گروه ادب: وزير فرهنگ و ارشاد اسلامی در كنگره ملی صائب تبريزی با بيان اينكه صائب مردی ديندار، غيرتمدار و فريضهگزار بود، گفت: از تأثير شعر وی در تهذيب جامعه، خصوصاً مفرداتش آگاهی داريم ولی بخشی از خصائل و فضائل آن قلّه مكتب معادله به فراموشی سپرده شده است و آن احترام به گذشتگان و تعظيم پيشكسوتان است.
به گزارش خبرگزاری بينالمللی قرآن(ايكنا)، وزير فرهنگ و ارشاد اسلامی در كنگره ملی صائب تبريزی و شعر اخلاقی با تشكر از بانيان برگزاری اين كنگره و حضور شاعران و پژوهشگران و برپايی غرفههای نمايشگاهی جنب همايش، عنوان كرد: اميدواريم به اين مناسبت در تبريز و اصفهان هم برنامههايی به اين صورت برگزار شود.
وی در ادامه گفت: امروز در جلسه شورای فرهنگی كشور تصميم بر اين گرفته شد تا در تقويم، روزی به نام اين شاعر بزرگ نامگذاری شود و انتظار داريم كه صائبپژوهان در مورد اينكه چه روزی را انتخاب كنيم به ما كمك كنند. تاريخ ولادت يا وفات آن شاعر اخلاقی يا بر اساس نام صائب بر حروف ابجد كه 103 میشود از اول فروردين محاسبه شود كه 10تير است، مصادف با ولادت استاد محمد قهرمان كه اين روز را به نام صائب تبريزی بناميم. صائب اين شاعر اخلاقی، چهره مردمی داشت؛ با مردم حشر و نشر مینمود از اين رو هم با مشكلات افراد و هم با معضلات جامعه آشنا بود.
سيد محمد حسينی در اين مراسم با قرائت شعری از صائب تبريزی گفت: اين تبريزی اصالت اصفهانی منزلت، آنهم اصفهان دوران درخشان صفوی! هم ريشه را در آب تربيت آذری، طراوت ماندگارش بخشيده بودند و هم ساقه و شاخه را به پرورش سپاهانی لطافت بسيارش! صائب از خاك پاك تبريز است! اما آنچه محصول اين بوته تبريزی پيوند صفاهان خورده را مويزستان غورگكی نديده كرد، هرس بهنگام زيارت عتبات عاليات و خصوصاً حج با كرامتی بود كه حاصل اين تاكستان را تا هميشه بيمه نمود و از آفات زدود.
وی با قرائت اين شعر كه «شـــــكر لله كه بعداز سفر حج صائب/عهد خود تازه به سلطان خراسان كردم»، افزود: در ايران صفوی هم فرصت مديحهسرايی و طبعآزمايی و مجلسآرايی و سفتهسايی و ژاژخائیهای شاعرانه كم شده بود و هم جايگاه شاعران به عالمان و صنعتگران و فنآوران واگذار گشته بود و هم تحولات اجتماعی شاعران را از دربار به جامعه كشانده بود و هم حكومت نوپای صفوی بهدنبال وجاهت مذهبی، به مداحی بيشتر توجه داشت تا مزّاحی و شعر به خوشايند سلطان گفتن.
وی ادامه داد: توصيه سلاطين صفوی اعلای شعائر دينی و اعتلای تشيع و احياء عظمت مجاهدات ائمه اطهار سلامالله عليهم اجمعين و زنده كردن عاشورا و فرهنگ عاشورائی بود. مرثيه و تعزيه جايگاه والا در شعر آن روزگار داشت. محتشم زاييده آن برهه بود.
سيد محمد حسينی با بيان اينكه به هر دليل صائب جلای وطن كرد، قطعاتی از ابيات اين شاعر گرانقدر را زمزمه كرد: «گهر چو كرد وداع صـدف عزيز شــــود/عزيز مصر به يعقوب اين سخن میگفت» و يا شايد «دل رمیــدة ما شــكوه از وطن دارد/عقيق ما دل پرخـونی از يمــن دارد»
وزير ارشاد افزود: شاعر است و سرشار از شور و احساسات ! در هرات و كابل، فراوان تكريم ديد و زانپس در دكن و در دربار شاهجهان، دو چندان! هم بدين سخن سيطرة زبان پارسی را درمیيابيم و هم صادرات اين سرزمين را كه شاعر و عارف و هنرمند و فرهيخته بوده است.
وی گفت: دريغا در پس بیمايگیها و بیعرضگیها و خيانتهای پادشاهان، اين فرهنگ معلی به بلای رخوت و سستی مبتلا گرديد و تلاش آنهمه بزرگان، فنا گرديد.
حسينی در ادامه با بيان اينكه بنای شرح حال صائب را ندارم كه آنرا به اهلش وامیگذارم، تصريح كرد: اما جدا از آنكه صائب را مردی ديندار و غيرتمدار و فريضهگزار و با اعتبار اثنیعشری میدانيم و از تأثير شعرش در تهذيب جامعه، خصوصاً مفرداتش آگاهی داريم، بخشی از خصائل و فضائل آن قلّه مكتب معادله، نهتنها مغفول مانده است بلكه به فراموشی سپرده شده است و آن احترام به گذشتگان، پيشكسوتان و معاصران است. گذشتگان را تكريم میكند، پيشكسوتان را تعظيم و معاصران را تقديم و برخود مقدم میداند:
از گفتــه مولانا مدهوش شــدم صــــائب
اين ساغر روحانی صهبای دگــــــــر دارد
***
لسانالغيب حافظ:
ز بلبلان خــوشالحان اين چمــــن صائب
مريد زمزمه حافظ خـــــوشالحــــان باش
***
عطار:
صائب از دردســر هر دو جهــــان باز رهی
ســــر اگر در ره عطار نشــــــابور كنـــی
***
غزنوی:
اين غزل را از حكیــــم غزنوی بشـنو تمام
تا بدانی نطق صائب پيش نطقش الكن است
***
كليم همدانی يا كاشانی:
اين جواب آن غزل صائب كه میگويد كليم
هر چه جانكاه است در اين راه، دلخواه من است
وزير فرهنگ در ادامه گفت: از صائب در اين زمان اندك گفتن، الماس به ناخن سفتن است! خراشهای هم برنمیدارد چه رسد به تراشهای! سبك هندی يا اصفهانی به علت پيچيدگی مفاهيم و عمق تعابير، اندكی از دسترس ذوقهای سادهپسند به دور است مگر آن بخش از اين سياق كه اشواق را به جهت مثل سائر بودن به تفهيم سوق میدهد. اظهار عجز پيش ستمگر ز ابلهی ست. اشك كبــاب باعث طغيان آتــش است...
وی افزود: صائب چهره مردمی داشت؛ با مردم حشر و نشر مینمود از اين رو هم با مشكلات افراد و هم با معضلات جامعه آشنا بود. شايد بتوان گفت كه شعر اجتماعی بيشترين تجلی را در ديوان صائب دارد. افسوس كه پرگويی آفت جان شاعران اين سبك است.
حسينی در خاتمه گفت: چه خوب است اگر اين كنگره جرقه تعديل و گُزيدگی اشعار صائب را مژده روشنی بدهد . با اين بيت خالصانه صائب در ارادت به ساحت مولا امام علی(ع)، كلام را پايان برم كه
چون لباس كعبه بر اندام بت، زيبنده نيست
جز تو بر شخص دگـــــر نام اميرالمؤمنين