تئاتر دينی به نسبت ساير عرصههای تئاتر در ساليان اخير وضعيت نسبی بهتری داشته و از طرفی بايد تأكيد كرد كه شايستهسالاری به عنوان يك اصل مهم، شاهكليد دولت منتخب در عرصه فرهنگ و هنر و به ويژه تئاتر و از همه مهمتر اعتلای تئاتر دينی خواهد بود.
گروه هنر: تئاتر دينی به نسبت ساير عرصههای تئاتر در ساليان اخير وضعيت نسبی بهتری داشته و از طرفی بايد تأكيد كرد كه شايستهسالاری به عنوان يك اصل مهم، شاهكليد دولت منتخب در عرصه فرهنگ و هنر و به ويژه تئاتر و از همه مهمتر اعتلای تئاتر دينی خواهد بود.
|
توان فرهنگی و هنری دولت نهم و دهم طی اين سالها معطوف به رونق تئاتر دينی و در اصل زنده نگهداشتن آئينها و نمايشهای مذهبی شد، چيزی كه شايد خرسندی گروهی و نارضايتی گروه ديگر را به دنبال داشت و آن گروه خرسند فعالان تئاتری بودند كه يا دغدغه كار دينی داشتند و يا در يك چرخش 180 درجهای ناشی از تيزهوشی و شم هنری وقتی فهميدند كه فضايی اين چنين بر تئاتر ايران حاكم است؛ لذا تصميم گرفتند تا خود را در اين عرصه فعال نشان دهند تا مگر از مواهب آن نيز بهرهمند شوند.
البته مقوله دين و موضوعات ارزشی، اعتقادی و ايمانی انحصاری نيست و چه بسا در اين تغيير رويكرد و گرايش طيف وسيعی از فعالان تئاتر به سوی تئاتری با موضوع دينی و ارزشی، بحث پژوهشی و سرانه مطالعات دينی به منظور توليد تئاتر نيز افزايش پيدا كند هر چند كه باز ميان اغلب كارگردانان تئاتر و فعالان اين عرصه چيزی به نام تفكيك تئاتر دينی از ساير نمايشها وجود ندارد و تئاتر در نفس خود چون با انديشه و بيان انسانی سر و كار دارد، دينی است.
به هر حال خواسته و ناخواسته عملكرد دو دوره مديريت اجرايی كشور ظرفيتی را به وجود آورد كه در نوع خود صرفنظر از حاشيهها و تبعيضاتی كه گاه اعمال میشد و گروهی كه از اين دايره به دور بودند به آنها انگ تضييع حقوق حقه جامعه تئاتری را میزدند، توانست گفتمانی را در عرصه تئاتر حرفهای به وجود آورد؛ بستری كه به تبلور و ظهور استعدادهای تئاتری جوان به ويژه تئاتر شهرستانها انجاميد و نتيجه آنكه به دليل گستردگی و استقبال روزافزون متقاضيان مسئولان را بر آن داشت تا به منظور ايجاد رقابتی سالم و معرفی برگزيدهترين آنها به ابتكار ايجاد جشنوارههای تئاتر دينی دست زنند.
البته اين جشنوارهها كه از تجميع چند خرده جشنواره كه پيش از اين نيز برگزار میشدند به وجود آمدند و دليل آن نيز بيشتر به چشم آمدن آنها بود تا شايد از اين رهگذر و رسميتبخشی بيشتر به آنها، گروه معترض توليد تئاتر دينی را بخشی از پيكره تئاتر حرفهای به حساب آورند و تا به اين اندازه اين عرصه را با توجه به صرف هزينه و اختصاص بودجههای كلان خنثی و بیاثر قلمداد نكنند.
مراد از اين يادداشت نقد مثبت و منفی عرصه تئاتر كه درست و يا به غلط مدتی است بر نظام جشنوارهای استوار شده، نيست هر چند كه گويا اين نظام در شرايط كنونی تقسيم به حق و برابر امكانات و موقعيتهای تئاتری برای همه فعالان تئاتر در سراسر كشور و تمركززاديی از فعاليتهای تئاتری پايتخت باشد.
به فرض حاكم شدن و استمرار اين سياست در جامعه كه بايد به تئاتر تنها به واسطه پرداختن به موضوعات دينی و ارزشی و احيای برخی آئينها و مناسك نمايشی ايرانی مشروعيت بخشيد بايد به اين نكته نيز توجه داشت كه عرصه تئاتر دينی همچون ساير عرصههای فرهنگی و هنری و اجتماعی شايد در آغاز با رويكردی مؤثر و سازنده شكل گيرند اما در ادامه با توجه به مسائلی از جمله مهمترين آنها، سوءمديريتها از مسير صلاح و صواب خود خارج شده و ممكن است به بيراهه بروند كه اين همان وجه نگران كنندهای است كه شايد در آينده از توليدات تئاتر دينی به عنوان پديدهای مخنث، بیاثر و بیفايده ياد شود.
اينكه تصور شود ممكن است با روی كار آمدن دولت جديد، از بسياری از جريانهای مستمر به وجود آمده در دولت پيشين صرفنظر شود نيز كاری عبث و اشتباه است كه اصطلاحاً با منش حرفهای در عالم هنر نيز همخوان نيست بلكه به نظر میرسد ادامه اين روند در برگزاری بسياری از پديدههای فرهنگی و هنری بهويژه رويدادهای تئاتر دينی از جمله جشنوارهها و اجراهای عمومی بايد با نوعی تغيير ديدگاه مديران و مسئولان همراه باشد تا در آيندهای نزديك اين پديدهها از مسير انحرافی كه در آن افتادهاند به مسير درست و اصولی خود براساس همان مفروضات اوليه در آئيننامههای اجرايی بازگردند.
شناخت اولويتهای مورد نظر در پرداختن به هنر دينی و از آن جمله تئاتر دينی، مسئلهای مهم است كه بايد با بازنگری آئيننامههای اجرايی و عمل درست و قانونی به مفاد آن مورد توجه مسئولان جديد در عرصه فرهنگ و هنر قرار گيرد و البته در اين راستا بايد حذف و جايگزينی برخی بندهای قانونی در اجرای اين برنامهها كه تجربه نشان داده است در عمل روند مثبت آنها را به بيراهه برده و هيچ تأثيری مثبتی نداشته و ندارند جرح و تعديل، اصلاح و يا به شكل كلی با بندی ديگر جايگزين شوند.
شرط عملياتی شدن چنين رويكردی كه به اصلاح برخی سياستهای كلی در حوزه هنر دينی و بهتبع آن تئاتر دينی منجر میشود، حضور مديران و مسئولان مجرب و كارآزمودهای است كه يا در طول اين چند سال كارنامه موفقی از خود در عرصه هنر دينی به جای گذاشتهاند و يا با رصد تحولات و افت و خيزهای هنر دينی، برنامهای جامع را در شكل نظری آن تبيين و تشريح كردهاند كه البته تحقق آن نيز ضمانت اجرايی میخواهد.
به هر حال مسئولان عرصه فرهنگ و هنر در دولت آينده ـ كه شعار در اختيار داشتن كليد برای گشايش همه قفلهای بسته در عرصههای گوناگون مديريت كشوری را سرلوحه خود در نظر گرفته ـ بايد تركيبی از مديران موفق كنونی و افراد كارآزموده و مجرب و آشنا به مديريت فرهنگی و هنری باشند كه اشراف كامل به گلوگاههای اين عرصه داشته و نقشه مناسبی را برای اجرا در اختيار مديران اجرايی قرار دهند و در يك كلام چه از تجربه مديران كنونی استفاده شود و چه نظام مديريتی تركيبی از افراد كهنهكار و تازهكار باشد و چه شاهد حضور چهرههای نو در عرصه مديريت فرهنگی و هنری باشيم، بايد اذعان كرد كه شايستهسالاری به عنوان يك اصل شاهكليد دولت منتخب در عرصه فرهنگ و هنر و به ويژه تئاتر و از همه مهمتر اعتلای تئاتر دينی خواهد بود.