گروه اجتماعی: مسجد يك پايگاه معنوی، فرهنگی و انسانساز در جامعه اسلامی محسوب میشود، توجه به پويايی و ايجاد نشاط در اين مركز اجتماعی میتواند با جذب كودكان، نوجوانان و جوانان آينده روشن جامعه را در عرصههای مختلف تضمين نمايد.
مسجد يك پايگاه معنوی، فرهنگی و انسانساز در جامعه اسلامی محسوب میشود، توجه به پويايی و ايجاد نشاط در اين مركز اجتماعی میتواند با جذب كودكان، نوجوانان و جوانان آينده روشن جامعه را در عرصههای مختلف تضمين نمايد.
ساعت را نگاه میكنم، دو ساعت و نيم به اذان مغرب زمان باقی است، وضو میگيرم و پياده به طرف مسجد علیبن ابيطالب(ع) شهر ايلام به راه میافتم؛ چندين كوچه و خيابان را پشت سر میگذارم، با ورود به كوچه «علیبن ابيطالب(ع)» منارههای مسجد بيش از هر چيز خودنمايی میكند، نمای بيرونی آن بسيار ساده طراحی شده و فاقد هرگونه اثری از معماری اصيل اسلامی است.
ديوارههای داخلی شبستان بزرگ مسجد نيز دارای معماری ساده آجرنما است كه بالای ديوارهای آن با آيات قران كريم بهنحو باشكوهی تزئين شده است؛ در طبقه فوقانی مسجد كه فضای بزرگی را به خود اختصاص داده است با اجازه امام جماعت مسجد يك ميز تنيس روی ميز همراه با راكت و توپ و يك فوتبالدستی قرار داده شده و كتابخانه مسجد هم همانجا قرار دارد.
دو ساعت قبل از شروع اذان مغرب، كودكان و نوجوانان محله برای استفاده از اين امكانات به مسجد مراجعه كردهاند، برنامه هر روزشان همين است، تعدادی از جوانان در كتابخانه مسجد مستقر میشوند و از كتابها استفاده میكنند؛ امام جماعت مسجد به نوجوانان و جوانان مسجد اجازه داده پيش از برگزاری نماز جماعت در مسجد به بازی و كشتی گرفتن با هم بپردازند، هر چند اين اجازه موافق نظر هيئت امنای مسجد نيست اما باعث شده اكثر بچههای محل دو ساعت پيش از مغرب، خود را با شوق و ذوق به مسجد برسانند.
در اين ميان تعدادی از نوجوانان در گوشهای از مسجد مشغول فراگيری روانخوانی قران كريم هستند و آيات سوره مباركه نور را در نزد يكی از جوانان مسجد زمزمه میكنند؛ تعدادی از جوانان و بزرگسالان هم در گوشهای مشغول به خواندن نمازهای قضای خود هستند؛ عدهای از جوانان اهل مطالعه با استفاده از بريدههای روزنامههای سراسری، تابلو اعلانات مسجد را مزين میكنند؛ نمازگزاران كه وضو گرفتهاند به داخل شبستان مسجد وارد میشوند و بريدههای روزنامهها را مطالعه میكنند.
آيات سوره مباركه اسراء با صدای ملكوتی شحات انور فضای شبستان و محله را به تسخير خود درآورده است، چند دقيقه به اذان باقی است؛ نوجوانان آرام آرام تنيس روی ميز، فوتبالدستی و كتابخانه را تعطيل میكنند تا به صفوف نماز بپيوندند؛ امام جماعت به مسجد وارد میشود، نمازگزاران با صلوات به استقبال میروند و ديدهبوسی میكنند، برخی هم سؤالات شرعی میپرسند.
امام جماعت به ميان كودكان و و نوجوانانی میرود كه منتظر او هستند، وی نوجوانان را با گشادهرويی به جلو شبستان مسجد فرامیخواند، همه بچهها به همان سمت میروند، امام جماعت سؤالات ساده احكام را از بچهها میپرسد و هر كدام از آنها زودتر جواب بدهد شكلات جايزه میگيرد.
نوای ملكوتی اذان، طنينانداز میشود، امام جماعت به طرف محراب مسجد و بچهها به سمت صفوف نماز حركت میكنند؛ پس از اقامه نماز و خواندن يك صفحه از قرآن كريم، جماعت آرام آرام به سمت منزل حركت میكنند، كودكان و نوجوانان در مركز مسجد و زير گنبد منتظر امام جماعتند، روحانی مسجد دست در دست بچهها به ميان آنها میرود، بچهها از او میخواهند كه در وصف حضرت امير(ع) برايشان شعر بخواند، روحانی كه صدای زيبايی دارد، برايشان میخواند: «علی امام من است و منم غلام علی؛ هزار جان گرامی فدای نام علی»، بچهها اين بيت را با روحانی همخوانی میكنند و يا علی(ع) گويان آرام آرام از شبستان به سمت بيرون حركت میكنند، كودكان و نوجوانان اما انگار دوست ندارند مسجد را ترك كنند.
ای كاش روحانی مسجد میتوانست مقداری هر چند اندك از جذبه خود و درك عميقش از كاركرد مسجد را به اعضای هيئت امنای مسجد منتقل كند؛ ای كاش هيئت امنای مسجد حوصله و بردباری بيشتری به خرج میدادند و امكانات بيشتری برای جذب كودكان فراهم میكردند؛ ای كاش هيئت امنای مسجد تنها نقش پشتيبانی و تداركاتچی امام جماعت را ايفا میكردند و با بچهها مهربانتر بودند، ای كاش...