گروه انديشه: هر حركتی كه عليه دين و ارزشهای دين اتفاق بيافتد، نتيجهاش به زيان نيرنگبازان منتهی میشود؛ تا ديروز چه بسا مردم نام «حجربن عدی» را نشنيده بودند، ولی وقتی خبر تخريب بقاع در دنيا پخش میشود، ميليونها نفر حساس میشوند كه حجربن عدی كه بوده است و بيشتر با او آشنا میشوند.
|
حجتالاسلام و المسلمين علی نصيری، مديرموسسه معارف وحی و خرد درگفتوگو با خبرگزاری بينالمللی قرآن (ايكنا)، به بيان مطالبی در رابطه با اهانت به قبور اوليای دين و آثار آن در جامعه جهانی پرداخت.
نصيری گفت: براساس مبانی فقهی كه مورد اجماع تمامی فقهای اسلامی است، در تمام مذاهب، احترام به جسد مومن و مسلمان مثل احترام به بدن او است و اگر مسلمانی از دنيا رفت، هيچكس حق ندارد نسبت به جسد او اهانت كند يا نبش قبر كند و لذا همه فقها اين مسئله را مورد توجه قرار دادند. حتی اينكه تاكيد میشود كه نسبت به تشييع و دفن اموات تسريع بكنيم، بهخاطر لزوم احترام به مسلمان است كه حيات و ممات او در اين جهت برابر است. بنابراين نبش قبر هر مسلمانی در هر سطح و درجهای كه باشد بهطور كلی امری حرام و ممنوعی است.
وی افزود: آن چيزی كه در جهان اسلام از سده چهارم بيشتر اتفاق افتاد كه پايه گذار اين تفكر هم «ابن تيميه» است كه بعد از آن مبنای تفكر سلفیها و وهابیها قرار میگيرد، اين است كه آنها بر ساختن مراكز و مضاجع و گنبد و بارگاه بر قبور بزرگان اسلامی اشكال داشتند. يكی بحث زيارت قبور و ديگری هم اين بود كه براين قبور نبايد گنبد و بارگاهی ساخته شود. اين تفكر بعدها از سوی محمد بن عبدالوهاب در حدود 200 سال پيش در حجاز پيگيری شد و مبنای حكومت آلسعود قرار گرفت و تفكر وهابيت در حجاز حاكم شد. اينها تمام آثاری كه از بزرگان دينی و پيشوايان دينی ما بود، چه صحابی پيامبر(ص) و اهلبيت(ع)، چه نسبت به بقيع، چه در قسمتهای ديگر مدينه، اين آثار را از بين بردند.
مدير موسسه معارف وحی و خرد اضافه كرد: اينان معتقد بودند كه اينها نوعی علامت شرك است و با توحيد منافات دارد، به همين حساب حتی تا عراق هم تاختند و اگر مقاومت علما و شيعيان دلباخته اهلبيت(ع) نبود، قصد داشتند كه مضاجع شريف اهلبيت(ع) در عراق را هم تخريب كنند كه موفق نشدند. به هر روی آنچيزی كه آنها مطرح كردند، اين بوده كه آن گنبد و بارگاه حرام است، اما اينكه كار اهانت و جسارت به يك مسلمان بر جسد يك مرده مسلمان به اين حد برسد كه بيايند غير از اينكه گنبد و بارگاه را تخريب كنند، بروند خاك را كنار بزنند و نبش قبر بكنند، حتی ابنتيميه و خود محمدبن عبدالوهاب كه در واقع متعصبترين تفكر پيشرو در حوزه وهابيت هستند ،اين را نمیپذيرد و خود آنها تا اينجا نيامدند.
اين پژوهشگر قرآنی گفت: جای تعجب و تاثر است كه اينها خودشان را مسلمان میدانند و فكر میكنند كه پيروان مكتب توحيد هستند و چنين جسارتهايی را صورت میدهند. اين مسائلی را كه گفتيم، راجع به يك مسلمان عادی است، اما درباره «حجر» كه از بزرگان صحابی حضرت امير(ع) هست، پدرشان صحابه پيامبر(ص) بوده و از تبار طی و حاتم طائی و جزء شخصيتهای معروف، چه در دوره جاهليت و چه در دوره اسلام بوده است.
نصيری افزود: اين حركت يك حركتی است كه در آن پيام دشمنی و عداوت شديد با تمام مذاهب تشيع و ولايت علاقه به اهلبيت(ع) كاملا آشكار است. وهابيون چون در تاريخ خواندند كه مثلا «جعفر طيار» چطور دلباخته حضرت امير(ع) است يا خواندند كه «سلمان فارسی» چطور شيفته و ذوب در مولايش شده است يا «حجربن عدی» چطور دلباخته حضرت علی(ع) بوده است، خواستند از اين طريق دشمنی خودشان را نشان بدهند.
وی بيان كرد: ما بايد به آنان اعلام كنيم كه هرچه شما از اين دست كارها را انجام دهيد، دو نتيجه را به دست میآوريد؛ يكی قباحت اينگونه رفتارها بر جهانيان و مسلمانان آشكار میشود؛ يعنی اگر يك روز میخواستند با فريبكاری خودشان را مدافع اسلام، مدافع آزادی، مدافع مردم جلوه بدهند، با اين كارها نشان دادند چقدر پلشتی و پليدی را در چهرهشان پنهان كردهاند.
تخريب و جسارت موجب بيداری مردم میشود
وی خاطرنشان كرد: نكته دوم اينكه اين كار دشمنان باعث می شود كه مردم دنيا بعد از 14 قرن دوباره پرونده او را بگشايند و بررسی كنند كه شخصيت «حجربن عدی» چه بوده، «سلمان» كه بوده كه باعث شده عدهای بروند و اين فرد چه جايگاه و تاثيری داشته است كه عدهای بروند و قبر اورا بگشايند و نبش بكنند. خود اين حركت نشاندهنده اين است كه حجر چه خاری در چشم اينهاست و اين چهرهها و اين ياران حضرت امير(ع) چطور در تاريخ نورافشانی میكنند.
وی گفت: به ياد داشته باشيم كه قرآن كريم همواره اين را تاكيد میكند كه «وَمَكَرُواْ وَمَكَرَ اللّهُ وَاللّهُ خَیْرُ الْمَاكِرِينَ، [دشمنان] مكر ورزيدند و خدا [در پاسخشان] مكر در ميان آورد و خداوند بهترين مكرانگيزان است»(آل عمران/54). هر حركتی كه عليه دين و ارزشهای دين اتفاق بيافتد، نتيجهاش به زيان نيرنگبازان منتهی میشود. چه بسا مردم تا ديروز نام حجر را نشنيده بودند، ولی وقتی اين خبرها در دنيا پخش میشود، ميليونها نفر به رسانهها مراجعه میكنند و بررسی میكنند كه جريان چه بوده است؟
حجربن عدی؛ شيعهای وفادار
وی در پايان، گفت: ايشان فدايی حضرت امير(ع) و فدای ارزشها بود. به خاطر يك نه گفتن به معاويه و سبّ نكردن حضرت امير(ع)، همانگونه كه مولايش گفته بود بردار زده میشود و معاويه او را به شهادت میرساند. همچنين دو فرزند حجربين عدی در جنگ صفين در مقابل معاويه شهيد میشوند، كه معاويه بعدها به كنايه به او میگويد: علی(ع) به تو بد كرد كه فرزندان خودش حسن(ع) و حسين(ع) را زنده نگه داشت و فرزندان تو را به مسلخ فرستاد و حجر در پاسخ به معاويه فرمود: من خجالتزده حضرت امير(ع) هستم كه مولای من از دنيا رفته و من هنوز زنده هستم.