عبدالمجيد فرائی، شاعر آئينیسرای كشورمان شعری با عنوان «سرود انتظار» را به مناسبت فرا رسيدن نيمه شعبانالمعظم به حضرت ولی عصر(عج) تقديم كرد.
گروه ادب: عبدالمجيد فرائی، شاعر آئينیسرای كشورمان شعری با عنوان «سرود انتظار» را به مناسبت فرا رسيدن نيمه شعبانالمعظم به حضرت ولی عصر(عج) تقديم كرد.
|
به گزارش خبرگزاری بينالمللی قرآن(ايكنا)، عبدالمجيد فرائی، شاعر آئينیسرای كشورمان شعری با عنوان «سرود انتظار» را به مناسبت فرا رسيدن نيمه شعبانالمعظم و ميلاد حضرت ولی عصر(عج) سروده است كه به وجود مقدس حضرت بقيةالله(عج) هديه كرد. اين شعر دارای وزن و آهنگ شعر آذری «ای قلم سؤزلرينده اثر يوخ» است كه در ادامه آورده شده؛
«با تفقّد، به مردم نظر كن
جان زهرا(س)، شب ما سحر كن
جان به لب آمد از انتظارت
مژده ده عاشقان را خبر كن
ما همه، شيعيان تو هستيم
پيروان خودت، مفتخر كن
آب و جارو شده، كوی و برزن
با محبت به اين سو نظر كن
غنچهای، وانكرده لب از لب
جان گل را بيا، بارور كن
هر كجايی، به ايران سفر كن
يك شب از كوچه ما گذر كن
****
من كجا، تو كجا صاحب دل
من خطاپيشه اما تو عادل
من، سراپا گناهم گناهم
كان عصمت، تو مرد فضائل
من خجل، شرم، در عمق جانم
هر كلام تو آيات كامل
عاشقم، با همه روسياهی
توبه و شرم دارم، حمايل
در پی تو برانم، دل خويش
با جواز تو، منزل به منزل
درد هجران خود، مختصر كن
يك شب از كوچه ما گذر كن
****
طاقتم طاق شد، تا بيايی
ماندهام، واله، مولا كجايی
نالهها سر دهم، از فراقت
گريهها میكنم، از جدايی
ای مسيحانفس جان فدايت
همرهی كن مرا، تا رهايی
بيش از اينم مرنجان، عزيزم
كهنه زخم مرا، كن دوائی
از زمان قديم گذشته
فطرتم گفته تو آشنايی
جانم از عشق خود سر به سر كن
يك شب از كوچه ما گذر كن
****
من يقينم شده، مهربانی
عشق داری، به امت نهانی
تو زمينی نبودی از اوّل
در زمين هستی ای آسمانی
میشناسم ترا، میشناسم
جان هستی تو صاحب زمانی
جان عجين گشته با نام پاكت
دل به دنبال خود میدوانی
اين همه عاشق دلشكسته
هر طرف میروی میكشانی
آمدی، پس مرا هم خبر كن
يك شب از كوچه ما گذر كن
****
لطف پنهان تو، آشكار است
شيعه از لطف تو استوار است
رهبر و پير ما، نايب تو
با عنايات تو، هوشيار است
فتنهها سر برآرد ز هر سو
خلق ايران زمين پايدار است
دست پنهان غيبی هميشه
زين ولايت، خودش پاسدار است
جان فدای رضای ائمه(ع)
ميزبان ميهمان، خواستار است
عهد ما را بيا، تازهتر كن
يك شب از كوچه ما گذر كن
****
عيد شد، عيدی ما عطا كن
حاجت عاشقانت روا كن
دل تپد، از برای نگاهت
رخ نما، روی مه برملا كن
مخلصان، خاك پای تو هستند
وعده دادی به عهدت وفا كن
جان هستی تويی، صاحب دل
با حقيقت مرا، آشنا كن
ای گل نرگس اكنون بهار است
بال پروانه وا كن، رها كن
شاعر خسته را، مفتخر كن
يك شب از كوچه ما گذر كن»