گروه اجتماعی: يك پژوهشگر قرآنی گفت: استفاده از آموزهها و راهكارهای قرآنی در امور اجتماعی زمينه شادابی و تقويت معنويت در جامعه را فراهم میكند از جمله، كاشت درختان مفید و قرآنی به علت داشتن شادابی و نشاط بيشتر نسبت به درختان غیر مفید زمينهساز شادابی در جامعه است.
سيده نرگسخاتون مجتهدنجفی، پژوهشگر قرآنی در گفتوگو با خبرگزاری بينالمللی قرآن(ايكنا) شعبه اردبيل، تصريح كرد: در قرآن كريم تأكيد زيادی به كاشت درخت شده است و اين نشان از اهميت كاشت درختان مفید و استفاده از ميوههای آن بهعنوان مبنع تغذيه است.
مدير عامل مؤسسه تحقيقاتی قرآن، عترت، ثقلين و راه زندگی افزود: ما در قالب تحقيقات مختلف آيات و روايات مربوط به كاشت درخت، اهميت درختكاری و درختان بهشتی را دستهبندی كردهايم بهطوریكه در قرآن كريم همواره به كاشت درختان مثمر تأكيد بيشتری شدهاست و اصلاً در سيره معصومين يك مورد درخصوص چمن يا كاشت درختان غير مثمر تأكيد يا سفارش نيست.
مجتهدینجفی به اهميت درخت در قرآن اشاره كرد و افزود: طبق فرمايش قرآن هم در بهشت و هم در جهنم درخت هست اما درختان بهشتی درختان مفید و درختان جهنم درختان غیر مفید هستند بهطوريكه در قرآن از درختی بنام زقوم كه در قعر جهنم میرويد ياد شده است و يا از گيان بدبويی بنام «ضريع» نيز كه در جهنم وجود دارد نام برده شده است.
وی افزود: از ضريع به عنوان غذای اهل جهنم ياد شده است كه خداوند در آيه 13 سوره مزمل، میفرمايد؛ «وَطَعَامًا ذَا غُصَّةٍ وَعَذَابًا أَلِيمًا» اهل جهنم وقتی غذاهای جهنم را میخورند احساس خوشحالی و سيری نمیكنند بلكه غصه دار میشوند؛ چون عذاب اليم و دردناك است.
مجتهدی ادامه داد: غذای ضريع، نه باعث چاقی آنان میشود و نه آنان را سير میكند، چون غذا نيست بلكه آتش و عذاب است.
مجتهد نجفي ادامه داد: ضريع از هر مردار گنديدهای گنديدهتر و از هر ميوه و غذای تلخی تلختر و از هر آتشی سوزاندهتر است كه اهل جهنم هر مقدار ار آن بخورند باعث سيری آنان نمیشود، چون آتشی بيش نيست. و در روايت است كه «اگر قطرهای از ضريع در آبهای دنيا ريخته شود تمام حيوانان دريايی از بوی بد آن میميرند».
وی ادامه داد: طعام ضريع از نظر مفسران و روايات، نوعی گياه خاردار است كه برگ ندارد و اگر خشك شود سم كشنده میگردد. هيچ حيوانی اين گياه را نميخورد.
اين محقق ادامه داد: زَقّوم نيز نام درختی است كه به گفته قرآن در قعر آتش جهنم رشد میكند. بر اين درخت ميوهای میرويد كه غذای جهنميان است. در سه جای قرآن و به طور مشخص در آيه ۶۲ سوره الصافات، در آيه ۴۳ سوره الدخان و آيه ۵۲ سوره الواقعه، از كلمه زقوم يا درخت زقوم استفاده شده است. ميوههای اين درخت به شكل سرهای شياطين است كه دوزخيان از آنها میخورند و در دل آنها همچون فلز گداخته قليان میكند و در پی آن آب جوش مینوشند.
مجتهد نجفی بيان كرد: در اين سورهها، قرآن در كنار برشمردن پاداشهايی كه برای نيكوكاران در جهان آخرت و بهشت وجود دارد به پذيرايی جهنميان با زقوم اشاره كرده و آنها را به ترك گناه دعوت مینمايد بنابراين آنطور كه از روايات اسلامی برداشت میشود، اين درخت در نقطه مقابل و متضاد درخت طوبی كه درختی بهشتی است، قرار دارد. از اين درخت به درخت شقاوت نيز تعبير شدهاست كه هر شخص گناه كار به ميزان شرك، گناه و قذارت باطن خود از اين درخت در دل خود ريشه دارد.
وی در ادامه با اشاره به اينكه همه انبياء الهی كشاورز بودند شغل آنان را نشان از اهميت كشاورزی و كاشت درخت عنوان كرد و ادامه داد: امام رضا(ع) در سفر تبعيدی به ايران در شهر نيشابور نهال بادام را كاشته است كه اينها همه نشان از اهميت موضوع درختكاری و كاشت درخت مثمر در جامعه است و طبق روايات ديده نشده است كه هيچ يك از انبيا درخت غیر مفید يا چمن بكارد اين در حالی است كه درخت چنار آن زمان هم بوده است.
وی در پايان به برخی از تفاوتهای درختان غيرمفید و درختان مثمر يا بهشتی اشاره كرد و گفت: درختان غيرمفید مشكلات زيست محيطی مختلف ايجاد میكنند كه از جمله با توليد گازهای سمی موجب آلودگی هوا میشوند و حاصلخيزی خاك را از بين برده باعث كم شدن تنوع زيستی و جانوری میشوند و يا زمينه شور شدن آبها را فراهم كرده ايجاد افسردگی و نفرت در موجودات میكنند(نمونه آن اين است كه در پارك چيتگر هيچ پرندهای روی درختان غيرمفید لانه نمیكند).
مجتهد نجفی، خزان زودرس، ديرتر از درختان مثمر بيدار شدن را از مشكلات ديگر درختان غيرمفید عنوان كرد.