کد خبر: 1242658
تاریخ انتشار : ۲۵ خرداد ۱۳۹۲ - ۰۹:۰۳
اگر آوينی امروز بود.../ 1 جهانگير الماسی

حقيقت‌گرايی عامل جذابيت آثار شهيد آوينی برای عوام و خواص است

بازيگر پيشكسوت سينمای ايران گفت در آثار شهيد آوينی نوعی حقيقت‌گرايی را مشاهده می‌كنيم؛ عاملی كه باعث جذابيت آثار وی برای عموم جامعه و خواص است.


گروه هنر: بازيگر پيشكسوت سينمای ايران گفت: در آثار شهيد آوينی نوعی حقيقت‌گرايی را مشاهده می‌كنيم؛ عاملی كه باعث جذابيت آثار وی برای عموم جامعه و خواص است.







«جهانگير الماسی»

جهانگير الماسی، بازيگر و مدرس سينما، در گفت‌و‌گو با خبرگزاری بين‌المللی قرآن(ايكنا)، درباره سينمای شهيد آوينی اظهار كرد: يكی از مهم‌ترين ويژگی‌های‌ آثار شهيد آوينی اين است كه زمانی كه آثار اين شهيد برای عامه مردم به نمايش گذاشته می‌شود، مخاطبان همان اندازه دچار شور و شعف می‌شوند كه خواص از ديدن اين‌گونه آثار احساس سرخوشی می‌كنند؛ چراكه اين توليدات در خصوص حقيقت صحبت می‌كنند.


وی در پاسخ به اين سؤال كه آيا برخی از انتقادات كه كارهای آوينی حزن‌آلود است را درست می‌داند؟ گفت: من با اين نظر موافق نيستم، چون حزن ويژگی كارهای آوينی نيست، بلكه رويكرد آوينی در فيلم‌هايش برخاسته از شعور جوشان و پرشوری است كه غم می‌خورد بر حالت موجود در مقايسه با موقعيت ايده‌آل. اتفاقاً در بسياری از موقعيت‌های اين چنينی خود من وقتی مواجه شدم با چنين كاری دچار شعف و شور شدم، همان‌گونه كه در مقام برخورد با عاشورای حسينی(ع) همين موقعيت به ما دست می‌دهد.


اين هنرمند اضافه كرد: گريه‌ای كه ما در عاشورا می‌كنيم به حال امام حسين(ع) نيست، بلكه به حال خودمان است، زيرا برای امام حسين(ع) جز عزت و بزرگی نمی‌توان مقامی را متصور بود. در ضمن اگر بخواهيم با موقعيت واژگان جاری قابل استدلال برای همه سخن بگويم، امام حسين(ع) هم قهرمان است هم پهلوان، آنها در باطن و وجه حماسی آن، همه چيز را برای خود كرده‌اند.


وی اضافه كرد: در حقيقت امام حسين(ع) خواسته هميشگی بشر را كه جاودانگی است، به دست آورد. در ضمن بيش از همه همچون چشمه‌ای جوشان در طول تاريخ مؤثر مانده و خواهد ماند و هر كسی كه جرعه‌ای از اين چشمه بنوشد، به هر حال موقعيتی از اين بزرگوار را به دست آورده است، همان كاری كه شهيد آوينی انجام داد.


الماسی در پاسخ به اين سؤال كه چرا در مدت حيات اين شهيد با انديشه‌های وی مخالفت می‌شد، گفت: من جواب شما را از خود آغاز می‌كنم. من در جلسه معروف بررسی مسائل سينمای ايران كه با حضور شهيد آوينی برگزار شد، بحث فراوان داشتم؛ آوينی در مديريت علمی فرهنگی نظريه‌هايی داشت كه اين نظريه‌ها را در ستايشش از سينما اعمال می‌كرد.


وی ادامه داد: ما در همان زمان تعريفی از سينما قائل بوديم و برای آن هم وجه مشخص قائل بوديم؛ هنر، صنعت و رسانه، البته آن موقع‌ها بخش صنعتی آن كم‌ر‌رنگ‌تر بود، بلكه بيشتر هنر و رسانه بودنش مهم بود. آوينی نيز بر همين معتقد بود منتها به آن ابزاری نگاه می‌كرد. وی می‌گفت گام به گام و واقع‌بينانه برای رسيدن به يك موقعيت برتر بايد قدم برداشت، ولی چون ما ايده‌آليست و آرمانگرا بوديم همه چيز را با هم می‌‌خواستيم.







 جهانگير الماسی:
سينمای ما در زمان حال هم به سوی روايت‌گری در حال حركت است و كم كم تصوير فراموش می‌شود، همان‌گونه كه در اين سال‌ها سينمای كمدی نازلی را تجربه كرديم كه نشئت گرفته از روايتگری سينما بود

الماسی يادآور شد: هدف ما يكی بود، اما برای رسيدن به آن دو راه متفاوت داشتيم. وقتی ابزاری به سينما نگاه می‌كنيم، می‌بينيم كه از همان زمان قصه شد دغدغه اول، يعنی فرم، شكل، ساختار و تكنيك فراموش شد، در حالی كه بيشترين قدرت را، سينمای روشنفكری براساس فرم به دست آورده بود. برای مثال فيلمسازانی چون؛ تراژانف، تاركفسكی و ساتيا جيت رای فرم ويژگی اصلی كارشان بود، چراكه گاهی محتوی بايد بر محتوا سوار شود و گاهی محتوا بر محتوا.


وی تأكيد كرد: متأسفانه سينمای ما در زمان حال هم به سوی روايت‌گری در حال حركت است و كم كم تصوير فراموش می‌شود، همان‌گونه كه در اين سال‌ها سينمای كمدی نازلی را تجربه كرديم كه نشئت گرفته از روايتگری سينما بود.


الماسی خاطرنشان كرد: در كلام پايانی آوينی به آن جهات مديريت فرهنگی معتقد بود كه ابزاری و مستقيما از ذهن فيلمساز جريان فيلمسازی را مديريت كند، ولی من فكر می‌كردم مديريت فرهنگی با مجموع آثار و اشكال مختلف به شكل پازل و از موقعيتی برتر برخورد كند، در اين بحث‌هايی كه بين من و آوينی انجام شد 50 درصد وی مرا با خود همراه كرد و 50 درصد ديگر هم من.

captcha