گروه اجتماعی: اقتصاد اسلامی را بايد يک سيستم مديريت يكپارچه ديد كه زكات تنها بخشی از آن است و در كنار اين عنصر تعديلكننده اقتصادی، دهها و صدها حكم و قانون اقتصادی ديگر نيز وجود دارند كه همه آنها در كنار همديگر معنی و منطق خاصّ خود را پيدا میكنند.
حجتالاسلام و المسلمين محمدجواد چمانه، سرپرست اداره تبليغات اسلامی ارسنجان در گفتوگو با خبرگزاری بينالمللی قرآن(ايكنا) شعبه فارس، بر ضرورت ترويج فرهنگ توجه به فريضه الهی زكات تأكيد كرد و گفت: احسان و نيكوكاری كه گاه از آن به انفاق و صدقه تعبير شده است، در شرع مقدس اسلام دارای جايگاه بسيار والايی است و آيات و روايات زيادی درباره اهميت و آثار نيك آن وجود دارد.
وی افزود: در قرآن هر جا كه از نماز بهعنوان عبادت سخن گفته شده از انفاق نيز بهعنوان نماد وظايف اجتماعی ياد شده است.
حجتالاسلام چمانه تصريح كرد: با توجه به اين تأكيدها میتوان دريافت كه در اسلام كمال سعادت انسان بر دو پايه اصلی بنا شده كه يكی نماز بهعنوان عبادت و راز و نياز با خداست و دومی کمک به نيازمندان بهعنوان يك وظيفه مهم اجتماعی.
سرپرست اداره تبليغات اسلامی ارسنجان اظهار كرد: با اندك تأملی در موارد مصرف زكات معلوم میشود كه حكم زكات، برای قرار دادن امكانات رفاهی در اختيار محرومان است نه برای تضعيف آنها.
وی ادامه داد: اگر منصفانه قضاوت شود مشخص میشود كه اكثر موارد مصرف زكات، مربوط به مناطق فقيرنشين است لذا هرچه از كشاورز و دامدار گرفته میشود در درجه اول خرج منطقه خود او میشود.
حجتالاسلام چمانه بيان كرد: افزون بر آن، زكات گرفته شده از ثروتمندان نيز به مناطق محروم آنها سوق داده میشود چراكه در مناطق ثروتمند مورد مصرف چندانی برای زكات وجود ندارد چون طبق حكم شرع اگر در منطقه اخذ زكات، مورد مصرفی يافت نشد، زكات در جاهای مناسب ديگر مصرف میشود تا محرومیتهای آن مناطق نيز برطرف شود، بنابراين، زكات نه تنها فشاری بر محرومان نيست بلكه برعكس، اگر درست اجرا گردد عاملی است برای ايجاد توازن اقتصادی و رفاهی.
اين پژوهشگر دينی با تأكيد بر اينكه اقتصاد اسلامی را بايد يك سيستم مديريت يكپارچه ديد كه زكات تنها بخشی از آن است، گفت: در كنار اين عنصر تعديلكننده اقتصادی، دهها و صدها حكم و قانون اقتصادی ديگر نيز وجود دارند كه همه آنها در كنار همديگر معنی و منطق خاص خود را پيدا میکنند.
وی اضافه كرد: بر اين اساس، كسیكه میخواهد درباره احكام اقتصادی اسلام سخن بگويد يا آن را نقد كند، بايد از چهارچوب نظریه اقتصادی اسلام كاملاً مطلع باشد و در اين صورت است كه میتوان بحثی منطقی درباره احكام اقتصادی اسلام داشت.