رهبر معظم انقلاب حضرت آيتالله خامنهای بر ضرورت و اهميت تداوم عملكرد نهادهای انقلابی تأكيد داشته و دارند كه به مناسبت سالروز تشكيل جهاد دانشگاهی بخشی از بيانات ايشان در مورد جايگاه ارزشمند جهاد دانشگاهی و مزيتهای آن برای جمهوری اسلامی ايران ارائه میشود.
گروه سياسی: رهبر معظم انقلاب حضرت آيتالله خامنهای بر ضرورت و اهميت تداوم عملكرد نهادهای انقلابی تأكيد داشته و دارند كه به مناسبت سالروز تشكيل جهاد دانشگاهی بخشی از بيانات ايشان در مورد جايگاه ارزشمند جهاد دانشگاهی و مزيتهای آن برای جمهوری اسلامی ايران ارائه میشود.
به گزارش خبرگزاری بينالمللی قرآنی ايران(ايكنا) امروز، چهارشنبه 16 مردادماه سالروز تشكيل جهاد دانشگاهی به فرمان رهبر كبير انقلاب و بنيانگذار فقيد جمهوری اسلامی ايران حضرت امام خمينی(ره) است.
از آنجا كه رهبر معظم انقلاب حضرت آيتالله خامنهای با اشراف كامل بر مبانی نظری و عمق آيندهنگری امام راحل بر ضرورت و اهميت تداوم عملكرد نهادهای انقلابی تأكيد داشته و دارند به مروری بر بيانات ايشان در مورد جايگاه ارزشمند جهاد دانشگاهی و مزيتهای آن برای جمهوری اسلامی ايران میپردازيم:
« ... اما خود جهاد دانشگاهى ... مىخواهم عرض بكنم كه مسؤوليت جهاد دانشگاهى، بالاتر از آن چيزى است كه حتّى بهعنوان وظيفه جهاد دانشگاهى - يعنى تحقيقات و كار فرهنگى - معين شده است. جهاد دانشگاهى مىتواند آن دستگاهى باشد كه اين موجِ جوانِ تحصيلكُنِ دانشجوى كشور را در داخل دانشگاهها هدايت كند و اينها را به پختگى و كمال لازم برساند. دستگاه رسمى دولتى و يا وزارت، هرچه هم كه از لحاظ مديران و مسئولان، مورد پسند و قبول باشد، باز جهاد دانشگاهى، يك حالت خودمانیتر و صميمیترى نسبت به اين قضيه دارد و تركيبش، تركيب جوانترى است و اساساً گويا بنا شده، براى همين كه با دانشجويان ارتباط داشته باشد، از دانشجويان باشد، به آنها بپردازد، از زبان آنها حرف بزند و به آنها توصيه بكند. مسئلهاش، مسئلهى دانشجويان است و اين كار، از عهده جهاد دانشگاهى، بيشتر و بهتر برمىآيد» (بيانات رهبر معظم انقلاب در ديدار با جمع زيادی از دانشجويان و مسئولان جهاد دانشگاهی؛ سال 1369).
« ... جهاد دانشگاهى، اينطور نيست كه ما رودربايستى كنيم، بگوييم چون يك عده جوان و علاقهمند هستند، بايد تقويت بشوند؛ نه، بايد براى منظور صحيحى تقويت بشود. آن منظور صحيح، همين نجات دانشجويان و هدايت اين جريان جوانى است كه وارد دانشگاه مىشوند، يا بعد از دانشگاه بيرون مىآيند و همه چيز ما به آنها نگاه مىكند. اصلاً ما اميد بستهايم كه مملكت را اينها اداره كنند. هدايت اينها در جهت صحيح فكرى و عملى، كار بسيار مهمى است و جهاد [دانشگاهی] مىتواند سهم قابل توجه و عمدهاى از اين كار را برعهده بگيرد» (همان).
«البته اگر مىخواهيد جهاد، خوب كار كند و نيروهاى انسانى را جذب نمايد، شرطش اين است كه برادران در سطوح بالا، بايد حساسيتهاى غلط سياسى را كنار بگذارند و الّا در بدنه، خيلى هم انتظارى نيست. شما مىدانيد كه من در اين چند ساله در اينگونه موارد حساس بودم و به جزئيات كار هم آگاهى داشتم. فرض كنيد در جهاد دانشگاهى اهواز، چند جوان دانشجوى پُرشور هستند - كه به نظر من بايد همان شورشان را هم حفظ كرد، آن هيجان و شور و شوق انقلابيشان را هم به هر قيمتى هست، بايد نگهداشت - حالا يك وقت چيزى هم مىگويد، آن قابل اغماض است، تعميم هم نبايد داد، من هم اعتقادم اين نيست كه بايد تعميم داد، من هم تعميم نمىدهم. البته اين سؤال براى من پيش مىآيد كه يك تشكيلات ادارى وابسته به يك دستگاه، رئيس و مسئولى دارد. اين رئيس، بايد كنترلى، مراقبتى و سؤالى بكند ... گرايشهاى سياسى شماها [مسئولان جهاد دانشگاهی] واقعاً مشخص است؛ يكسان هم نيست؛ هركدام هم، آن گرايش خاص سياسیاش معلوم است كه چيست. هيچ اشكالى هم ندارد كه اين گرايشها، يكجا با همديگر بنشينند و كارى را كه مىخواهند انجام بدهند، براى «كار» انجام بدهند، نه براى آنكه در خدمت آن گرايشهاى سياسى باشند. يعنى واقعاً اين گرايشهایى كه شماها داريد - كه هيچكدامش هم چيزهایى نيست كه از مجموع خطوط سياسى كشور خارج بشود، بلكه شناختهشده و معلوم است - بدون اينكه بخواهيم آنها را تخطئه يا نفى كنيم، اما آنقدر نيست كه براى آن، كارِ با عظمت جهاد دانشگاهى بخواهد قربانى بشود. اين گرايشهاى سياسى و خطى و سليقهاى - حالا هرچه اسمش را مىگذاريد - خودش فىنفسه، كوچكتر از كار جهاد دانشگاهى و خود جهاد دانشگاهى است. اين جهاد دانشگاهى، اصلاً نمىتواند در كانال اين گرايشها وارد بشود؛ عظيمتر از آنهاست، آن گنجايش را ندارد. كما اينكه شما براى كارهاى تحقيقاتى و فرهنگيتان، به عناصر فرهنگى و تحقيقاتى احتياج داريد و هرجا ديديد، بايد پيدا كنيد» (همان).
« ... غرض، جهاد دانشگاهى را حفظ و تقويت كنيد. اين انتظارى هم كه از من هست - انتظار حمايت سياسى يا مادّى - تا آن حدى كه براى من ميسور و مقدور است، بجاست. انشاءاللَّه كه من هم به اين انتظار، پاسخ بدهم و خواهم داد. اين جريان جهاد دانشگاهى، يك جريان اصلى است كه بايد در دانشگاهها بماند و آن وظيفه عمده و بزرگ را انشاءاللَّه برعهده بگيرد. بههرحال، براى هرطور كمكى كه از من ميسور و مقدور باشد و بشود انشاءاللَّه انجام داد، آماده هستم. انشاءاللَّه موفق باشيد (همان)
« ... جهاد دانشگاهى با انجام مسؤوليت پژوهش خود مىتواند دانشگاهها را از حالت ركود، توقف، تكيه بر محفوظات و انقطاع از تحقيقات خارج كند و اين مجموعه با تكيه بر خصوصيات ذاتى خود قادر است به پژوهشهاى دانشگاهى معنا، كيفيت، جهش و رشد بیسابقهاى بدهد» (بيانات مقام معظم رهبری در ديدار با دانشجويان و دستاندركاران جهاد دانشگاهی، 1378).
« ... در مورد جهاد دانشگاهى من اعتقادم اين است كه اين تركيب - جهاد و دانشگاه، و تلفيق جهاد كه يك امر ارزشى معنوى است با علم و دانش و با دانشگاه - داراى پيام است؛ نشان مىدهد كه مىتوان علم جهادى و نيز جهاد علمى داشت؛ اين همان كارى است كه شماها مشغوليد. علم شما علم جهادى است؛ با جهاد و با اجتهاد همراه است؛ دريوزهگرى و منتظر نشستن براى هديه شدن علم از اينسو و آنسو نيست؛ دنبال علم مىرويد تا آن را بهدست بياوريد؛ اين علم جهادى و علم برخاسته از مجاهدت و اجتهاد و تلاش است. از طرفى شما مشغول جهاد هستيد. جهاد يعنى مبارزه براى يك هدف والا و مقدس. ميدانهایى دارد؛ يكى از ميدانهايش حضور در نبردهاى مسلحانه رايج جهانى است. ميدان سياست هم دارد؛ ميدان علم هم دارد؛ ميدان اخلاق هم دارد. ملاك در صدق جهاد اين است كه اين حركتى كه انجام مىگيرد، جهتدار و مواجه با موانعى باشد كه همت بر زدودن اين موانع گماشته مىشود؛ اين مىشود مبارزه. جهاد يعنى يك چنين مبارزهای كه وقتى داراى جهت و هدف الهى بود، آنوقت جنبه تقدس هم پيدا مىكند. شما مبارزه علمى مىكنيد؛ زيرا اين كار شما بهطور واضح دشمنان بسيار سرسختى دارد كه نمىخواهند اين حركت علمى و تحقيقى انجام بگيرد. لذا به نظر من جهاد دانشگاهى فقط يك نهاد نيست، بلكه يك فرهنگ است؛ يك سمتگيرى و حركت است. هرچه بتوانيم ما اين فرهنگ را در جامعه گسترش دهيم و آن را پايدار و استوار كنيم، كشور را بهسمت سربلندى و عزت و استقلال حقيقى بيشتر پيش بردهايم» (بيانات مقام معظم رهبری در ديدار با دستاندركاران جهاد دانشگاهی، سال 1383).
« ... خوشبختانه جهاد به انتظارى كه از آن مىرفت، پاسخ داد. يك روز شايد فكر مىشد كه جهاد يك حركت گلخانهاى است كه براى نمونهسازى درست كرديم. امروز اين گلخانه دارد فضاى جامعه را به گلستان تبديل مىكند. نه تنها به نمونهسازى اكتفا نكرده، بلكه بركات خودش را دارد سرريز مىكند. همين آمارهایى كه دادند - البته قبلاً هم برايم فرستاده بودند و مرور كرده بودم - بسيار پُرمعناست. اين كه شما در صفوف مقدم علم در بعضى از بخشها داريد حركت مىكنيد و آن را براى پيشرفت علمى و صنعتى و فناورى كشور بهكار مىگيريد و تحقيق را رشد مىدهيد، معنايش اين است كه اين گلخانه ديگر گلخانه نيست، بلكه فضاى باز و معطرى است كه در حال گسترش است، و من طرفدار اين گسترش هستم؛ بايد اين گسترش روزبهروز بيشتر شود ... من اخيراً در روزنامه خواندم كه سلولهاى بنيادى قلب را براى ترميم قلب به مرحله آزمايش و عمل درآوردهاند و پيوند زدهاند. اينها معنايش همان سر ريز شدن اين بركات به سطح جامعه است ... هر كدام مثال بارزى براى بركات جهاد دانشگاهى است» (همان).
« ... شما اسمتان جهاد دانشگاهى است؛ روى اين اسم تكيه كنيد و به مقتضاى اين اسم تمسك كنيد و حقيقتاً جهاد كنيد. وقتى جهاد؛ يعنى تلاش هدفدار براى خدا، وجود داشت، بدون ترديد موفقيت هم با آن همراه خواهد بود» (همان).
« ... جهاد دانشگاهى را انتخاب كردم، چون جهاد دانشگاهى مولود مبارك انقلاب است. همينطور كه در قرآن كريم در مقايسه دو مسجد میفرمايد: « لاَ تَقُمْ فِيهِ أَبَدًا لَّمَسْجِدٌ أُسِّسَ عَلَى التَّقْوَى مِنْ أَوَّلِ یَوْمٍ أَحَقُّ أَن تَقُومَ فِيهِ فِيهِ رِجَالٌ یُحِبُّونَ أَن یَتَطَهَّرُواْ وَاللّهُ یُحِبُّ الْمُطَّهِّرِين» [هرگز در آن جا نايست چرا كه مسجدى كه از روز نخستين بر پايه تقوا بنا شده سزاوارتر است كه در آن به نماز ايستى و در آن مردانىاند كه دوست دارند خود را پاك سازند و خدا كسانى را كه خواهان پاكىاند دوست مىدارد]؛ جهاد دانشگاهى همينجور است؛ جزء معدود رويشهاى اصلى خود انقلاب است. اين معنايش اين نيست كه جهاد از اول در هر برهه از زمان، هرجور بوده، هرجور فكر كرده، هرجور كار كرده، درست است؛ نه، ما آدمها گاهى درست فكر میكنيم، گاهى غلط فكر میكنيم، گاهى درست عمل میكنيم، گاهى غلط عمل میكنيم. ملاك قضاوت، اين تناوبها و پيچ و خمها نيست؛ ملاك قضاوت، هدفگيرى و جهتگيرى و استمرار در حفظ اين هدف است؛ ولو حالا گاهى انسان خطایى هم بكند، لغزشى هم بكند. من هويت جهاد را در نظر دارم كه بركات زيادى هم بحمداللَّه داشته. حالا من يك جمله درباب جهاد میگويم ... جهاد دانشگاهى مركب از دو كلمه است ديگر: جهاد و دانشگاه؛ هم بايد در آن جهاد باشد، هم بايد متناسب با دانشگاه باشد. جهادى عمل كردن، مفهوم خاصى دارد. هرجور كارى، جهادى نيست. جهاد با جهد و تلاش از لحاظ ريشه يكىاند؛ يعنى در آن معناى جهد و كوشش وجود دارد؛ اما جهاد فقط اين نيست؛ جهاد يعنى مبارزه؛ مبارزه در همين اصطلاح متعارف فارسىِ امروز ما. مبارزه انواع و اقسامى دارد: مبارزه علمى داريم، مبارزه مطبوعاتى داريم، مبارزه سياسى داريم، مبارزه اقتصادى داريم، مبارزه نظامى داريم، مبارزه آشكار داريم، مبارزه پنهان داريم؛ اما يك نقطهى مشترك در همه اينها وجود دارد و آن اينكه در مقابلِ يك خصم است؛ در مقابلِ يك مانع است. مبارزه با دوست معنى ندارد؛ مبارزه در مقابلِ يك دشمن است. فرض كنيد در دوران اختناق، كسى هر هفته مثلاً پنج تا كتاب ميخواند؛ خيلى كار بود؛ اما لزوماً مبارزه نبود؛ جهد بود، جهاد نبود. اگر ميخواست جهاد باشد، بايد كتابى را ميخواند كه در حركت او در مواجههى با رژيم طاغوت و رژيم اختناق، تأثير داشت؛ آنوقت ميشد جهاد. خاصيت جهاد اين است» (بيانات مقام معظم رهبری در ديدار از پژوهشكده رويان، سال 1386).
« ... دايره جهاد شما علم و فناورى است، يعنى شما اينجا از شمشير و نيزه و ژ3 نمیخواهيد استفاده كنيد، از مغز و امكانات انديشمندىِ درون انسان و فكر و قلم و چشم و اينها میخواهيد استفاده كنيد. مجموعه، مجموعه علمى است، اما در چه جهتى باشد تا جهاد باشد؟ اين مهم است. نگاه كنيد ببينيد براى كشور شما، براى انقلاب شما، براى اهدافى كه اين انقلاب ترسيم كرده، كدام دشمن عنود در كمين نشسته و شما بايد با آن دشمن عنود مبارزه كنيد؟ كارتان در آن صراط كه شد، ميشود جهاد. بنابراين، اگر دنبال علمى بگرديد كه اين علم، دشمنان آن اهداف را نه فقط ناراضى نمیكند، خرسند هم میكند، اين جهاد نيست. فرض كنيم جهاد دانشگاهى يا فلان مؤسسه مربوط به جهاد دانشگاهى بگويد در سال فلان، صد يا پانصد مقاله از من در «ISI» منتشر شده؛ اين، ملاك نيست. اين مقاله چه بود؟ در چه جهت بود؟ به چه درد شما خورد؟ آن كسانى كه با آرمانهاى شما دشمنند، نسبت به اين مقاله چه موضعى داشتند؟ آيا آنها احساس خطر كردند؟ البته سياسيونشان - اهل علم كه نگاهشان جور ديگرى است - يا نه، احساس خطر نكردند» (همان).
« ... در حركت جهادى، در علم جهادى، در تحقيق جهادى، اين عنصر حتماً شرط است. دشمن هم مقصود آمريكا نيست. حالا ما در مقام صحبت، دشمن واضحمان آمريكا و استكبار جهانى است. نه، دشمنها انواع و اقسامى دارند. يك وقت يك كارتل بزرگ مالى و اقتصادى از اينكه شما بتوانيد مثلاً كارخانه سيمان بسازيد، ناراحت میشود؛ مانعتراشى میكند؛ نمیگذارد، كه الان در گزارشهایى كه در اينجا به من دادند، از جمله همين مسئله بود. دلشان میخواهد يك شوراى حكام هم درست كنند براى ساخت سيمان، كه هر كس حق نداشته باشد كارخانه سيمان بسازد يا توليد سيمان كند. كار جهادى بايد هدفمند، درست متوجه به آرمانها و هوشمندانه و عاقلانه و دشمنشكن باشد. يعنى به همان معنایى كه ما مبارزه را در اصطلاح معمولى بهكار میبريم: «دارم مبارزه میكنم؛ اين يك مبارزه است.» اين، يك تعبير مصطلح است. در جهاد، اين معنا هست. اين، تعريف بخش جهاد ... و اما دانشگاهى؛ دانشگاهى يعنى سطح اين فعاليت و تحرك، يك سطح راقى است؛ متناسب با دانشجو و استاد و ذهن فعال علمى است. در همه كارها همين بايد رعايت شود ... جهاد دانشگاهى بايد حرفِ گزين، حرفِ برتر را به ميدان بياورد. از باب مثال، شما فعاليت قرآنى داريد. فعاليت قرآنى را خيلیها دارند؛ همهاش هم خوب است – میدانيد من جزء كسانى هستم كه نسبت به فعاليتهاى قرآنى دنبالگيرى و احساس مسئوليت ويژه دارم؛ از قبل از انقلاب، الان هم همينجور است. يعنى اگر در يك مسجدى دَه نفر جوان هم جمع شوند تلاوت قرآن كنند، از نظر من مطلوب است؛ اين را دوست میدارم - لكن شما اگر فعاليت قرآنى میخواهيد بكنيد، بايد فعاليت قرآنى شما با فعاليت قرآنىِ غير دانشگاهى فرق داشته باشد. لذا اگر شما هم فرض كنيد بخواهيد همان لحن و نوا و شيوهى فلان قارى و تجويد و صداى خوش و... را مثل بقيه تكرار كنيد، البته خيلى خوب است؛ اما فعاليت جهاد دانشگاهى در قرآن، اين نيست؛ يك چيزى فراتر از اين است. ببينيد باب فهم دانشگاهى در مواجهه با قرآن چيست. برويد سراغ فهميدن قرآن. قرآنخوانِ شما جورى باشد كه وقتى قرآن میخواند، جلسهاى كه مستمع قرآن اوست، مفاهيم قرآن را با دل خود لمس كند؛ حس كند؛ و جلسه قرآنخوانى شما، جلسه مفاهيم قرآن هم باشد. اينها ابتكار لازم دارد؛ بابِ شماست» (همان).
« ... بنابراين، جهاد دانشگاهى اين امكانات و اين وسائل را دارد و بنده به جهاد دانشگاهى اعتقاد راسخ دارم. كارهاى بزرگى كردهاند؛ كارهاى خوبى كرديد ... از اول تا حالا كه ما جهاد دانشگاهى را شناختيم، بر اساس دين و تقوا بود. بر اساس دين و تقوا نگهش داريد ... نگذاريد نهاد جهاد دانشگاهى، تبديل شود به يك هويت ديگر به يك هويت غير دينى، غير انقلابى» (همان).