گروه اقتصاد: آيات متعددی در قرآن در رابطه با لزوم پرداخت زكات از سوی امت اسلام آمده كه عموما در كنار واژه «صلاه» آورده شده است و شايد حكمت آن، اين است كه نماز عبادتى شخصى و زكات عبادتى اجتماعى و اقتصادى است.
زكات در لغت به معناى «پاكى و نمو» آمده است و در اصطلاح فقه عبارت است از اينكه هر مسلمانى بخشى از اموال خود را، در صورتی كه از حد معينى بيشتر شده باشد، به نفع نيازمندان و افراد فقير جامعه پرداخت نمايد؛ به عبارت ديگر، زكات اين است كه از درآمدها و محصولات توليدى مانند محصولات كشاورزى و دامدارى و نيز از دارايیهاى نقدى كه در طول سال راكد میماند، در صورتی كه به حد نصاب برسد، مقدارى معين به خزانه دولت اسلامى براى مصارف مشخص شده اختصاص میيابد.
خداوند متعال زكات را از پايههاى دين مبين اسلام و در رديف نماز كه برترين نشانه ايمان است، قرار داده است، چنانكه در قرآن كريم میفرمايد: «وَ أقیِمُوا الصَّلوة وَ آتُوا الزَّكَوة؛ نماز را برپا داريد و زكات را بپردازيد»(بقره/110). علاوه بر اين آيه، آيات متعدد ديگری نيز در رابطه با لزوم پرداخت زكات مطرح شده كه عموما در كنار لفظ «الصلاه» آورده شده است و شايد حكمت آن، اين است كه نماز عبادتى شخصى و زكات عبادتى اجتماعى و اقتصادى است. مسلمانان به وسيله نماز با پروردگار عالم ارتباط برقرار میكنند و با پرداخت زكات و رفع نياز بندگان خدا، به خالق هستى تقرّب میجويند.
مسلمان به موازات ارتباط با خداوند، با مردم نيز مرتبط میشود. اين از ويژگیهاى مكتب اسلام است كه پيوند با خلق، شرط تقرّب به خالق است. قرآن كريم در آيات يك تا چهار سوره مومنون اداى زكات را از شرايط ايمان شمرده و يكى از ويژگیهاى مؤمنان را اداى زكات میداند و میفرمايد: «به تحقيق مؤمنان رستگار شدند كسانى كه وظيفه خود را در مورد زكات به انجام میرسانند». در بيان اهميت زكات در آيه ديگرى از قرآن كريم آمده است، كسانى كه از پرداخت زكات خوددارى كنند، در زمره مشركان و كافران به خداوند و معاد محسوب میشوند: «وَ وَیْلٌ لِلْمُشرِكينَ، الَّذِينَ لَا یُؤتُونَ الزَّكَوة؛ واى بر مشركان، كسانى كه زكات پرداخت نمیكنند»(فصلت/6). در بحارالانوار نيز در اين زمينه حديثى از پيامبراكرم(ص) نقل شده كه به حضرت على (ع) میفرمايند: «اى على! ده كس از امت من به خداى بزرگ كافر شدند و از جمله آنها كسى است كه زكات نمیپردازد».
از نكات قابل توجه در مورد زكات میتوان به اين اصل مهم اشاره داشت كه خداوند متعال زكات را وسيلهاى براى آزمايش بندگان قرار داده است. مال و دارایى يكى از خواستههاى انسان است و كسى كه در دعوى دوستى خداوند صادق باشد، با طيب خاطر و رضايت كامل، بخشى از دارایى خود را در راه او انفاق میكند. همچنين زكات، تطهير دل و پاك شدن آن از بخل و پليدى است. بخل و خسّت در دل انسان به منزله آلودگى باطنى است كه موجب از دست دادن شايستگى قرب حقتعالى میگردد، همچنان كه آلودگى ظاهر موجب میشود بنده شايستگى اقامه نماز را از كف بدهد. آلودگى بخل، با چيزى جز خرج كردن مال پاك نمیشود. بدين سبب، زكات همچون آبى است كه با آن آلودگى بخل شسته میشود. يكى ديگر از اسرار زكات، شكر نعمت الهى است. مال و دارایى نعمتى است كه سبب آسايش مؤمنان در دنيا و آخرت میشود. چنانكه نماز، روزه و حج شكر نعمت تن و سلامت آن وقتیكه يك مسلمان توانمند و بینياز، مسلمان ديگرى را درمانده و محتاج میبيند، با پرداخت زكات، شكر نعمت الهی را به جا میآورد.
مجموع نكات ياد شده حاكی از آن است كه پرداخت زكات در جايگاه يك ماليات اسلامی و امری واجب از نشانههای مسلمان واقعی و همينطور راهكاری اساسی جهت توسعه اقتصادی و توزيع عادلانه ثروت در جامعه است. در اهميت زكات همين بس كه يكی از پايههای دين مبين اسلام شمرده شده و به عنوان درمان دردهای اقتصادی جامعه محسوب میشود. روايات اسلامى گواه اين مدعاست كه زكات مىتواند ريشه فقر را از بين ببرد، اگر به نحو صحيح و درست از آن استفاده شود.
توازن اقتصادى مهمترين فلسفه زكات است و از يك مفهوم اجتماعى و اقتصادى برخوردار است. توازن اقتصادى يعنى اينكه پول و ثروت در ميان افراد جامعه گردش كند و همه امّت اسلامى از رفاه نسبى برخوردار باشند. اسلام میخواهد در جامعه اختلاف طبقاتى وجود نداشته باشد. گروهى داراى ثروت بسيار و گروهى در نهايت فقر و بيچارگى نباشند. توصيه اسلام اين است كه ثروتمندان زندگى سادهاى داشته باشند و مازاد دارایى خود را به فقرا و نيازمندان بدهند تا آنها هم از زندگى سادهاى برخوردار شوند. در جامعه اسلامى، چنانچه كسى به خوراك، پوشاك و مسكن نيازمند باشد، اولًا دولت اسلامى و ثانياً امّت اسلامى مسؤول هستند. از اين رو بايد توجه داشت توسعه اقتصادی و ريشهكن كردن فقر در جامعه علاوه بر حكومت متوجه عامه مردم و امت اسلامی نيز هست و نمیتوان با توجيه اينكه حكومت مسئول گسترش رفاه در جامعه است نسبت به هم نوع و افراد جامعه بیتفاوت بود.
رضا عدالتی پور