؛ يكى از خطاهائى كه خود ما كرديم - بنده خودم هم در اين خطا سهيمم - اين مسئلهى تحديد نسل از اواسط دههى 70 به اين طرف بايد متوقف میشد. البته اوّلى كه سياست تحديد نسل اتخاذ شد، خوب بود، لازم بود، ليكن از اواسط دههى 70 بايد متوقف میشد. اين را متوقف نكرديم؛ اين اشتباه بود. عرض كردم؛ مسئولين كشور در اين اشتباه سهيمند، خود بنده حقير هم در اين اشتباه سهيمم. اين را خداى متعال و تاريخ بايد بر ما ببخشد. نسل جوان را بايد حفظ كرد. با اين روند كنونى اگر ما پيش برويم - من چندى پيش هم در ماه رمضان در سخنرانى گفتم - كشور پير خواهد شد. خانوادهها، جوانها بايد توليد مثل را زياد كنند؛ نسل را افزايش دهند. اين محدود كردن فرزندان در خانهها، به اين شكلى كه امروز هست، خطاست. اين نسل جوانى كه امروز ما داريم، اگر در ده سال آينده، بيست سال آينده و در دورهها و مرحلههاى آيندهى اين كشور بتوانيم آن را حفظ كنيم، همهى مشكلات كشور را اينها حل میكنند؛ با آن آمادگى، با آن نشاط، با آن شوقى كه در نسل جوان هست، و با استعدادى كه در ايرانى وجود دارد. پس ما مشكل اساسى براى پيشرفت نداريم.
بيانات در اجتماع مردم بجنورد
۱۳۹۱/۰۷/۱۹
اين كه يك آقائى در يك گوشهاى عبايش را بكشد به كول خودش، بگويد من به كارهاى كشور كار ندارم، من به نظام كار ندارم، افتخار نيست؛ اين ننگ است. روحانى بايد از وجود يك چنين نظامى كه پرچمش اسلام است، قانونش فقه اسلامى است، با همهى وجود استقبال كند. مراجع تقليد كنونى، مكرر متعددىشان به بنده گفتند كه ما تضعيف اين نظام را به هر كيفيتى حرام قطعى ميدانيم. خيلىشان از روى لطف به من پيغام میدهند يا میگويند كه ما تو را مرتباً دعا میكنيم. اين نشان دهندهى قدرشناسى از نظام اسلامى است. حالا يك معممى يك گوشهاى بيايد خودش را از نظام كنار بگيرد؛ بهانه هم اين است كه ما فلان انتقاد را داريم. خيلى خوب، صد تا انتقاد داشته باش؛ دويست تايش به خود ما عمامهاىها وارد است. مگر به ما انتقاد وارد نيست؟ وجود انتقاد و عيب در يك مجموعه مگر موجب میشود كه انسان اين همه محسّنات و نقاط قوت را در آن مجموعه نبيند و ملاحظه نكند؟ در روحانيت هم همين جور است؛ عيوب الى ماشاءاللّه. بنده آخوندم، طلبه هستم، از قبل از بلوغ طلبه بودم تا الان؛ بيائيد براى شما همين جا يك فهرست از بر بنويسم. صد تا اشكال در ما هست؛ اما اين صد تا اشكال موجب میشود ما از روحانيت اعراض كنيم؟ ابداً. در مقابل اين صد تا اشكال، هزار تا حُسن وجود دارد. در كسر و انكسار مصالح و مفاسد است كه انسان میتواند خط مستقيم را پيدا كند.
بيانات در ديدار علما و روحانيون خراسان شمالى
۱۳۹۱/۰۷/۱۹
به يك نكتهاى هم اشاره كنم. يك سرود زيبائى را با آهنگِ خوب اجرا كردند و مطالب مفيدى هم در آن سرود بود، كه بيان كردند. من اين نكته را نه فقط براى اين جلسه عرض میكنم، بلكه مايلم اينجور مطالب در سطح كشور و سطح جامعه گسترش پيدا كند. خب، اظهار محبت بين مسئولين و بين مردم، بخصوص نخبگان، چيز خوبى است. اينكه حالا جمعى از نخبگان، فرهنگى، استاد، معلم، نسبت به يك خدمتگزارى كه يك مسئوليتى دارد، ابراز محبت كنند، خيلى چيز مطلوبى است و در كشور ما خوشبختانه اين هست، اما در بسيارى از نقاط دنيا اين نيست؛ و اين از بركات اسلام است، از بركات تدين است؛ و طرفينى هم هست. گفت: «راز كم گو من به تو عاشقترم». بين مسئولين و بين مردم يا نخبگان، محبتِ يكطرفه وجود ندارد؛ اصلاً امكان ندارد محبت يكطرفه. اگر يك كشش طرفينى و جاذبهى طرفينى نباشد، زود محبتها يكطرفه در هم پيچيده میشود و از بين میرود؛ بنابراين محبتها طرفينى است. منتها نكتهاى كه من ميخواهم عرض كنم، اين است كه اين اظهار محبت منتهى نشود به گفتن سخنانى و بيان تعبيراتى كه مبالغهآميز بودن آنها براى همه آشكار است. البته شعر جاى اغراق و مبالغه است؛ اما اينكه از افراد كوچك و ناقصى از قبيل اين حقير، با تعبيراتى اسم بياوريم كه مخصوص بزرگان عالم آفرينش است، مربوط به معصومين است، مربوط به انبياء و اولياء است، چيز خوبى نيست. ما اين فرهنگ را نبايد در جامعه گسترش دهيم. حذف اينگونه تعبيرات، هيچ منافاتى با محبت طرفينى هم ندارد.
بيانات در ديدار معلمان و اساتيد دانشگاههای خراسان شمالى
۱۳۹۱/۰۷/۲۰
من يك نكتهى ديگر را هم اضافه كنم بر آنچه كه عزيزان ما در اينجا بيان كردند. گفتند: «آن كسانى كه در دوران جهاد مقدس و دفاع مقدس، در جبهههاى جنوب و غرب رفتند وارد ميدانها شدند و جان خود را كف دست گرفتند، به سه دسته تقسيم ميشوند: بعضىها از گذشتهشان پشيمان ميشوند، بعضىها بىتفاوت ميمانند، بعضىها پايبند ميمانند. آنهائى كه پايبند ميمانند، بايد از غصه دق كنند». اين جملهى اخير را من قبول ندارم. آنهائى كه پايبند ميمانند، شاهد به ثمرنشستن اين نهال و تناورشدن اين درخت خواهند بود. اينجور نيست كه با روى گرداندن كسانى، اين حركت عظيم، اين بناى معْظم و شامخ تكان بخورد. با برگشتن يك عدهاى از اين قافلهى عظيم، هرگز اين قافله از راه باز نمیماند؛ «من يرتدّ منكم عن دينه فسوف يأتى الله بقوم يحبّهم و يحبّونه»؛(1) اين را خداى متعال در قرآن فرموده است به مسلمانان صدر اسلام، به آن كسانى كه در ركاب پيغمبر جهاد كردند و جنگيدند و جان خودشان را فدا كردند؛ قرآن در واقع همين حقيقت را براى آنها بيان میكند.
دلها را بايد نگه داشت. بعضى از دلها میلرزند، میلغزند، نمیتوانند خودشان را بر آن لبهى مرتفع نگه دارند و حركت را ادامه دهند؛ لذا سقوط میكنند. قرآن از اينها تعبير كرده است به: «من يرتدّ منكم عن دينه». ارتداد، به طور مطلق همه جا به معناى برگشتن از دين نيست؛ پشت كردن به دين نيست؛ معنايش اين است كه از آن راهى كه در گذشته میرفت، برمیگردد. بله، يك عدهاى در انقلاب ما هم بودهاند، در صدر اسلام هم بودند؛ راهى را كه در كنار پيغمبر حركت میكردند، ادامه ندادند؛ اما آيا راه متوقف ماند؟ آيا راه متوقف ميمانَد؟ آيا قافله در جاى خود مىايستد؟ قافله حركت میكند: «فسوف يأتى الله بقوم يحبّهم و يحبّونه»؛ رويشهائى به وجود خواهد آمد. يكى از اين رويشها، خود شما جوانها هستيد. شما كه دوران جنگ را نديديد، شما كه امام را نديديد، شما كه در عرصههاى جنگ نبوديد؛ اما امروز سرتاسر كشور اسلامى و انقلابى ما از روحيه ايستادگى و ثبات و افتخار و احساس عزت، لبريز است.
بيانات در ديدار خانوادههاى شهدا و ايثارگران استان خراسان شمالى
۱۳۹۱/۰۷/۲۲
كسانى كه اهل تأمل و تدبرند، حدس بزنند كه چرا در شعارهاى كسانى كه حرف و نفس و حركت خودشان را از راديوى اسرائيل میگيرند، در درجهى اول، شعار بر ضد بسيج است؟ آيا خودشان ميفهمند كه چرا شعار بر ضد بسيج میدهند، يا نمیفهمند؟ اين را من نمیتوانم قضاوت كنم. اما اين، حقيقت كار است. اين كليد طلائىِ حل بسيارى از مشكلات آينده، مورد بغض و عداوت آن كسانى است كه نمیخواهند آينده، آيندهى خوبى و سرافرازى و موفقيتآميزى براى نظام جمهورى اسلامى باشد؛ لذا میخواهند اين كليد طلائى را بشكنند؛ لااقل در چشم من و شما آن را كوچك كنند. البته نخواهند توانست و معلوم است. خب، اين دربارهى خصوصيات بسيج. در اين زمينه خيلى حرف هست. عرض كردم؛ هرچه مداقّه كنيم، نكتهيابى كنيم، در اين نكات تأمل كنيم و آنها را گسترش دهيم تا فكر و فرهنگ جامعه شود، زيادى نيست. مداقه در مورد بسيج - اين پديدهى عجيبى كه خداى متعال به نظام جمهورى اسلامى هديه كرده است - مسئلهى مهمى است.
بيانات در ديدار بسيجيان استان خراسان شمالى
۱۳۹۱/۰۷/۲۴
اختلافات مضر است. هم اختلافات بين مسئولين مضر است؛ هم بدتر از آن، كشاندن اختلاف ميان مردم مضر است. اين را من به مسئولين، به رؤساى محترم هشدار ميدهم. من از رؤساى قوا حمايت كردم، باز هم حمايت ميكنم - مسئولند، بايد كمكشان كرد - اما به آنها هشدار ميدهم، مراقب باشند. نه اينكه اين نامهنگارىها خيلى مهم باشد؛ نه، صد تا نامه بنويسند؛ كار خودشان را بكنند، اختلافات را به ميان مردم نكشانند، چيزهاى جزئى را مايهى جنجال و هياهو و استفادهى تبليغاتى دشمن و خوراك تبليغاتى راديوهاى بيگانه و تلويزيونهاى بيگانه نكنند، صد تا نامه بنويسند؛ نامه اهميتى ندارد. مهم اين است كه همهى ما بدانيم مسئوليتى داريم، همهى ما بدانيم موقعيت حساسى داريم.
امروز دشمن به خاطر حوادث شمال آفريقا، به خاطر پيشرفت علمى ايران - البته آنها ميگويند پيشرفت هستهاى، ليكن دروغ میگويند؛ عمده مشكل آنها پيشرفت علمى شماهاست - به خاطر تأثيرى كه ملت ايران بر روى ملتهاى ديگر گذاشته است، به خاطر اين بيدارى اسلامى كه پيدا شده، ناراحت و عصبانى است. دشمن احساس شكست میكند، احساس ناكامى میكند؛ لذا ناراحت است. البته ژستى كه دولتمردان و دولتزنان آمريكا میگيرند، ژست پيروز است؛ كه بله، ما چنين و چنان كرديم؛ ليكن خودشان هم میدانند، ديگران هم میدانند، محافل سياسى و محافل مطبوعاتى دنيا هم میدانند كه قضيه چه خبر است؛ میفهمند كه دولت آمريكا در اين درگيرى، در اين مبارزهى كلان، در اين حوادث، شكست خورده؛ خب، ناراحتند.
آنها هى دنبال اينند كه يك كارى پيدا كنند. يكى از كارهاى مهم آنها اين است كه با روشهاى موذيانه و موريانهوار، بين ما اختلاف بيندازند؛ اين جزو كارهاى رائج اينهاست، اين كار را از قديم انجام میدادند. البته متبحر و كارشناس كامل اين كار، انگليسىهاى خبيثند؛ آنها در زمينه ايجاد اختلاف، از همه كارشناسترند؛ آمريكائىها پيش آنها شاگردى میكنند، از آنها ياد میگيرند! ايجاد اختلاف از راههاى نفوذ، مثل موشهاى دزد، مثل موريانه، وارد شدن و نفوذ كردن؛ اينها جزو كارهاى متعارف آنهاست. ما بايد حواسمان جمع باشد. بايد اختلافات به حداقل برسد.
البته اختلاف نظر، فراوان است؛ هيچ اشكالى هم ندارد - دو نفر مسئولند، رفيقند، اختلاف نظر هم دارند؛ هميشه هم بوده است - اما اختلاف نظر نبايد به اختلاف در عمل و اختلاف در برخوردهاى گوناگون، به اختلاف علنى، به گريبانگيرى، به مچگيرى در مقابل چشم مردم منتهى شود؛ چون آن اختلافات آنقدر اهميت ندارد. يك وقت يك چيزهاى مهمى است، خب مردم بايد مطلع شوند؛ اما اين اختلافاتى كه انسان مىبيند بين اين حضرات هست، چيزهائى نيست كه اينقدر اهميت داشته باشد كه حالا با ادعاهاى گوناگون، ما اينها را بزرگ كنيم، جلوى چشم مردم نگه داريم، به اينها اهميت بدهيم؛ كه اهميتى هم ندارد. اختلافات را نبايد علنى كرد؛ اختلافات را نبايد به مردم كشاند؛ احساسات مردم را نبايد در جهت ايجاد اختلاف تحريك كرد. از امروز تا روز انتخابات، هر كسى احساسات مردم را در جهت ايجاد اختلاف به كار بگيرد، قطعاً به كشور خيانت كرده.
بيانات در ديدار دانشآموزان و دانشجويان
۱۳۹۱/۰۸/۱۰
خيلى از اين صاحبان فكر در غرب، يك منظومهى فكرى در خصوص آزادى دارند. همين نقدهائى كه بر ليبراليسم قديمى انجام گرفته و همچنين نقدهائى كه بعداً بر نسخههاى جديد ليبراليسم و ليبرالدموكراسى و آن چيزهائى كه بعد از ليبراليسمِ مثلاً قرن هفدهم يا شانزدهم است، وارد آوردند، هر كدام براى خودش يك منظومهى فكرى است؛ اوّلى دارد، آخرى دارد، پاسخ سؤالات فراوانى دارد. ما يك دانه از آنها را در كشورمان به وجود نياورديم؛ با اينكه منابع ما زياد است، ما فقر منبعى يعنى واقعاً میتوانيم يك مجموعهى فكرى مدون، يك منظومهى كامل فكرى در مورد آزادى - كه به همهى سؤالات ريز و درشت آزادى پاسخ دهد - تأمين كنيم. البته اين كار همت ميخواهد؛ كار آسانى نيست.
بيانات در چهارمين نشست انديشههاى راهبردى
۱۳۹۱/۰۸/۲۳
البته خداى متعال به مردم غزه اين توفيق را داده است كه در مقابل اين دشمن خشن و ددمنش استقامت كنند، ايستادگى كنند، و آنها پاسخ ايستادگى خودشان را هم گرفتند، و آن عزت مردم غزه بود؛ نشان دادند كه با ايستادگى، با مقاومت، با سختكوشى ميتوان با همهى حجم كوچك، بر يك حجم بزرگِ پيچيدهى مسلحِ تأييد شده و حمايت شدهى از طرف قدرتهاى بزرگ فائق آمد. امروز صهيونيستهاى حاكم بر فلسطين اشغالى براى آتشبس دستپاچهتر از مردم غزه و مسئولان غزه هستند. جنايت را آنها كردند، خباثت را آنها كردند، ددمنشى را آنها كردند، اما ضربهى بيشتر را هم آنها دارند ميخورند، به خاطر ايستادگى جمع كوچكِ مسلمان مردم غزه و جوانان غزه. و راه، جز اين نيست؛ اين يك پيام است به دنياى اسلام: دنياى اسلام اگر ميخواهد در مقابل حملات دشمنان و خباثتهاى دشمنان و توطئههاى دشمنان و نامردىها و ناجوانمردىهاى دشمنان آسيبناپذير بماند، بايد با قدرت از خود دفاع كند.(4) بايد در خود قدرت ايجاد كند؛ هم قدرت معنوى كه قدرت ايمانى و عزم اراده است و هم قدرت مادى. پيشرفت علمى، قدرت مادى است؛ تجربه و فناورى، قدرت مادى است؛ توانائى ساخت تجهيزات زندگى، اعم از سلاح و غير سلاح، قدرت مادى است. اينها را بايد دنياى اسلام و جوامع اسلامى براى خودشان فراهم كنند. آن وقت واحدى به كوچكى غزه سختى را تحمل ميكند، شهيدانى ميدهد، اما كارى ميكند با دشمن، كه همان طور كه گفتيم، دشمن امروز براى آتشبس در غزه دستپاچهتر است تا خود مسئولان غزه و مردم غزه. اين درس است براى دنياى اسلام و البته ما اين درس را از دوران دفاع مقدس آموختيم. بحمدالله مردم ما، جوانان ما، دانشمندان ما، تجربهگران ما در اين زمينه پيشرفت كردند. از لحاظ علمى پيشرفت كرديم، از لحاظ تجربى پيشرفت كرديم؛ اين حقيقت را فهميديم كه بايد روى پاى خودمان بايستيم. اين هم يكى از اين عوامل ايستادگى است.
بيانات در ديدار جمعى از بسيجيان و فعالان طرح «صالحين»
۱۳۹۱/۰۹/۰۱