گروه جهاد و حماسه: توكل و توسل به ائمه اطهار(ع) نمود بارزی در زندگی افراد دارد كه شايد مصداق بارز آن را بيشتر بتوان در رؤياهای صادقهای مشاهده كرد كه بندگان خوب خدا میبينند. روايت درمان مجروحيت سر شهيد احمد كاظمی نيز از اين جمله است.
حاج احمد كاظمی در عمليات بيتالمقدس به طرز بدی مجروح شده و تركش به سرش خورده بود. با اصرار او را به اورژانس برديم. میگفت: «كسی نفهمه من زخمی شدم، همين جا مداوايم كنين.»
دكتر آمد و گفت: «زخمش عميقه، بايد بخيه بزنم.» بستریاش كردند. آنقدر خونريزی او شديد بود كه از هوش رفت.
بعد از مدتی كه گذشت، يك دفعه از جا پريد و گفت: «پاشو بريم خط»
قسمش داد و گفتم: «آخه تو كه بيهوش بودی، چه اتفاقی افتاد يكهو از جا پريدی؟» گفت: «بهت میگم، به شرطی كه تا زندهام به كسی چيزی نگی.» بعد برايم تعريف كرد كه «وقتی بيهوش بودم، ديدم حضرت زهرا(س) وارد شدند. به من فرمودند: چيه؟ چرا خوابيدی؟ عرض كردم: سرم مجروح شده، نمیتونم ادامه بدم. حضرت دستی به سرم كشيدند و فرمودند: بلند شو، چيزی نيست. بلند شو برو به كارهايت برس.»
راوی: خانزاد