کد خبر: 4369008
تاریخ انتشار : ۲۶ مرداد ۱۴۰۵ - ۰۸:۵۱
یک کارشناس مسائل غرب آسیا تشریح کرد

ترتیبات ایرانی در تنگه هرمز؛ از دیپلماسی همسایگی تا تضمین امنیت منطقه

کارشناس مسائل غرب آسیا با اشاره به مذاکرات ایران و عمان درباره مدیریت تنگه هرمز گفت: ایجاد یک چارچوب حقوقی و منطقه‌ای می‌تواند به تثبیت امنیت این آبراه کمک کند اما ضمانت واقعی اجرای آن، قدرت ملی کشورها و شکل‌گیری همکاری‌های امنیتی میان همسایگان است.

حسین آجرلو، کارشناس مسائل غرب آسیا

حسین آجرلو، مدیرگروه غرب آسیا و شمال آفریقای مؤسسه بین‌المللی ابرار معاصر و کارشناس مسائل غرب آسیا، در گفت‌وگو با ایکنا با اشاره به ضرورت بررسی «ترتیبات ایرانی در تنگه هرمز» اظهار کرد: ترتیبات امنیتی و سیاسی حاکم بر خلیج فارس در طول دهه‌های گذشته تحت تأثیر عوامل مختلفی شکل گرفته که بخشی از آن به دوره استعمار انگلیس در منطقه بازمی‌گردد.

وی افزود: پس از خروج انگلیس از منطقه در سال ۱۹۷۱، بسیاری از ترتیبات موجود در خلیج فارس همچنان متأثر از همان رویکردهای شکل‌گرفته در دوران استعمار و توافقات آن دوره باقی ماند؛ در حالی که شرایط منطقه و جایگاه کشورهای ساحلی در طول سال‌های اخیر تغییرات اساسی داشته است.


بیشتر بخوانید:


آجرلو ادامه داد: از سوی دیگر، بخشی از این موضوع نیز به کنوانسیون‌های حقوق بین‌الملل، به‌ویژه کنوانسیون ۱۹۸۲ حقوق دریاها، مربوط می‌شود که در آن حدود آب‌های سرزمینی کشورها مشخص شده و این قواعد به مرور به یک رویه پذیرفته‌شده بین‌المللی تبدیل شده است.

آب‌های سرزمینی در تنگه هرمز متعلق به کشورهای ساحلی آن است

این کارشناس مسائل غرب آسیا با بیان اینکه مسئله اصلی امروز، مالکیت آب‌های سرزمینی نیست، تصریح کرد: از منظر حقوق بین‌الملل، آب‌های سرزمینی در تنگه هرمز متعلق به کشورهای ساحلی، یعنی جمهوری اسلامی ایران و سلطنت عمان است و اصل عبور بی‌ضرر کشتی‌های تجاری نیز یک قاعده پذیرفته‌شده در نظام بین‌الملل محسوب می‌شود.

وی افزود: بحث اصلی درباره نوع «ترتیبات» حاکم بر این آبراه است؛ اینکه این ترتیبات چگونه باید تنظیم شود تا ضمن رعایت قواعد بین‌المللی، منافع کشورهای ساحلی و به‌ویژه امنیت ملی آنها نیز تأمین شود.

آجرلو با اشاره به میراث ترتیبات دوران استعمار اظهار کرد: در گذشته، این تصور وجود داشت که حتی کشورهایی که می‌توانند به‌عنوان عامل تهدید علیه کشورهای منطقه مطرح باشند، از امکان عبور و حضور در این مسیر برخوردار باشند و حتی با در اختیار داشتن پایگاه‌های نظامی در منطقه، از این وضعیت برای اعمال فشار استفاده کنند.

وی ادامه داد: این در حالی است که در بسیاری از نقاط جهان، کنترل سرزمینی بر مبنای حاکمیت کشور ساحلی تعریف می‌شود و طبیعی است که یک کشور باید نسبت به امنیت و منافع خود در حوزه‌های پیرامونی‌اش نقش تعیین‌کننده داشته باشد.

مدیرگروه غرب آسیا و شمال آفریقای مؤسسه بین‌المللی ابرار معاصر با اشاره به تحولات اخیر منطقه گفت: پس از حمله ایالات متحده آمریکا به جمهوری اسلامی ایران، این مسئله بیش از گذشته آشکار شد که یک بازیگر خارجی می‌تواند از ترتیبات موجود در منطقه برای شکل‌دهی شرایطی برخلاف منافع ملی ایران استفاده کند.

وی تأکید کرد: همین موضوع ضرورت بازنگری در ترتیبات موجود و توجه بیشتر به نقش کشورهای ساحلی، به‌ویژه جمهوری اسلامی ایران، در مدیریت امنیت و حاکمیت این آبراه راهبردی را برجسته کرده است.

ضرورت ترتیبات امنیتی تنگه هرمز با یک بازتعریف جدید

مدیرگروه غرب آسیا و شمال آفریقای مؤسسه بین‌المللی ابرار معاصر و کارشناس مسائل غرب آسیابا تأکید بر ضرورت بازتعریف ترتیبات حاکم بر تنگه هرمز اظهار کرد: جمهوری اسلامی ایران در کنار موضوع حاکمیت سرزمینی، به‌دنبال ایجاد ترتیبات و سازوکاری است که امنیت ملی کشور را تضمین کند و بر همین اساس معتقد است عبور و مرور در این آبراه باید تحت نظارت ایران انجام شود.

وی افزود: این نظارت، مبتنی بر حقوق بین‌الملل و در چارچوب حاکمیت ایران بر آب‌های سرزمینی خود است و موضوعاتی مانند دریافت هزینه‌های خدمات امنیتی یا عوارض احتمالی، در مقایسه با اصل نظارت و کنترل سرزمینی، موضوعی فرعی محسوب می‌شود.

آجرلو ادامه داد: هدف اصلی این است که هیچ ابزار تهدیدی، چه از سوی قدرت‌های فرامنطقه‌ای و چه از سوی برخی بازیگران منطقه‌ای، نتواند از این مسیر برای ضربه زدن به جمهوری اسلامی ایران استفاده کند و ترتیبات موجود به گونه‌ای تنظیم شود که امنیت ایران و منطقه به شکل پایدار تأمین شود.

این کارشناس مسائل غرب آسیا با اشاره به تحولات اخیر منطقه گفت: پس از جنگ تحمیلی اخیر و دفاع مردم، دولت و ملت ایران، ضرورت دارد ترتیبات امنیتی تنگه هرمز با یک بازتعریف جدید شکل بگیرد؛ به‌گونه‌ای که این ترتیبات نه بر مبنای منافع بازیگران خارجی، به‌ویژه ایالات متحده، بلکه بر پایه منافع کشورهای منطقه و امنیت جمعی آنها تنظیم شود.

وی تصریح کرد: ایجاد چنین چارچوبی می‌تواند در بلندمدت به تأمین امنیت ایران کمک کند، چراکه امنیت پایدار منطقه زمانی شکل می‌گیرد که کشورهای پیرامونی در تنظیم ترتیبات امنیتی نقش واقعی داشته باشند.

تنگه هرمز؛ یکی از عوامل بازدارندگی ایران

آجرلو در پاسخ به این پرسش که آیا اعمال کنترل بیشتر ایران بر تنگه هرمز می‌تواند به تنهایی امنیت کشور را تضمین کند، اظهار کرد: قطعاً نمی‌توان گفت که این موضوع تنها عامل تأمین امنیت ایران خواهد بود اما یکی از عوامل مهم در این زمینه محسوب می‌شود.

وی افزود: تجربه تحولات اخیر نشان داد برخلاف برخی ادعاها مبنی بر اینکه آمریکا می‌تواند صرفاً از ظرفیت‌های فراسرزمینی و ناوگان‌های مستقر در مناطق دوردست علیه ایران اقدام کند، بخش مهمی از تحرکات نظامی از پایگاه‌های مستقر در منطقه انجام شد.

مدیرگروه غرب آسیا و شمال آفریقای مؤسسه بین‌المللی ابرار معاصر ادامه داد: پایگاه‌هایی در برخی کشورهای منطقه، مسیرهای لجستیکی و امکانات پشتیبانی، در تحرکات نظامی علیه ایران نقش داشتند و بخشی از این روند نیز از مسیرهای پیرامون تنگه هرمز انجام شد.

وی تأکید کرد: بنابراین اعمال کنترل سرزمینی جمهوری اسلامی ایران بر مناطق متعلق به خود و همچنین ایجاد ترتیبات منطقه‌ای با کشورهای همسایه، به‌گونه‌ای که ضمن تأمین منافع آنها، امنیت ایران نیز تضمین شود، می‌تواند نقش مهمی در افزایش امنیت منطقه ایفا کند.

آجرلو با اشاره به اهمیت انرژی در معادلات منطقه‌ای گفت: تنگه هرمز علاوه بر جایگاه جغرافیایی و امنیتی، به دلیل نقش آن در انتقال انرژی، می‌تواند یک ظرفیت بازدارندگی برای جمهوری اسلامی ایران نیز محسوب شود؛ هرچند نمی‌توان آن را تنها عامل در معادلات امنیتی کشور دانست.

در شرایط جنگی، اولویت نخست هر کشوری دفاع از امنیت خود است

مدیرگروه غرب آسیا و شمال آفریقای مؤسسه بین‌المللی ابرار معاصر درباره مذاکرات ایران و عمان برای مدیریت تنگه هرمز اظهار کرد: جمهوری اسلامی ایران در این موضوع با یک رویکرد بلندمدت و مبتنی بر ضرورت‌های امنیتی، حقوقی و منطقه‌ای حرکت می‌کند؛ چراکه کشورها همواره در شرایط جنگی قرار ندارند و باید برای دوران ثبات نیز ترتیبات مشخصی داشته باشند.

وی افزود: در شرایط جنگی، اولویت نخست هر کشوری دفاع از امنیت و تمامیت ارضی خود است و طبیعی است که در چنین شرایطی تصمیمات متناسب با وضعیت جنگ اتخاذ شود اما موضوع ترتیبات تنگه هرمز یک مسئله بلندمدت است که باید بر اساس اصول حاکم بر یک کشور متمدن، سیاست همسایگی و احترام به حقوق کشورهای منطقه دنبال شود.

آجرلو ادامه داد: جمهوری اسلامی ایران بر همین اساس تلاش می‌کند در تعامل با کشورهای همسایه، به‌ویژه عمان که در تنگه هرمز دارای آب‌های سرزمینی مشترک با ایران است، به یک چارچوب همکاری دست پیدا کند؛ چارچوبی که بتواند ضمن حفظ منافع ایران، حقوق طرف مقابل را نیز مورد توجه قرار دهد.

این کارشناس مسائل غرب آسیا با اشاره به دیدگاه منتقدانی که معتقدند ایران نباید وارد مذاکرات مدیریت تنگه هرمز شود، گفت: اگر موضوع صرفاً شرایط جنگی باشد، دفاع از کشور بر هر مسئله دیگری اولویت دارد اما آنچه امروز درباره آن مذاکره می‌شود، مربوط به ایجاد ترتیبات پایدار برای یک آبراه راهبردی است که همواره در شرایط جنگی قرار ندارد.

وی تصریح کرد: مسئله مهم در این مذاکرات آن است که جمهوری اسلامی ایران و عمان به این جمع‌بندی برسند که هر دو طرف نسبت به حاکمیت و امنیت این منطقه مسئولیت دارند و هیچ اقدامی نباید موجب شود از ظرفیت‌های موجود در این آبراه برای تهدید امنیت ایران استفاده شود.

ضرورت پیوست حقوقی برای تثبیت ترتیبات تنگه هرمز

آجرلو با تأکید بر اهمیت ایجاد پشتوانه حقوقی برای توافقات مربوط به تنگه هرمز اظهار کرد: ترتیبات سیاسی و امنیتی زمانی پایدارتر خواهد شد که یک پیوست حقوقی نیز در کنار آن شکل بگیرد.

وی افزود: توافقات دوجانبه میان ایران و عمان و حتی در صورت امکان، توافقات چندجانبه منطقه‌ای می‌تواند به ترتیبات موجود اعتبار بیشتری ببخشد و زمینه استمرار آن را فراهم کند؛ چراکه توافقات بین‌المللی معمولاً از ظرفیت بیشتری برای ایجاد ثبات برخوردار هستند.

پشتوانه اجرای ترتیبات تنگه هرمز صرفاً یک سند یا قرارداد نخواهد بود

این کارشناس مسائل غرب آسیا در پاسخ به پرسشی درباره ضرورت پیش‌بینی ضمانت اجرایی، به‌ویژه امکان استفاده از قدرت نظامی در صورت نقض توافقات، گفت: در معاهدات بین‌المللی برخلاف حقوق داخلی، ضمانت اجراها همواره به شکل کامل و متمرکز وجود ندارد، چراکه نظام بین‌الملل فاقد یک قدرت مرکزی برای اجرای همه توافقات است.

وی ادامه داد: در بسیاری از معادلات بین‌المللی، این قدرت سیاسی، امنیتی و نظامی کشورهاست که ضمانت اجرای توافقات را ایجاد می‌کند؛ بنابراین پشتوانه اجرای ترتیبات تنگه هرمز نیز صرفاً یک سند یا قرارداد نخواهد بود، بلکه قدرت جمهوری اسلامی ایران در حوزه‌های نظامی، سیاسی، امنیتی و دیپلماتیک در کنار تعامل با کشورهای منطقه، عامل اصلی تضمین آن خواهد بود.

آجرلو تأکید کرد: ایجاد یک نظام امنیت جمعی در منطقه و گفت‌وگو میان کشورهای همسایه می‌تواند به پایداری این ترتیبات کمک کند، اما اینکه تصور کنیم صرفاً یک قرارداد می‌تواند به‌تنهایی امنیت ایجاد کند، نوعی ساده‌انگاری در فهم مناسبات بین‌الملل است.

اقدام ایران در تنگه هرمز برای پایان دادن به چرخه تهدیدآفرینی علیه کشور

مدیرگروه غرب آسیا و شمال آفریقای مؤسسه بین‌المللی ابرار معاصر و کارشناس مسائل غرب آسیا، درباره دیدگاه‌های مطرح‌شده پیرامون بستن تنگه هرمز و آثار آن بر منافع ایران اظهار کرد: اگر موضوع بستن تنگه هرمز در شرایط تهدید و به‌ویژه تهدید موجودیتی علیه یک کشور مطرح باشد، استفاده از این ابزار در چارچوب دفاع مشروع قابل ارزیابی است.

وی افزود: دفاع مشروع به این معناست که وقتی حمله‌ای علیه یک کشور صورت می‌گیرد، آن کشور حق دارد برای دفاع از خود از ظرفیت‌ها و ابزارهای موجود استفاده کند و طبیعی است که در چنین شرایطی، اولویت اصلی حفظ امنیت و موجودیت کشور خواهد بود.

آجرلو ادامه داد: اما اگر استفاده از تنگه هرمز به ابزاری برای تحکیم قدرت‌طلبی یا سلطه‌جویی تبدیل شود، چنین رویکردی با سابقه تاریخی و تمدنی جمهوری اسلامی ایران همخوانی ندارد و می‌تواند در نهایت به زیان کشور تمام شود.

این کارشناس مسائل غرب آسیا با اشاره به برداشت طرف‌های خارجی از اقدام ایران در بستن تنگه هرمز، گفت: آنچه امروز از مواضع مقامات جمهوری اسلامی ایران و حتی پیام‌های طرف‌های مقابل قابل مشاهده است، این است که آنها نیز درک کرده‌اند اقدام ایران در شرایط اضطراری و با هدف پاسخ به تهدیدات و پایان دادن به چرخه تهدیدآفرینی علیه کشور صورت گرفته است.

وی تصریح کرد: مسئله اصلی این است که جمهوری اسلامی ایران نمی‌خواهد شرایطی ایجاد شود که به‌صورت مستمر در معرض تهدید خارجی قرار داشته باشد؛ بلکه هدف آن، پایان دادن به روندی است که امنیت کشور را به شکل دائمی تحت تأثیر تهدیدهای بیرونی قرار داده است.

آجرلو با تأکید بر نقش تاریخی ایران در تأمین امنیت منطقه، اظهار کرد: جمهوری اسلامی ایران در طول تاریخ خود یکی از عوامل تأمین‌کننده امنیت منطقه بوده و در آینده نیز در شرایط عادی، امنیت لازم برای عبور و مرور کشتی‌های تجاری و تجارت بین‌المللی در این منطقه را فراهم خواهد کرد.

وی افزود: بستن تنگه هرمز در شرایطی که کشور در معرض تهدید قرار دارد، اقدامی طبیعی و در چارچوب دفاع از امنیت ملی است اما این مسئله نباید به یک سیاست دائمی تبدیل شود.

مدیرگروه غرب آسیا و شمال آفریقای مؤسسه بین‌المللی ابرار معاصر ادامه داد: ایران خود نیز از باز بودن مسیر تجارت و فعالیت‌های اقتصادی در منطقه بهره‌مند است؛ بنابراین بسته بودن طولانی‌مدت تنگه هرمز، طبیعتاً برای ایران نیز تبعات اقتصادی خواهد داشت.

وی تأکید کرد: زمانی که تهدیدات علیه جمهوری اسلامی ایران کاهش یابد و قدرت‌های بزرگ نیز ترتیبات امنیتی مورد نظر ایران برای حفظ امنیت کشور را بپذیرند، جمهوری اسلامی ایران بار دیگر نقش خود را به‌عنوان تسهیل‌کننده و تأمین‌کننده امنیت تجارت بین‌المللی در این منطقه ایفا خواهد کرد.

انتهای پیام
خبرنگار:
سمیرا باباجهد انصاری
دبیر:
مهدی مخبری
captcha