مجموعه طنز «دودكش» ويژه ايام ماه مبارك رمضان اين شبها ساعت 2230 از شبكه اول سيما پخش میشود، مجموعهای كه با وجود دارا بودن گروه حرفهای، پس از تقريباً گذشت نيمی از قسمتهای آن نتوانسته رضايت نسبی مخاطبان را برآورده سازد.
گروه هنر: مجموعه طنز «دودكش» ويژه ايام ماه مبارك رمضان اين شبها ساعت 22:30 از شبكه اول سيما پخش میشود، مجموعهای كه با وجود دارا بودن گروه حرفهای، پس از تقريباً گذشت نيمی از قسمتهای آن نتوانسته رضايت نسبی مخاطبان را برآورده سازد.
|
روزگاری كه قرار بود پخش مجموعههای تلويزيونی مناسبتی در رسانه ملی باب شود، نخستين شاخصه آنها مناسبت داشتن با مقطعی از زمان بود كه در باكس پخش آن قرار داشت؛ خواه اين مجموعه تلويزيونی بخواهد نگاهی طنزگونه به موضوعات گوناگون داشته باشد و خواه نگرشی جدی به آنها.
حقيقت اين است كه اين روزها از استانداردهای مجموعهسازی در تلويزيون حتی در مقايسه با آن دسته از اين آثار كه در سطح پايين كيفی قرار دارند فاصله گرفتهايم و اصطلاحاً برنامهسازان تلويزيونی به مرگ گرفتهاند كه به تب راضی شويم و آرزو كنيم كه باز شاهد پخش نمونهای از مجموعههای تلويزيونی باشيم كه ساليان گذشته از رسانه ملی پخش میشدند و آن زمان هم باز ديدی انتقادی به آنها داشتيم.
حداقل اگر قرار بر اين نيست كه فضای موجود در يك مجموعه تلويزيونی با شرايط زمانی ايام پخش آن همچون رمضان مربوط شود اين انتظار میرود كه تا به اين اندازه هم دور از موضوعيت زمانی آن نبوده و بیربط با حال و هوای اين ماه نباشد اما دريغ كه مجموعه «دودكش» مخاطب خود را نااميدتر از اين میكند تا تصور اين را داشته باشد كه ممكن است در تعقيب قسمتهای بعدی آن اميد به نجات و رهايی از ورطه تكرار و استفاده از موقعيتهای طنز دست چندمی خود داشته باشد.
مسئله مهم اينجاست كه «دودكش» اصلاً ربطی به كارگردان آن يعنی محمدحسين لطيفی ندارد، لطيفی كه سابقه درخشانی در امر مجموعهسازی با آثاری همچون «كت جادويی»، «همسايهها» و يك مجموعه مناسبتی ويژه ماه رمضان به نام «صاحبدلان» دارد كه همچنان فيلمنامه و نحوه كارگردانی آن ورد زبانهاست؛ از اينها گذشته اگر قرار باشد لطيفی را در موقعيت يك طنزساز نيز قرار دهيم، چند سال پيش او مشاور كارگردان مجموعه طنز «سه در چهار» به كارگردانی مجيد صالحی بود و بايد با نهايت تأسف گفت كه «دودكش» حتی در حد و اندازههای «سه در چهار» كه سياهمشق صالحی در زمينه طنزسازی محسوب میشود هم نيست.
البته شايد تقصير از فيلمساز نباشد و به دليل بیربط بودن «دودكش» با ماه رمضان است كه توقع تا اين اندازه بالا رفته است و لطيفی سعی خود را هر چند با اهمال و كمكاری و البته كجسليقگی كه كمتر از او سراغ داريم در ساخت آن كرده باشد و بايد نوك پيكان اتهام را مجدداً به سمت مديران صدا و سيما نشانه گرفت كه به دليل باكس خالی ناشی از بیتدبيری برای توليد يك اثر فاخر تلويزيونی مناسب رمضان، در دقيقه 90 تصميم به پر كردن آن با مجموعه تلويزيونی همچون «دودكش» ولو با اضافه كردن دلنوشتههای كارگردان در ابتدای آن كه جزئی از تيتراژ است به منظور ربط دادن آن با رمضان گرفتهاند.
فارغ از اين موضوع، بحث و غرض اصلی اين يادداشت پرداختن به خود مجموعه است؛ مجموعهای كه به هر حال نام كارگردانی صاحب سبك همچون لطيفی را يدك میكشد و طرح اين پرسش كه در چه شرايطی چنين شخصی مبادرت به ساخت اثری پايينتر از سطح حرفهای خود میكند؛ كاری كه مشكلات عديده فيلمنامهای در روايت قصه خود دارد چه برسد به اينكه بعدها حتی در موضوعات فنی همچون بازی بد برخی از بازيگران و كات شلخته در مرحله تدوين و مسائل عديده ديگر برای آن میتوان طرح اشكال كرد.
اين درست كه چند چهره محبوب بازيگری به سبب ظهور اين چند ساله در مجموعههای طنز تلويزيون میتوانند بر كشش و جذب مخاطب كمك شايانی كنند و حتی بعدها شاهد باشيم كه برخی از آنها تبديل به زوج بازيگری شوند، اما نبايد فراموش كرد كه هر كار تلويزيونی مختصات خود را داراست و با توجه به شخصيتپردازی از منظر كارگردان نسبت به كار نمیتوان سلامت بازی و تناسب بازيگر به نقش برای طبيعی درآمدن بازی او را فدای محبوبيتی كرد كه فلان بازيگر در اين سالها به واسطه حضور در مجموعههای طنز تلويزيونی به دست آورده است.
توقع مخاطب از مجموعههای طنز مناسبتی به واسطه كارهايی كه سالهای گذشته از سوی كارگردانی همچون رضا عطاران شاهد بوديم و حتی اكنون در صورت بازپخش نيز با استقبال مخاطبان مواجه خواهند شد، بالا رفته است و نمیتوان ذائقه آنها را با به كارگيری زبانی سخيف و بیمايه طنز به نحو مطلوبی راضی نگه داشت.
«دودكش» نه در عرصه طنز موقعيت و نه در حوزه طنز كلامی تاكنون هيچ توفيقی نداشته و آنچه مسلم است همچنان هم بر همان سنتهای قديمی و تاريخ مصرف گذشته خود برای ايجاد فضای شاد و مفرح اصرار خواهد ورزيد، سنتی كه يا بر تكه كلامهای به ظاهر بامزه بازيگران خود متكی است و يا بر ايجاد موقعيتی كه قرار است طيفی از طبقه متوسط رو به پايين جامعه را بدون تكلف و دارا بودن وضعيت خشك و رسمی نشان دهد.
باز هم تأكيد میكنيم كه اشكال اساسی «دودكش» فيلمنامه آن است؛ فيلمنامهای كه روايتی را از جايی آغاز میكند كه جايگاه اشخاص و تيپهای بستر نمايشی آن به هيچ عنوان معلوم و مشخص نيست و در نتيجه نمیتوان انتظار داشت كه براساس تعريف نامشخصی كه از جايگاه هر شخصيت در مجموعه مشاهده میكنيم روابط ميان آنها نيز از منطق روايی مناسب و معقولی برخوردار باشد.
اينكه چرا ميان شوهر خواهر و برادر زنی خصومتی وجود دارد همچنان مشخص نيست و آنها در طول قسمتهای پخش شده از مجموعه تلويزيونی مواجههای بچهگانه با هم دارند كه شايد تنها دليل آن خنداندن مخاطب باشد!؟ و يا به طور مثال و به زبان عاميانه سوتیهای متعددی كه در راكورد صحنه اتفاق میافتد و توالی نماها را برهم میريزد و مثلاً چطور و چگونه است كه سر و كله يك دست كله و پاچه در خانه خواهر شخصيت اصلی مجموعه پيدا میشود كه وی به بهانه تحويل گرفتن پخته آن، به خانه آنها برود و در غياب شوهر خواهرش، پولی را دور از چشم خواهر زير تشكچه بگذارد كه البته مواردی مصداقی از اين دست در اين مجموعه بسيار زياد میتوان يافت كه بعيد ممكن است از نگاه شخصيتی حرفهای همچون لطيفی دور مانده باشد.
و كلام آخر اينكه محمدحسين لطيفی بايد به واسطه حرفهای شدن در امر مجموعهسازی و فيلمسازی، بينشی ژرف و عميق پيدا كرده باشد و محبوبيت و اعتبار خود را با تن دادن به كارگردانی مجموعهای همچون «دودكش» كه هم به لحاظ ساختاری و هم محتوايی نواقص متعددی دارد مخدوش نكرده و اعتماد مخاطب را از خود سلب نكند، كاری كه شايد بتوان گفت محبوبيت و اعتبار اكبر عبدی را با سابقه درخشان در امر بازی در فيلمهای طنز و كمدی،تنها به سبب اغراض شخصی با بازی در مجموعه «زير آسمان شهر» زير سؤال برد.
اميرسجاد دبيريان