عضو مجلس خبرگان رهبری در مقايسه دو فريضه نماز و انتخابات، قصور در نماز را حقالله اما قصور در انتخاب اصلح به علت سپردن ناموس و مال مردم مسلمان به او حقالناس برشمرد و گفت اصل قرار گرفتن بحث معيشت برای مردم سبب ترجيح معاويه بر امام علی(ع) و امام حسن(ع) و وارد آمدن مصائب بر اهل بيت شد.
گروه سياسی: عضو مجلس خبرگان رهبری در مقايسه دو فريضه نماز و انتخابات، قصور در نماز را حقالله اما قصور در انتخاب اصلح به علت سپردن ناموس و مال مردم مسلمان به او حقالناس برشمرد و گفت: اصل قرار گرفتن بحث معيشت برای مردم سبب ترجيح معاويه بر امام علی(ع) و امام حسن(ع) و وارد آمدن مصائب بر اهل بيت شد.
به گزارش خبرگزاری بينالمللی قرآن(ايكنا)، مراسم گراميداشت سالگرد ارتحال بنيانگذار جمهوری اسلامی ايران، حضرت امام خمينی(ره) دوشنبه شب در حسينيه سرآسياب واقع در محله كن تهران با حضور آيتالله علم الهدی، تنی چند از علما و روحانيون و جمع كثيری از سكنه اين محله برگزار شد.
در ابتدای اين مراسم به مناسبت در پيش بودن سالروز شهادت جانسوز پيشوای هفتم، حضرت امام موسی كاظم(ع) حاج محسن طاهری، مداح اهل بيت عصمت و طهارت به ذكر مصيبت برای آن امام همام پرداخت و سپس آيت الله سيداحمد علم الهدی، امام جمعه مشهد مقدس و عضو مجلس خبرگان رهبری در سخنانی به معرفی سه نسلی كه امروز، رهبر كبير انقلاب اسلامی را می شناسند پرداخت و گفت: نسل اول، امام خمينی(ره) را به عنوان مرجع تقليد خود، برگزيده بود و همراه او انقلاب اسلامی را به پيروزی رساند، نسل دوم نسل انقلاب است كه امام(ره) را ديدند و در دوران مبارزه، كودك و نوجوان بود و اكنون در سن بزرگسالی اند و نسل سوم كه در سال 1357 و بعد از آن متولد شد و صدا و چهره امام(ره) را نديد و نشنيد و نسل جوان كنونی هستند.
وی از امام به عنوان يك عنصر نهادينه و يك نقطه عطف در تاريخ ياد كرد و افزود: او مسير تاريخ را عوض كرد و سرنوشت امت اسلام را تغيير داد و امروز نه تنها مردم ايران، بلكه مطلق امت اسلام در يك مجرای متحول شده تاريخی زندگی می كنند.
آيت الله علم الهدی با اشاره به انحراف امت اسلام پس از رحلت پيامبر اكرم(ص) به ذكر شگرد منافقان و منحرفان در بهره برداری از نفوذ و مشروعيت امامان معصوم(ع) برای نيل به قدرت پرداخت و گفت: اين گروه بلافاصله پس از قدرت گرفتن اولين كاری كه می كرد منزوی كردن ائمه و تحت فشار قرار دادن آن ها بود مانند بنی العباس كه با استفاده از محبوبيت اهل بيت بر بنی اميه غلبه كردند ولی پس از در دست گرفتن خلافت، اهل بيت(ع) را به فجيع ترين صورت سركوب كردند.
وی در اين زمينه با اشاره به شرح حال مبارزات منصور دوانقی با بنی اميه كه در امالی شيخ صدوق نقل شده است، خاطرنشان كرد: از خود منصور نقل شده است كه: «در جنگ اول با بنی اميه مغلوب شديم و من فراری شده و تحت تعقيب قرار گرفتم در هيچ شهر و روستايی بيش از يك روز نمی توانستم توقف كنم، اندوخته مالی ام به اتمام رسيده بود اما خدا يك بصيرتی به من داده بود كه شيعيان اهل بيت(ع) را از نور چهره اشان تميز می دادم به ايشان مراجعه كرده حديثی در فضليت امير المؤمنين علی(ع) قرائت می كردم، صله ای می گرفتم و راهی شهر ديگر می شدم و اين گونه روزگار می گذرانيدم تا وارد شهر حله شدم كه خفقان و تعقيب و گريز شديدتری در آن حاكم بود، مذهب تشيع امام جماعت مسجد شهر را از نور چهره اش تشخيص دادم برای او حديث «انا مدينة العلم و علی بابها» را قرائت كردم، از من پرسيد: شيعه هستی؟ پاسخ دادم: از بستگان اهل بيت(ع) هستم. از جا برخاست و از مردم تقاضای كمك كرد، هر كس هر چقدر داشت در دامن او ريخت و با من آن مبلغ فراوان برگشتم لشگر بنی العباس را تجهيز دوباره كردم و بنی اميه را شكست دادم».
امام جمعه مشهد مقدس در نتيجه گيری از نقل از اين ماجرا گفت: حتی منصور دوانقی «امامكش» هم آن جا كه مضطر می شود اهل بيت(ع) را مستمسك قرار می دهد اما پس از رسيدن به كرسی خلافت اولين هم خود را سركوب اهل بيت قرار داد؛ اين روش شيطانی بعد از ائمه اطهار(ع) در مورد روحانيت شيعه به كار گرفته شد به اين ترتيب كه جريان سياسی وابسته به استعمار كه قصد قدرت گيری داشت با علم به نفوذ روحانيت در ميان مردم، آن ها را جلو می انداخت اما پس از اينكه به هدفش می رسيد اول از همه به مقابله با روحانيت می پرداخت و اين قشر را از صحنه كنار می زد.
وی با ذكر نمونه از به دار كشيده شدن شيخ فضل الله نوری ـ كه از جلوداران مبارزه با استبداد قاجار بود ـ توسط به مشروطه خواهان اظهار كرد: در انقلاب مشروطه، بيشترين نقش را روحانيت ايفا كرد هزينه و شهيد داد اما روزی كه مشروطيت پيروز شد، جريانات استعماری وارد صحنه شدند و روحانيت را كنار زدند، سال ها بعد دوباره همان جريان شيطانی سعی كرد در مقابله با محمدرضا شاه، روحانيت را جلو اندازد به اين خيال كه پس از كسب اهداف خود و سقوط شاه، روحانيت را كنار خواهد زد.
آيت الله علم الهدی در اين خصوص به ذكر خاطره ای از آيت الله مهدوی كنی پرداخت و از قول او گفت: مهندس بازرگان، نخست وزير دولت موقت سال ها پيش از پيروزی انقلاب اسلامی در سخنانی در مسجد هدايت برای بهره گرفتن از نيرو و پتانسيل علما در پيشبرد نهضت از آنان می خواست دين را كه واجد ابعاد اقتصادی و اجتماعی است از گوشه مساجد و حوزه های علميه خارج كرده و به صحنه آورند اما پس از پيروزی انقلاب اسلامی همين مهندس بازرگان در جلسه شورای انقلاب از روحانيون عضو اين شورا در خواست می كند كه حالا كه انقلاب پيروز شده است و ديگر نيازی به حضور علما نيست برگردند بر سر درس و بحث خود.
وی اين ترفند قديمی را به علت فراست امام خمينی(ره) و بيداری مردم غير قابل تداوم ناميد و با اشاره به برهه حساس انتخابات با توصيه به مردم برای انتخاب نامزد اصلح بر اساس حجيت الهی بيان كرد: اگر نامزد منتخب ما معيشت و اقتصاد را خوب اداره نكرد ما كه به او رأی داده ايم در درگاه خدا مسئول نيستيم اما اگر دين را نردبام صعود خود به قدرت كرد در برابر امام زمان(عج) حجت نداريم.
عضو مجلس خبرگان رهبری در مقايسه دو فريضه نماز و انتخابات، قصور در نماز را حق الله اما قصور در انتخاب اصلح به علت سپردن ناموس و مال مردم مسلمان به او حق الناس برشمرد و گفت: اصل قرار گرفتن بحث معيشت برای مردم سبب ترجيح معاويه بر امام علی(ع) و امام حسن مجتبی(ع) و وارد آمدن مصائب بر اهل بيت پيامبر(ص) شد.
وی از مردم خواست به حواشی نامزدهای انتخابات نيز توجه كرده و آنان را با معيارهای تعبد، تدين و تشرع و نزديكی عملی به امام بسنجند و در ادامه با تأكيد بر عنصر بصيرت در انتخاب تصريح كرد: بی بصيرتی سبب می شود پيكر امام كاظم(ع) را در برابر چشمان محبان و شيعيانش، چهار غلام بی سواد با ندای «هذا امام الرفضة» حمل كنند و اين در حالی است زمانی كه حكومت به مصلحتی اجازه داد تشييع باشكوهی برای آن حضرت برگزار شود يك ميليون و 500 هزار نفر جمع شدند يعنی امام كاظم(ع) اين تعداد شيعه و محب داشت اما به علت بی بصيرتی سرنوشتشان اين شد كه چهار غلام حامل جنازه امامشان بودند.
آيت الله علم الهدی در پايان به ذكر فرازهايی از زيارت نامه حضرت امام موسی كاظم(ع) پرداخت و گفت: عباراتی در اين زيارتنامه آمده است كه برای هيچ امام ديگری به كار نرفته است زيرا صحنه های مظلوميت او اين چنين توصيف شده است: « ... شكنجه كشيده در قعر زندان ها و تاريكی سلول ها، با ساق پايی كه استخوان آن ساييده شده ... ».